‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




ايران تنها و سرمايه‌های گريز پا!
  • امروزه در جامعه پرالتهاب ايران به دلايل مختلف سياسی ، اقتصادی و اجتماعی چنان بحرانی دامنگير ساختار‌های كلان كشور شده است كه بستر مناسبی برای قرار و دوام سرمايه‌های توسعه‌ای فراهم نمی‌باشد
  • تعداد اساتيد [ايرانی] دارای كرسی استادی در دانشگاه‌های ايالات متحده بيش از اساتيد تمام در كل كشور می‌باشد و متوسط تحصيلات ، درآمد و كارآفرينی ايرانيان مهاجر در آن كشور بيش از متوسط امريكاييهای بومی است

    علی طايفي
    ali_tayefi@yahoo.com
    چهار‌شنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۲

    امروزه در جامعه پرالتهاب ايران به دلايل مختلف سياسی ، اقتصادی و اجتماعی چنان بحرانی دامنگير ساختار‌های كلان كشور شده است كه بستر مناسبی برای قرار و دوام سرمايه‌های توسعه‌ای فراهم نمی‌باشد. سه گونه سرمايه توسعه‌ای كه با بی تدبيری از دست داده‌ايم عبارتند از:
    1. سرمايه‌های مالی درطول بيش از دو دهه پس از انقلاب به دلايلی چون گريز صاحبان سرمايه‌های وابسته به رژيم پهلوی (همزمان با وقوع انقلاب)، صاحبان سرمايه‌های سرگردان دوران انقلاب و جنگ ، و صاحبان سرمايه‌های رانتيير كه از قبل رانتها و فرصتهای منحصر در دستان منسوبين منصوبين دولتی به انباشت ثروت پرداخته بودند، فضای عمومی كشور رامناسب سرمايه گذاری نديده و فرار را برقرار ترجيح داده و به تبع آن فرصتهای اجتماعی و اقتصادی متعددی را از كشور و مردم ستمديده و غارت شده آن ستانده وبه يغما برده و در جغرافيايی ديگر نشاندند. بی سبب نيست كه برآورد اوليه سرمايه‌های ايرانيان مهاجر مقيم در امريكای شمالی برابر با درآمدهای ارزی كشور در25 سال پس از انقلاب می‌باشد. نشانه ديگر اين ضايعه در حال حاضر اين است كه براساس برآوردهای نه چندان دقيق قريب چهار می‌ليون ايرانی در سراسر جهان پراكنده اندواگرهمت و قدری تدبير وجود داشته باشد می‌توان فقط با ايجاد سالانه يك سفر برای آنان و باكمترين هزينه، هر نفر هزار دلار صرف كرده و سالانه چهار می‌ليارد دلار درآمد ارزی بدست آورده و با استقراض از موسسات مالی جهانی مردمان امروز و آينده ايران را مقروض نساخت.
    2. بنا برهمين دلايل ساختاری سرمايه‌های انسانی نيز كه سوخت اصلی موتور توسعه بشمار می‌روند، دستخوش بی سامانی و بی قراری شده و زحمت مهاجرت را برعزت ملی ترجيح داده و جلای وطن كردند. صرفنظر از سرمايه‌های گرانقدری كه در آتش انقلاب و جنگ بر اثر سؤ مديريت جان خود را از دست دادند و ملت رنج ديده ايران كه پس از ساليان بسيار رنج و مشقت توانسته بود جوانان انديشمند ، آگاه ، مسؤليت پذير و آزاديخـواهی را تربيت نمايد، اين فرصت توسعه‌ای را نيز از دست داد ؛ بسياری از دانش آموختگان و متفكران كشور بر سر تضادها و ستيزه‌های ايدئولوژيك و سياسی ابتدای انقـلاب و سپس براثر ناامنی‌های سالهای جنگ و تصفيه حسابـها و گزينش‌های عقيدتی و سياسی و فقر روز افزون، بيكاری، فقدان امنيت اجتماعی و آزادی‌های فردی و فرهنگی و در نهايت ناامنی فكری و جانی متفكرين و دگرانديشان با تغيير جغرافيا ، بدنبال نوشتن تاريخی ديگرگون رنج مهاجرت را پذيرفتند.
    از همـين روست كه تعداد اساتيد دارای كرسی استادی در دانشگاههای ايالات متحده بيش از اساتيد تمام در كل كشور می‌باشد و متوسط تحصيلات ، درآمد و كارآفرينی ايرانيان مهاجر در آن كشور بيش از متوسط امريكاييهای بومی است. شواهد نشان می‌دهد ميزان مشاركت علمی ايرانيان خارج از كشور در نشريات ، همايش‌ها و مؤسسات علمی بيش از مشاركت ايرانيان داخل كشور است و اگر هويتی و آبرويی هم برای ايرانی هنوز در دنيا باقی مانده در سايه اهتمام و تلاشهای خستگی و درخشش علمی و فرهنگی ايرانيان مهاجر است.
    3. علاوه بر سرمايه‌های مالی و انسانی از دست رفته ايران كه بنوبه خود لطمات جبران ناپذيری بر ساختارها و نظامات اقتصادی و اجتماعی كشور نهاده است و جبران اين مافات با شكاف‌های شتابان علمی و فناوری ايران با دنيای پيشرفته چندان سهل و امكانپذير نمی‌باشد، پديده جديدی نمايان شده و سرباز كرده است كه از آن به سرمايه اجتماعی نام می‌برند. سرمايه اجتماعی مربوط به كنش هايی است كه كنش جمعی را تقويت می‌كند. تعريف دقيق تر عبارت است از مجموعه‌ای از موسسات افقی می‌ان مردم كه مركب ازشبكه‌های اجتماعی و هنجارهای مرتبط است كه كنش جمعی را تقويت می‌كندومجموعه‌ای از موسسات و گروه‌ها ی می‌ان روابط افقی مردم است كه افراد را از فرديت خود خارج و بهم می‌پيوندد. اين سرمايه در اجتماعات سنتی ديرپا و جان سخت تر بوده و در روابط ارگانيكی منجر به تقويت همبستگی اجتماعی می‌گردد. هرچه مناسبات اجتماعی پيچيده تر و تركيب آن فزونی می‌يابد ازقوت اين سرمايه كاسته شده و در روابط مكانيكی رو به اضمحلال می‌نهد.
    جوامع پيشرفته امروزی برای حفظ اين سرمايه توسعه‌ای و بهره گيری از آن برای ارتقای مشاركت سياسی و اجتماعی ، ارتقای بهره وری و در نهايت بهبود سطح زندگی و امنيت اجتماعی از تدابير مختلفی استفاده می‌كنند تا شبكه‌های فرهنگی و اجتماعی را در بين مردم و نهاد‌ها و شبكه‌های غير دولتی تقويت كنند. برخلاف آن دركشورهای كمتر توسعه يافته از سرعقل يا جهل چنان عمل می‌شود كه روابط اجتماعی بيش از پيش منفصل شده و بتوان با تبديل «ما» به« من»‌های تجزيه شده ، مجمع الجزايری ساخته و پرداخته شود كه در آن نشانه هايی از مشاركت‌های ناهمسو با منافع حاكميت پديدارنگردد ! و البته همين امر پاشنه آشيل سياست گذاران بی تدبير و نقطه پايان طومار حكومت هايی از اين دست نيز است.
    در ايران امروز نيز بازيابی نشانگان اين پديده مبين اين است كه سرمايه اجتماعی متبلور شده در ابتدای انقلاب و درطول سالهای جنگ ، بتدريج روبه تحليل گذارده و باشكاف بيش از پيش فرهنگ رسمی و غيـر رسمی در مناسبات انسانی و اجتماعی ، بويژه درجوامع شهری ‍، گسيختگی اجتماعی جايگزين همبستگی و اعتماد اجتماعی شده است. در اينجا ضمن برشماری متغير‌های اصلی موثر بر سرمايه اجتماعی به بررسی وضعيت كنونی آنها نيز اهتمام می‌شود.
    زنان و سرمايه اجتماعی. زنان نه تنها بعنوان نيمی از جمعيت اجتماعات انسانی بلكه بعنوان اصلی ترين كنشگر تربيت و آموزش نخستين در فرايند جامعه پذيری افراد جامعه و همچنين نقش آنان در ايجاد و پرورش مهر و عطوفت، حس نوع دوستی، احترام متقابل و اعتماد اجتماعی دارای جايگاه موثری در ايجاد ، حفظ و تقويت سرمايه اجتماعی هستند. در ايران امروز به دلايل مختلفی زنان از كارآمدی لازم برای ايفای نقش‌های پيش گفته بازمانده اند. سطح پايين تحصيلات و عدم انطباق و روز آمدی بينش و شناخت آنان با شرايط نوين اجتماعی و فرهنگی كشور و درجازدن بسياری از آنان در ساختارهای كهنه و واپس گرای سنتها از يكسو و شكاف بين نسلی می‌ان زنان و فرزندان به دليل تحولات شتابان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در قلمرو نوگرايی و در واقع شكاف تاريخی سنت و مدرنيزم در ايران ازسوی ديگرمنجر به افت نقش آفرينی زنان در توليد مستمر و روزآمد سرمايه اجتماعی شده است.
    يكی ديگر از مهمترين نمودها و شاخص‌های اندازه گيری سرمايه اجتماعی فضای سياسی و اجتماعی است كه ساختار اجتماعی را شكل می‌دهد و هنجارها رابرای توسعه تقويت می‌سازد. پارامترهايی چون نوع حكومت ، رژيم سياسی ، قانون و نظام قانون گذاری ، دستگاه قضايی و آزادی‌های سياسی و مدنی از عمده عوامل مؤثر بر تقويت يا تضعيف سرمايه اجتماعی است. نيم نگاهی بر وضعيت ، ساختاروكاركرد عوامل پيش گفته در ايران حاكيست كه تا ساخت يابی نظام و حكومت دمكراتيك فراگير در ايران فاصله زيادی وجود داشته و به دليل فقدان ساختارهای مردم گرايانه و برابر خواه ، جامعه ايران ازطريق و برای گروهها و اقشار محدود دارای امتياز قدرت ، ثروت و منزلت به قانون گريزی و قانون برای خواص مبتلا شده است.
    از ديگر عوامل تعيين كننده در اين مفهوم اعتماد اجتماعی است كه باوجودی كه در سالهای نخست انقلاب دربين توده‌های مردم موج زده و از آن به عنوان بسيج نيروهای اجتماعی ياد می‌شود(نه به مفهوم امروزين آن) و می‌توانست سرمايه بنيادين توسعه مستقل و آزادانه كشور باشد، از سالهای واپسين جنگ و پس از آن بويژه با عملكرد دولت در طول دهه هفتاد اين شاخص رو به قهقرا نهاده و بتدريج اين فرصت خود به تهديدی جدی برای جامعه تبديل شد. به گونه‌ای كه بسياری از آن نيروها يا به افراد منفعلی پيوستند كه هيچ كنشی در فرايند توسعه كشور ندارندو يا به افراد بی هويت و تاريخ گسيخته‌ای ملحق شدند كه حميت ملی ندارند و يا به نيروهای ستيزه گری كه شرايط كنونی را بر نمی‌تابند و در حرمان و رنج روزگار می‌گذرانند.
    پرمسلم است در چنين آشفتگی نه فضای مهيايی برای باز گشت سرمايه‌های گريز پاباقی خواهد ماند و نه فرصتی نوين و ديگر گون برای پی ريزی ساختارهای توسعه‌ای در كشور و بيم آن می‌رود كه در آينده با همه مخاطرات دشمنان و خصمان سوگند خورده ملت در درون و برون كشور و با بی سری و سروری اين مرزو بوم از منظر فرهنگ و سجايای انسانی ، برابری و آزادی، و امنيت و آينده نگری، نه از تاك نشانی بماند و نه از تاك نشان!
     





  • [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de