| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
گوئيا باور نمیدارند روز
داوری:
علی طهماسبی جمعه ۲۰ تير ۱۳۸۲ در وقت ظهر مثل كورها راه میروند. با آب زلالترين چشمهها دستان خود را میشويند بازهم پليدی دستهاشان بيشتر میشود. دست بههرچه می زنند، ملعون میشود. هرچه بيشتر میبلعند، گرسنهتر میشوند. هرچه بيشتر مینوشند، تشنهتر. هرچه بيشتر میگويند، كمتر شنيده میشوند. هرچه ديگران را بيشتر میترسانند، خود، بيشتر میترسند. هرچه بيشتر پنهانكاری میكنند، رسواتر میشوند. از يك راه میگريزند، از هفت راه بهدام میافتند. گويا هنوز درنيافتهاند كه اين همه، نشانههای آغاز داوری است. داوری را بهبازی گرفتند، انگار كه حرفی بيش نيست، آنهم برای فريب مردم. اما داوری حرف و حباب نبودكه درهوا گم شود. او از همان ابتدا بود. در ميان جماعت ايستاده بود. اگر او را میديدند، شايد فرجامشان اين نمیشد. اما او را نمیديدند و نمیشناختند. هنوزهم گويا او را نمیبينند، نشانههايش را درنمیيابند. اين است كه فرصتها را بازهم از دست میدهند. وقتی كه جباران دوره پيش، فروافتادند، ما هم هنوز داوری را نمیشناختيم، برخی مدعيان عدالت پنداشتند كه بهسبب عدالت ايشان است كه آن جباران از ميان رفتند. اكنون درمیيابيم كه آن پنداری بيش نبود. داوری كارش همين است كه مدعيان را به صحنه آورد، آنان را فرصت دهد تا بازی خود را بهتمامی انجام دهند، آنگاه اعمالشان را با روانشان يگانه میكند. دروغها، نيرنگها، وجنايتها، هويت فرجامينشان میشود، و برآنها شهادت خواهند داد. آتشی كه مردم را از آن میترسانيدند، در قلب خودشان زبانه میكشد وبه اين گونه، داوری، كار خود را از پيش میبرد. داوری، دادستان يا مدعیالعموم نيست كه از حق ديگران دربرابر متجاوز دفاع كند. اينهم شايد از فريبهايی باشد كه درضعف وزبونی میرويد وميوهای جز وهم وجادو بهبار نمیآورد. ديگران اگر آدم هستند، خودشان بايد از حقوقشان دفاع كنند. بايد چندان عميق واصيل شوند كهشايستگی كلمه حق را بيابند. وگرنه، ضعيفان وزبونان نيز خود، ستمگرانی هستند كه برخويش ستم روا میدارند وخود را از زيستنی انسانی وشرافتمندانه محروم میكنند. وبهاين گونه ضعيفان وزبونان نيز داوری میشوند. داوری، از آن رو جباران را داوری میكند كه روح خود را مسموم كردهاند، كه چشمانخودرا كور كردهاند، واينكه دستان خود را آلوده كردهاند. ازنگاه داوری، دروغ ونيرنگ جباران، پيش ازآنكه ديگران را بفريبد، خودِ آنان را فريفته است. شعبدههاشان، پيشاز آنكه چشم ديگران را بر واقعيت ببندد، چشمانِ خودِ آنان را كور كردهاست. پيش از آنكه ديگران را بهآشوب كشانند، خود را آشوب زده كردهاند. اينها ستمهايی است كه هركس به خود روا دارد، به داوری فراخوانده میشود. برای توبه، اگرفرصتی میبود، بايد دستارها از سرخود برمیگرفتند، ردای تزوير برتن خود پاره میكردند، ازپلاس كهنه محرومان، جامه برخويش میپوشيدند، ايوبوار در ملاء عام به خاك وخاكستر مینشستند، تا شايد بصيرت وبينايی به چشمانشان باز میگشت و داوری را كه پيش رويشان ايستاده وگريبانشان را گرفته است، میديدند. حتی يك وااَسفا برآن همه بيداد كه برخويش و بيگانه روا داشتند، شايد روند داوری را ديگر میكرد، وكينههای انباشته شده درسينهها را بهراه مهر درمیآورد. اما انگار كه هيچ اميدی نمانده است. با اينهمه، زمان، همچنان كش میآورد. اين شايد موهبتی باشد برای محرومان وضعيفان تا خود را در كوره رنجهامان عمق واصالت بخشيم، رنجهای شايستهتر ودردهای انسانیتر بيابيم. افقهای بالاتری در آسمان انديشهخود مشاهده كنيم. بياموزيم كه آزادی، يعنی بهدست گرفتن لگام سرنوشت خويش وپذيرفتن مسئوليت فرجامی كه خود، آنرا پديدخواهيم آورد. مبادا كه اسيرانِ امروز جباران فردا باشند. جباران هم، با قلب ودغل تلاش میكنند زمان را در چنبره خود در آورند، تا ايام خويش را طولانیتر كنند وبه داوری دورباش گويند. اما در اين بازی سهمگين شايد، داوری، جبارتر از جباران است و انگار كه ايام را برايشان تمديد میكند تا در طغيان خويش ويرانتر شوند ويُمْدْهْم فیطغيانهم يُعمُهون. علی طهماسبی 20تيرماه 1382 |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |