| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
بابک زنده است!
• بابک ١٢٠٠ سال پيش در برابر زور و ستم و
استبداد نيروی خارجی قد علم نموده و از آرمانهای سرزمينش دفاع به ياد ماندنی
کرد
• اگر ديروز سلاح بابک برای مقابله و دفاع از خود شمشير و تير و کمان و گرز بود، امروز، سلاح اين ملت قلم و بيان و علم و هنر است کيان صفری Kiyan_seferi@yahoo.com
پنجشنبه ٥ تير ١٣٨٢ گروههای چند ده نفری که در اواسط دهه ٧٠ به طور متناوب در ارتفاعات کوههای قاراداغ در اطراف قلعه بذ معروف به قلعه بابک جمع میشدند و اشعار ترکی سر داده و دل به موسيقی آذربايجانی میسپردند، شايد هيچوقت نمیپنداشتند که آنجا به زودی ميعادگاه صدها هزار انسان شيفته فرهنگ و هويت آذربايجانی خواهد شد. کوهها پر رمز و رازند. سرچشمه غرور و سربلندیاند. شايد به آن دليل که به آسمانها نزديکترند. مردمان کوهستان نيز با آن که مغرورند، انسانهايی ساده و بی پيرايهاند. به پاکی ابرهايی که به آنها از ديگران نزديکترند و خدای را در چند قدمی خويش دارند. در اين گيرودار کوههای آذربايجان پر رمز و رازترند و مردمان سربلند و مغرورش به دليل خصايل و اوصاف انسانی مثال زدنی و مشهورند. کوهها وقتی مزار انسانی وارسته، شخصيتی برجسته و يا قهرمان نامی را در خود جای میدهند، حالت معنوی خاصی پيدا میکنند و جايگيری قلعهای نظامی در دل کوهستان اصل صلابت و استواری کوه را دو چندان معنا میبخشد. کسانی که از جوار قلعهای هر چند نيمه آوار بگذرند، بعيد است که شيهه اسبان، چکاچک شمشيرها و صدای مردان جنگاوری را که برای دفاع از ناموس و آب و خاک خويش نهيب میزنند، نشنوند. برخيها ممکن است يارای شنيدن چنين صداهايی را نداشته باشند. چنين افرادی معمولا" از شنيدن ندای درونی خويش که نزديکترين صداها برای انسان است، نيز عاجزند. صدها هزار آذربايجانی که هر سال در روزهای پايانی هفته دوم تيرماه برای بزرگداشت ياد و خاطره بابک گردهم میآيند، علاوه بر آن که اين صداها را میشنوند، حس و درک میکنند، قامت بلند بابک را بر فراز قلعه هميشه استوارش به نظاره مینشينند و گرگ خاکستری را میبينند که با چشمانی تيز دور دستها را سير میکند. شور و شوق و جنب و جوش وصف ناشدنی در مراسم قلعه بابک نشانی عظيم و انکار نشدنی از پويايی و سرزندگی ملّت آذربايجان است. بابک و بسياری از قهرمانان ديگر اين ملّت زنده اند، چون ملتی هست که زوال و فراموشيشان را بر نمیتابد. ***
اهتمام جدی و عزم راسخ ملت آذربايجان برای
بزرگداشت بابک در سالهای اخير از جهات متعددی میتواند قابل توجه باشد.
اعلام پايان تاريخ از سوی فوکوياما در سال ١٩٨٩ تنها بيانگر يک روی سکه بود. شکل گيری جنبشهای هويت طلبی به منظور اعادۀ حقوق انسانی در گوشه و کنار جهان بسياری از کشورها، سازمانها و مجامع بين المللی را به چالش طلبيد. بروز سلسله حوداثی به طور مشخص و متمايز در محيطهای دانشگاهی شهرهای تبريز، اورميه و تهران در اواخر سالهای دهه ٦٠ و سالهای آغازين دهه هفتاد شالودۀ حرکتی دموکراتيک و مدنی را فراهم آوردند که امروز از آن به عنوان حرکت ملّی آذربايجان ياد ميشود. رشد مسئله ملی و انتشار آن در بين سالهای ١٣٦٨ و ١٣٧٦ در شهرهای کوچک و بزرگ آذربايجان گذشته از حوادث مشخص دانشجويی و انتخابات ١٣٧٤ تبريز با برگزاری مراسم مختلف ادبی و شعر، فعاليت گروههای هنری مرتبط با کودکان و نوجوانان، برگزاری کلاسهای آموزشی زبان ترکی و تاريخ در محافل غير رسمی (هر چند به صورت محدود و نامنظم) همبستگی مستقيم دارد. به سخن ديگر همگام با رشد کيفی مسئله ملی در سالهای ذکر شده شاهد رشد کمّی مطلوب آن نيز هستيم. از طرف ديگر چون رشد کمّی و حجمی هر پديدهای نيازمند فضا و مکانی در خور و مناسب است، مسئله ملی آذربايجان نيز به عنوان پديدهای اجتماعی لاجرم نيازمند فرصت و مکانی برای ظهور در سطحی کلان و ملی بود. جوّ نسبتا" بسته سياسی، اجتماعی و فرهنگی کشور در سالهای گذشته و سنگ اندازيها و مانع تراشيهای قانوني! در برابر درخواستها و مطالبات برحق و مشروع ملت آذربايجان از علل اصلی شکل گيری مراسم سالانه بزرگداشت بابک به مثابه گردهم آيی ملی اعتراض آميز در قلعه بابک میباشد. روح مدنی و دموکراتيک حرکت ملی آذربايجان که از ويژگيهای بارز و مثبت آن است، همواره مانع از به کارگيری شيوههای غير مدنی در مقابل ناملايمات و فشارها و تضييقها بوده است. فعالين حرکت به جای آن که برای راه اندازی تجمعات ملی در درون شهرها تلاش و فعاليت کنند، که مستلزم تحمل هزينههای اجتماعی احتمالی بود، به لحاظ درک شرايط و موقعيتها برای انتظام و هماهنگی مراسم خودجوش بابک همت گماردند که نتايج مثبت زيادی به همراه داشته است. با اين همه میتوان ادعا کرد که برگزاری مراسم بزرگداشت بابک به شکلی پرشکوه و استقبال عمومی از آن نشان از مشروعيت خواستهها در بين ملت، مقبوليت حرکت ملی آذربايجان و حقانيت آن دارد. فعالين حرکت هويت جويی آذربايجان به کرات خاطرنشان ساختهاند که عليرغم وجود ديدگاهها و سليقههای متفاوت و متنوع در بطن حرکت، "آذربايجان" درد مشترک همه است. لذا همه بايد و بايد صرف نظر از نگرشهای متفاوت به موضوع، پيرامون منافع ملی گردهم آيند. همايش بابک نمودی از اتحاد، انسجام و يکپارچگی طيفهای مختلف حرکت محسوب میشود. ظهور مراسم بزرگداشتی چنين باشکوه از درون حرکتی خودجوش بيانگر همبستگی درونی بسيار بالای حرکت ملی است. خدشه دار ساختن اين انسجام در نهايت به نفع ديگران خواهد بود. از اين رو حفظ وحدت و پرهيز از هر گونه تنش احتمالی در مراسم، توطئهها و سوء برداشتها را نقش بر آب خواهد کرد. همه طيفها و گروههای فعال بايد در جوِّی آرام و به دور از تنش ديدگاهها، عملکردهها و تلاشهای خود را به نمايش گذاشته و اين امکان نبايد از هيچ شخص و گروهی سلب شود. در نگاه اول واژۀ "قلعه" مفاهيم مبارزه و دفاع را به ذهن متبادر میسازند. تجمع ملی خودجوش ملت میتوانست در مکانی صرفا" فرهنگی تحقق پيدا کند. رجوع و گرايش ملی به قلعهای که به مدت ٢٣ سال کانون دفاع از آرمانها در برابر استيلای استبداد نيرويی خارجی بوده است، شگفت انگيز است. رجوع به بابک و قلعه استوار آن نمايانگر انديشه دفاع از گذشته و هويت تاريخی آذربايجان در ضمير ناخودآگاه انسان آذربايجانی است. بابک ١٢٠٠ سال پيش در برابر زور و ستم و استبداد نيروی خارجی قد علم نموده و از آرمانهای سرزمينش دفاع به ياد ماندنی کرد و امروز ملتی محروم از حقوق ابتدايی و انسانی با حداقل امکانات و با رعايت اصول دموکراسی برای احيای هويت خود مجادله میکند. اگر ديروز سلاح بابک برای مقابله و دفاع از خود شمشير و تير و کمان و گرز بود، امروز، سلاح اين ملت قلم و بيان و علم و هنر است. تجمع عظيم اما آرام و مبتنی بر اصول مدنی ملت آذربايجان در قلعه بابک به نوعی تلفيق مفاهيم سنت و مدرنيته است. آنجا شور و شعور به شکلی زيبا و ديدنی در هم میآميزند. آنجا مکانی است که "ديروز" و "امروز" آذربايجان به هم میرسند. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |