‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





روحانيون ايران و شورای حكومتی عراق
  • می‌گويند: اين سعادت عراقی‌ها است كه بالاترين مرجع تصميم‌گيری برای آنها در حال حاضر امريكائيها هستند كه نميگذارند هيچ قشر و گروهی بر ديگر اقشار جامعه سلطه يابد اما ، بدبختی و كابوس ملت ايران است...
     
    رضا اديب
    چهار‌شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۲

    اكنون از اطراف و اكناف مختلف خاورميانه در بوق ميكنند كه شورای حكومتی عراق چونكه بوسيله امريكائيها تعيين شده غير مشروع است و در عين حال درباره حكومت افرادی مانند صدام يا خمينی به اين دليل كه آنها گماشته مستقيم امريكا نيستند نگرش تحسين‌آميز ميگيرند يا در بدترين موضعگيريها سكوت پيشه ميكنند. طی اين نوشته ميخواهم اين دو نوع سيستم‌ها را باهم مقايسه كنم. هدف من بی‌اهميت نشان دادن منشأ هر يك از اين نظامها ميباشد. به عبارت ديگر مهم نيست كه از بيرون آمده باشد يا از داخل، بلكه مهم اين است كه چه آثاری از خود به جا ميگذارند و چه دستاوردی برای ملت‌های كه بر آنها حكومت ميكنند به ارمغان ميآورند. در اين مقايسه از يك طرف شورای حكومتی عراق و اعضای آن كه به زعم مخالفان آنها مزدور امريكا و غير ملی هستند و از طرف ديگر حكومت خمينی در ايران كه از نظر اين منتقدان حتماً ملی ، مردمی و مشروع است! قرار ميگيرد. با اين توضيح كه حكومت اسلامی در ايران در ابتدا با شعارهای رهائی انسان از قيد و بند ديكتاتوری آغاز كرد اما بعد از يك مدت كوتاه به يك نظام دينی مستبد و خشن متحول شد، و اين امر البته هرگز از نظر مخالفان امروز شورای حكومتی مورد سؤال قرار نگرفت و در چشم برخی از آنها يك نظام ايده‌آل محسوب می‌شود. همچنين ميخواهم وضعيت شورای حكومتی عراق با دولت موقت بازرگان در سال 1358 را تقريبا يكی بدانم و از سوی ديگر روش‌های مخالفان آنها كه شامل انواع تهمت‌ها ، افتراها و تهاجمات خشن بود را يكسان بدانم. نتيجه چنين مقايسه‌ای ميتواند به شكل موارد زير ظاهر شود:
    1) خمينی در ايران ديروز و امريكائی‌ها در عراق امروز، بالاترين مرجع تصميم‌گيری بعد از فروپاشی يك نظام سياسی پيشين محسوب می‌شوند. امريكائی‌ها متهم هستند اشغالگرند ، فرهنگ غير اخلاقی غرب را با خود حمل می‌كنند و برای منافع خود و استثمار ديگران به منطقه آمده‌اند. اما خمينی از نظر تبليغ‌گران جمهوری اسلامی بت‌شكن ، متدين و فردی كه از ميان توده‌ها برخاسته و جز حاكميت مستعضفان هدفی ديگر ندارد، تصوير ميشود. امريكائيانی كه بد هستند! اكنون تلاش ميكنند در عراق هيچ حزب يا دسته‌ای بر ديگران سلطه مطلق پيدا نكند و قدرت و ثروت مردم عراق را در انحصار خود نگيرد. اما خمينی كه خوب است! ديگر احزاب و نيروهای شركت‌كننده در انقلاب 1357 را سركوب كرد و قدرت و ثروت را در انحصار يك قشر يعنی روحانيون قرار داد تا 25 سال به جنايت و غارت مال و ناموس مردم ايران بپردازند.
    2) شورای حكومتی عراق و دولت موقت بازرگان هردو در پی اين كار هستند و بودند كه نهادهای مدنی را در جامعه توسعه دهند، فرآيند قانونی كردن امور دولت را گسترش دهند، آزادی‌های فردی و اجتماعی، آزادی بيان و رسانه‌های جمعی را تضمين كنند. اما در جهت ديگر، مخالفان آنها از طريق هياهو و جنجال، ترور ، تو سر و سينه خود زدن و بالا رفتن از ديوار سفارت مردم ، برای كسب و انحصار قدرت به هر دری زدند و كثيف‌ترين وسائل را به كار گرفتند. امريكا كه بد است! از گروه اول حمايت ميكند و خمينی كه خوب است! آشوبگران، قانون‌شكنان و جانيان را زير چتر رهبری خود قرار داد.
    3) اعضای شورای حكومتی عراق و اعضای دولت موقت بازرگان افرادی بودند كه بيشتر آنها در دانشگاه‌های معتبر دنيا درس خوانده بودند، مفهوم جامعه مدنی را ميدانند و مجموعه برگزيده و نخبه‌ای از اهل سواد ، مطالعه و فرهنگند. اما مخالفان آنها مقتدا صدر، رفسنجانی ، خامنه‌ای ، اردبيلی ... (در اوايل انقلاب رفسنجانی و باند حاكم بر ايران امروز دست كمی از مقتدا صدر نداشتند) مشتی عوامفريب ، بی‌سواد و بی‌فرهنگ و شارلتان هستند كه هدفی جز قدرت‌طلبی ، ثروت اندوزی و غارت مردم با استفاده از ابزار دين ندارند. امريكا كه بد است! تحصيلكردگان و دانشگاهيان را تشويق ميكند و خمينی كه خوب است! عوامفريبان را بر مردم مسلط كرد.
    4) هواداران شورای حكومتی عراق و هواداران دولت موقت بازرگان طبقات متوسط جامعه، فرهنگيان ، دانشجويان، تجار ميانه‌حال و زنان تحصيلكرده هستند. اما هواداران خمينی و مقتدا صدر توده بيسواد جامعه، ملاتاريا ، گرسنگان و گداگشنه‌ها هستند. گروه اول در پی حاكميت عقلانيت و نظم در جامعه هستند و گروه دوم در پی هيجان ، احساس و رفتارهای آنی و تخريبی ميگردند. امريكا كه بد است! در پی افزايش تعداد گروه اول است و خمينی كه خوب است! وجود خود را بر پايه فقر و بيسوادی بنا نهاد و هر چه از تعداد فقرا كاسته شود و بر تعداد افراد با سواد افزوده گردد ، وجود خود و دار ودسته خود را در خطر ميديد.
    5) شورای حكومتی عراق و دولت موقت بازرگان تلاش ميكنند و ميكردند كه نقطه پايانی برای خرابيهای بازمانده از رژيم پيشين تعيين كنند و از زمانی كه آنها تصدی امور را به عهده گرفتند اميدوار هستند و بودند كه هزينه‌های تخريبی منشأ گرفته از تصميمات حماقت‌آور و دور از مشاركت واقعی ملت را به حداقل ممكن برسانند. اما رفسنجانی و دارودسته وی نه فقط چيزی را آباد نكردند بلكه مهلك‌ترين و مخرب‌ترين هزينه‌های تاريخ ايران را بر گردن ملت ما رقاب زدند. از همان ابتدا به حساب مردم ستمديده كشورمان ، دشمنی خود را با دنيای متمدن نشان دادند. هر روز كه تعداد آخوندهای ظاهر شده بر صفحه تلويزيون بيشتر ميشد به همان ميزان ارزش پول ايران كاسته ميشد. توريستها ايران را تحريم كردند و وارد شدن به جنگ و شعار «جنگ جنگ تا پيروزی» كه نزاع را تا هشت سال تداوم داد ضرر يك هزار ميليارد دلار به اندازه ضرر تمام مستبدينی كه در طول تاريخ بر ايران حكومت كردند، بر مردم مستضعف تحميل كردند. امريكا كه بد است! از انديشه اول حمايت ميكند و خمينی كه خوب است! از انديشه دوم.
     
    با چنين نتايجی يك انسان عاقل كدام را برمی‌گزيند ، خمينی كه از ميان توده‌ها برخاست و اين همه به مردم ضرر زد يا شورای حكومتی عراق كه از خارج آمده ، مورد حمايت خارجی است اما تاكنون در مسير درست گام برداشته و هزينه‌ای بر مردم عراق تحميل نكرده است؟
    و يك مسئله ديگر اينكه اين جمله درست است كه ميگويند: اين سعادت عراقی‌ها است كه بالاترين مرجع تصميم گيری برای آنها در حال حاضر امريكائيها هستند كه نميگذارند هيچ قشر و گروهی بر ديگر اقشار جامعه سلطه يابد و بدبختی و كابوس ملت ايران است كه بالاترين مرجع تصميم گيری آنها در آغاز انقلاب خمينی بود كه سند انقلاب مردمی به پا خواسته و اميد بسته به عدالت و آزادی را بنام مشتی آخوند عوامفريب زد تا هر چه بخواهند بر سر اين مردم بياورند و هركس كه اعتراض كرد يا در زندان انداختند و يا در درياچه‌های نمك و بيابان‌های تهران و ديگر شهرها زير خاك كنند؟
    قضاوت در اين باره را به عهده خواننده ميگذارم.
     





  • [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de