‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





دکتر مصدق و اخلاق سياسی
  • اگر در عرصه سياسی تعليمات ماکياولی و روش تالييران و مترنيخ و راسپوتين، استالين، چرچيل و کسينجر و هزاران سياستباز نظاير اينان را داريم که سياست را مشغله‌ای کثيف و فاسد و حرفه شيادان و دروغگويان و فتنه گران و حيله گران و حيله بازان ساخته است، شخصيتهائی چون سقراط و بزرگمهر و گاندی و نلسن ماندلا و آلينده و امير کبير و مصدق و ويلی برانت، سارتر و برتراند راسل را هم داريم که با روش و رفتار خود به کار سياسی آبرو و حيثيت داده‌اند

    اطلاعيه از جبهه ملی ايران 
    دکتر علی راسخ افشار
    دوشنبه ٢٧ مرداد ۱۳۸۲
      
    جبهه ملی ايران و مسئله پول گرفتن از خارجيها
    دکتر محمد مصدق چه در زندگی خصوصی و شخصی و چه در زندگی سياسی و اجتماعی و مالی و عمومی شيوه‌ها و روشهائی داشته که در مجموع ارزشهائی را تثبيت ميکند که برای هر ايرانی ملی مصدقی، شيوه زندگی و ميزان سنجش و ارزيابی در هر زمينه‌ای ميباشد.
    اگر در عرصه سياسی تعليمات ماکياولی و روش تالييران و مترنيخ و راسپوتين، استالين، چرچيل و کسينجر و هزاران سياستباز نظاير اينان را داريم که سياست را مشغله‌ای کثيف و فاسد و حرفه شيادان و دروغگويان و فتنه گران و حيله گران و حيله بازان ساخته است، شخصيتهائی چون سقراط و بزرگمهر و گاندی و نلسن ماندلا و آلينده و امير کبير و مصدق و ويلی برانت، سارتر و برتراند راسل را هم داريم که با روش و رفتار خود به کار سياسی آبرو و حيثيت داده‌اند و اخلاق را در صحنه سياست مطرح نموده‌اند و مسئوليت و وظيفه شناسی و انسانيت و تعهد و احترام به کرامت انسان و پافشاری و پايمردی بی کم و کاست نسبت بمواضع خود و مقاومت در دفاع از حق و مبارزه برای استقرار اصول را در تمام دوران زندگی سياسی خود مد نظر قرار داده‌اند. اينان پيامبران اهورائی راستين بشريت هستند که بر تارک اجتماع ميدرخشند و در برابر سياستبازان شياد و فتنه گر اهريمنی که نمود ظلمت و گمراهی و تاريکی ميباشند، آموزگاران بشريت بوده، تمدن و فرهنگ و اخلاق و مروت و انصاف را به پيش برده‌اند.
  •  
    ***
    مصدق ، اين رشيدترين فرزند ايران زمين، اشراف زاده‌ای که چه از نظر نسبی و خونی و چه از نظر سببی با شاهان و درباريان کثيف و فاسد و رشوه خوار و زورگو و دزد و جانی قاجار نزديکترين همبستگی‌ها را داشت و خاندانهای فرمانفرما، و امام جمعه تهران و عضديها و ...تا خود محمد عليشاه از خويشان نزديک او بودند، عمری در کنار منجلاب زيست اما آلوده نشد که هيچ، برجسته‌ترين خدمتگزار ملت و استوارترين دژ مقاوم و مدافع حقوق مردم در مقابل استبداد داخلی و استعمار خارجی هم گرديد که نام ناميش تا ابديت در فضای ايران زمين جاويد خواهد ماند.
    آنروز که در آستانه انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی همه دم فرو بستند او يک تنه بميدان آمد و بدون هيچگونه هراس از حقوق ملت و از آزادی و دموکراسی و استقلال دفاع کرد.در مجلس چهاردهم که از نو مردم توانستند قهرمان خود را به ميدان بفرستند، با وجود آنکه اسارت دوران رضا شاهی و ديوانه شدن دختر عزيز و دلبندش ميبايست هشداری به او باشد که عاقبت اينگونه روش در اين مملکت بلازده چه خواهد بود! باز از پا ننشست و با افشاگری پرونده زندگانی سيد ضياء الدين طباطبائی ، اين مهره خطرناک سياست انگليس در ايران را چنان طومار کرد که هيچگاه نتوانست از آن ضربه مصدقی قد علم کند.
    در جريان امتياز نفت به شورويها و در مبارزه برای ملی شدن نفت و پس از آن در دادگاه‌های نظامی و سالهای تبعيد در احمد آباد و تا دم مرگ، سودائی جز سر بلندی ملتش و استقرار آزادی و استقلال ايران نداشت.
    او با بنيانگزاری جبهه ملی ايران مکتبی گشود که هر چند زير فشارهای رژيم ساواک آريامهری و نظام جمهوری اسلامی فرصت شکوفائی نيافت و نوسانات گوناگونی را تجربه کرد، اما اين خانه سياسی مصدق بزرگ در همه حال چشم انداز همه آن زنان و مردان ، جوانان و پيران ايرانی بوده است که حيثيت و آبروی سياسی را عجين با نام جبهه ملی ايران ديده‌اند. هر چند پس از مصدق فعاليت سياسی و کارهای رهبران جبهه ملی و ياران و صحابی دکتر مصدق اينجاو آنجا خالی از اشتباه نيست و اينان نتوانسته‌اند در همه موارد توقعاتيکه ملت از همراهان مصدق بزرگ داشت، تحقق بخشند و بعبارت ديگر هيچيک از اينان نتوانسته‌اند جای خالی مصدق را پرکنند و مصدقی ديگر شوند که چنين ادعائی را هم نداشته‌اند، اما نه رژيم ساواک آريامهری و نه نظام جمهموری اسلامی با همه کوششهائيکه دستگاه‌های امنيتی اينان در همه زمينه‌ها کردند نتوانستند حتی يک برگ خلافکاری از رشوه و ارتشاء و تجاوز به حقوق مردم و يا کاری خلاف قانون نه در عرصه خصوصی و زندگی شخصی ايشان و نه در حوزه عمومی به دست آورند. شخصيتهائی چون دکتر حسين فاطمی، دکتر غلامحسين صديقی ، الهيار صالح، دکتر علی شايگان، محمود نريمان، مهندس کاظم حسيبی، علی اردلان، دکتر کريم سنجابی، دکتر شمس الدين امير علائی، حاج حسن قاسميه ،غلامرضا تختی، مهندس حقشناس، مهندس زيرک زاده، خليل ملکی،داريوش فروهر، ابوالفضل قاسمی، دکتر عبدالله معظمی ، مهندس رضوی، مهندس سيف الله معظمی ، باقر کاظمی، نصرالله خان امينی ، دکتر مهدی آذر و ... اين شاگردان اصيل مکتب مصدق، نه تسليم کوشش‌های علی امينی و اسدالله علم شدند و نه گردن به ديکتاتوری شاه و خمينی نهادند و نه خارجيان توانستند آنها را بخرند و اجير خود سازند.نه آجيل دادند و نه آجيل گرفتند و نه بفکر آنچيزيکه بقول دهخدا که در مورد بساز و بفروشهای سياسی گفت: "آقايان بمشروطه خود رسيدند" بودند، چرا که "مشروطه اي" نداشتندکه بخواهند به آن برسند.
     
    ***
    دو مسئله اساسی مصدق بزرگ در رابطه با ايران، آزادی و استقلال است. استقلال، که چيزی جز قائم به نفس خود بودن نيست هم در حوزه خصوصی و هم در حوزه اجتماعی و کشوری مطرح است. کشوری و مردم مملکتی مستقل هستند که مرکز تصميم گيری آنان در کليه شئون کشوری و لشگری و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در خود آن کشور باشد و هيچگونه وابستگی‌ای در اين مرحله تصميم گيری به قدرتهای خارجی نداشته باشند. همانگونه که انسان مستقل کسی است که مرکز ثقلش در خودش باشد و بتواند بدون تهديد و فشار خارجی تصميم گيری کند. از همين جهت در مکتب مصدق که اصل استقلال از اولين اصول است هر گونه وابستگی به خارج در تضاد مطلق با آن قرار دارد . پول گرفتن از قدرتهای و عوامل خارجی، حالا با هر گونه توجيه و بمنظور هر گونه هدف، برای فعالان سياسی در مکتب مليون ايران که مصدق سمبل آن است ممنوع ميباشد و کسی که پول از خارجيها گرفت ديگر در جبهه ملی، که خانه سياسی مصدق است، جائی ندارد. يکی از ايرادهای ما ملی مصدقيها به حزب توده، به فرقه دمکرات آذربايجان به مجاهدين خلق ، وابستگی اينان به پشتيبان مالی قدرتهای خارجی ميباشد که الزامأ اطاعت و وابستگی را بهمراه می‌آورد. چرا؟ چون کسی پول بدون توقع به کسی نمی‌دهد، خواه آن منبع مالی شوروی باشد يا چين، عراق باشد يا سوريه،سعودی عربی باشد يا سيا و يا موساد و اسرائيل. فرق نميکند که طرف پول گيرنده چه هدف و چه توجيهی برای پول گرفتن خود داشته باشد، عمده مسئله وابستگی و ضربه پذيری از اين طرف و تحميل خواستها و فشار‌ها از طرف پول دهنده است که نوکر و خدمتگزار ميخواهد و دنبال استيفای منافع خود است که اين با اصل استقلال نا سازگار ميباشد.
    سلامت مالی يکی از اساسی ترين پرنسيپهای مصدق و مصدقيها است که هيچ جای چک و چانه زدنی و چشم پوشی ندارد.
    من که از نسل دوم جبهه ملی و حالا در سنين هفتادو شش سالگی ميباشم و در مضام يک سرباز کوچک جبهه ملی ايران، حالا همان احساس وظيفه‌ای را ميکنم که دکتر مصدق در مجلس چهارم در جريان انتقال سلطنت از قاجار‌ها به پهلوی داشت و در مورد آن توپچی گفت . باهيچکس در اين رابطه نه مسئله شخصی و خصوصی دارم و نه شوخی و تعارف و تنها و تنها از موضع پرنسيپهائيکه در مکتب مصدق آموخته‌ام با مسئله پول از قدرتهای خارجی گرفتن تنی چند از آنها که دست از سر جبهه ملی بر نمی‌دارند و امروز که مصدق و مليون و جبهه ملی در سطح داخل و خارج از کشور بگونه‌ای فراگير مطرح شده‌اند ميخواهند از جبهه ملی بعنوان سکوی پرش برای اهداف آينده خود سوء استفاده نمايند، بر خورد ميکنم.
    در اينجا با آن جناب دکتری که عروس هزار داماد است و از همه جا و از همه کس به بهانه‌های گوناگون سالهاست پول گرفته و ميگيرد و خواهد گرفت که همگان هم او را بخوبی می‌شناسند کاری ندارم. اما متأسفانه کسان ديگری هم از خارجيها پول گرفته‌اند که هر چند در مورد بعضی از آنان با آنکه اين عمل آنانرا محکوم کرده‌ام، از شرافت شخصی و سلامت اخلاقی آنان دفاع نموده‌ام. در عين حال، اصل پول گرفتن از خارجی را با هر هدف و هرگونه توجيهی که باشد آنچنان اشتباه بزرگ سياسی و عملی خلاف پرنسيپهای مصدق و مصدقيها ميدانم که نميتوانم حضور چنين انسانهائی را در جبهه ملی که خانه سياسی مصدق است به پذيرم.
    اين به آن معنا نيست که اينگونه افراد صلاحيت خود را بطور کلی از دست داده باشند.برعکس اينان حق دارند و اين حق شهر وندی ايشان است که چه بگونه فردی و يا سازمانی بهر گونه که تشخيص ميدهند بکار سياسی و اجتماعی خود ادامه دهند، اما نه در جبهه ملی ايران . چرا که هر سازمانی تعريف و حدود و ثغور خود را دارد. همانگونه که اين نهضت آزاديها روزی در جبهه ملی بودند اما وقتی به اين نتيجه رسيدند که حکومت اسلامی ميخواهند رفتند و سازمان خود را تشکيل دادند.اين را هم اضافه کنم که سنت سياسی براين است که اگر شخصيتی در کار سياسی چنان اشتباه بزرگ و خبطی را مرتکب شد که ادامه حضورش به کشور يا به آن سازمان سياسی موجب تضعيف و سرشکستگی آن سازمان ميگرديد آن شخص بدلخواه از شغل خود يا از آن سازمان کناره گيری ميکند. ريچارد نيکسن رئيس اسبق امريکا و ويلی برانت صدر اعظم آلمان چنين کردند و چه بسيار مثالهای ديگر.
    بهر حال روش و شيوه اين آقايان پول گرفته در آينده هر چه باشد من عضو جبهه ملی ايران بدينوسيله به همگان چه در داخل و چه در خارج کشور اعلام ميکنم که نه در روزهای بيست و نهم و سی‌ام و سی ويکم ماه اوت جاری که در شهر گوته بورگ(1) سوئد که ميخواهند نشست سراسری جبهه ملی ايران در خارج از کشور را بر گزار کنند شرکت ميکنم و نه آن نشست و تصميمات آنرا که با حضور آقايان پول گرفتگان و هوادارانشان بر پا ميشود برسميت ميشناسم. همچنين در مقام يک عضو ساده جبهه ملی ايران از تمامی مصدقيهای اصيل عضو و هواداران جبهه ملی ايران ميخواهم و انتظار دارم که در آن نشست شرکت نکنند. اگر ملت ايران امروز برای مصدق و برای جبهه ملی و ياران مصدق با همه کوتاهی‌ها باز هم اعتباری فوق العاده قائل است، تنها وتنها بخاطر آبرو و حيثييتی است که نام مصدق و نام مليون ايران با پايبندی به يک سلسله از ارزشهای والای سياسی و پرنسيپهای پر ارزش اخلاقی در طول زمان عجين شده است. اجازه ندهيم با استفاده ابزاری از نام مصدق و جبهه ملی ايران حيثييت و هويت و آبروئی که بيش از نيم قرن اعضاء و هواداران اصيل جبهه ملی در سختترين شرائط در دفاع و حفظ آن جا نفشانی کرده‌اند دستخوش هوا و هوس اين و آن گردد، شرف سازمانی و آبروی سياسی و وظيفه و مسئوليتی که در برابر مصدق بزرگ داريم ما را بر آن ميدارد که نگذاريم به جبهه ملی ايران، اين خانه سياسی دکتر مصدق دستبردی زده شود و اين آخرين اميد ملت هم بر باد رود. بکوشيم تا با همت يکديگر سازمانی سالم و اصيل و پر توان که بتواند در راه تحقق اهداف مقدس ملی و آرزوهای مصدق بزرگ و ملت ايران گامهای بلندی بر دارد هر چه زودتر سامان دهيم و تا آنجا که قدرت داريم از فعاليتهای انحرافی جلو گيری کنيم.
     
    آلمان – فرانکفورت اوت 2003
    دکتر علی راسخ افشار
    Dr.rassekhafshar@freenet.de
    (1)- Göteborg





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de