‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




اين كليه به فروش می‌رسد
  • مدت‌هاست «كليه» جزو اموالی شده كه در ليست فروش در مواقع ضروری قرار گرفته است. هر كس دستش از هر كجا كوتاه می‌شود و پولی كم می‌آورد قصد فروش كليه‌اش را می‌كند. اين پول درد بسياری را درمان می‌كند. در ايران ديگر كسی برای دريافت كليه مدت طولانی در انتظار نمی‌ماند. تا همين چند سال پيش روی ديوار كوچه پايينی ميدان ولی عصر، شماره تلفن هايی ديده می‌شد كه خواهان كليه بودند اما حالا اطلاعيه‌ها و شماره‌هايی يافت می‌شود كه صاحبان شان كليه خود را عرضه می‌كنند
  •  
    سعيده اسلاميه
    شرق - پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸۲
     
    روزها از مرگ دخترش گذشته است. اين روزها تبديل به سال‌ها شده‌اند. اما بالاخره حكم صادر شد. اعدام. اما خانواده دختر بايد پول ديه قاتلان را بپردازند. آنها می‌پذيرند. دختر كه مرده است، خانه هم فروخته می‌شود و چوب حراج به روی زندگی می‌خورد. اما باز هم پول كم است. از اين و آن قرض می‌گيرند. راه‌ها باريك می‌شوند. مادر ليلا كوتاه نمی‌آيد. دختر جگرگوشه‌اش را كشته‌اند. ليلای 11 ساله‌اش را. كاش فقط می‌كشتند، زجركش‌اش كرده‌اند. با سنگ بر سرش زده، پيكر نيمه جانش را از بالای كوه پرت كردند پايين. مادر ليلا پول جور خواهد كرد. اين را خودش می‌داند. می‌خواهد مرگ قاتلان را به چشم خود ببيند. روزها می‌گذرد و راه به جايی نمی‌برد. ديگر اثاث زندگی برايش نمانده حتی قابلمه‌های آشپزخانه را فروخته است. خيلی‌ها خواسته‌اند او را منصرف كنند اما نتوانستند. مادر ليلا به تنگنا كه رسيد آخرين راه به فكرش آمد صبح به خانواده‌اش اعلام كرد كه كليه‌ام را می‌فروشم. حداقل قسمتی از پول ديه جور می‌شود و رفت كه آزمايش دهد.
    •••
    مدت‌هاست «كليه» جزو اموالی شده كه در ليست فروش در مواقع ضروری قرار گرفته است. هر كس دستش از هر كجا كوتاه می‌شود و پولی كم می‌آورد قصد فروش كليه‌اش را می‌كند. اين پول درد بسياری را درمان می‌كند. در ايران ديگر كسی برای دريافت كليه مدت طولانی در انتظار نمی‌ماند. تا همين چند سال پيش روی ديوار كوچه پايينی ميدان ولی عصر، شماره تلفن هايی ديده می‌شد كه خواهان كليه بودند اما حالا اطلاعيه‌ها و شماره‌هايی يافت می‌شود كه صاحبان شان كليه خود را عرضه می‌كنند. يكی از مسئولان روابط عمومی انجمن حمايت از بيماران كليوی می‌گويد كه روزانه بين 150 تا 200 نفر فرم ثبت نام دريافت می‌كنند تا كليه خود را اهدا كنند. به كار بردن كلمه اهدا البته خالی از اشكال نيست چرا كه حداقل پولی كه از اين كار نصيب شان می‌شود پاداش يك ميليون تومانی بنياد بيماران خاص است كه تقريبا از اوايل دهه هفتاد اقدام به پرداخت چنين پاداشی كرد. تا همين چند سال پيش فقط همين مبلغ يك ميليون تومان بين خريدار و فروشنده كليه رد و بدل می‌شد اما با گذشت زمان و افزايش تورم و گرفتاری‌های رنگارنگ مردم اين مبلغ حتی به چهار ميليون تومان هم رسيده است. تجارت كليه چنان سودآور شده است كه به تازگی از كشورهای همسايه هم وارد می‌كنيم.
    خبرنگار سايت «بازتاب» از مهاباد گزارش داده است كه شماری از اتباع عراقی با تشكيل يك باند قاچاق اعضای انسان، اقدام به قاچاق كليه به ايران می‌كردند. در اين گزارش آمده است اين افراد با در اختيار داشتن مدارك جعلی كليه قاچاق شده از عراق را به عنوان كليه اهدايی در يكی از بيمارستان‌های ايران معرفی و اقدام به فروش آن می‌كرده‌اند. البته همچنان مشخص نشده كه اعضای اين باند كليه‌های مورد نياز خود را به چه شكلی از شهروندان عراقی به دست می‌آوردند.
     
    چه كسانی كليه می‌فروشند
    چندی پيش روزنامه ايران در گوشه‌ای از صفحات داخلی خود نوشت: «تلفن زنگ زد. صدای گرفته خانمی شنيده شد. گريست و اشك ريخت و گفت: «شما را به خدا مرا نجات بدهيد. يك هفته است فقط گريه می‌كنم. ساكن ورامين هستم، هشت سال پيش شوهرم به خاطر سرطان مرد. من ماندم و پنج بچه بی سرپرست. چندی بعد يك كليه خود را فروختم تا خانه‌ای برای فرزندانم تهيه كنم. با اين حال يك ميليون و دويست هزار تومان كم آ وردم و به خاطر همين نمی‌توانم به خانه ام بروم. امروز موعد خانه‌ای كه در آن مستاجر هستم سر آمده و صاحبخانه آ مده بالای سرم تا خانه را تخليه كند. او هم گرفتار است مثل خود من. به خاطر همين پسربزرگم كه 19 ساله است می‌خواهد يك كليه خود را بفروشد تا پول تهيه كند. خودم از زمانی كه كليه ام را فروخته ام مريض و بدحال هستم. نمی‌خواهم پسر جوانم دست به اينكار بزند. پسر ديگرم چهار ماه پيش بر اثر ابتلا به سرطان مرد. هر چه داشتيم خرج شيمی درمانی او كرديم و به خاك سياه نشستيم. كميته امداد هر دوماه 30 هزار تومان به من كمك می‌كند. خودم هم در خانه‌های مردم كلفتی می‌كنم. سه فرزند محصل دارم. خواهش می‌كنم، نگذاريد پسرم كليه خود را بفروشد. ما را نجات دهيد.‌»
    اما زن و شوهری كه به انجمن حمايت از بيماران كليوی مراجعه كرده بودند هر دو با هم توافق داشتند عمر زندگی زنانشويی شان 25 روز بود. آمده بودند هر كدام يك كليه بدهند شايد بتوانند پول پيش خانه شان را جور كنند. مرد می‌گويد: «از هر كجا كه می‌توانستم پول قرض كرده و مراسم عروسی را برگزار كردم. هر چه هم كار كنم و پول دربياورم سر برج بايد قسط وام هايم را بدهم. ديگر پولی برای پول پيش خانه نمی‌ماند.‌» مرد كه حرف می‌زند زن با سر حرف‌های شوهرش را تاييد می‌كند. آنان فرم‌ها را پر می‌كنند، می‌پرسم: «شما می‌دانيد عمل كليه چه عوارضی دارد. كوچك ترين عوارضش اين است كه شما ديگر نمی‌توانيد كار سنگين انجام دهيد.‌» مرد می‌گويد: «خب عوارض كه دارد اما در حال حاضر هيچ راه چاره‌ای نيست. ما عروسی مان را گرفته ايم و بايد يك خانه برای خود دست و پا كنيم.‌» راهروهای انجمن حمايت از بيماران كليوی شلوغ است. عده‌ای برای خريد آمده‌اند و عده‌ای ديگر برای فروش، برخی داروهای پيوند می‌خواهند و...
    طبق آمار تاكنون 15 هزار و 15 مورد عمل پيوند كليه در ايران انجام شده است كه 14 هزار و 600 مورد آن را از شخص زنده و 385 مورد ديگر از جسد بوده است. بسياری از كسانی كه بايد عمل پيوند انجام دهند بيشتر راغب هستند كه از فرد زنده كيه دريافت كنند كمتر كسی حاضر به قبول كليه از مرده است از اين رو برای كسانی كه قصد دارند كليه پيدا كنند قيمت بالا خواهد رفت. تا دو سال پيش بيشترين پولی كه در اين ميان ردوبدل می‌شد حدود دو ميليون تا دو ميليون و 500 هزار تومان بود اما حالا اين رقم تا دو برابر افزايش پيدا كرده است. برای همين محسن 25 ساله يك كليه خود را فروخت. اين را خودش می‌گويد: همين حدود‌ها گرفته است به گفته خودش برای تامين شهريه دانشگاه آزاد كليه‌اش را فروخته است. «رشته معماری قبول شدم. اصلا فكر نمی‌كردم شهريه‌اش اين قدر بالا باشد مخارج جانبی آن زياد. هر كاری می‌كردم باز هم كم می‌آوردم. تا اينكه به فكرم رسيد اين كار را كنم.» او راننده آژانس است و شبانه كار می‌كند. سه ماه از عمل‌اش گذشته است اما همچنان احساس ناراحتی می‌كند.
     
    • خانواده ات مخالفت نكردند؟
    - آنها اصلا نفهميدند. آن چند روز هم كه بيمارستان بودم گفتم، رفتم سفر با دانشگاه بعد هم فهميدند آن قدر ناراحت شدند كه حساب ندارد. مادرم گريه می‌كند. راستش حالا كه همچنان درد دارم كم كم نگران شدم.
    • حالا واقعا تمام مخارج دانشگاه تامين شد؟
    - «تا يك حد زيادی تامين شد. اما هنوز ناراحتم. مدت زيادی پشت فرمان نمی‌توانم رانندگی كنم. اول هم كه عمل كردم يك ماه خوابيدم. برای همين زياد نتوانستم كار كنم.‌»
    • فكر می‌كنی رفتن به دانشگاه آن قدر ارزش داشت تا تو كليه ات را بفروشي.
    «نمی دانم. بالاخره كاری است كه شده و الان ترجيح می‌دهم به هيچ چيز ديگری فكر نكنم.‌»
     
    درد مشترك فقرا
    فروش كليه فقط به ايران خلاصه نمی‌شود. تنگدستان كشورهای ديگر نيز اگر قوانين كشورشان اجازه دهد همين راه را انتخاب می‌كنند. لياقت علی نيز كليه‌اش را بدون توجه به گريه و زاری‌های همسر و خانواده‌اش فروخت. او برای پرداخت بدهی 104 هزار روپيه‌ای خود معادل 1800 دلار آمريكا تنها راه حل پرداخت اين بدهی را فروش كليه‌های خود دانست. سه سال پيش بيمارستانی خصوصی در پا كستان بدهی 1800 دلاری لياقت علی را پرداخت كرد ولی از آن زمان به بعد او هرگز از درد ناشی از نبود كليه راست خود رهايی نيافته است. لياقت كه به خاطر درد شديد قادر به حركت نبوده از نظر جسمانی هم ضعيف شده و ديگر قادر به كار كردن نيست. از اين رو بار ديگر اسير قرض و ديون شده است وی در مصاحبه با رويترز» گفته كه‌ای كاش هرگز كليه خود را نفروخته بودم ولی افسوس كه به ناچار تن به اين كار دادم ديگر نمی‌توانم برای ساعات طولانی كار كنم. پاكستان به سرعت به كعبه آمال تجار كليه مبدل شده است. تجارتی كه در بسياری از نقاط جهان از جمله كشور هند - همسايه ديوار به ديوار پاكستان - ممنوع است. افراد ثروتمند پاكستان و نيز خارجی هايی از عربستان سعودی، كشورهای خليج فارس و انگليس به بيمارستان‌های خصوصی پاكستان هجوم آورده‌اند تا با خريد كليه افراد فقير به اشخاص ديگر عمر دوباره بدهند. بر اين اساس سالانه صدها عمل جراحی پيوند كليه صورت می‌گيرد. ولی ماحصل چيزی جز فقيرتر شدن روستاييانی نيست كه قربانی اين تجارت می‌شوند.
    او از يكی از بستگان خود در شهر راولپندی شنيد بيمارستانی در ازای كليه پول خوبی می‌پردازد. لياقت می‌گويد وقتی يكی از پزشكان بخش پيوند كليه بيمارستان راولپندی 10 هزار و 400 هزار روپيه بدهی او را پرداخت كرد او تصور كرد كه ديگر همه چيز حل شده است. شايد بخت و اقبال با لياقت همراه نبوده كه از زمان عمل پيوند كليه، درد زيادی می‌كشد و بسيار ضعيف شده است. نشريه انجمن پزشكی آمريكا سال گذشته نوشت نتايج بررسی‌ها نشان می‌دهد كه حتی در صورت موفقيت آميز بودن عمل پيوند كليه، نجات و رهايی اهدا كننده از فقر كوتاه مدت خواهد بود. براساس اين بررسی‌ها 96 درصد از 305 فرد اهداكننده‌ای كه در شش سال گذشته در شهر «مدرس» هند كليه‌های خود را افروخته، صرفا برای پرداخت بدهی‌های خود دست به اين كار زده‌اند ولی سه چهارم از اين افراد باز گرفتار دام بدهی شده‌اند. حدود 86 درصد از اين افراد نيز پس از فروش كليه دچار ناراحتی‌های جسمی شده‌اند. 79 درصد از اين افراد نيز به ديگران توصيه كرده‌اند كه دست به چنين كاری نزنند. هر چند برادرزاده لياقت علی از بدبختی عموی خود آگاه است ولی خود را در دام مشابهی گرفتار كرده است. احمد خان می‌گويد برای عمل جراحی آپانديس همسرم 22 هزار روپيه قرض كردم و وقتی پسرم نيز فوت كرد 60 هزار روپيه ديگر قرض گرفتم. حال چاره‌ای جز اين ندارم كه برای پرداخت قرض خود كليه ام را بفروشم. او در پايان تاكيد می‌كند كه ارباب او را تحت فشار قرار داده و گفته است حتی اگر مجبور شود دخترش را بفروشد بايد بدهی خود را بپردازد. 





    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de