| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
شاد باش يک زن
ويکتوريا آزاد
چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۲ شيرين عبادی ، دلاوربانوی ايران که به گل نشست! بر تو مبارک باد اين شادی و شعف! تو که آفريدی در دست مهربانت عشق به انسان را و زن را! تو که بر جان کشيدی درد د لخراش تحقير کودک را! تو را ميستايم که در جان قلبی داری به بزرگی هستی و بشر. تو را میستايم که با خود نويد دگر داری. راستی ميخواهم باور کنم که تو آغاز فصلی ديگر را بشارت ميدهی. فصلی که در آن سبزی و سفيدی و سرخی در هم میآميزد و از ميان سياهی و تاريکی نور را به کلبهً کوچکمان به ارمغان میآورد. اشک امان نميدهد تا بگويم که اين سايههای سياه چگونه ما را دنبال ميکنند و تا چشم باز ميکنيم غروب را نظارهگر میشويم. بانوی التيام زخمهای ديرينهی ايرانی تقويم حادثهها بر هم خورد اينک تو ايستادهای و ورق میزنی، بگو که فصل سبز را ندا خواهی داد. بگو پرندهها آزاد خواهند شد. بگو که دوباره با هم در مجلس عاشقان تولد ستارگان را جشن خواهيم گرفت. اينک تو ايستادهای و ورق میزنی ، بگو که فصل سبز را ندا خواهی داد. توفرياد کودک در خاک نشسته ای، تو بغض نگفتهً دل هر زنی. تو را سپاس ميگذاريم. آهای تو که جايزهی بانوی التيام مارا حقير ميشمری ، آهای تو که بر شعلههای طلوع عشق خشم میورزی ، آهای تو که مشعل را در دستان زنان گمشده در تاريخ اما تاريخ ساز نميبينی ، چشم بگشا که اينک فاتح قلبها ميآيد. اين موج خروشان ديگر آرامی نيست ، سراسر شور است اما آرام ، سراسر عشق است اما خويشتن دار. بانوی ما ترا ستايش ميکنيم. 2003.10.14 |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |