‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز






غمزه ابرو کمانان ياد باد
...‌ای شيخ سخن گفتن نمی‌دانی ، سخن نگفتن را هم نيز ندانی؟!


بيژن صف‌سري
جمعه ١٦ خرداد ١٣٨٢
http://safsari.persianblog.com/
نقل است در پی دادگاه فرمايشی شاه ، دکتر مصدق را محاکمه می‌کردند و کسانی هم به عنوان تماشاچی در دادگاه حضور داشتند از جمله ملکه اعتضادی که از زنان صاحب نفوذ دربار بود و از مخالفان مصدق.
در يکی از جلسات دادگاه وقتی دکتر مصدق با شور هيجان از خدمات خود به مردم و مملکت سخن می‌گفت و دستهای مرتعشش را حرکت می‌داد ، ملکه اعتضادی که در رديف تماشاچيان نشسته بود از جا برخاست و با صدای بلند رو به مصدق کرد و گفت يک پيرمرد سياسی که مملکت را به درگاه سقوط کشانده است نبايد در دادگاهی که به خيانت‌هايش رسيدگی می‌کند بترسد و اين چنين بلرزد ، دکتر مصدق که گوينده اين جملات را شناخته بود گفت خانم ، منار جنبان اصفهان هم، قرن‌هاست که می‌لرزد اما هنوز که هنوز است پا بر جاست.
حال حکايت امروز ماست که در چنين مقطعی از تاريخ ، دلمان مالش می‌رود که گروهی سرمست از باده قدرت با قدغن‌های بسيار خود راه بر تحقق آرمانهای انقلاب اين ملت بسته‌اند و با تمسخر و توهين ، تلاش اين ملت را که در طول ۲۴ سال گذشته با هزار اميد و آرزو با هر فراخوانی به پای صندوق‌های رای رفته‌اند ، به سخره می‌گيرند و مدام با سر کوفت و توهين ، قصد القا شکست مردم در اصلاح خواهيشان را دارند. تا جائيکه اخيرا از سوی دو رسانه‌ای که بيرق علم شان از ثروت اين ملت بر افراشته است بر شدت سرکوفت و توهين به ملت افزوده‌اند آنچنانکه يکی با تحريف تاريخ اين مرز بوم ، اجدادمان را قبل از پذيرفتن اسلام ، وحشی و غير متمدن دانسته ، و يکی هم با بی شرمی هر چه تمامتر با تميل زشت و موهن خود ، منتخبين مردم را در خانه ملت به گاوی وحشی تشبيه کرده و حتی با اخطار مدعی العموم هم زبان به حلق نکشده و از گاو طلب بخشش می‌نمايد. گرچه برای پاسخ به اين ياوه گويی‌ها بايد از کلام حاج شيخ محمد حسين بروجردی مدد جست که می‌گويند در پاسخ به ياوه گوئيهای واعظی که مردمی را به ستوده آورده بود پيام داد که‌ای شيخ سخن گفتن نمی‌دانی ، سخن نگفتن را هم نيز ندانی؟
اما زخم اين دشنه در اين است که اين همه از باده قدرتی است که خود بدست ياوه گويان داده‌ايم که امروز ملتی را از پی ناکامی در تحقق آرمانهای انقلابش چنين سر کوفت و تحقير می‌کنند غافل از آنکه در طول تاريخ اين کهنه ديار همواره ساکنان اين گستره تاريخی برای رسيدن به آرمانهای خود همچون طفلی که تا راه رفتن را بياموزد، صد بار به زمين خورد ه، تا عاقبت از پی همين لرزيدن‌ها و افت وخيزهالذت پيروزی دو انقلاب را چشيد يکی انقلاب مشروطيت و ديگری انقلابی که هنوز آرمانهايش تحقق نيافته است.
گرچه امروز سپر انداختيم
اما
غمزه ابرو کمانان ياد باد





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de