| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
براي بيان نظر صاحبنظران و فعالان فرهنگي، سياسي و اجتماعي ايراني
ما خواهان
آغاز گفتگوهاى رسمى و مستقيم
ميان دولتهاى ايران و ايالات متحده امريكا
هستيم
١ ـ مواضعي كه در اين بيانيه آمده
است نقطه نظرهاي كساني است كه از خواست احراز شده اكثريت بزرگ مردم ايران براي رفع
تشنج و خصومت و استقرار مجدد روابط ديپلماتيك ميان ايران و ايالات متحده امريكا
حمايت كرده و آن را به سود مصالح عاليه هر دو كشور ارزيابي مي كنند. اين ديدگاه ها
مغاير نظر بسياري محافل قدرتمند در ايران ، در ايالات متحده امريكا، در اسرائيل و
در برخي كشورهاي ديگر است كه سود خود را ادامه خصومت ميان دو كشور مي يابند. امضا
كنندگان اين بيانيه به گرايشها وخاستگاههاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي گونه گون تعلق
دارند و اشتراك نظر آنان پيرامون موضوعات مندرج در اين بيانيه دال بر اشتراك نظر در
ديگر مسايل سياسي داخلي يا خارجي مربوط به ايران يا امريكا نيست.
٢ ـ ما اذعان داريم كه مشكلات و
موانع احياي مناسبات عادي ميان دو كشور محدود به مخالفت و مانع تراشي هاي محافل خاص
نيست. زخم هاي به جا مانده از تاريخ ، بر حافظه ميليون ها شهروند در هر دو كشور
سايه انداخته و در هر دو كشور عليه اعتماد متقابل ، عليه باور به حسن نيت طرف ديگر
و عليه توليد اراده سياسي براي احياي رابطه تاثير ميكند.
تصويري كه در ذهن ايرانيان از
٢٨ مرداد ٣٢ تا ٢٥ سال بعد از آن حك شد و نيز رفتار زمامداران ايالات متحده در
دوران جنگ ايران و عراق از يك سو و خاطره تلخ گروگان گيري ، شعارها و رفتار هاي
حاكم بر ايران كه نفرت از امريكا و ماهيت آن كشور را در دو دهه اخير دنبال كرده است
از سوي ديگر، در هر دو كشور نيروي ماندي بس سنگين توليد كرده كه غلبه بر اثرات
بازدارنده آن تلاشي پيگير و بي وقفه را در هر دو سو طلب ميكند.
٣ ـ گرچه در نگاه تجريدي مزاياي
مناسبات مودت آميز و همكاري ميان دو كشور آشكارتر از آنست كه مورد ترديد قرار گيرد،
ولي نظر به گستردگي مخالفان اين مناسبات و نظر به پيشينه تاريخي ، ارزيابي ما اين
نيست كه رونداحياي اعتمادها و بسط مناسبات روندي سهل است. با اين حال بازنگري سير
رويدادها نشان مي دهد كه در راه آغاز مذاكره مستقيم و رسمي هيچ مانع عمده وجود
ندارد. اين مذاكرات دست كم از يك دهه پيش مي توانست و مي بايست آغاز ميشد. اگر چنين
بود تا كنون مشكلات و موانع معيني از پيش برداشته شده بود.
انتظار به حق مردم ايران اين بود كه
پس از ٢ خرداد، ٧٦ به ابتكار رئيس جمهور منتخب ، در مسير گفتگوي ثمر بخش ميان دو
كشور گام هاي قاطع برداشته شود. ولي از آن زمان تا كنون فرصت هاي خوب و مهم بسيار
از دست رفته است. حس ما و تلقي عمومي اين است كه مخالفت رهبر جمهوري اسلامي ايران
مانع اصلي بوده و سكوت و مداراي رئيس جمهور خاتمي نيز مانع شكن نشده
است.
٤ ـ تلاش يك بخش از حاكميت جمهوري
اسلامي ايران در مخالفت با آغاز مذاكره و عادي سازي رابطه با امريكا با مصالح و
منافع ملي ايران همساز نيست. اين مخالفت از يك سو بر مصالح و منافع نهادهاي غير
انتخابي در رقابت با نهادهاي انتخابي و از سوي ديگر بر مصالح و منافع دستگاه رهبري
جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور استوار است.
مخالفت رهبري جمهوري اسلامي ايران با
شروع مذاكرات با ايالات متحده امريكا باستناد رفتار دولت هاي امريكايي با ايران در
طول تاريخ و يا به استناد حدت اختلاف نظرها، از جمله در قبال مساله فلسطين ،
پذيرفتني نيست. گفتگو و مناسبات ديپلماتيك مجاري مفيد و موثر طرح دعاوي و نيز تاثير
گذاري هاي متقابلند. تا وقتي كشورها موجودند تلاش آنها براي پيشبرد منافع و مواضع
خود نيز وجود خواهد داشت. هرگاه مجاري گفتگوي مستقيم بسته باشد از گفتگوي به واسطه
و حتي از ديپلماسي كثيف و پنهان استفاده خواهد شد (نمونه ايرانگيت). چنانكه در
سالهاي قطع روابط ديپلماتيك دو طرف چنين كرده اند.
به برداشت ما مخالفت رهبري جمهوري
اسلامي ايران با آغاز مذاكرات مستقيم و مناسبات ديپلماتيك با ايالات متحده به
ملاحظه موضع و توقع اسلامگرايان افراطي در ساير كشورها و مهم تر از آن ، به دليل
پيوند وي با نيروهايي است كه درمانده كردن نهادهاي انتخابي ، فلج كردن اركان
جمهوريت ، به بهاي لطمه زدن به منافع كشور، را هدف قرار داده اند. ما متاسفيم از
اينكه منافع و مصالح كشور توسط مصالح و منافع فرقه اي و جناحي به گروگان گرفته شده
است.
٥ ـ دولت آقاي خاتمي در ابتداي كار
كوشيد چهره تازه اي از سياست ايران در عرصه بين المللي عرضه كند. مهم تر از آن ،
مشاركت شورانگيز و بسيار گسترده مردم در انتخابات به وي وسعيا كمك كرد در عرصه بين
المللي ، نه به مثابه گزيده حكام مستبد، بلكه به عنوان برگزيده مردم و سخنگوي ايران
برآمد كند و اين پر قدرت ترين پشتوانه عمل او در گفتگو با كشورهاي ديگر، منجلمه
ايالات متحده امريكا، مي توانست باشد. اكنون با گذشت بيش از پنج سال از آغاز جنبش
اصلاح طلبانه نوين ايران ، داده هاي اوليه براي نقد عمل رهبران اين جنبش و دولت
خاتمي در بسياري عرصه ها، منجمله رابطه با امريكا، گرد آمده است. نقد ما بر عمل
دولت خاتمي بر اين مبنا نيست كه وي منافع جناحي و فرقه اي را در عرصه روابط ايران و
امريكا بر منافع و مصالح كشور ارجح قرار داده است. نقد ما متوجه آنست
كه
- اولا: در طول اين پنج سال از سوي
اصلاح طلبان و قبل از همه آقاي رئيس جمهور از اصل و ضرورت مذاكره مستقيم با امريكا
و نيز از ضرورت برقراري مجدد روابط ديپلماتيك و آمادگي براي اجراي آن ج مشروط به
شروط معين - با صراحت و قاطعيت دفاع نشده است.
- ثانيا: زماني كه در دوساله آخر
دولت رئيس جمهور سابق ايالات متحده ، بيل كلينتون ، فرصت هاي معين براي ايجاد
تغييرات در فضاي مناسبات دو كشور فراهم آمد، از طرف اصلاح طلبان در حكومت ايران
واكنش متناسب عرضه نشد. (مثلا انتظار ميهن دوستان ايراني بود كه موضع دولت ايران در
قبال كنفرانس صلح ١٩٩٩ فلسطين و اسرائيل چنان مي بود كه دو سال بعد در كنفرانس بن
براي صلح افغانستان بود.) متاسفانه اصلاح طلبان حكومتي در آن زمان براي متمايز كردن
موضع خود از مواضع مخرب محافظه كاران تصميم نگرفتند و فرصت هاي خوب براي پيشبرد
روند صلح در خاورميانه و يك امكان توليد حس اعتماد و همكاري به سود صلح ميان ايران
و ايالات متحده ، در سكوت سرد آنان ، از دست رفت.
٦ ـ بخشي ازمخالفت با بازگشايي روابط
ميان دو كشور جنبه غير حكومتي دارد. در ميان مخالفان جمهوري اسلامي ايران عده اي بر
اين اعتقادند كه ايالات متحده امريكا كشوري ماهيتا جهانخوار، ظالم و زورگوست. اين
طرز فكر هر اقدام احتمالي حكومت ايران براي رفع تنش ، مذاكره وهمكاري بين دو كشور
را خيانت به آرمان ها و سازش با جهان خواران مي فهمد. گروه ديگري ، كه در صدد
سرنگون كردن جمهوري اسلامي هستند، عموما تشديد خصومت ميان دو كشور را از اين نظر به
سود مي پندارند كه تصور مي كنند اين رويارويي راه سرنگوني نظام حاكم و رسيدن آنان
به قدرت را هموار مي كند. افراطيون در اين گروه دولت امريكا را به تداوم محاصره
اقتصادي ، تحريم نفتي و حتي به حمله نظامي به ايران ترغيب مي كنند. گرچه وجود و
تاثير اين نوع گرايشهاي افراطي چپ و راست در ميان ايرانيان غيرقابل انكار است اما
مانع عمده عدم شروع مذاكرات و احياي مناسبات ديپلماتيك با ايالات متحده ، تا آنجا
كه به طرف ايراني بازميگردد، به عملكرد اين گرايشها مربوط نيست. مخالفت ها در راس
حاكميت جمهوري اسلامي ايران مانع عمده است.
٧ ـ ايران ايالات متحده را به مداخله
در امور داخلي كشور متهم مي كند. اين اتهام تا آنجا كه به سالهاي قبل انقلاب باز
ميگردد مستند است. اما نمي توان اظهار نظر در باره ماهيت حكومتها و نيز شرايط سياسي
ناشي از آن را مداخله در امور داخلي ديگران ناميد. مسئولان جمهوري اسلامي ايران نيز
هيچگاه ابراز نظر خود در اين زمينه ها را هرگز مداخله در امور داخلي ديگر كشورها
تلقي نكرده اند. مداخله زماني است كه با تهديد به اعمال زور و نقض قوانين بين
المللي همراه باشد.
در زمينه مسايل حقوق بشر و آزادي هاي
اساسي مردم ايران ما مدافع اظهار نظر و سوال مسئولين همه كشورها از سران هركشوري
هستيم. هيچ دولتي را در اين مورد استثنا نمي كنيم. اما اذعان داريم كه همه دولتها،
از جمله دولت ايران ، از اين گونه پرسش ها و اظهارنظرها ناراضي و معذب اند. دولتهاي
پرسشگر نيز، چنانچه راي دهندگان مراقب و مصر نباشند، به طرح اين پرسشها و
اظهارنظرها في نفسه راغب نيستند. اينكه برخي دولت ها گاه از طرح موضوع حقوق بشر
مطامع سياسي و اقتصادي دارند مورد انكار نيست. اما متاسفانه رايج تر اين است كه
دولت ها از طريق مسكوت گذاشتن حقوق بشر ، از طريق باج دادن به حكومت هاي مستبد، به
خواست هاي خود دست يابند. از نظر ما مسئولين جمهوري اسلامي ايران البته مجازند از
برخي مواضع و نقطه نظرهاي اعلام شده از سوي دولت هاي غربي ، به شمول امريكا، از
جمله از برخي مفاد بيانيه مورخ ١٢ جولاي ٢٠٠٢ رئيس جمهور امريكا، ناخشنود باشند اما
مجاز نيستند اظهار نظرهايي از اين دست را مداخله در امور داخلي ايران تلقي
كنند.
از اين روي ما امضا كنندگان هر نوع
تمكين دولت امريكا يا ساير دول را به خواست راس حاكميت جمهوري اسلامي مبني بر سكوت
در مورد وضعيت ناهنجار حقوق بشر در ايران را عدول از تعهدات اين دولت ها در قبال
راي دهندگان و در قبال منشور ملل متحد تلقي مي كنيم.
از نگاه ما آغاز گفتگو بايد از جمله
به مثابه گشايش مجراي تازه نظارت بر حقوق بشر تلقي شده و گسترش مناسبات نيز با
پيشرفت در عرصه رعايت حقوق بشر همخوان گردد.
٨ ـ ما به زبان و مفاهيمي كه توسط
رهبر جهموري اسلامي ايران در قبال ايالات متحده و رهبري آن كشور به كار گرفته ميشود
معترضيم و آن را توهين به مردم ايران و ضد سنن نيك و درخشان فرهنگي و ادبي ايرانيان
مي شناسيم. ايشان مجاز نيست از زبان كشور براي كشور ديگر آرزوي مرگ كند و يا رئيس
جمهور ايران را مامور كند كه "توي دهان رئيس جمهور امريكا بزند". ما هرگونه مشاركت
و يا تائيد مقامات حكومتي ايران از آتش زدن پرچم امريكا، يا شعار "مرگ بر امريكا"،
و يا "شيطان بزرگ" ناميدن اين كشور و يا هر گونه رفتار و عملي كه توهين به كشورهاي
ديگر تلقي شود، را نه تنها خلاف اخلاق و شئون و معارف شناخته شده جهان معاصر مي
دانيم بلكه آنها را تلاشي خشن در جهت تحقير مردم ايران و ضربه اي سنگين به منافع ،
مقام و موقعيت كشورمان تلقي مي كنيم.
٩ ـ محافلي در حاكميت ايران تنها راه
خنثي كردن تهديدات نظامي از سوي امريكا را تقويت آمادگي هاي نظامي مي دانند. اينكه
در ايالات متحده نقشه نظامي گران و نيز دولت فعلي اسرائيل تشديد تشنج و ميليتاريزه
كردن اوضاع در منطقه است امري آشكار است. اما با توجه به قدرت مخالفان اين نقشه در
كل نظام تصميم گيري در امريكا - و نيز با توجه به تاثير اروپا، ژاپن و روسيه - از
نظر ما خنثي كردن آن ، حداقل در رابطه با كشور ما، به هيچ وجه ناممكن نيست. از اين
روي مواضع و حركات سران سپاه پاسداران و محافل دست راستي افراطي حامي آنان بايد
كاملا خطرناك تلقي شود. اين حركات در عمل با نقشه نظامي گران در امريكا و اسرائيل
موزون است. خطر اين جاست كه آنها نفع خود را در توليد تشنج با امريكا يافته اند.
دهشتناك اين است كه آنها، كه مي بينند رانده شدنشان از قدرت محتوم است ، از آتش زدن
كشور ابا نكنند.
١٠ ـ موانع استقرار مناسبات
دبپلماتيك ميان ايران و امريكا به جمهوري اسلامي ايران محدود نيست. در ايالات متحده
نيز موانع معين وجود دارد. مهمترين مانع ، به خصوص از بعد از ١١ سپتامبر، به تشديد
تهاجمات نظامي گران و در نتيجه توليد نوسان در سياست خارجي امريكا، به ويژه در
خاورميانه ، مربوط مي شود. اين نوسانات تابع مطلق تغييرات در مواضع ايران نيست.
شواهد نشان مي دهد كه اين تغييرات عمدتا ناشي از نوسان در ميزان قدرت و فشار گروه
هاي مختلف المنافع در دستگاه حاكمه امريكاست. حاكميت در امريكا نيز در وضع فعلي ،
همچون در ايران ، عرصه كشاكش نيروهاي سياسي داراي منافع متضاد است. تا زماني كه يك
سمت گيري روشن و پايدار، كه خواهان بهبود مناسبات دو كشور است ، در كشور ديگر غلبه
نكرده است عملا طرف مقابل نمي توانند به صحت و ثمر بخشي تلاش هاي خود اطمينان
كنند.
ضعف يا فقدان اراده واحد در هر دو
كشور براي بازگشايي روابط ما را به اين نتيجه ميرساند كه نه فقط اشتراك مساعي و عمل
همآهنگ طيف وسيع نيروهاي طرفدار بهبود روابط در هر كشور امري ضرور و مدد رسان است
بلكه راهي بهتر از اين براي تامين منافع ملي طرفين فعلا متصور نيست. از اين روي ما
ج برخلاف نظر آقاي خاتمي كه برخي تمايلات موجود در ايالات متحده دال بر همكاري با
اصلاح طلبان ايران و مخالفت آنان با مخالفان اصلاحات را نوعي "مداخله در امور داخلي
ايران " مي فهمند ج معتقديم كه راه معقول و موثر بازگشايي متاسبات عادي ميان دو
كشور جز اين نيست كه نيروهاي طرفدار اين تحول براي تقويت مواضع نيروهاي همفكر در
كشور ديگر تلاش كنند.
١١ ـ مطابق سياست اساسي دولت امريكا،
كه از سوي آقاي بوش در ژانويه ٢٠٠٢ اعلام شد، كشور ما، همراه با دو كشور، ديگر جزئي
از "محور اهريمني " كه "خطري سنگين و روبه رشد" براي امنيت امريكا ايجاد مي كند،
خوانده شد. او آشكارا كشور ما را به حمله موشكي تهديد كرد. اما بر اثر فشار موثر
نيروهاي مخالف تشديد نظامي گري در اروپا و امريكا خوشبختانه اخيرا، آنطور كه در
بيانيه ١٢ ژوئيه آقاي بوش آمده ، اين سياست به چيز ديگر، به "حمايت از مردم ايران "
براي دست يابي به آزادي و دموكراسي تعبير يا تغيير يافته است.
امضا كنندگان اين بيانيه تغيير در
لحن و مضمون مواضع رئيس جمهور امريكا را حاصل پيشرفت مواضع نيروهايي مي شناسند كه
در ايالات متحده و ايران ، خواهان رفع تشنج و عادي سازي مناسبات بين دو كشورند.
هنوز داده هاي كافي وجود ندارد كه بتوان اميدوار بود كه اين تغيير به يك سمت گيري
با ثبات فراروئيده است. ما نگرانيم كه سياست مبتني بر "محور شرارت " بر اثز فشار
نظامي گران و دولت اسرائيل براي هميشه ترك نشده باشد. مشاهده مواضع و روش نظامي
گرانه ، غيرمنصفانه و يا نخوت بار در بسياري از مسايل مهم منطقه اي و عموم بشري
موجب اصلي باز توليد اين نگراني است. تلاش ما مدافعان بهبود مناسبات دو كشور اين
است كه هر طرف به راي و انتخاب مردم كشور ديگر احترام بگذارد.
١٢ ـ نظريه اي معتقد است راه خنثي
كردن تهديد محافل نظامي گرا در امريكا توليد يك وحدت ضد امريكايي در داخل كشور و
نيز تلاش براي اتحاد نيروهاي ضد امريكايي در منطقه و جهان است. اين نظريه بر تشديد
بدگماني نسبت به كشور امريكا متكي است. اين نظريه نمي تواند روي قدرت نيروهاي مخالف
نظامي گري در امريكا حساب كند، يا از توان آن نيروها يك ارزيابي واقع بينانه داشته
باشد. بنيان اين نظريه بر تشديد غيرقابل اجتناب خصومت ، بر نفي اهداف و منافع مشترك
، و بر انكار امكان همكاري و سود متقابل استوار است. اين نظريه ايست تماميت گرا كه
تهديدهاي محافل نظامي گرا در امريكا را وسيله سركوب هر نوع دگر انديشي در ايران
قرار مي دهد.
ما امضا كنندگان اين بيانيه ،
همآنگونه كه در منشور ملل متحد آمده است ، معتقديم رفاه و سعادت ملل نه در تشديد
خصومت و رويارويي كه در صلح و همكاري هاي متقابلا سودمند نهفته است. به طور مشخص
زمينه هاي همكاري و اشتراك مساعي ايران و ايالات متحده امريكا فراوان و تشويق كننده
است. مسايل مربوط به بهره گيري از منابع انرژي در حوزه درياي خزر، آسياي ميانه و
خليچ فارس ، مساله كنترل مواد مخدر و مهاجرت ، دسترسي سهل تر به بازارهاي داخلي
يكديگر، و از همه عاجلتر مسايل مربوط به صلح و امنيت در منطقه خاورميانه عمده ترين
زمينه هايي است كه نياز دو كشور به گفتگوي مستقيم ، از سر گيري روابط و همكاري
متقابل را توليد مي كند.
١٣ ـ ايران و ايالات متحده هر دو
شرايطي را براي عادي سازي روابط اعلام كرده اند. اين شرايط با توجه به فضاي سياسي
في مابين گهگاه شدت و حدت يافته و يا تعديل گرديده است.
به باور ما با عنايت به گذشت زمان مي
توان گفت كه برخي موانع تاكنوني براي از سرگيري روابط ديپلماتيك مرتفع شده و هيچ
مانع غير قابل رفعي نيز در اين زمينه متصور نيست.
از نظر ما امضا كنندگان اين بيانيه
شرايط و انتظارات طرفين هرچه باشد آن شروط نمي توانند مانعي براي آغاز گفتگوهاي
رسمي ميان دو كشور باشند. طرف امريكا مدتهاست كه آمادگي خود را براي گفتگوي مستقيم
و رسمي با ايران اعلام كرده است. ما از دولت جمهوري اسلامي ايران ميخواهيم مذاكرات
غير مستقيم ، غيررسمي ، جناحي و يا نظارت ناپذير را به مذاكره مستقيم ، رسمي و شفاف
تبديل كند. نظرسنجي ها مكررا نشان داده اند اكثريت قاطع مردم كشور ما خواهان پايان
دادن به وضع موجود و عادي سازي مناسبات دو كشورند. آرزو و تلاش ما اين است كه اين
راي و خواسته برحق و صلح خواهانه قبل از آنكه طعمه آتش نفرت افروزان در هر دو كشور
شود به بر نشيند. ما به قدرت راي و انتخاب مردم كشور خويش بيش از هر زمان ديگر
اطمينان مي كنيم.
١٤ ـ آنچه در اين بيانيه آمده است
مسلم است كه ديدن حقيقت از چشم امضا كنندگان آنست. ما به هيچ وجه دفاع از آرمانهاي
مشترك ايرانيان براي صلح ، رفاه و سعادت را منحصر به رعايت آنچه كه در اين بيانيه
آمده تلقي نمي كنيم. بيشك گرايش هاي ديگر ممكن است صحنه و راه حل ها را به گونه اي
ديگر ببينند. از اين روي ما از همه صاحب نظران و علاقه مندان به سرنوشت كشور كه
نگران حوادثند طلب مي كنيم كه ، چنانچه با آغاز بي قيد و شرط گفتگو ميان دولت هاي
ايران و امريكا موافق نيستند و يا شروط و وضعيتي معين را براي آن ضروري ميشمارند،
به هر طريق كه ميسر است با مدافعان نقطه نظرهاي مندرج در اين بيانيه به گفتگو
برخيزند. اطمينان داريم كه خير و مصلحت كشوراز ميان چالش هايي شكل مي گيرد كه اين
گفتگوها رقم ميرنند.
با اميد به ثمر بخشي گفتگو در كوتاه
كردن سايه بيم دولت ها از يكديگر.
مرداد ماه ١٣٨١ اوت ٢٠٠٢
امضاها:
دكتر منصور فرهنگ ـ دكتر عليرضا
نوريزاده ـ فرخ نگهدار ـ مهدي خانبابا تهراني ـ بابك امير خسروي ـ بيژن حكمت ـ
دكتر كاظم علمداري ـ مهندس حسن شريعتمداري ـ مصطفي مدني ـ محسن حيدريان ـ حسين علوي
ـ دكتر اكبر مهدي ـ دكتر نيره توحيدي ـ دكتر سعيد پيوندي ـ دكتر مهرداد مشايخي ـ
دكتر محمد برقعي ـ دكتر حميد زنگنه ـ مليحه محمدي ـ غفور ميرزايي ـ دكتر مهران
براتي ـ جمشيد طاهريپور ـ مهدي فتاپور ـ بهرام محيي ـ جهانگير ايزدي ـ بهروز خليق
ـ كريم شامبياتي ـ منوچهر مختاري ـ رحيم شامبياتى ـ علي پورنقوى ـ دكتر اميرحسين
گنجبخش ـ بيژن افتخاري ـ كمال ارس ـ علي شاكري ـ عباس شيرازي ـ محمد ارسي ـ عفت
ماهباز ـ داوود نوائيان ـ حسين زاهدي ـ رضا چرندآبي ـ سارا رنجبر ـ سعيد شروينى ـ
علياكبر قنبرى ـ كوروش جعفرپور ـ محمدحسن صفورا ـ غلامرضا جمشيدنژاد ـ دكتر محمد
نواب ـ رضا گوهرزاد ـ رضا افرازي ـ علي ليمونادي ـ كيومرث كاووسي ـ اشكبوس طالبي ـ
بابك لواساني ـ ر. هيوا ـ سيامك سلطاني ـ كيوان اسكي ـ حميد فرخنده ـ فرهاد روحي ـ
زيبا عابديپور ـ مسعود شبافروز ـ محسن درزي ـ مجيد زماني ـ احمد افتخاري معصومي ـ
حميدرضا اصغري ـ كاميار هوبخت ـ رامين صفيزاده ـ دكتر امير معتمدي ـ رضا متقي ـ
محمدتقي فياضي ـ محمد پورداوودي ـ علياكبر اميد مهر ـ دانيل بهروز ـ رسول عباسي ـ
سهيل خاتمينژاد ـ مرتضي نگاهي ـ دكتر محمد شكاري يزدي ـ احمد نوري ـ عليرضا
اسكندري ـ مرتضي صادقي ـ اسفنديار طبري ـ داوود مقدوري ـ داريوش احمدي ـ دكتر رضا
جوشني ـ حميدرضا ظريفينيا ـ سياوش ساماني ـ محمد سرو ـ رضا مولايي ـ جهانگير هاشمي
ـ وهاب انصاري ـ بهمن آزادگان ـ بهمن آراستهجو ـ سيروس ”قاسم” سيف ـ يوخنا سارقزي
ـ دكتر منوچهر حيدري ـ مسعود اميد ـ مهرداد مقصودي ـ جعفر نيكپويان ـ مهندس نادر
اكبرپور ـ شهرام حسنزاده ـ محمد كرمي ـ بهروز آذر ـ سعيد محمودي ـ هوشنگ بيات ـ
محبوبه رضوي ـ سام حجتي ـ نويد اميرمعز ـ شهرام تهراني - امير پاسباني ـ
فريبا قيرزايي ـ عليرضا خاصومي ـ فرهاد فريور ـ ساعد سليماني ـ فريد بزرگ ـ علي
محمدي مهابادي ـ بهرام نظري ـ آرمان رحماني ـ امير فرخزادي ـ بهداد زند ـ اصغر عبدي
ـ رامين محمودي ـ شهبال آريامنش ـ رضا راستي ـ اشكان منجمي ـ امير طبري ـ اصغر
خندان ـ بهروز حمزه ـ علي فرهمندراد ـدكتر محمدعلي مهرآسا ـ بهجت مهرآسا ـ رامين
پرنديان ـ محمدامين عليپور ـ نصرالله حدادوند ـ مناف اماري ـ محمد عارفنيا ـ
عيسي حجيزاده ـ عباس ملكي ـ امير حسين خنجي ـ جعفر بهكيش ـ حسن صحافي ـ بهروز
حسينزاده ـ صبا كيان ـ سينا شكارچي ـ هوشنگ گلابدژ ـ ابوالقاسم تهراني ـ محمد
محمود آبادي ـ سيما هاشميفر - مجيد يكان - رامين نفوذي ـ بيژن مهر ـ نادر
وليزاده ـ بهرام عباسي ـ جواد فتحالهي ـ محسن رحمانيان ـ
علياكبر راستگو ـ مهدي خرم ـ سعدوني ـ ساتراپ
كرماني ـ بهرام عباسي ـ فاطمه جريري ـ محمود سعادتي ـ پرويز
رمضانپور ـ دكتر جمشيد خونجوش ـ سعيد درهمي ـ فيروزه
فولادي ـ هرمز اويسي ـ منوچهر فاضل ـ سعيد سالاريآريا ـ كامران
اميري ـ دكتر مسعود كريمنيا ـ دكتر بيژن حميدي ـ منوچهر ميرزايي ـ داويد
گرين (اهل كانادا) ـ تقي كيمايي اسدي ـ مجيد ميرمنتهايي ـ كبري قاسمي ـ رضا مجلسي ـ
محمود كرد ـ مهراب ارباب ـ مژگان ماشيني ـ هومن فخيمي ـ علي بكايي ـ كوروش نيرمي ـ
ايرج اميري ـ ميرعسكر عظيمزاده ـ صمد دژبان ـ احمد شاكري ـ خليل مهاجر ـ امير
اعتدالي ـحسين همايونفر ـ بيژن پيرزاده ـ هومن رستمي ـ آرش رستمي ـ غلامجسين
ميزاني ـ عباس ربيعي ـ اردلان پيروزي ـ شهره نوي ـ پيمان صاحبجمعي ـ كسري سلطاني
ـحميدرضا اقبال ـ حميد احمدزاده ـ دكتر ا. عليار ـ رضا خردمندي ـ حسين كوشا ـ
محمود حمزه لويي ـ بهرام حسينزاده ـ هوشنگ امين ـ حسين انورحقيقي ـ امير راجي ـ
امير دادرس ـ حميد زوارهاي ـ محمد جهانگيري ـ صبا صادقي ـ بابك سهيلي ـ بيژن روشني
ـ بابك مهراني ـ ابي ناظمي ـ سيدعلي حسيني ـ ح. آشنا ـ دكتر جمشيد اسدي ـ رضا ساكي
ـ كوروش خانهاي ـ محمد اقتداري ـ دكتر الكس سازگار ـ مصطفي كاظمپور ـ مهندس
شهاب خوشخو ـ عبدالرضا شادابي ـ نادر جعفري ـ كامبيز دانش ـ امير ممبيني ـ علياصغر
اسكندري ـ حسن شهبازي ـ سعيد رحماني ـ دانيل پورخصالي ـ منصور معدل ـ جواد فخرزاده
ـ دكتر داوود نبي رهني ـ افشين دامغاني ـ كتايون پارسا ـ باقر هرند ـ رضا شيرازي
ـ علي نادري ـ مهدي نكويي ـ مسعو د نيكخواه ـ حسن جعفري ـ حميد چلنگري ـ
غلامحسين اميني ـ مزدك ليماكشي ـ مريم صدر ـ خسرو ارجمندي ـ يلدا مرادي ـ مسعود صدر
ـ مهرداد پورخصالي ـ مسعود نشاط ـ لينه نشاط ـ محمد صادق صدر ـ م. صادقي ـ دكتر
مهدي امينه ـ فرهاد فرجاد ـ ايمان سالاريان ـ رضا ترابي ـ رضا مهاجر ـ پريوش
دشمنزياري ـ پرديس پرهوده ـ آذين پرهوده ـ فريبا مجد ـ امالبنين فلاح ـ خشايار
رمزي ـ مصطفي مهديزاده ـ حميد صالحي ـ دكتر رضا مجلسي ـ دكتر كوروش پارسا ـ غزال
فرهنگ ـ محسن فرهنگ ـ فرزاد خليلي ـ دكتر نهضت فرنودي ـ عبدالله عليوالي ـ
خالد فلاحيان ـ محمد يوسفزاده ـ نوبر يوسفزاده ـ مجيد يكان ـ مرتضي انوري ـ مسعود
زماني ـ تهمورث يوسفي ـ افشين محسني ـ حميدرضا اسدي ـ شهرام محبت ـ دكتر هوشنگ
اميراحمدي ـ حسين نوشآذر ـ دكتر حسن رضايي ـ سورنا زروان ـ مهندس سعيد كروكي ـ
مسعود بابايي ـ دكتر عليرضا گلستان ـ پويا حقيقتجو ـ سيروس ثريا ـ قاسم نكوكار ـ
هومن بيگ ـ سيدمحمد فاطمي ـ ثريا فاطمي ـ فريبا توكلي ـ فتانه كيان ارثي ـ سرهنگ
هوشنگ محمودي ـ حسين طوسي ـ فاطمه يوسفزاده ـ سيدكمال حسيني ـ مهدي اميني ـ محمد
شاهرخ ـ حسين گروسي ـ منصور بهداد ـ مهرداد يوسفزاده ـ علي قاسمزاده ـ محمد
يوسفزاده ـ سرهنگ حسين باقىزاده ـ مهندس فرهاد هاشمپور ـ ابراهيم صدر مهترى ـ
الف. مومنى ـ مهدى زمانى ـ امير تقوى ـ امير ممبينى ـ دكتر حسين نورى ـ هانرى
نهرينى ـ مينا نهرينى ـ دكتر كامران تلاطف ـ مينا سامعين ـ امير نظرى ـ فرشته
يوسفپور ـ حميد سبزيكارى ـ پوريا داداشى ـ مهدى مهرنوش ـ منوچر فاضل ـ فريدون
محمدى ـ شهزاد نورالهى ـ خليل شاكرى ـ علي بانكىپور ـ رضا اسمعيلى ـ ماندانا فردى
ـ دكتر على فرهودى ـ فريد سياح ـ هومن شيرازى ـ فرشته يوسفزاده ـ نازلي زبردست ـ
احمد فرهادى ـ امير بنارى بهنميرى ـ مريم
مهاجر ـ مريم صادقى ـ محمدصالح يونسى ـ منوچهر سامانى ـ احسان
سامانى - سامسون كاشفى ـ دكتر صادق صادقفام ـ ليلا تاجپور ـ
بهمن قاضى ـ مراد زبردستى ـ على ساكى ـ محمد هادىپور ـ شهرداد
شاداب ـ بيژن شفيعى ـ عاطفه جعفرى ـ نوشين اورلند ـ آرش مسعوديه ـ مرتضى عبدالهى ـ
حسين زندى ـ هرمز زمانى ـ شاهين شاملى ـ مسعود علوى ـ حسين محمدزاده ـ ويكتوريا
آزاد ـ حجت نارنجى ـ دكتر فريبرز بقايى ـ مهران ميرفخرايى ـ بيژن دادگرى ـ غلام
مرادى ـ محمد سليمانى ـ پوران اصغرى ـ وحيد واحدى ـ عدنان ناصرى ـ دكتر ايرج واحدى
پور ـ فرهاد عبدليان ـ اكبر صفرى ـ اسماعيل زرگريان ـ پروين شطى ـ مهران فاتحى ـ
سيمين احمدى ـ طاهره صفى ـ شهلا درگاهى ـ مسعود ناصرى ـ ساسان اسمعيلى ـ مصطفى
يونسى ـ اسماعيل ابراهيمى ـ دكتر حامد منيرى ـ صديق حسينى ـ شهلا عظيمى ـ
ادامهى امضاها
...
علاقمندان به امضا بيانيهى فوق نام
و نام خانوادگى خودرا بصورت خوانا به آدرس زير ارسال نمايند:
|
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |