| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
ضرورت توجه ويژه جمهوريخواهان به يک نامه از
داخل!
اين نامه میتواند سرفصل
مهمترين چالش برای جمهورِخواهان باشد!
مليحه محمدی يكشنبه ٢٢ تير
١٣٨٢
در روز پنجشنبه نوزدهم تير (دوازدهم جولای)، مطلبی تحت عنوان "اولين و واپسين گام" نوشته هموطنی از تهران با نام ب يزدی، در سايت ايران امروز انتشار يافت. اين نوشته در واقع نامهای به "اتحاد جمهوريخواهان" بود و من قبل از ورود به مطلب خودم ميخواهم از همه دوستان امضا کننده بيانيه "اتحاد جمهوريخواهان" و فراتر از آن، از همه آنانی که سری در انديشه ايران و دلی درگير دغدغههای آن دارند تقاضا کنم که اين نامه را بر سايت ايران امروز بخوانند. به گمان من صحيح است که اين نامه، مبنای مهمترين چالش سياسی و نظری در ميان اصحاب بيانيه " اتحاد جمهوريخواهان" قرار بگيرد! اين نامه ظاهرأ پرسشی در مورد راهبردهای تشکيلاتی جمهوريخواهان بود، اما گذشته از آنکه ديدگاه معين نظری سياسی نويسنده را به روشنی بيان میکرد، پرسش اساسی نهفته درآن نيزاهميتی داشت که جمهوريخواهان نيز قادر نخواهند بود که جز با تأکيدات صريح بر مبانی ديدگاههای نظری و سياسی خود، پاسخ درخوری به آن بدهند! با فرض بر اينکه برخی از دوستان آن مطلب را نخوانده باشند در شرحی مختصر بگويم که من جان و جانمايه آن نامه را، اين سه نکته ديدم: نخست اينکه اگر حرکت اخير جمهوريخواهی در خارج از مرزهای ايران باقی بماند در واقع هيچ اتفاق قابل بحثی نيا فتاده است! دوم اينکه تشکيل چنين نهادی در داخل کشور جز به شکل علنی و قانونی منشأ تحولی مثبت نخواهد گشت. سوم، و مهمتر از همه! در صورت تحقق اين امکان، ضرايب امنيتی دست اندرکاران آن در داخل چه ميزان و چگونه است؟ و اين، آن پرسش اساسی ست که بايد به چالش درآيد! اين هرسه زعم من دغدغههای اساسی موجود در اين نامه است و حتا اگر اين نوشته را درست برداشت نکرده باشم، دل نگرانیهای من، و ميدانم بسياری از امضا کنندگان بيانيه جمهوريخواهان است. برای من اين نگرانیها از آنجا ضرورت منطقی میيابد که شاهد هستم اين وسيعترين اتحاد هدف مندی که تاکنون در ميان سياسيون ايران، چه در داخل و چه در خارج صورت گرفته است، پايه و مايه اصلی اش تأکيد بی چون و چرا بر انتخاب جمهوريت، و نفی و طرد هر موقعيت ثابت و فراقانونی از صحنه سياست ايران است. اين فرخندهترين پيامی بود که مرا شخصأ عليرغم اختلافات ديدگاهی با تدوين کنندگان اوليه به امضای متن واداشت. اما اين اتحاد منطقی قطعأ بايد بر اختلاف نظرهای درونی خود بويژه بر مراتب متفاوت راديکاليسم سياسی در ميان عناصر تشکيل دهنده خود آگاه باشد و من ديدهام که هست. واز همين روست که اينک میتوانم بدون نياز به تشريح و واگويی ديدأگاههای گوناگون جمهوريخواهان در امر اتخاذ تاکتيکهای سياسی روز، ديدگاه و انتظارات خودم را در تدوين يک سند سياسی که قابل ارائه به داخل کشور نيزباشد، بيان کنم. منظور اينکه برنامه سياسی که اعلام میشود بايد دارای آنچنان راديکاليسمی در شيوه مبارزه سياسی نباشد که ارائه آن در داخل مصداق بارز براندازی باشد. اين مطلب را نيز خوب میدانم که جريان راست در جمهوری اسلامی در همين حال حاضر به نهضت آزادی و ملی مذهبی که سهل است به مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامی نيز انگ برانداز میزند. اما بر اين مطلب نيز اصرار دارم که خود او نيز نيک میداند که اين ياوههای روزمره، نه اورا قادر میسازد که معامله برانداز را با اين نيروها بکند و نه مانع چالش دائمی و بی وقفه اين نيروها با او خواهد گشت. برای دستيابی به اين حداقل امنيت کاری برای کوشندگان جمهوريخواهی در داخل، جمهوريخواهان بايد در تنظيم سند نهايی خود دو مضمون مهم را بياورند و توضيح و ترويج دائم و مستمر را نيز برنامه تکميلی و ادامه دار آن قرار دهند. اول: اين نيرو برای برقراری جمهوری عرفی در ايران، تحت هيچ شرايطی جز به آرای دموکراتيک مردم ايران توسل نخواهد جست و بر دخالت هيچ نيروی خارجی در امر تشکيل حکومت در ايران صحه نخواهد گذاشت. دوم: ونيز تنها برای دستيابی به تصويب قوانين عام دموکراتيکی ست که اعتقادات دينی يآ ايدئولوژيکی کس يا کسانی حتا اگر اکثريت چشمگير باشند بر ديگران تحميل نگردد و طبيعی ست که به معنای موضع گيری ما در مقابل هيچ دين و ايدئولوژی ئی نخواهد بود. با توجه به انتخاب استراتژی مبارزه مسالمت آميز سياسی که خوشبختانه مورد توافق همه گرايشهای موجود در اتخاد جمهريخواهان بوده است، کار توضيحی و ترويجی بر روی اين مضامين و فرموله کردن آنها در مناسبترين و بی ابهامترين اشکال در توان مجموعه جمهوريخواهان هست. يعنی برای دستيابی به چنين توافق روشنی من مشکلات لاينحلی در ميان اين مجموعه نمیبينم؛ اما مشکل میتواند در جريان اتخاذ تاکتيکهای مستمر مبارزاتی و در مقاطع بروز حوادث سياسی، اجتماعی بروز کند. آيا در حين برخورد با حوادث ناگهانی جمهوريخواهان قادر خواهند بود اعلام مواضع و اتخاذ تاکتيکهای کنند که بعنوان يک مجموعه بخش داخلی خود را با هزينههای بی بازگشت مواجه نکنند؟ من اين بحث را با ذکر مثالی که اميد دارم مورد چالشهای جدی قرار بگيرد میبندم؛ و آن اينکه: اگر به نهضت آزادی و يا ملی يون داخل نگاه کنيم میبينيم که اينان عليرغم تمامی درگيریهای روزمره که در آغاز با کل حاکميت و اينک با جريان راست درون آن دارند، موقعيت سياسی خود را نسبت به تمامی تاريخ چند دهه اخير خود بالا برده اند. آنها حضور آشکارا فعال سياسی در همه وقايع ندارند اما به روشنی قابل ديدن است که در راه تدارک آن هستند. و نکتهای که ميدانم در آغاز دريافتش برای بسياری از دوستان ما خوشايند نيست در همين امر چگونگی اين تدارک است. و آن اينکه به نظر من ايشان اين پيشزمينه را با خودداری از شرکت در بسياری منازعات روزانه که ضروری هم میديدهاند به دست اورده اند! اين واقعيت است که حضور ايشان در صحنه مبارزات سياسی به ميزان مشارکت يا مجاهدين انقلاب فعال نيست و تنها در آن حدی ست که باشند تا بتوانند حضور فعال آينده را تدارک کنند. آيا جمهوريخوهان که به زعم من نيز بايد افق تشکيل خود را در داخل پيش رونداشته باشند قادر به چنين خويشتن داریهای سياسی خواهند بود؟ و در پايان بعنوان يکی از امضا کنندگان بيانيه، خواهشم از هموطن گرامی ب. يزدی و ديگر هموطنان مان در داخل اين است که در پيشبرد اين بحث به اتحاد جمهوريخواهان ياری برسانند. مليحه محمدی سيزدهم جولای ٢٠٠٣ |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |