| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
نسل امروز، به بيرون چشم ندوخته
• نسل امروز نه چشم به بيرون دوخته و نه
به قهرمان نيازی دارد، که قهرمان است و از نسل قهرمانان و خود، قلم بر سرنوشت خويش
میزند، و به قلمزن و کاتب و شاعر اميد نبسته.
بيژن صفسری شنبه ٢٤ خرداد ١٣٨٢ بی گمان آنانيکه بر خودفراموشی نسل امروز
اين کهنه ديار دل باختهاند، و با تحريف و پنهان داشتن پيشينه اين نسل، او را سر
گشته و بیسئوال ميخواهند، بايد امروز بر اين باور رسيده باشند که حکم راندن بر
چنين نسلی که از انقلاب بر آمده است کاری بس خطير و دشوار است و بر باور نمیگنجد
که اين نسل را آنچنان دانست، که چون در خانه گوش شنوايی نمیبيند، چشم به بيرون
دارد و قهرمان جستجو میکند، طرفه آنکه با واژگان دلفريب قهرمانان بیعمل هم، تخدير
نمیگردد و سر به لاک خود فرو نمیبرد.
نسل پيشين، نسل من است، که دست خالی بود و از دانستن هيچ نداشت جز اميد به معدود فرهيختهای که يا در کسوت شاعری بودند و يا قلم به اختيار داشتند، و آنچنان با تو از راز مگو، در لفافه میگفتند که اگر هوشياريت نبود، جز ياس و ملال، تحفهای نداشت، اما نسل امروز، نسل انقلاب است و محشور با قهرمانان زندهای که با ديدن بيراهه کشاندن انقلاب فريادشان بلند است که حجت بر نسل امروز تمام کردند تا بدانند، روزی روزگاری نه چندان دور، مردم اين کهنه ديار از پس بارها بیثمر برخاستنها، انقلابی را به ثمر رساندند که امروز آنانکه چشم طمع به آن دارند و به بيراهه میبرندش و افسوس که نه گوش شنوايی دارند و نه حافظهای که بياد بياورند گذشتگان سلف خويش را. آری آين چنين است که نسل امروز نه چشم به بيرون دوخته و نه به قهرمان نيازی دارد، که قهرمان است و از نسل قهرمانان و خود، قلم بر سرنوشت خويش میزند، و به قلم زن و کاتب و شاعر اميد نبسته، خاصه اگر حتی شاعری چون آن شاعر شيرين سخن باشد که در عصر شاهنشاهی اين ديار از پی کشتار بیسوال جوانان وطن سروده بود: شهريار را بگو دگر نكشند زآنچه كشتند، بيشتر نکشند بس بود آنچه بيش از اين کشتند باز گو بعد از اين دگر نکشند ما که ضد رژيم کشتاريم دوست داريم بی شمار نکشند اين جگر گوشگان پدر دارند پيش چشم پدر، پسر نکشند اين پدر مردگان، پسر دارند پيش چشم پسر، پدر نکشند آری نسل امروز بی نياز است و به مثابه بخشی از تاريخ معاصر اين مرز و بوم، خود، پا به ميدان مینهد تا هرگز تکرار نگردد آنچه را که همواره در تاريخ اين کهنه ديار به تکرار آمده است و جز اين انتظاری هم ازاين نسل نيست، که نسل امروز رخت نو بر تن ز تاريخ کهن پوشيده است، اگر راه ديگری باقی است، اين نسل امروز و تاريخ او، و من و (نسل پيشين) اين باران واژهها. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |