| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
خودسوزی
مجاهدين
• وقتی انسان، فرمانبرداری از ايدئولوژی –
فرقی نمیکند چه نوعش- را بعنوان "تنها انديشه غير قابل تغيير و راهنما" میپذيرد،
و بعبارتی در آن ذوب میشود، - ناخودآگاه- با از دست دادن اراده و قدرت تصميم گيری
از شکل و شمايل انسانی خود خارج میگردد
افشين زند - کانادا شنبه ٧ تير ١٣٨٢
نمی دانم چرا با مشاهده عکس خودسوزی بعضی از اعضای مجاهدين، صحنهای از فيلم(رمان) ١٩٨٤ جورج اورول در ذهنم زنده شد؛ صحنهای دلخراش، آنجا که دختر و پسری را که خارج از قواعد ايدئولوژی با يکديگر همآميزی کرده بودند، در ميان انبوه ذوب شدگان در ايدئولوژی به ميدان شهر میآورند و يکی از سران حزب – زنی با هيئت نظامی - همچون حاکم شرع رژيم اسلامی شروع به خواندن کيفرخواست میکند و سپس در ميان غريو شادی و هلهله و کف زدن حضار که براثر هيجان برخاستهاند، دخترک را با طنابی که به وسيله جمعيت مسخ شدگان در ايدئولوژی کشيده میشود، بدار میآويزند. سپس پسر را میآورند و در ميان همان طناب که اينک بصورت دايرهای برروی زمين پهن شده، قرار میدهند و "ذوب شدگان در ولايت" اينبار او را – همچون قورچيان و قزلباشان صفوي- به دندان میگيرند و زنده زنده میخورند! در همين هنگام، دختری که فرو رفتن در خلسه ايدئولوژی از او مجنونی متحرک ساخته، به اطرافيانش "روزتان بخير" میگويد و... ايدئولوژی دقيقن همين است: ويروس ذهن. وقتی انسان، فرمانبرداری از ايدئولوژی – فرقی نمیکند چه نوعش- را بعنوان "تنها انديشه غير قابل تغيير و راهنما" میپذيرد، و بعبارتی در آن ذوب میشود، - ناخودآگاه- با از دست دادن اراده و قدرت تصميم گيری از شکل و شمايل انسانی خود خارج میگردد. او به عروسک و ابزاری در دست سران حزب بدل میشود که با هرچرخشی در مشی حزب، او را نيز بدنبال خود میکشند. نمونه بارز اين "خودگم کردنها" را میتوان در فرهنگ متحجر شهادت طلبی و جانبازی در راه پيشوا مشاهده نمود که هماکنون در فلسطين بوسيله اعضای حماس اجرا میشود و جان انسانها را میگيرد و از آن وخيمترش را نيز همين چند روز اخير در کالبد خودسوزی اعضای مجاهدين خلق شاهد بوديم. روزنامه تورنتو استار، يکی از معتبرترين نشريات کانادا، پريروز صفحه نخست خود را به عکس بزرگی از دختر محجبهای اختصاص داده بود که روز قبلش در اتاوا براثر خودسوزی جانباخته بود. در بالای عکس، بدرشت، و از زبان مادر دختر آورده بود که "من به خودسوزی دخترم افتخار میکنم!" حرکت حرفهای روزنامه با بزرگ نمائی روسری و آن تيتر پرطمطراق، بلافاصله انتحاریهای فلسطينی را در ذهنها تداعی میکرد. يعنی با اين کار، عملکرد سازمان فناتيک اسلامی مجاهدين را با خط مشی سازمان فناتيک اسلامی حماس پيوند زده بود، و چه درست هم. و پس از آن، انسان روشن ضمير با خود میانديشيد، "کسی که جان خود را با چنين شقاوت و خشونت بی سابقهای در راه "هيچ" فدا کند، آيا حاضر نخواهد بود ملتی را با بمب اتمی از صحنه گيتی حذف نمايد؟" و اما در حاشيه اين عمل وحشيانه که هيچ نامی بجز حماقت نمیتوان بررويش گذارد، شاهد بوديم که برادران دوقلوی اسلامگرايان، يعنی کمونيستها تنها کسانی بودند که در لفافه حرکت "خودسوزانه" مجاهدين را به مثابه "قهرماني" و "شهادت طلبي" ستودند و بتبع، برگ ديگری از واقعيات تاريخی را روبروی همه مان گشودند که: "در جوهر همه انسانهای ايدئولوژيک، شباهت غريب و انکارناپذيری وجود دارد و آن بی ارادگی و فرمانبرداری کورکورانه از خطوط تعيين شده توسط سازندگان ايدئولوژی است. و براستی که اينگونه انديشيدن و زندگی کردن و نفس کشيدن هيچ به انسان نمیماند، چرا که شرط اوليه انسان بودن آزاد انديشی و داشتن حق رأی است." |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |