| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
اجتماع بيش از دو نفر ممنوع!
* در ايران امروز ،
ايراني تنها بازي ميكند ، تنها آموزش ميبيند ، در فرديت مستقل از خانواده
جامعهپذيري را طي ميكند ، تنها كار ميكند ، تنها توليد ميكند ، تنها
برداشت ميكند، تنها ميانديشد و در فرديت خود غوطهور ميماند و در فرديت و
خاصگرايي و حداكثر در حريم خانوادگي ، ميميرد!
تفرد و عدم اعتماد
افراد به يكديگر به عنوان يك ويزگي فرهنگي، ناشي از وجود استبداد ديرينه و
نهادينه در جامعه ايراني و مقابله با هرگونه فعاليتي كه نيازمند "اجتماع بيش
از دو نفر" باشد، بخصوص به اجتماعاتي كه به نوع ديگري از انديشه و كنش حاكم
بر جامعه و ديكته شده از سوي ديكتاتورهاي همان استبداد آشنا و همنشين با
فرهنگ ايراني ، متكي است ، بصورت يك نگرش و ميل تاريخي و فرهنگي از دير زمان
تاكنون همچنان بارقه هاي گاه رقيق و گاه غليظ خود را حفظ كرده است. اين تفرد
با فردگرايي مورد نظر علماي جامعه شناسي در فرهنگ توسعه امروز اساسا متفاوت
است. فردگرايي در اين معنا از ملزومات توسعه اقتصادي، دستيابي به مزيتهاي
رقابتي شكوفايي و بروز خلاقيتها و ابتكار عمل فردي است. در جوامع فردگرا
افراد از گهواره تا گور تحت سيطره جامعه يا اجتماعات ديگر نيستند و مي توانند
از منافع خود دفاع كرده تصميمگيريهاي فردي زمينه بروز دارد و حريم زندگي
خصوصي هر فرد و افكار فردي تعريف شده و غيرقابل تعرض است.
اما آنچه كه درجامعه ايراني موجود است، عدم وجود روحيه تعاون و همكاري جمعي در جهت همافزايي نيروها و انرژي موجود در هر حيطه از كنش انساني است. اين خصيصه چنان در ساختار و كاركردهاي جامعه نقش رانده است كه امروزه شناسايي ايراني و فرهنگ او بدون آن ، ترسيم هيبتي است بدون نقش سيماي آن ، با همه زشتي و زيباييهايش!. در نوشتار حاضر تلاش براين است همراه با بررسي زمينه هاي بروز اين ويژگي ، به تبعات و دامنه اثرگذاري آن در عرصه هاي مختلف نيز اهتمام شود: 1. مروري بر هر كوي و
برزن در نقاط شهري و روستايي و مشاهده بنگاههاي خرد اقتصادي در امور خدماتي
وتوليدي نشانگر يك نماد خاص از ميل به تفرد و عدم تمايل به فرهنگ جمع گرايي و
گسترش پيوستار خصيصه "اجتماع بيش از دو نفر ممنوع" در فعاليتهاي اقتصادي است.
جدايي فضاي فيزيكي بسياري از مغازه ها و يا سرمايه و سرمايه گذاريهاي دو نفر
اعم از دو برادر ، دوست، همتبار ، همكيش و هموطن از سطح خرد تا كلان و برهم
زدن شراكت و جدايي شركا از عناصر ثابت سيماي اقتصادي كشور مي باشد. ادامه
چنين تصويري درآمار كلان اقتصادي نيز نمايان است به گونه اي كه از حدود دو
ميليون كارگاه و بنگاه اقتصادي در كشور 96 در صد زير 10 نفر كاركن دارند كه
از يك تا ده نفر در پيوستار بوده و ميل به يك تا 5 نفر در آن بيش از 50 درصد
است!. به همين دليل نيز چه بسا بتوان از يك منظر يكي از دلايل عدم توسعه
سرمايهداري و انباشت سرمايه و ظهور سرمايهداران جدي در كشور را همين تفرد
و تفرق فعاليتهاي اقتصادي و هرز روي منابع و سرمايه هاي مردمي دانست. در
دنياي صنعتي و سرمايهداري كه روزگاري ماهيهاي بزرگ (سرمايه داران وصاحبان
كارخانهها) ماهي هاي كوچك را مي خوردند تا بر توان ماندگاري و قدرت اقتصادي
و افزايش ميدان نفوذ خود در بازار بيفزايند و امروزه با ادغام شركتهاي بزرگ و
عقد قرارداد يكپارچه سازي بين آنها ، در صدد توسعه توان اقتصادي در مرزهاي
فرمليتي هستند ، جامعه ايران هنوز در كشاكش ستيز تفرد و روحيه جمع گرايي است.
"رنه" آلماني مينويسد "در دنيا ملتي نيست كه مثل ايراني از نشان دادن سرمايه
خود ترس داشته باشد وعلت عمده آن هم اين است كه ثروتمندان از ترس ماموران
دولتي مجبورند از روي كردن سرمايهشان خودداري كنند!"
2. در مثل است كه مي
گويند اگر دو ايراني يك جا جمع شود حزب تشكيل مي دهد واگر سه نفر شود منشعب
مي شوند! در جامعه ايرانيان مقيم ايالات متحده نيز كه امروزه ملتي در تبعيد
قلمداد ميشود، برخي از امريكاييها متلي عليه ايرانيان ساخته اند كه "اگر 4
ايراني يكجا جمع شوند بر سر 5 عقيده اختلاف نظر پيدا مي كنند!". فشار استبداد
سياسي در ايران از ديرزمان تا امروز چنان بوده است كه ميل به هرگونه حركت و
فعاليتي كه بوي تجمع و هم انديشي از آن بيرون مي آمد خاصه در تعارض با حوزه
نفوذ دستگاه حاكميت كه همواره تمامي عرصه هاي عمومي و خصوصي را در بر مي
گرفته است ، از همان بدو شكلگيري يا در نطفه خفه ميشد و يا در صورت عدم
آشكارشدن اين فعاليت ،كارگزاران و كنشگران اين محفل و تشكل ياراي تحمل
و شنيدن آراي مخالف را نداشته و پس از چند صباحي زمينه اختلاف و افتراق پديد
ميآمد. در نظامهاي خودكامه ايراني بندرت امكان ابراز نظر وانديشه وعمل وجود
داشته و مشاركت ، اعتماد به ديگري ، تلاش جمعي ، ملي گرايي ، عام گرايي يا
هويت جمعي در برابر خاص گرايي ، اعتراض جمعي و احترام و مداراي نظر ديگران
زمينه بروز و گسترش لازم را نيافته است. نمادها و نمودهايي از اين ويژگي
فرهنگي تفرد در برهههايي از آزادسازي يا عدم مهار و كنترل اجتماعي ناشي از
تحولات و آشوبهاي سياسي و جنبشهاي انقلابي نيز قابل شناسايي است كه چگونه
گروهها و دستجات مختلف تحمل آراي يكديگر را نداشته و با كوفتن بر سر يكديگر
سرانجام زمينه تسلط مستبد ديگر و ادامه حيات استبداد ايراني را فراهم
ساختهاند. هم اينك در جامعه ايران امروز نيز خواه در كوران سال و ماههاي
نخست انقلاب كه 4 محفل سياسي و حزب نه چندان ملي همديگر را بر نتافته و به
قلع وقمع يكديگر پرداختند ، و خواه در سالهاي اخير كه فرصت اندكي براي تشكيل
احزاب دولتي! نيز فراهم گرديد كه داستان خاص خود را دارد ! نكته اينكه در
ساختار اجتماعي -سياسي كشور چنان فضاي بي اعتمادي بين دولت و مردم گسترده و
نهادينه شده است كه تشكيل احزاب به عنوان يك كاركرد و انتظار از مردم نيز
توسط دولت صورت مي گيرد ، اما همين احزاب دولتي و دولت ساخته نيز تحمل آراي
يكديكر را نداشته و نه تنها مشروعيتي بين مردم نيافته و توانايي جذب عضو و
هوادار را نمي يابند بلكه در درون خود نيز اختلاف يافته و منشعب مي شوند! حس
مشاركت پذيري و مشاركت جويي در قالبهاي جمعي چنان ضعيف است كه نه ممارست
اجتماعي در آن صورت گرفته است ، نه حكومت چنين ميخواهد و نه ملت و مردم بر آن
باور و آگاهي دارند و كاركردهاي مثبت آن را مي شناسند و بدين ترتيب در هر
جغرافيا و تاريخي از اين مرزوبوم نيز بويژه در عصر حاضر اگر فرصتي براي
اجتماع آرا پديد آمده است فرياد و طغياني بيش نبوده و دور باطل "سكوت - فرياد
- سكوت" همچنان تداوم يافته است.
3 . گستره نفوذ ويژگي
فرهنگي تفرد علاوه بر عرصه هاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسي كه عمدتا در فرهنگ
عمومي به كنش و واكنش مي پردازد ، در عرصه هاي علمي و تحقيقاتي كه ويژه فرهنگ
علمي و كنشگران آن به عنوان نخبگان ، متفكران و روشنفكران و روشنگران اين
جامعه است ، نيز قابل شناسايي است. عدم همسويي منافع فردي و جمعي ، و شكاف
منفعتي بين آنها ، وجود فضاي ناامن ، عدم اعتماد افراد به يكديگر و عدم تعلق
و ميل به فعاليتهاي گروهي در عرصه فعاليتهاي علمي و پژوهشي ، قائم به فرد
بودن تلاشها و يافته هاي علمي و آسيبپذيري بيشتر اين يافته ها بر اثر عدم
مستند سازي و انتقال آن به ساير اعضاي يك تيم يا گروه ذينفع از جمله مختصات
چنين بعدي از فرهنگ علمي - پژوهشي در جامعه ايران امروز است. از همين روي است
كه بسياري از انجمن هاي علمي و موسسات تحقيقاتي با وجود اهتمام تني چند از
دلسوزان آن رشته ها تاسيس مي شوند ولي پس از چند صباحي به دليل عدم مدارا و
تحمل آراي يكديگر ، عدم مشاركت فعال ، غير انتفاعي و مدني اعضا و هواداران و
در نهايت فقدان فرصت هاي لازم براي فعاليتهاي اجتماعي مبتني بر تشكل هاي علمي
و صنفي در ساختار بروكراتيك ، قانوني و سياسي – اجتماعي كشور، اين انجمنها
يا موسسات دستخوش شكست يا تجديد ساختار و درگيري هاي ميانفردي قرار گرفته و
از كارآمدي بي بهره ميشوند. بي دليل نيست كه كمتر تحقيق يا فعاليت علمي را مي
توان يافت كه محصول يك فعاليت تيمي و جمعي بوده و بصورت مستمر به حيات خود
ادامه دهد. اين خصيصه نه تنها در علوم انساني و اجتماعي به دليل ماهيت سياسي
آن و تضاد بالقوه دستاوردهايش با منويات نظامهاي مستبد ، بلكه در ساير رشته
ها و فعاليت هاي علمي بيطرف و خنثي از نظر سياسي نيز كماكان قابل رديابي
است.
4 .در ساختارهاي آموزشي
نيز مبنا و الگوي عملي براي ايجاد و توسعه انديشه و روحيه و عمل جمع گرايي
وجود ندارد. تكاليف آموزسي ، برنامه ريزي درسي ، فعاليتهاي فوق برنامه و
تفريحي در مدارس و دانشگاهها نيز از ماهيت تفرد و جمع گريزي برخوردار بوده و
از اين خصيصه رنج مي برد. در كمتر خانواده ايراني ميتوان نشانه هايي از يك
فعاليت تيمي در بين فرزندان جست. در كمتر مدرسه و دانشگاهي مي توان زمينه و
امكان انجام فعاليت تيمي در حوزه هاي آموزشي و پژوهشي يافت. بسياري از
آموزهها و مفاهيم تدريس شده در كتب درسي نيز عموما با مصاديق فردي و شخصيت
هاي منفرد توام است و كمتر متوني در جهت پاسداشت و بزرگنمايي اهميت فعاليت
جمعي و گروهي مي توان يافت. اينهمه در يك فرايند پيچيده منجر به پي ريزي
شخصيت منفرد و تكروي ميشود كه جامعه ايران ديروز و امروز و ايرانيان معاصر در
سده حاضر با آن شناخته ميشود. در ايران امروز ، ايراني تنها بازي مي كند ،
تنها آموزش مي بيند ، در فرديت مستقل از خانواده جامعه پذيري را طي مي كند ،
تنها كار ميكند ، تنها توليد مي كند ، تنها برداشت ميكند، تنها مي انديشد و
در فرديت خود غوطه ور مي ماند و در فرديت و خاص گرايي و حداكثر در حريم
خانوادگي ، مي ميرد! در اين رهگذر يكه تازان عرصه اقتدار و فردسالاري باشلاق
ترس و ارعاب و تطميع بر ميدان عمل فردگرايانه و تفرد در سياست ، يورتمه مي
تازند! |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |