| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
بااعتصاب غذای خود بداد زندانيان سياسی
برسيم
سيدحسين شاهاسمعيلی جمعه ٤ مهر ۱۳۸۲ در يکی دوسال اخير حرکتهای اعتراضی مردم بخصوص نخبه گان سياسی ايران شدت گرفته است. شايد بخاطر دارا بودن از امنيتی محدود و پشتيبانی در دوائر دولتی – اکثر اعتراض کنندگان ازروشنفکران دينی هستند که گاهی بانامههای شخصي- گروهی وياسخنرانی درجلسات وياازتريبون مجلس به اختناق و رفتار ارتجاع حاکم اعتراض ميکنند. البته کم نيستند کسانيکه با قبول دردسرهای فراوان - دربدری و آوارهگی تا ازهم پاشی کليه روابط خانوادگی و اجتماعی خود تن به خطر ميدهند و فرياد اعتراض سر ميدهند. اعتراض به تمام نامردمی و بیمروتی نظام. از آنجائيکه اينان در مراجع قدرت قرار نداشته و از امکانات تشکيلاتی و انتشاراتی محدودی برخوردار هستند وزنه سنگين مقاومت بردوش روشنفکران مذهبی قرارگرفته است. اينان ازطرفی خود از پايهگذاران نظام جمهوری اسلامی بوده و هنوز هم درحفظ آن علاقمند هستند و لذا به ترميم و اصلاح آن دل بستهاند و از سوی ديگر توسط همين نظام اسلامی تحت پيگرد قرار گرفتهاند. فعاليتها و مبارزات اعتراضی و افشاگرانه کليه هموطنان سياسی ما در ايران - چه آنانی که ازدل همين جمهوری اسلامی بيرون آمده و چه ديگر رزمندگانی که با اصل و اساس نظام جمهوری اسلامی مخالفت دارند در 26 سال گذشته هزينههای بس سنگينی را بهمراه داشته و باز هم خواهد داشت. اين رسم مقاومت و مبارزه سياسی برای کسب آزاديهای دموکراتيک در کشورهای استبدادی است. متاسفانه درکشور ما ايران يکی از بدنوعترين و خشنترين نظامهای استبدادی حاکم است. زيرا اين رژيم مشروعيت خودرا از مردم نميخواهد بلکه ادعا دارد که مجری گفتههای پيغمبر اسلام است و بگفته آنان برای حفظ اسلام جان انسان ارزشی ندارد و هرچه آدم بکشد و هرچه زندگی انسانها را به فنا بدهد کار خطائی نکرده است. اين است فلسفه حاکميت و مشروعيت آنان. درچنين شرائطی که نظام ولايت فقيه درکل خود و آمران زبان نفهم قرون وسطايی آن گوش شنوائی برای شنيدن گفتهها و اندرزهای بحرانزدا و اصلاح طلبانه ندارند و هر روز خبر ميرسد که دولت پنهان تعدادی را به بيدادگاهها احضار کرده است- تعدادی را زندانی کرده و گاهی گداری نيز شنده ميشود که کسانی را درخيابان ربوده و يا بقتل رسانده است- درچنين شرائطی که دگرانديش با اتهامات گوناگون و بيشتر من درآوردی و بیاساس در زندانند چه بايد کرد و يا چه ميتوان کرد؟ بنا به اطلاعاتی عمومی که ما از زندانهای سياسی ايران داريم وضع زندانيان بسيار وخيم است. اين نورچشمان ما از هرگونه امکان زندگی و حقوق مدنی محروم هستند. مادر محسن سازگارا در نامهاش چنين مينويسد: پسرم محسنم- سه ماه است که باتنی نحيف و قلبی ضعيف در زندان بسر ميبری و خدا شاهد است که غير از دعای روز وشب بدرگاه پروردگار و استمداد از اوليای خدا به همه جای ممکن نامه داديم. پسرم بی وضو بتو شير ندادم و لقمه حلال پدر بدون بسم الله به سفره نيامد. پسرم نمازهای خاضعانه تورا از اولين سالهای کودکی بياد ميآورم و اينکه درعنفوان جوانی در نماز به تو اقتدا ميشد. هميشه و همه جا محضر تو برای همه جائی بود برای آموختن. ... پروردگارا در کجای اسلام تو آمده که ما در واپسين لحظات عمرمان شاهد اعتصاب غذای هفتاد روزه پسر پاکدامن خودمان باشيم و عليرغم درخواستهای مکرر بیخبر از وضعيت او و محروم از ديدنش و شنيدن صدايش باشيم. در چنين روزگاری چه بايدکرد و چه ميتوان کرد؟ عدهای از آزاديخواهان داخل کشور ميخواهند يکبار ديگر در روز دوشنبه هفتم مهرماه 1382 مقارن با 29 سپتامبر 2003 دست به اعتصاب غذای سياسی بزنند. آنان ميخواهند از اين طريق اذهان عمومی مردم ايران و ديگر مردم جهان را نسبت به وضع وخيم و غير انسانی زندانيان سياسی ايران جلب کنند. اين نيز راهی است برای اعمال فشار به حاکمان ارتجاعی ايران تا شايد رفاهی در اوضاع عمومی زندانيان سياسی ايران فراهم گردد. هموطنان آزاديخواه خارج از کشور بيائيد تا ما نيز در هرکجای دنيا و درهر شهری که هستيم با اعتراض خود از حقوق فرزندان عزيزمان که در زندانهای نظام ددمنشانه جمهوری اسلامی اسير هستند - بدون توجه به خواستها و اعتقادات اجتماعيشان- دفاع کنيم. اگر در شهر محل اقامتمان جمعيتی ايرانی فعال هست با آنان و اگر نيست همراه با نزديکترين انجمن و يا کانون ايرانيان دست به اعتصاب غذای يکروزه بزنيم. نگذاريم که جوانان ما که برای کسب حقوق آزاديخواهی وآزادزيستی مبارزه کرده است بی پشت وپناه بماند. نگذاريم جمهوری اسلامی صدايش را درگلو خفه کند. نگذاريم ارتجاع از ايران ما بيش از اين ويرانی درست کند. بااحترام سيد حسين شاه اسمعيلي |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |