| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
بيانيه
گروهی از ميهنپرستان ايران (در داخل كشور)
خطاب سازمانها و شخصيتهای سياسی دموكرات و ترقيخواه ايرانی در خارج از كشور ايجاد و تقويت ارتباط با تودههای مردم نخستين وظيفه نيروهای دموكراتيك است • جنبش اعتراضی ملت ايران بر عليه حاكميت
انحصار در حال اعتلا میباشد، در حالی كه وضعيت ذهنی و عنصر رهبریكننده اين جنبش
بسيار ضعيف و پراكنده است
پنجشنبه ٢٩ خرداد ١٣٨٢
ايجاد و تقويت
ارتباط با تودههای مردم نخستين وظيفه نيروهای دموكراتيك است
هماكنون حساسترين دوران حيات سياسی
ايران آغاز شده است، اصلاحات حكومتی كه خاتمی وعدهی آن را به ملت داده بود، اكنون
ديگر به شعارهايی پوچ بدل شدهاند و رئيسجمهوری ايران تمامی فرصتهای طلايی خود را
كه به بركت حضور بزرگوارنهی ملت ايران پس از دوم خرداد ١٣٧٦ بدست آورده بود، كاملا
از دست داد. چندی است كه اصلاحطلبان حكومتی و در راس آن خاتمی با تداوم حضور خود
در نظام جمهوری اسلامی، نقش ارتجاعی و بازدارندهای در برابر جنبش دموكراتيك و
آزاديخواهانهی مردم ايران ايفا میكنند. بنابراين به صلاح آنان است كه برای امكان
حضور و بقای خود در تركيب تمامی نيروهای دموكراتيك ايران هرچه زودتر به منظور گسترش
جنبش آزاديخواهی از تركيب حاكميت ايران كنارهگيری كنند.
جنبش اعتراضی ملت ايران بر عليه حاكميت انحصار در حال اعتلا میباشد، در حالی كه وضعيت ذهنی و عنصر رهبریكننده اين جنبش بسيار ضعيف و پراكنده است. حركتهای اعتراضی خودبهخودی و بدون سازمان نشان از آن دارد كه عليرغم رشد آگاهی سياسی مردم ايران، فقدان حضور گروهها و سازمانهای دموكراتيك در جهتبخشی اين جنبش بسيار بيشتر از سال ١٣٥٧ احساس میشود. جنبش دانشجويی در ايران در حكم جرقهای قابل احتراق و در خور اعتنا در حال برانگيزاندن جنبش تودهای میباشد اما با كمال تاسف میبينيم كه نيروهای مترقی و چپ در خارج از كشور سردرگريبان خود فرو برده و به جای آنان تلويزيونهای سلطنتطلب لسآنجلس با حضور در خانههای مردم به اصطلاح كار ستادی میكنند. كار به جايی رسيده كه رضا پهلوی – پسر شاه ديكتاتورِ سرنگون شده توسط ملت ايران- در هيات فريدون آزاديبخش - و البته كاريكاتورِ وی - دنكيشوتوار برای خود رسالتی رهايیبخش قايل است. در شرايطی كه فقدان متحدانه تمامی نيروهای مترقی هرچه بيشتر احساس میشود، حضور دلقكانی كه در نقش مجريان تلويزيونهای لسآنجلس با آن برخوردهای مشمئزكنندهشان در نقش رهنموددهندگان ملت ايران ظاهر شدهاند، آب سردی است بر جنبش ضدستم تودههای مردم كه آه از نهاد آزاديخواهان برمیآورد. سازمانهای چپ و دموكرات مقيم خارج از كشور! تمامی شخصيتهای سياسی و آزاديخواهی كه مجبور به جلای وطن شدهايد! ما در اينجا خطابمان به شماست! ما نمیخواهيم بگوييم كه اميدهای جنبش
دموكراتيك ملت ايران در حال برباد رفتن است اما دقيقا احساس میكنيم كه خطراتی جدی
اين جنبش را تهديد به انحراف میكند.
ما عميقا اعتقاد داريم كه شما در همانجايی كه هستيد میتوانيد منشا بركتهای بسياری برای رشد و تعالی جنبش آزاديخواهانه و عدالتجويانهی مردم ايران باشيد. تلويزيونهای لسآنجلس عليرغم سخيف بودن برنامههایشان متاسفانه توانستهاند مخاطبان بسياری در ميان اقشار متوسط مردم ايران پيدا كنند كه اين بسيار خطرناك است. آنان اين باورِ ارتجاعی را دامن میزنند كه سرنگونی رژيم سركوبگر شاه بطور كلی يك حركت اشتباهآميز، زيانآور و واپسگرايانه بوده و با تخطئهی قوانين حركت اجتماعی در ميان مردم، انقلابات اجتماعی را امری بيهوده قلمداد میكنند. صرفنظر از حماقت آنها در نحوهی استدلالشان شانتاژهای آنان در شرايط عدم حضور نيروهای مترقی خالی از اثربخشی نيست. و اين در حالی است كه نومحافظهكاران و هواداران ليبراليسم نو در ايران بشدت تلاش میكنند كه فرهنگ "مبارزه با امپرياليسم" و "آرمانهای سوسياليستی" را باورهايی از مد افتاده و حتی بازدارنده تلقی كرده و به تبليغ بر عليه نيروهای راديكال دموكراتيك و مردمگرا بپردازند. آنان ايالت متحده امريكا را برای ملت ايران نوعی منجی میدانند كه میتواند جامعه ايران را از اين بنبست برهاند و اين باور را حتی در بخشهايی از روشنفكران ايران تسری دادهاند. البته ما در اينجا نمیخواهيم كه درباره ويژگیها و نيات ايالت متحده امريكا به بحث بپردازيم. كه شما خوب میدانيد كه ويژگی امپرياليستی امريكا بيش از هر زمان در اكنون است كه خود را نشان داده است. آنچه كه مهم است اين واقعيت است كه نظام سلطنتی در ايران هنوز برچيده نشده و سايهی قبلهی عالم، پادشاه و يا ولی فقيه همچنان برگرده ملت ايران سنگينی میكند. ملت ايران اين واقعيت را بخوبی میداند كه امپرياليسم آمريكا بزرگترين مدافع رژيم سلطنتی پهلوی بوده و نيز اين واقعيت را هم كمابيش میداند كه تثبيت رهبری خمينی در انقلاب آزاديخواهانه و عدالتجويانه ١٣٥٧ با حمايت همين امپرياليسم امريكا و متحدانش در گوادالوپ و حتی تخصيص هزينههای قابل توجهی برای تبليغات به نفع خمينی و اطرافيانش صورت گرفته است. همانگونه كه اين واقعيت را نيز میداند كه رژيم طالبان نيز دستپروردهی ايالت متحده امريكا بوده است. اما تبليغات گسترده و سازمان يافتهی نومحافظهكاران راست امريكا و هواداران سلطنت میتواند فضای اين آگاهیهای پراكنده را غبارآلود ساخته و آرمانهای آزادی و عدالت را كه در وجود يك جمهوری راستين و مردمگرا متبلور خواهد شد، مخدوش نمايد. و اين در حالی است كه به اعتقاد ما میتوان تا حدود زيادی از اين سردرگمی رهايی يافت. چگونه؟ ١- لزوم ايجاد اتحادی فراگير در يك جبههی متحد از تمامی نيروهای چپ ماركسيست گرفته تا نيروهای ملی و مذهبی اولين مرحلهی اين استراتژی میباشد. اين وحدت تاريخی شامل تمامی نيروهای دموكراتيك داخل و خارج كشور خواهد بود اين جبههی نيرومند میتواند مقدمات لازم را برای برپايی يك انتخابات حقيقتا دموكراتيك در آينده فراهم كند فعالين خارج از كشور میتوانند از همان ابتدای تشكيل جبهه با دول اروپا و آمريكا برای به رسميت شناختن آن در سازمان ملل متحد مذاكرات خود را آغاز نمايند. دوستان گرامی! هواداران آرمانهای آزادی و عدالت مقيم خارج از كشور! اكنون زمان آن رسيده كه به تمامی شعارهای خود جامهی عمل بپوشيم و از دايرهی تنگ خودخواهیها و خودمداریها بيرون آييم. میدانيم كه در عمل بسيار دشوار است تا با اتكا به يك آرمان متعالی مخالفين فكری خود را تحمل كنيم. هرچند كه هيچ عدالتجوی عاقلی در حرف و شعار، وحدت حول آزادی و عدالت را نفی نمیكند، اما آنگاه كه زمان عمل فرا میرسد تمامی عادتهايی كه از خودپرستیهای ما برمیخيزد، كار خود را كرده و البته با شعار دفاع از پرنسيبهای انقلابی تا كنون موجب تفرقه و انشقاق در صفوف ما گرديده است. عملكرد تمامی سازمانهای سياسی چپ خارج از كشور در دو دههی اخير مويد اين واقعيت است كه ذهنیگرايی و خودمحوری در دوستان خارج از كشور به شدت عمل میكند. اگر منصفانه نگاه كنيم میتوانيم در ارتباط با اولی – يعنی ذهنگرايی - تا حدودی به آنان حق دهيم چرا كه عدم وجود يك ارتباط تنگاتنگ عينی با جريان زندگی در داخل كشور به طور طبيعی منجر به ذهنگرايی خواهد شد. بسيار اندك و استثنا هستند كسانی كه با اتكا به هوشمندی و حضور خويش در دام ذهنیگری كه جريان زندگی در مسيرشان قرار داده است، گرفتار نگردند. اما خودمحوری ويژگی عمدهی اغلب روشنفكران ايران بوده است. هدف ما در اينجا توصيههای اخلاقی نيست بلكه ما میخواهيم با توجه به وضعيت حساس داخل كشور بگوييم كه يا عملا در رفتار خود تجديد نظر كرده و با يك عزم جدی و با سرعتی بیساقه جريان وحدت را دنبال كنيم و يا به دنبال كار خود رفته و از اين بازیهای دلخوشكننده و حركت لاكپشتوار بطور كلی دست بكشيم. راه دشواری در پيش روی ماست "جبههی دموكراتيك ايران" میتواند حول كلیترين خواستهای ملت ايران زمينهها را برای برپايی يك انتخابات حقيقتا دموكراتيك و تصويب قانون اساسی "جمهوری دموكراتيك ايران" تا حدود زيادی مساعد نمايد. ٢- مهمترين ابزار تبليغاتی برای حضور واقعیتر در ميان مردم برپايی يك شبكهی تلويزيونی ٢٤ ساعته و نيز تاسيس يك شبكه راديويی در كنار آن میباشد. مقدمترين وظيفهی اين جبهه همين برپايی "صدا و سيمای دموكراتيك ايران" است كه خود میتواند در تحكيم وحدت نيروهای راستين ايران و انسجام نيروها نقش به سزايی ايفا كند. نشريات مترقیای در خارج و گاها در داخل كشور فعاليت داشته و دارند. اين نشريات از جمله: ميهن، آرش، ايران امروز، شهروند، كار، راهكارگر، مردم و… تنها در ميان روشنفكران مخاطب داشته و تودهی مردم امكان و حوصله دسترسی به آنها را ندارند مضاف بر آنكه اين نشريات تنها نظرات گروههای پراكنده خارج از كشور است. اما "صدا و سيمای دموكراتيك ايران" میتواند اكثريت گروههای داخل و خارج كشور را متشكل كند. اين شبكهی تلويزيونی میتواند حقيقتا در قلوب اكثريت ميليونی مردم ايران راه يابد و به آنان اميد بخشد. اين شبكهی تلويزيون میتواند: ١- با استفاده از موهبت برخورداری تيمهای خبرنگاری گستردهای متشكل از دانشجويان و روشنفكران تازهنفس مردمی، به قویترين و بیسابقهترين شبكهی تلويزيونی ايرانی تبديل گردد. ٢- با توجه به حضور تواناترين نويسندگان، شاعران، هنرمندان موسيقی، تاتر و فيلمسازان برجسته در خارج كشور، اين شبكه میتواند به يكی از پربارترين شبكههای تلويزيونی جهان تبديل گردد. اطمينان داريم كه تمامی هنرمندان مقيم خارج از كشور با حداكثر نيرو در آن مشاركت خواهند كرد. ٣- مهمتر از همه اين شبكه میتواند به بهترين شكلی اهداف "جبهه دموكراتيك ايران" را تبليغ نموده و در ارتباط با جنبش رو به گسترش مردم ايران كارِ ستادی كرده و رهبری جنبش را سازمان دهد. دوستان گرامی!
حرفهای زيادی برای گفتن داريم اما بهتر است كه حرفهایمان در جريان عمل و تنها برای سهولت عملكردهايمان زده شود. اكنون را دريابيم و اينچنين به گذشته نچسبيم كه زمان تنگ است. افتخارات گذشتهمان پشيزی ارزش ندارند اگر كه اكنون از زمان حال غافل شويم. اگر كه از وظايف كنونی خود غافل شويم تمامی خاطرات گذشته و بحث پيرامون سالهای سپری شده چون مردابی گنديده ما را در خود خواهد بلعيد و از ما فسيلوارههايی خواهد ساخت كه حتی برای نمايش در موزهها هم چندان جذابيت نداريم. اگر حقيقتا از اكنون غافل نشويم اقدام برپايی "جبهه دموكراتيك ايران" و تاسيس "صدا و سيمای دموكراتيك ايران" تنها از چند سينه سوختهی مقيم خارج از كشور میتواند آغاز گردد. اطمينان داشته باشيد كه بزودی اكثريت ملت ايران را در برخواهد گرفت. با ما باشيد. ما نيز با شما هستيم تهران گروهی از ميهنپرستان ايران |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |