‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




تحريم انتخابات: هديه‌ای به اقتدارگرايان
  • طرح شعار تحريم انتخابات گرچه با ظاهری چپ نمايانه و مبارزه جويانه با عناصر اقتدارگرا مطرح می‌گردد، اما در واقع تسليم شدن و پذيرفتن برتری کامل نيروهای اقتدارگرا در عرصه قدرت سياسی و هديه کردن تمامی قدرت سياسی به آنهاست.
  • جامعه ما امروز بيشتر از هميشه محتاج راه حل‌های مشخص و عملی است. شعارهای عوام پسند کلی، قهر اجتماعی و سياسی و گوشه گيری و تسليم قدرت، و يا پناه به امدادهای غيبی فرا مرزی ما را بيشتر فلج کرده و به نفع اقتدارگرايان حاکم تمام خواهد شد.
     
     
    رضا فانی يزدی
    rezafani@yahoo.com
    يكشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۸۲


    گرچه هنوز شش ماه به انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی باقيست، ولی چند هفته ايست که برخی از دوستان قلم زنی پيرامون تحريم شرکت در انتخابات را شروع کرده‌اند.
     
    شش ماه در حيات سياسی کشور ما که سرشار است از التهابات سياسی و دگرگونی‌های غير منتظره، مطمئنا زمان کمی نيست. به خاطر داشته باشيم که از شروع اولين ناآراميها و تظاهرات اوليه تا پيروزی انقلاب 57 تقريبا چيزی بيشتر از يک سال طول نکشيد. يک سالی که سرنوشت جامعه در آن دچار دگرگونی‌ها و تغييرات بنيادين عميقی گرديد. جزيره ثبات آريامهری نه تنها به انتخابات آزاد و نخست وزيری شادروان بختيار رضايت داد، که حتی صدای انقلاب را شنيد و رهبران نظامی کشور نيز به خواست ملت تمکين و درجهت تغييرات بنيادين در تماميت نظام سر تسليم فرود آوردند.
     
    حتی در کشورهايی که ثبات سياسی و اجتماعی در آنها کاملا برپاست، هيچ سياستمدار دورانديشی چنين شتابانه برگ‌های سياست را رو بازی نکرده و از قبل تسليم خود را اعلام نمی‌دارد.
     
    چه شده است که هنوز قبل از حتی اعلام نام نويسی و قبل از اينکه اقتدارگرايان حاکم و شورای نگهبان آنها تصميم به حذف کانديداها نمايد، ما با عجله تمام سعی در جلوگيری از ثبت نام کانديدها کرده و فرياد بر آورده ايم که انتخابات تحريم است و مبادا که در آن شرکت کنيم.
     
    گروهی از دو دهه قبل همه چيز را تحريم کرده و هرحرکت اعتراضی از درون و هر تلاش جهت اصلاح از درون و يا افشا از درون را حرکتی همسو و درجهت همياری و تقويت جناح اقتدارگرا می‌دانند. برای آنها در واقع از همان ابتدا ظاهرا بيشتر از يک جريان در حاکميت نظام جمهوری اسلامی مشهود نبوده و نيست و به همين لحاظ از ابتدا با يک شعار "نه" تاريخی حساب خود را با آنچه در اين بيست ساله گذشته است، يکسره کرده اند و با تکرار همان "نه" تاريخی هر چند سال يکبار شعار تحريم خود را دوباره فرياد می‌کنند.
     
    روی سخن من اما با آنهاست که حوادث را دنبال نموده، تغييرات و گروه بندی‌های درون نظام را تميز داده و خواهان شرکت فعال در سياست کشورند. رسيدن به مدينه فاضله خود را نه در يک جهش سريع که دريک پروسه دشوار نبرد سياسی می‌جويند.
     
    تحريم انتخابات در حقيقت به چه معناست؟ 
    همه ما می‌دانيم که يک اقليت پانزده درصدی متشکل و تحت رهبری اقتدارگرايان امروز در جامعه ما به جد تصميم دارند که تماميت نظام سياسی را به هر قيمت ولو با اعمال بدترين اشکال خشونت به کف قدرت آورند. چرا و چگونه است که ما تصميم گرفته ايم که اين تسخير قدرت را برای آنها سهل و آسان نموده و با پرداخت کمترين هزينه برای آنها، به آنها ارزانی داريم. حرکت شورای نگهبان در حذف کانديداهای شرکت در انتخابات خود يکی از پرهزينه ترين اشکال افشا کننده اين اقليت انحصارطلب بوده و خواهد بود.
     
    آيا مجلس ششم برای آنها که دم از تحريم شرکت در انتخابات مجلس هفتم می‌زنند، دستاوردی از جهت توسعه سياسی و بازنمودن تناقضات سياسی جامعه نداشته است؟
     
    آيا اکثريت قاطع نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم قبل از ورود به مجلس به همين روشنی که امروز در جبهه اصلاحات قرار دارند، در اين جبهه بودند و صحبت از انسداد سياسی جامعه می‌کردند؟ شرکت اين افراد و مواجهه آنها در مبارزه سياسی نه تنها به رشد سياسی آنها که به درک جامعه از توانايی‌های سيستم حکومتی و باز نمودن تناقضات دستگاه‌های مختلف حکومتی و بويژه قانون اساسی جمهوری اسلامی برای عبور به دمکراسی و دمکراتيزه کردن سيستم کمک شايانی نموده است. باز شدن تناقضات درونی نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن نتيجه شرکت مردم و نمايندگان منتخب آنها در سطوح مختلف سياسی و اجتماعی کشور بوده و بجز آن ميسر نمی‌بود. اگر امروز با شهامت ترين افراد از جبهه اصلاحات همچون اکبر گنجی و ساير دوستان از تناقض قانون اساسی با مردمسالاری سخن می‌گويند و تامين مردمسالاری را در بازنگری بنيادين در قانون اساسی جمهوری اسلامی و جدايی مذهب از حاکميت سياسی راه می‌جويند، چيزی نيست جز نتيجه شرکت مستقيم آنها در تقابل سياسی با جناح‌های اقتدارگرای حاکميت در عرصه‌های موجود فعاليت سياسی کشور که مهمترين آنها در مجلس شورای اسلامی نظام تبلور يافت.
     
    سوال اينجاست: چرا به جای فشار از طريق مجلس ششم و نمايندگان اصلاح طلب درون مجلس و اتکا به مشارکت مردم و جستجوی راهکارهای جديد سياسی و توسل به فشار از پائين سعی در برداشتن موانع شرکت نمايندگان در انتخابات مجلس هفتم را به پيش نمی‌بريم؟ اگر نمايندگان اصلاح طلب و آقای خاتمی که خود لوايح دوگانه را به مجلس آورده و تصويب آنها را راه حل موقت عبور از انسداد کنونی ارزيابی کرده اند، که تا حدودی هم ارزيابی درستی برای عبور از مرحله کنونی است، چرا نبايد اين لوايح را به رفراندوم عمومی مردم گذاشت و مانع شورای نگهبان را دور زد؟
     
    تشويق و فراهم نمودن فضای عمومی جامعه برای پذيرش رفراندوم به منظور از ميان برداشتن موانع از جمله حذف نظارت شورای نگهبان يکی از اساسی ترين موجبات شرکت دوباره مردم در حيات سياسی کشور بوده و زمينه ادامه حرکات اصلاح طلبانه را برای آينده جامعه فراهم می‌نمايد.
     
    شعار تحريم انتخابات در شرايطی که هيچ آلترناتيو سياسی ديگری در جامعه وجود ندارد، نه تنها تسليم به خواست اقليت اقتدارگرای حاکم در قبضه نمودن تماميت قدرت است، که نفی مشارکت مردم در حرکات روزمره سياسی کشور نيز می‌باشد.
     
    آنها که شعار تحريم انتخابات را پيش می‌کشند، پس از قبضه به ظاهر قانونی قدرت از طريق انتخابات با حداکثر پانزده درصد آراء توسط اقليت اقتدارگرای جامعه، چه برنامه سياسی مشخصی را ارائه می‌نمايند؟
     
    همه ما خوب می‌دانيم که اقليت اقتدارگرای حاکم در پس پيروزی به ظاهر قانونی در عرصه انتخابات مجلس هفتم و رهايی از شر مزاحمان اصلاح طلب حاضرند با دادن برخی امتيازهای معين در داخل و خارج از کشور و با ارائه چهره‌ها و شخصيت‌های جديد سياسی، و نه منفورين گذشته، جامعه را فريب داده و با سودجويی از شرايط پيچيده و بغرنج منطقه و امضای عهدنامه‌های بين المللی و پذيرش سيادت امريکا در عرصه‌های معين ادامه حيات سياسی خود را تضمين نمايند.
     
    عدم سازماندهی نيروهای مردمی و تشکل‌ها و نهادهای اجتماعی، عدم همکاری جريان‌های مختلف سياسی در داخل و خارج از کشور، بی اعتمادی و تشتت آراء سياسی در جامعه ما از عمده ترين موانع جدی دمکراسی در جامعه است که با شرکت در حرکات اجتماعی فراگير از قبيل تهييج عمومی مردم در يک رفراندوم عمومی برای تصويب لوايح دوگانه و از اين گونه حرکات سياسی مشخص و نتيجه مند و ملموس می‌تواند مرتفع گردد.
     
    طرح شعار تحريم انتخابات گرچه با ظاهری چپ نمايانه و مبارزه جويانه با عناصر اقتدارگرا مطرح می‌گردد، اما در واقع تسليم شدن و پذيرفتن برتری کامل نيروهای اقتدارگرا در عرصه قدرت سياسی و هديه کردن تمامی قدرت سياسی به آنهاست.
     
    مسلما انتخابات مجلس هفتم و نتيجه آن نيز پايان راه نخواهد بود، اما مشارکت مردم و باور آنها به تغيير و تحول و استفاده از تمامی امکانات موجود، کنش مند يا کنش پذير، از بالا و از پايين، انتخابات و اعتراضات، نهايتا کليد حل و رفع انسداد سياسی جامعه ماست.
     
    جامعه ما امروز بيشتر از هميشه محتاج راه حل‌های مشخص و عملی است. شعارهای عوام پسند کلی، قهر اجتماعی و سياسی و گوشه گيری و تسليم قدرت، و يا پناه به امدادهای غيبی فرا مرزی ما را بيشتر فلج کرده و به نفع اقتدارگرايان حاکم تمام خواهد شد.
     
    با احترام،
    رضا فانی يزدي
    20 شهريور 1382





  • [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de