| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
يک خطای تاريخی! رأی ندهندگان نتيجه انتخابات را به زيان خود رقم زدند مليحه
محمدی
يكشنبه 11 اسفند
۱۳۸۱
هيچ حرکتی نيست که در مسير خود لحظات و دورههای افت و رکود را تجربه نکند. يعنی در جهان هستی هيچ روند مستقيم و بیتنشی موجود نيست و اساسأ گنجينه با ارزش تجربيات بشری حاصل همين افت و خيزهاست. جنبش اصلاحات در ايران نيز به مثابه يکی از بغرنجترين اشکال حرکت اجتماعی نمیتواند از اين قانونمندی برکنار باشد. اين جنبش از پس هزارههای سلطه استبداد در ايران، از آغاز نه تنها بر بستر آرزوهای سرکوب شده مردم که همچنين بر پايه خوشباوری هدايت کنندگان آن دستيابی به بزرگترين و دشوارترين آرمانهای تاريخی را به شکلی کاذب در دستور روز نهاد. اما بزودی معلوم شد محافظهکارانی که به هر دليل تأسفباری، حکومتشان ناشی از پيروزی يک انقلاب عظيم اجتماعی بوده است، آنچنان ريشههايی در خاک قدرت دواندهاند و آنچنان غنيمتی در چنگ دارند که مأيوس کردن و دندان آزشان را کشيدن به حرمت رأی مردم دشوارتر از اميدها و آرزوهاست. و قدرت و صبر و سياستی را طلب میکند که به آسانی در دسترس جنبش جوان اصلاحات و رهبران کم تجربه آن نخواهد بود! اما عينی شدن اين تجربه و درس گرفتن از آن نيز قطعأ نياز به يک واقعه با اهميت اجتماعی داشت. در اين ميانه قصدم به هيچ عنوان نفی و انکار فرصتهايی که اصلاح طلبان دولتی از دست دادند نيست اما واقعيت اين است که من وزن کيفی برای اين خطاها و تعللها قائل نيستم مگر امکان ايجاد تغييرات کمی که در صورت دست نيافتن به اسلوب صحيح سياسی باز هم میتوانست بازگشت پذير باشد و فراتر از اين و در مجموع، به دليل بیتجربگی اين جنبش و رهبرانش اغلب اجتناب ناپذير. روند مأيوس شدن و مأيوس کردن مردم از امکان اصلاحات که از فردای دوم خرداد با تلاش بازندگان انتخابات در داخل و سرنگونی طلبان در خارج آغاز شده بود، اتفاقأ درست در زمانی ثمر داد که اصلاح طلبان آشکارترين تعرضها را به جناح مقابل آغاز کرده بودند. گذشته از طرح آن لوايح از جانب خاتمی ، نمايندگان اصلاح طلب عليرغم کارشکنیها نمايندگان اقليت و مخالفتهای شورای نگهبان در تصويب لوايح مهم اقتصادی و اجتماعی و دولت در زمينه تدوين سياستهای صحيح خارجی قدمهای آشکاری بر میداشتند. به اين چند سطر لطفأ توجه بفرماييد: "در طی اين مبارزه و اصلاحات که بنا بر اراده ملت، دولت به آن دست برد البته منافع عدهای در خطر افتاد و مسلم بود که آنان حاضر نمیشدند به آسانی از مطامع خويش صرف نظر کنند و طبعأ هرچه دامنه اصلاحات توسعه میيافت بر عده ناراضی که اين بار بر خلاف گذشته نمیتوانستند با خدعه و تزوير خود را با وضع موجود تطابق دهند افزوده میشد و بيگانگان نيز که از هر فرصتی استفاده میکنند با تحريک و تقويت اين عده و هم آهنگ ساختن فعاليتهای آنان میکوشيدند تا هر روز مشکلات تازهای ايجاد کرده و سرانجام دولت را به زانو دراورند....آنچه در اين ماجرا شايان توجه میباشد اين است که حملات و اعتراضات مخالفين همواره هنگامی رو به شدت مینهاد که ايران از لحاظ سياست خارجی در موقعيت حساسی قرار گرفته بود...آيا مخالفين فعلی تصور نمیکنند که در صورت ادامه اين وضع ثمره جانبازيها و فداکاريهای چندين ساله ملت ايران به هدر رود و لعن و نفرين ابدی برای آنان در تاريخ بماند؟ ...عدهای از نمايندگان مخالف به جای اينکه وقت خود را صرف ارشاد و راهنمايی و انتقاد منطقی از دولت بکنند از مصونيت پارلمانی سوء استفاده کرده و تريبون مجلس را برای ارضای اغراض خصوصی و نقشههای ضد ملی مورد استفاده قرار میدهند. اين آقايان برای اينکه مقاصد خود را جامه عمل پوشانده و به شدت به دولت بتازند، موضوع مشکلات مملکت و فقر و بيچارگی مردم را دستاويز میکنند و حال آنکه اين مشکلات و فقر و بدبختی چيزی نبوده است که در اين سالهای اخير به وجود آمده باشد...." اين مطالب بخشی از اظهارات اصلاح طلبان دولتی در مجلس شورای اسلامی نيست. اينها بخشهايی از سخنرانی دکتر مصدق رهبر مبارزات استقلال طلبانه ايران است در مجلس شانزدهم شورای ملی! و ياد آور تلخ دست برداَشتن هوادران او از حمايتش و باز گرداندن قدرت به خواست سيا و انتليجنت سرويس به دستان آزادیکش شاه پهلوی. و حکايت در نيمه راه باز ماندن ملت ايران به سبب دشوار و طولانی شدن راه. ما اطلاح طلبان! اين حکايت اخير را، اين تراژدی انتخابات شوراها را، نه فقط در حساب اصلاح طلبان دولتی و نيز نه فقط در حساب جنبش بايد بگذاريم ، بلکه محاسبات منطقی به ما میگويند که بيش از آنکه توان يک جنبش متکی به رهبرانش باشد، توان رهبران متکی به سطح رشد يافتگی و امکانات جنبش است. حد رهبران و قدرت عمل آنان را حد خواستهها و توانايی آن جنبشی که آنان را بر کشيده است تعيين میکند و تغيير میدهد. به شرط آن که هر دو سو به اين امر وقوف منطقی داشته باشند و هيچ يک استقلال عمل خود را در حوزه اتکا به چنين شرطی فدا نکند. بايد اميد داشته باشيم و برای آن تلاش کنيم که قهر مردم از اصلاح طلبان با حاصلی که بخشيد ارتقای آگاهی از دو سو را سبب شود. مليحه محمدی - دهم اسفند هشتاد و
يک
|
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |