‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





بعد از تعارفات
  • آقای خاتمی ميتواند با استعفا از اين مقام ذليل يک شبه سمبول هميشگی آزادگان ايران شوند. در حال حاضر تنها چيزی که ماندن در اين مقام برای ايشان ارمغان دارد از بين بردن حيثيت و مقامی است که برای خود در اين پنج سال گذشته بدست آورده‌اند

  • دکتر حميد زنگنه
    hxz0001@widener.edu
    شنبه ٢۸ تير ۱۳۸۲
     

    يکشنبه شب گذشته عدهای از دوستان برای جشن تولد پسرم در منزلمان مهمان داشتيم و طبق معمول بحث سياسی شد. دوستان ، بر خلاف معمول ، سرخورده و نا اميد به نظر ميرسيدند و بحثها شدت و حدت مواقع ديگر را نداشت. بهر حال بحث با شرحی از فرمايشات آقای خاتمی شروع شد. رد و بدل ابتدائی باين صورت شروع شد:
    حبيب: به نظر ميرسد که بالاخره کارد به استخوان آقای خاتمی نيز رسيده است. آقای رئيس جمهور در سخنان خود اعلام فرمودند که در صورتی که مردم بخواهند ايشان از پست رياست جمهوری استعفا خواهند کرد. ايشان فرمودند که دولت آقا و سرور مردم نيست و اگر مردم به آنها اعتماد ندارند و از کا ر و کردار آنها نا راضی هستند آنها بساط خود را جمع کرده و کارها را به کاردانان خواهند سپرد.
    زهره: آقای خاتمی از اين حرفها زياد زده‌اند.
    هومن: من فکر ميکنم که آقای خاتمی تعارف ايرانی کرده‌اند. همانطوريکه زهره اشاره کرد ايشان قبلا نيز از اين تعارفات کرده‌اند. بايد توجه نمود که ايرانيان نميتوانند با اين تعارفات مسائلی که مملکت را به قهقرا کشانده حل کنند و تا زمانی که گره کور سيستم ايران باز نشده اين بد بختی‌ها ادامه خواهند داشت و اين گره کور همان سيستم ولايت مطلقه فقيه است که بايد از بين برداشته شود.
    بعد از آنکه دوستان به خانه و زندگی خود باز گشتند مجدداً رنجنامه دردناک آقای دکتر سروش (يکی از دست اندر کاران سابق سيستم و يکی از مسئولين انقلاب فرهنگی ايران در سالهای اول پس از انفلاب مردمی) را خواندم و با خود گفتم که چگونه بايد به آقای خاتمی گفت که مدتهاست که وجود ايشان باری بردوش ايرانيان ميهن پرست و روشن بين بوده است. ياين دليل تصميم گرفتم که چند کلمه با شما در ميان بگذارم که شايد به گوش ايشان و نزديکان ايشان برسد و ايشان را در تصميم گيری کمک کند.
    در پايان دوره اول رياست جمهوری آقای خاتمی ، با توجه به سابقه ايشان ، برای عده‌ای مشخص بود که قدرت و توانائی شخصی و سياسی رياست جمهوری بسيار محدود است و آقای خاتمی نيز تمام آنچه که برای هر رئيس جمهوری در ايران تحت شرايط فعلی مقدور بود انجام داده‌اند بنابراين تنها کار مهمی که از دست ايشان ساخته ميبود عدم شرکت در خيمه شب بازی انتخابات نيم بند و نيمه آزاد جمهوری اسلامی بود تا مردم توان سيستم را در پيشبرد آرمانهای سياسی ، اجتماعی ، و اقتصادی خود را کاملا بطور شفاف و صادقانه ببينند و از زبان بالاترين مرجع انتخابی خود بشنوند که سيستم نرمی لازم برای روياروئی و همسوئی با دنيای مدرن و حکومت مردمی را ندارد.[1] ولی نظر ايشان غير از اين بود ومردم ، با توجه به ناکاميها و شکستهائی که در دوره رياست جمهموری آقای خاتمی مواجهه شده بودند ، به خاطر دستاوردهای قابل ملاحظه ايشان در پيشبرد چهره و مقام نسبی سياسی ايران در صحنه بين الملل وآشنا ساختن ايرانيان به مبانی دموکراسی ، مجدداً به ايشان رای دادند و ايشان را برای بار دوم به مقام رياست جمهوری انتخاب نمودند. به اين ترتيب آقای خاتمی اجازه ندادند که مردم تناقض غير قابل حل سيستم را ببينند و برای خودشان تصميم بگيرند که آيا شايسته اين سيستم هستند يا بهتر از اين را لايق‌اند. متاسفانه ايشان مقام و مصدر رياست جمهوری را برای پيشبرد اهدافشان به تحقق زودتر دموکراسی در ايران ترجيح دادند و سيستم فعلی را برای چند وقت ديگر ابقا کردند.
    ولی در اين زمان بايد برايشان واضح شده باشد که حتی اگر اختيارات ايشان را بسط دهند ، تا زمانيکه فردی به عنوان ولی فقيه حکمروائی ميکند ، و تا زمانيکه هدف قوه قضائيه ، همانطوريکه آقای شاهرودی فرمودند ، حفظ نظام است [2] ، و شورای نگهبان و شورای مصلحت نظام [3] در حقيقت و در نهايت شخص ولی فقيه است ، دموکراسی نميتواند به وفوع پيوندد. اين يک تضاد ذاتی است که قابل حل نيست. يا منتخبين مردم در رئوس مصادر هستند يا ولی فقيه يک تنه تمام مسائل را رتق و فتق ميکند و وجود مجلس و رئيس جمهور و شوراها و غيره و ذالک علی السويه است. وجود آقای خاتمی و يا هر شخصی ديگر در اين مقام فقط آب به آسياب جاه طلبان و قدرت طلبان ديکتاتوری است. در اين صورت وجود ايشان در اين سمت بی مورد است.
    بعقيده من هنوز هم دير نشده است. ماهی را هر وقت از آب بگيريد تازه است. هنوز هم آقای خاتمی ميتواند به خودش و مملکت ايران خدمت بزرگ و ارزشمندی کند. آقای خاتمی ميتواند با استعفا از اين مقام ذليل يک شبه سمبول هميشگی آزادگان ايران شوند. در حال حاضر تنها چيزی که ماندن در اين مقام برای ايشان ارمغان دارد از بين بردن حيثيت و مقامی است که برای خود در اين پنج سال گذشته بدست آورده‌اند. اين مقام حيثيت و موقعييتی که روز بروز بعللی مانند دستگيری روشنفکران ، معممين مردمی ، دانشجويان ، هنرمندان ، دانشمندان ، روزنامه نگاران ، و چشم همه روشن ، با قتل روزنامه نگاران از بين ميرود.
    به نظر ميرسيد که دوستان حقيقی آقای خاتمی که شامل اخوی ايشان نيز ميباشد منافع ايشان و ايران را در استعفای ايشان ميبينند. پس چه کسانی دوست دارند که ايشان در مصدر رياست جمهوری تکيه کنند؟ فکر کنم که جواب اين ساده است. همانطوريکه قبلا هم نوشته‌ام ، آنهائی به ماندن ايشان اميدوار هستند که نگهداشتن مقام و مصدر در قبال ورشکستگی سياسی ، اقتصادی ، و اجتماعی ايران وحتی اسلام نيز برايشان قابل قبول است. آنهائی ميخواهند که آقای خاتمی در پست خود بماند که معتفد هستند که وجود يک ملای خندان و بی اثر و بی اختيار زندگی آنها را راحتتر و کار آنها را مشروع ميکند. آيا آقای خاتمی ميتواند چنين چيزی را تحمل کند و سيمای سياسی خود را در تاريخ ايرا ن به همانند آدمکشان و بزدلان تبديل کند؟ جواب اين سئوال احتياج به زمان دارد.


    ---------------------------------
    فهرست منابع و توضيحات
    1-  http://www.iranian.com/Opinion/2001/March/Khatami/index.Html
    2-- معمولا هدف قوه قضائيه در دنيای مدرن حفظ حقوق و امنيت شهروندان است. فرمايش آقای شاهرودی نشان ميدهد که طرز فکر آقايان مبنی بر اصول مردم داری و مردم سالاری نيست و مردم را واقعا رعييت خود ميدانند که بايد کنترل و در راه نظام هدايت کنند.
    3 -- اين عنوان نشان ميدهد که در وحله آخر ، برای آقايان فقط نظام ولايت فقيه و منافع شخصی مهم است و تصميمات بر مبنای مصالح نظام و نه بر مبنای مصالح و منافع ملی گرفته ميشود. 

     





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de