| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
خروج از قدرت، بازگشت به جامعه
محمدجواد روح
چند ماهی است كه عبارت «فاز دوم اصلاحات» سكه رايج بحثهای سياسی و گفت وگوهای مطبوعاتی شده است. عاملان رواج اين سكه كسانی هستند كه گرچه از «اصلاح درون ساختاری» نااميد شدهاند و آزمون دوباره اين آزموده را برنمی تابند اما از نفس فعاليت سياسی - اجتماعی كناره نگرفتهاند. آنان معتقدند كه «مشی اصلاح از درون» همچنان يك استراتژی كاركردی است. با اين تفاوت كه برخلاف دوره نخست، قرار نيست كه اصلاحات تنها اسب تروايی برای فتح سنگر به سنگر مناصب حكومتی باشد. ظاهرا در اين مورد اتفاق نظر در ميان بخش عمدهای از روشنفكران، اپوزيسيون و جنبش دانشجويی در داخل كشور و نيروهای سياسی هوادار مشی اصلاح در خارج كشور به وجود آمده است. اما در اين باره كه اهداف و برنامههای دوره جديد و راهبردها و راهكارهای ممكن در اين زمينه كدام است، همچنان بازار بحث و گفت وگو داغ است. در اين ميان، يك موضوع مورد توافق ديگر هم ميان اين دسته از نيروهای سياسی و فكری كشور مورد توافق قرار دارد. پيش از هر چيز، لازم است جبهه سياسی جديدی گشوده شود كه بتواند اقدامات مشتركی را انجام دهد. عنوانی كه بر اين جبهه گذارده شده «جبهه فراگير دموكراسی خواهی» است. عنوانی كه از سوی گردانندگان ماهنامه «آفتاب» و سپس طيف اكثريت تحكيم وحدت پيشنهاد شد و ظاهرا مورد توافق طيفهای مختلف اين نيروها قرار گرفته است. اين عنوان تا حدودی هدف اصلی شكل گيری ائتلاف جديد را نيز بيان میكند: «استقرار و تعميق دموكراسی در ايران». اما چون تاكنون جبهه تازه، تشكيل نشده و تنها از آن نامی در صفحات اينترنت و مجلات تئوريك و اندك بيانيههای سياسی آمده، مشخص نيست كه اين هدف كلی، به چه شكل، توسط چه كسانی و در كدام سطح اجتماعی پيگيری خواهد شد. فراخوانی كه از سوی «سيدمحمدرضا خاتمی» دبيركل جبهه مشاركت در مراسم افتتاحيه كنگره پنجم اين حزب برای همكاری با نيروهای هوادار دموكراسی اعلام شد، در جهت شفاف شدن اين نقاط ابهام دارای اهميت است و به دليل تشكيلات نسبتا منظم و گسترده اين حزب میتواند مشكل سازماندهی جبهه تازه را نيز تا حدود زيادی مرتفع كند. با اين حال، فراخوان جبهه مشاركت و نيز تفسيری كه دبيركل اين حزب در سخنان خود تحت عنوان «قرائت دموكراتيك از قانون اساسی» ارائه كرد، با يك پرسش اساسی مواجه است و آن اينكه چطور میتوان هم در ساختار سياسی موجود حضور داشت و هم چنين تفسيری را از قانون اساسی اراده كرد و هم در جهت تحقق آن با نيروهايی همراه شد كه از سوی قرائت رسمی «غيرخودی» تلقی میشوند؟ با توجه به سوابق جبهه مشاركت و فعالان آن بعيد به نظر میرسد به اين پرسش، پاسخی صريح داده شود. اما در عين حال به نظر میرسد طراحان و تئوری پردازان اين حزب، پيشاپيش پاسخ اين پرسش را دادهاند. آنها خود میدانند كه روند تحولات در ساخت سياسی جمهوری اسلامی به سمت و سويی میرود كه نيروهای اصلاح طلب راديكال - كه چهرههای شاخص جبهه مشاركت در صدر آنها قرار میگيرند - در آينده نزديك در اين ساختار جايی نخواهند داشت. تعيين صلاحيتهای انتخابات مجلس هفتم در كنار چشم اندازی كه از مشاركت اندك شهروندان در شهرهای بزرگ وجود دارد، به همراه سرخوردگی بسياری از نيروهای نزديك به جبهه مشاركت از فعاليت درون ساختار سياسی اين تحليل را به دست میدهد. در نتيجه، برخلاف آنچه در بدو امر به ذهن میآيد، اظهارات دبيركل جبهه مشاركت چندان ايده آليزه و يا توهم آلود نيست. چرا كه اين حزب سياسی پس از آنكه در پيشبرد برنامههای خود در حاكميت (پوزيسيون) ناكام ماند و درهای اصلاح وضع موجود را به روی خود بسته ديد و از سوی ديگر، پايگاه اجتماعی خود را نيز رو به افول يافت، مسير ديگری را برگزيد كه همان قرار گرفتن در حوزه اپوزيسيون است. جبهه مشاركت اگر بخواهد همچنان «جبهه مشاركت» باشد و از شعار «ايران برای همه ايرانيان» و يا تفسير خاص خود از قانون اساسی دست نشويد و به مرامنامه اش پايبند باشد در وضع موجود، جايی در حاكميت نخواهد داشت. در مقابل اين حزب دارای نقاط قوتی است كه میتواند آن را به نقطه اتصال نيروهای منتقد حاكميت تبديل كند؛ يك جبهه وسيع سياسی با نيروهايی كه برخورد با هر يك از آنها هزينههای خاص خود را دارد و نيز از سابقه طولانی در حاكميت جمهوری اسلامی برخور دارند. آنچه در انتخابات مجلس هفتم رخ خواهد داد، بسيار گرههای موجود در فضای سياسی ايران را خواهد گشود. سرنوشت جبهه مشاركت و جريانی كه «چپ مدرن» ناميده میشود، يكی از آنهاست. در دور جديد، همراهان جبهه مشاركت ديگر همانها نخواهند بود كه تاكنون بودهاند. حتی اين احتمال هست كه درون اين حزب سياسی هم انشعابهايی شكل گيرد. اما اين وضعيتی ناگزير برای جبهه مشاركت است. اگر فعالان آن بخواهند كه همچنان در عرصه سياسی ايران فعال و مورد توجه باشند، ضروری است سرنوشت خويش را در «جامعه» بجويند. همان جايی كه قرار است فاز دوم اصلاحات، رخ دهد. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |