| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
ائتلاف بين جمهوريخواهان و سلطنتطلبها
دکتر حميد زنگنه hxz0001@widener.edu در اين مقطع زمانی برای همه بايد واضح شده باشد که دولت جمهوری اسلامی، در تمام جهات سياسی، اجتماعی، و اقتصادی با شکست مواجه شده است. همچنين سيستم با گره کوری برخورد نموده که به آسانی باز شدنی نيست. تجربه شش ساله گذشته هم نشان داده که سيستم احتياج به اصلاحات عميق و اساسی دارد و با تعويض مهرههای درونی کار بجائی نميرسد. بنابراين ملت ايران بايد چاره ديگری بيانديشند. برای پسشبرد هر چارهای که ملت ايران انتخاب نمايند، بايد گروههای متفرق سياسی با هم ائتلاف کنند و نيروهای خود را همراه کنند تا از دوبارهکاریها و هدر دادن انرژی خود جلوگيری کنند. چه کسانی ميتوانند ائتلاف کنند؟ برای ائتلاف بايد وجوه مشترک موتلفين بيش از ساير جهات منفی آنها باشد تا بتوانند از نظر تاکتيکی با هم همراهی کنند. در حقيقت بايد موتلفين در نتيجه کار با هم متفق باشند که آب به اسياب همديگر کنند. متاسفانه تاريخ ائتلافهای ايران همگی يا حال دسيسه بازی داشته است و يا ائتلافی برای براندزی شاه / ديکتاتوری بوده است و بازآمد بعدی مورد توجه نبوده است. بطور مثال به علت اينکه موتلفين برنامه نهائی شفاف و قابل قبول همگانی نداشتند انقلاب مردمی ايران بر عليه محمدرضا شاه پهلوی اسلامی شد و آقای خمينی امام و رهبر دائمی آن شد و سيستم فعلی به مردم تحميل شد (1). بنابراين برای جلوگيری از سوء تفاهمات کوچک و بزرگ بايد نتيجه کار موتلفين بطور شفاف شناسائی و مورد قبل واقع شده باشد که در پايان ماری از آستين هيچيک از گروهها بيرون نيايد و همه را متعجب نکند. چه ميخواهيم؟ حقيقت اين است که بشر آزاد است و اين وضع طبيعی را به کليه اوضاع ديگر ترجيح ميدهد. بنا براين در نهايت ميخواهد که آزاد زندگی کند و از ميوههای آزادی روانی ، جسمی ، سياسی ، اقتصادی ، و اجتماعی خود لذت ببرد. ولی بايد توجه به اين امر داشت که چون در اين چنين جوامع که همه افراد ميتوانند بطور مستقل فکر کنند و مستقلا استنباط خود را از قوانين طبيعی به نفع خود و عليه ديگران تفسير کنند، افراد بعلت عدم تساوی قدرتهای جسمی و مالی و اينتلکچوالی نميتوانند آزادانه و درکمال رفاه و سلامت و ايمنی زندگی کنند زيرا آنها که زور و قدرت جسمی و مالی بيشتر دارنه خود و عقايد خود را به مسضعفين تحميل خواهند کرد. بنا براين بر مبنای اين معضل افراد جامعه اجازه ميدهند که حکم قانون برفرار شود. يعنی اجازه ميدهند که يک مرجع ثالثی حق ميانجيگری و تعين حدود برای افراد جامعه داشته باشد. در اين چهار چوب بالطبعه حد نهايت قانون هم بايد مبنی بر حل اين معضل ياشد. يعنی حکم قانون بايد فقط و فقط برای حفظ سلامت، رفاه ، آزادی ، و ايمنی روانی ، جسمی ، سياسی ، اقتصادی ، و اجتماعی فرد باشد، نه بيشتر و نه کمتر. يعنی اينکه حکم و حد قانون و دولت فقط و فقط بايد حفظ آزاديهای فردی باشد که افراد بتوانند آزادانه، تحت لوای قانون، برای رسيدن به هدفهای خود جهد و تلاش کنند. دولت از زورگوئی و دسيسه بازی مبٌری نيست هر چند که دولت برای نگهبانی حقوق حقه افراد ايجاد ميشود بايد باين نکته نيز بايد توجه داشت که همانطوريکه افراد سعی ميکنند که قوانين را به نفع خود تفسير کنند، دولتها نيز اين گرايش را دارند و هميشه سعی ميکنند از حدود قانون پيشتر بروند و قانون را به نفع خود و عليه شهروندان بطور شانسی و الهبختی تعبير و تفسير کنند. تاريخ صد ساله ايران اين تجارب را پشت سر گذاشته است. شاهنشاهان محبوب و رهبران عظام هر کدام به نحوی اين تناقضهای موجود بين افراد اجتماع ، بين افراد و اجتماع ، بين افراد و دولت ، و بين اجتماع و دولت را به نفع خود حل و فصل کرده اند. بنابراين بايد توجه کرد که لگام دولت چنان باشد که نتوانند از حدود اختيارات خود تجاوز و از وعدههای خود عدول نمايند. ائتلاف سلطنتطلبها و جمهوريخواهان سلطنتطلبها و جمهوريخواهان هر دو مخالف استبداد اسلامی ولائی ايران هستند. ولی آيا اين وجه مشترک برای ائتلاف آنها کافی است؟ تا آنجا که ما ميدانيم وجوه اشتراک جمهوريخواهان و سلطنت طلبها بسيار ناچيز هستند. تنها وجه مشترک آنها قبول نداشتن استبداد اسلامی است که بر ايران استيلا يافته است. ولی چون علل مخالفت با سيستم فعلی و همچنين اهداف آنها برای ايران و ايرانيان با يکديگر کاملا متفاوت هستند جمهوريخواهان و سلطنتطلبان نميتوانند با هم حتی از نظر تاکتيکی ائتلاف کنند. سلطنت طلبها ميخواهند رژيم شاهنشاهی را، رژيمی که قرنها باعث بدبختی ايران و ايرانيان بود، رژيمی که مردم ايران آن را با قاطعييت قريب به اتفاق رد و منحل کردند را مجددا بهر طريقی که امکان داشته باشد به مردم ايران تحميل کنند. برای عدهای از اين گروه شايد هم مهم نباشد که در اين گذار منتگذار چه شخص و يا دولتی بشوند(2). سلطنت طلبها بت پرستانی هستند که ُبت فعلی (آقای خامنهای، شاه عمامه بسرفعلی) برايشان قابل قبول نيست و ُبت ديگری را طالبند. بتی که هنوز چهرهاش را نمودار نکرده است (3). منظور سلطنت طلبها مردم سالاری به معنای کامل کلمه آن نيست. منظور آنها برانداختن سيستم اسلامی است که جانشين آنها شده است. احتمالا هر سيستم ديگری هم ميبود فرقی نميکرد و دور از احتمال نيست که اگر گفته شود با ايجاد سيستم جمهوری مردمسالار هم اين فعاليتهای آنها ادامه خواهد داشت. اين دوستان ُبت پرست اگر واقعا به حکومت مردم سالاری معتقد باشند و ُبت پرست نباشند، در صورت موفقييت و به تاج و تخت رساندن معبود خودشان، همين جنگ فعلی را بايد چند سال ديگر دو باره از سر گيرند و سيستم ديکتاتوری شاه جديد را نيز به هم بريزند. يعنی بعد از اتلاف سالها وقت و ميلياردها دلار روزی از نو خواهد شد و برادرکشی و انقلاب مجدد را تشويق خواهند نمود. همين موقعيتتی است که فعلا در آنيم. بنابراين هيچ لزومی نيست که دولت و حکومت موروثی و مخصوص يک شخص و يک خانواده بشود. اگر ميخواهيم ارتجاع کنيم و به عفب برويم دولت ولائی فعلی کافی است و اشکال اساسی ندارد. سيستم جمهوری بهترين پتانسيل برای دموکراسی در مقابل جمهوريخواهان هستند که معتقد به آزادی افراد هستند. آنها معتقند که هر ايرانی بايد بتواند برای مدت محدودی رل رهبری مملكت را بدون اينکه آقا بالا سری بعنوان رهبر معظم يا شاهنشاه محبوب وجود داشته باشد عهده دار شود. آنها معتقند که هر ايرانی بايد بتواند برای مدت محدودی رياست مملکت را بدست گيرد و مملکت را در راهی که قول داده است هدايت کند. اين مفهوم آزادی سياسی است که ملت برای خود تصميم بگيرد و هيچ پست سياسی دائم العمری وچود ندارد و همه جوابگوی رای ملتند. امر مهمی که بايد کاملا درک و لمس شود اين است که هيچ کس و هيچ خانوادهای برتر از ديگری نيست. در سيستم جمهوری (جمهوری بدون پيشوند و پسوند) لياقت افراد مهم ميشود نه خانواده و نسب افراد و کارها به دست کاردانان لايق خواهد افتاد و اگر اتفاقا فردی نالايق بکار گماشته شود بعد از مدتی کوتاه به کنار خواهد رفت و احتياج به انقلاب و خون ريزی و برادر کشی نخواهد بود. بنابراين سيستم حمهوری پتانسيل بيشتری برای پيشبرد مردم سالاری و در نتيجه ترقی سياسی، اجتماعی، و اقتصادی دارد. خلاصه و نتيجه گيری ايرانيان برای پيش برد اهداف سياسی خود احتياج به ائتلاف دارند ولی اين به معنای آن نيست که همه با هم خواهند توانست همکاری و همراهی کنند. گروههائی که با دولتهای بيگانه همگام و همصدا بودهاند و ميشوند، گروههائی که مقصود آنها به تاج و تخت نشاندن معبود خودشان است نميتوانند با گروههای مستقل و ملی که هدفشان آيندهائی آزاد برای همه ايرانيان بطور مساوی و بدون تبعيض فردی و خانوادگی و مذهبی هستند همگام و همصدا شوند. معنی ائتلاف برای مشروطه طلبان، استفاده، و حتی ا حتمالا سوء استفاده از ديگران برای دستيابی به تاج و تخت است. منابع و توضيحات 1-- بر کسی پوشيده نيست که ايشان قبل از بسر انجام رسيدن انفلاب مردمی بارهای متعدد فرمودند که سن و سال و علائق ايشان اجازه نميدهد که پست سياسی قبول کنند و به قم تشريف خواهند برد و به وظايف مذهبی خود ادامه خواهند داد. گروههای سياسی هم در تنگنای سياسی فکر ميکردند که هر کس و هر چه بهتر از شاه و شاهنشاهی خواهد بود. 2-- در چند وقت گذشته رابطه سلطنت طلبها و دولت امريکا دربين عوام شايع شده است. صحبت از کمک مالی دولت امريکا به آنها و ياران آنها شده بود ولی به نظر ميرسد که ظاهرًا فعلاً مسئله منتفی شده است و کيسههای دست اندرکاران لس انجلس و يارانشان خالی مانده است. 3 -- درچند سال گذشته آقای رضا پهلوی گفتهاند که برای دستيابی به اين پست فعالييت نميکنند. احتمالا بايد ملت ايران ايشان را مانند آقای خمينی به زور به اين پست منصوب کنند. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |