‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





نمايندگان مجلس در برابر توپخانه ولايت فقيه
به حمايت از نمايندگان آزاديخواه مجلس برخيزيم
 
 
مهدی رجبی
يكشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۲
mehdirajabi@hotmail.com
 
 
جنبش آزاديخواه ايران برسر دوراهی مهمی قرار گرفته است. از يکسو دوم خردادی‌ها با نامه سرگشاده ١٣٥ نماينده مجلس، يورش انتقادی نيرومندی را، به ستون فقرات استبداد حاکم آغاز کرده، و فاصله گرفتن از رژيم را تدارک می‌بيند. از سوی ديگر، جريان محافظه کار در پی آن است، که با سرکوب نيروهای راديکال دوم خردادی، راه سازش با آمريکا را در پيش بگيرد، تا شايد به ماندگاری رژيم جمهوری اسلامی کمک کند.
*******
پژواک توپ‌های توپخانه محمدعلی شاه بر عليه مجلس به گوش می‌رسد ، بی‌آنکه نشانی از توپ و توپخانه در ميان باشد. نامه ١٣٥ نماينده مجلس در دفاع از دمکراسی و در اعتراض به نهاد‌های غيرانتخابی کشور، توسط توپخانه شورای عالی امنيت ملی سانسور می‌شود. و از انتشار آن در روزنامه‌ها، مجله‌ها، و رسانه‌های اينترنتی جلوگيری بعمل ميايد. اگر توپخانه محدعلی شاه در بيرون مجلس عمل می‌کرد، توپخانه ولايت فقيه در درون مجلس نيز عمل ميکند، و غرش آن، کوچکترين بحث و ابراز نظری در اين باره را مانع می‌شود.
چگونه می‌توان اين جلوه‌های بی‌نظير و منحصر بفرد رژيم جمهوری اسلامی را به مردم دنيا توضيح داد. اينکه يک نماينده مجلس حق ندارد حتی در اندرون مجلس از آنچه به نظرش در ست ميآيد سخن بگويد. جماعتی بس واپسگرا به آخرين دستآوردهای فن آوری متوسل می‌شوند، و توپخانه سرکوب و سانسور را بصورت مجازی [virtuel] بکار می‌اندازند، تا شايد بساط حکومت قرون وسطايی بيشتر ماندگار شود.
بازداشت روزنامه‌نگاران، دستگيری و آزار فعالان جنبش دانشجويی، سرکوب تظاهرات صنفی کارگران و معلمان، سانسور و صافی نهادن بر رسانه‌های اينترنتی، زمينه پيشين سرکوبی است که اکنون گريبانگير نمايندگان مجلس می‌شود.
باری اگر مردم جهان از ابعاد و زوايای آنچه در مجلس ايران می‌گذرد خبر دقيق ندارند، جامعه تحصيل کرده و روشنفکران ايران بخوبی می‌دانند که براه افتادن اين توپخانه در چه ارتباط است.
 
انتشار نامه سرگشاده ١٣٥ نماينده مجلس به ولی فقيه، بعنوان مسئول اصلی نهادهای غير انتخابی جامعه، نقطه پايانی بود بر روند "چانه زنی‌" مجلس با نهاد‌های غير انتخابی، نظير شورای نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت و غيره.
اين حرکت در عين حال، نقطه آغاز مرحله نوينی از مبارزه جبهه اصلاح‌طلبی با جبهه ولايت فقيهی می‌باشد. اکثزيت چشمگير روشنفکران دوم خردادی، از مدتی پيش به اين نتيجه رسيده بودند که مبارزه از بالا به بن‌بست رسيده است. اين نتيجه‌گيری، زمانی بيشتر جان گرفت که اکثريت مردم شهرهای بزرگ، بيزاری خود را از جمهوری اسلامی نشان داده بودند.
 
جناح محافظه‌کاران که در پيرامون ولايت فقيه گرد آمده‌اند، از اين ماجرا هيچ درسی نگرفتند. و همچنان بر خودکامگی و انحصار قدرت، و به بازی نگرفتن اصلاح‌طلبان اصرار ورزيدند. آنها حتی در برابر دو لايحه اختيارات رئيس جمهوری و اصلاح قانون انتخابات ذره‌يی، پس ننشستند، و از دادن کوچکترين امتياز واقعی به جناح مقابل خودداری ورزيدند.
 
اين همه در شرايطی جريان دارد، که آمريکا پس از کارزار عراق، پيروزمندانه بر عليه حکومت ايران دندان تيز می‌کند. و با بهره‌گيری از بهانه‌هايی سياسی نظير حمايت ايران از گروه‌های تروريست ، تلاش ايران برای دستيابی به جنگ افزارهای هسته يی، حلقه فشار بر عليه ايران را تنگ‌تر می‌کند.
 
سرکوب در داخل و سازش در خارج
در واقع سياست محافظه‌کاران در برابر اصلاح‌طلبان ناشی از ندانم کاری و تنگ نظری نيست. آنها می‌دانند که سست شدن توان نهاد‌های غير انتخابی ،سرآغاز ورود به شاهراهی است که به برچيده شذن بساط ولايت فقيه منتهی می‌شود. آنها بخوبی می‌دانند که گسترش بساط قانون، همانا حساب پس دادن به آن همه جنايت وغارتگری می‌باشد، که محافظه‌کاران در شرايط رژيم خودکامه، مرتکب شده‌اند.
اينکه حضور همه جانبه آمريکا در منطقه و موضع تهاجمی آن برعليه ايران، محافظه‌کاران را انديشناک نمی‌سازد، بر اين پايه توضيح داده می‌شود، که آنها در پی سازش با آمريکا هستند. پنداره تحول نوع چينی از مدتی پيش در کوره ذهن نظريه پردازان راست، بويژه باند رفسنجانی، پرداخته شده است. سفر محسن رضايی به آتن و گفتگوهای وی با همتای آمريکايی اش، باحتمال زياد، در اين رابطه بوده است.
*****
خطر سازش آمريکا با جناح حاکم در ايران را بايد سخت جدی گرفت، بويژه از اين لحاظ که گاری آمريکا در عراق به گل نشسته است. در نتيجه، نياز آن کشور به جريان محافظه کار ايران، برای آرام کردن اوضاع عراق می‌تواند دولت آمريکا را به پای سازش با حکومت ايران بکشاند.
آمريکا بارها و بارها نشان داده است، که منافع سودمندانه وی بر آرمان‌ها و اصول اخلاقی برتری دارد. همکاری با‌ هارترين رژيم‌های ديکتاتور و خودکامه، جای برجسته‌يی در کارنامه سياست خارجی آمريکا دارد. تنها خام انديشان، يا طرفداران سرمايه‌داری ليبرالی‌اند، که از توجه به اين واقعيت سرباز زده و به اين خوشباوری دامن می‌زنند، که سرانجام، آمريکا دمکراسی را برای ايران، به ارمغان خواهد آورد.
باری اين خطر را بايد جدی گرفت و خود را برای رويارويی با آن آماده کرد. نا گفته نماند، که اين خطر يعنی سازش آمريکا با محافظه‌کاران يک احتمال است، و هنوز صورت قطعی بخود نگرفته است. ايستادگی مردم ايران در برابر سرکوب محافظه‌کاران و ابعاد جنبش دمکراتيک عواملی مهم در جهت رويارويی با اين خطر می‌باشند.
 
چشم انداز مبارزه اصلاح‌طلبان
برخی از سرکردگان دوم خردادی تا همين چندی پيش، ديد روشنی نسبت به سرسختی و سازش ناپذيری محافظه‌کاران نداشتند. آنها اميدی واهی بر اين داشتند که شايد پاره يی از نيروهای ولايت فقيهی از خر شيطان به زير آيند، و به تعديل خودکامگی رژيم تن در دهند. رد شدن دو لايحه پيشگفته و رويدادهای جنبی، آخرين ضربه را به اين خوشباوری وارد کرد.
سرانجام جريان‌های اصلی دوم خرداد بر آن شدند که "چانه زنی" در بالا فايده ندارد. و پندار استعفا را که از مدتی پيش موضوع مهم گفتمان سيا سی جامعه بود در دستور کار خويش نهادند.
*****
بررسی کارزار سياسی دوم خردادی‌ها و محافظه‌کاران در چند سال گذشته ، و بويژه در چند ماه پس از ٩ اسفند، حکايت از اين می‌کند، که کفگير مبارزه از بالا به ته ديگ خورده است، و اينکه دو جناح، ديگر نمی‌توانند مانند گذشته عمل کنند. اوضاع سياسی نشان از آغاز مرحله يی نوين در مبارزه اصلاح‌طلبان می‌دهد. مرحله‌يی که بناگزير دو روند زير را در بر خواهد داشت:
 
١- بيرون آمدن از حکومت، بويژه از مجلس.
٢- نزديک شدن به توده‌های مردم و تلاش در راه سازمان دادن آنها.
 
نامه سرگشاده ١٣٥ نماينده مجلس، فرازی مهم در راستای اين مرحله از مبارزه اصلاح‌طلبان است. نامه يی سرگشاده با آن مضمون پربار و افشاگرانه ير عليه نهادهای وابسته به ولايت فقيه نشان از آن دارد ، که کاری جدی و پردامنه برای تدارک آن صورت گرفته است. بی‌سبب نبود که روزنامه‌های دست راستی، از مدتی پيش، اصلاح‌طلبان را به تشکيل کميته استعفا متهم می‌کردند.
جای تاسف است که ابعاد و گوشه‌های سياست دوم خردادی‌ها، در مرحله نوين آشکار نيست. با اين وجود ترديدی نيست که نامه سرگشاده، آغازگر روند دور شدن بخش‌هايی از دوم خردادی‌ها از حکومت می‌باشد. عجالتا به شکل‌های گوناگون عملی کردن استعفا نمی‌پردازم. برخورد تحقيرآميز ولی فقيه بانمايندگان – "در اين مدت باقی مانده، به مبارزه با گرانی بپردازيد"- عزم اين نمايندگان را در راستای دو روند بالا جدی‌تر ميکند.
چه بخواهيم چه نخواهيم، روند بيرون رفتن دوم خردادی‌ها از حکومت آغاز شده است. چه موافق اين امر باشيم چه مخالف آن، چه شکل عملی کردن آنرا بذيريم، چه شکل ديگری را در نظر داشته باشيم، در هر حال، اين واقعيت با سرسختی تمام، فراروی ما ايستاده است، و دربرابر آن بايد تدبيری شايسته انديشيد. تاريخ اغلب راهی پيش می‌گيرد که با انتظار ما همخوانی لازم را ندارد.
 
تلاش در راه رويارويی با ماشين سانسور و سرکوب
همه کسانی که به دوم خردادی‌ها بصورت نيروهايی آزاديخواه واصلاح طلب می‌نگريستند، دربرابر اين پرسش قرار می‌گيرند که برای از کار انداختن توپخانه محمدعلی شاه، برای جلوگيری از خاموشی نمايندگان آزادی خواه، برای برداشتن مهروموم از دهان اين نمايندگان، برای نابکار ساختن ماشين سانسور محافظه کاران، چه می‌توان کرد؟
لازم به توضيح است که تلاش در اين راه، يعنی دفاع از آزادی بيان نماينده مجلس، بمعنای آن نخواهد بود، که به بازماندن نمايندگان دوم خردادی در مجلس، و به چانه زنی‌های بی‌حاصل، کمک کنيم.
 چنانکه پيشتر توضيح دادم ["ماندن در حکومت.... " ايران امروز ٨٢/٠٣/١] برکندن از حکومت، يک اقدام فردی ، پرت و جداافتاده، يا بزبانی قهر شخصی نيست. آن را بايد بصورت روندی در نظر گرفت، که به نزديک شدن دوم خردادی‌ها به مردم و به سازمان دادن آنها کمک نمايد. روندی که می‌تواند بدليل کار تدارکاتی، چند صباحی بطول انجامد.
جلوگيری از انتشار نامه سرگشاده ١٣٥ نماينده مجلس، و مانع شدن از سخن گفتن در باره آن، بخودی خود، محوری مناسب برای نزديک کردن دوم خردادی‌ها به مردم، و دست افزاری پرارزش برای زير فشار نهادن ولايت فقيه می‌باشد. اين حرکت، در صورتی که جنبه گسترده پيدا کند، می‌تواند نقش مهمی در خنثی کردن سياست سرکوب همه جانبه که توسط محافظه‌کاران فراهم می‌شود، داشته باشد.
تصور اينکه وجود ٣ ميليون ارتباط اينترنت امکان آنرا فراهم خواهد کرد تا اين نامه بدست اغلب مردم برسد، خطايی خوش انگارانه است.
نخست بايد يادآور شد، که بساط سانسور سايت‌های اينترنت، مدتی پيش از پديدار شدن نامه سرگشاده، آغاز شده بود.
دوم اينکه بخش چشمگيری از اين ارتباط‌ها به نيروهايی تعلق دارد، که متاسفانه دلبستگی چندانی به سياست، و به مبارزه سياسی ندارند.
سوم اينکه ميان ٣ ميليون ارتباط اينترنتی با آن اوصاف، و حدود ٤٠ ميليون رای دهنده تفاوت زيادی به چشم می‌خورد.
 
*****
بنابراين، بنظر، بخردانه می‌نمايد که اين ماجرا را به کارزاری بزرگ بر عليه طرفداران ولايت فقيه تبديل کنيم.
مجموعه قضايا حکايت از آن می‌کند، که امکان سازش ميان دوم خردادی‌های آزاديخواه و طرفداران ولايت فقيه بسيار ضعيف است. بخشی از دوم خردادی‌ها مانند مجمع روحانيون مبارز و شخصيت‌هايی چون کروبی، در جستجوی راه حلی مصالحه جويانه، خواهند کوشيد که به بهانه "حفظ ارکان رژيم" از راديکال شدن جنبش جلوگيری کنند.
ولی بخش‌های چشمگيری از آنها، خواه بدليل آرمانهاو باورهايشان، خواه بدليل منافع شان، چاره يی جز در افتادن هرچه بيشتر با ولايت فقيه، و گام برداشتن در راستای دو روند پيشگفته ندارند.
جای نگرانی نيست، براه انداختن کارزاری گسترده بر عليه خودگامگی ولايت فقيه در زمينه سانسور نمايندگان مجلس، چه در برخورد محدود و مشخص، و چه در چشم انداز عمومی جنبش دمکراسی خواهی، نتايج سودمندی ببار خواهد آورد.
 
نقش دانشجويان در خنثی کردن ماشين سرکوب
يکی از عرصه‌های اين کارزار، به دانشجويان آزاديخواه مربوط است، اينکه آنها نقش جوش دهنده را، در زمينه بوجودآوردن پيوند ميان توده‌های رای دهنده حوزه‌های انتخابی هر نماينده با نمايندگان، بازی کنند. جای تاسف است، که دانشجويان آزاديخواه، يا دستکم بخشی از آنها، موضعی قهر گونه نسبت به دوم خردادی‌ها در پيش گرفته‌اند، و تاکنون واکنشی بايسته، در رابطه با حرکت نمايندگان مجلس، نشان نداده‌اند.
 در اينجا لازم است، نکته يی را يادآور شد، که ممکن است توسط جنبش دانشجويی ناديده گرفته شود: اينکه دست کشيدن از سياست "چانه زني" و توجه به بن بست مبارزه در بالا، نبايد بمعنای آن گرفته شود، که مطلقا و بيکباره از سياست مبارزه در بالا دست شست. مبادا که دانشجويان ما گرفتار پندارهايی از نوع جوانان گارد سرخ مائوتسه تونگ شوند. آنها همه چيز را در توده‌ها می‌ديدند، و هرگونه مبارزه در بالا را تحقير می‌کردند. بگذريم از اينکه، اين جوانان ما هنوز گام‌هايی جدی در جهت نزديک شدن به توده‌های مردم برنداشته‌اند.
 
*****
ناتوانی نمايندگان مجلس در پيشبرد خواسته‌های دمکراتيک، و مهرو موم شدن دهان آنها، خود موضوعی مناسب، برای کار سياسي- تبليغاتی در ميان مردم است. اينکه گفته می‌شود توهم توده‌ها نسبت به رژيم جمهوری اسلامی شکسته شده است، بمعنای آن نيست، که همه جوانب زندگی سياسی، همه امور حکومت، همه تصميم‌ها و اقدامات حکومتي- در زمينه مسائل داخلی و خارجي- برای آنها روشن و شناخته شده است.
در اين رابطه، آنچه بيشتر در اذهان مردم جای گرفته است، همانا جنبه منفی دارد، يعنی دل کندن از وعده‌های برآورده نشده، بيزاری از چانه زنی‌های بی‌حاصل، و دور شدن از حکومت است. نفی گرايی و سياست گريزی آفت‌هايی‌اند، که در اين شرايط، به اذهان مردم يورش می‌آورند. اين خطر را بايد جدی گرفت، و بکمک برجسته کردن مسائل سياسی و توضيح جريانهای حکومتی به مقابله با نفی گرايی سطحی پرداخت.
 
در اين رابطه لازم به تاکيداست، که همراهی نمايندگان مجلس با دانشجويان در حوزه‌های انتخابي، برای توضيح همه جانبه آنچه رخ داده، و آنچه در راه است، راهکاری پر ارزش بوده، و ميتواند دستاوردهای چشمگيری، از نظر نزديکی دوم خردادی‌ها به مردم، و روشنگری آنها ببارآورد.
 
نقش ايرانيان خارج ازکشور در حمايت از جنبش آزاديخواهی
عرصه مهم ديگر اين کارزار به نيروهای سياسی خارج از کشور مربوط است. نقش شرايط خارجی در تعيين سرنوشت سياسی رژيم‌های توتاليتر بس مهم و کارساز است. رژيمی که پايگاه توده يی اش سست شده است، توان ايستادگی در برابر فشارهای سياسی خارجی برعليه خودکامگی و ديکتاتوری را ندارد. اندام‌های سرکوب آن نمی‌توانند بی‌توجه به ادامه فشارهای سياسی خارجی، ترکتازانه عمل کنند.
اين حکم بويژه در شرايط سياست تهاجمی آمريکا در منطقه، و ادعای آن مبنی بر برقراری دمکراسی در کشورهای منطقه اهميت بيشتر می‌يابد.
در اين شرايط نيروهای دمکراسی خواه خارج کشور می‌توانند اين کارزار را به سنگری مهم در مبارزه با ولايت فقيه و در مبارزه عمومی برای برقراری دمکراسی تبديل کنند.
بنابر اين پيشنهاد می‌شود:
 
١- کميته‌های حمايت از نمايندگان آزاديخواه مجلس و در محکوم نمودن سانسور و سرکوب تشکيل شود.
٢- اين کميته‌ها به تماس با نماينگان مجلس کشورهای مختلف بپردازند.
٣- اين کميته‌ها رسانه‌های گروهی کشورهای خارجی را در جريان ابعاد سانسور و سرکوب در ايران قراردهند.
٤- اين کميته‌ها حرکت‌هايی مانند گردهمايی و تظاهرات را در برابر کنسولگری‌ها و سفارت خانه‌های ايران تدارک ببينند.
 
لازم به تذکر می‌دانم که اين کميته‌ها جنبه مشخص و موقت دارند، و در رابطه با هدفی معين و محدود تشکيل می‌شوند.
تلاش نيروهای دمکرات خارج از کشور در جهت خنثی کردن گرايش از هم گريزی سياسی ايرانيان خارج نشين، بهر شکل، و زير هر پرچم و مرام، حرکتی است مثبت و ارزشمند. تلاش‌های انجام شده در جهت ايجاد جبهه،اتحاد و غيره حرکت‌هايی عمومی و درازمدت‌اند، که در پاسخ به نياز کلی جنبش سياسی ايرانيان، مبنی بر سازمان يافتن و گردهم آمدن انجام می‌شوند. آن حرکت‌ها را بايد ارج گذاشت، و هرکس بايد به تناسب ارزيابی و تشخيص خويش با آنها همسو شود. 
 
آنچه اين کميته‌های دفاع از آزادی خواهی را از آن حرکت‌ها متمايز می‌سازد:
نخست جنبه مشخص، محدود و موقت بودن اين کميته‌هاست. اين کميته‌ها در پاسخ به نياز مشخص شرايط روز، يعنی احتمال چرخش اوضاع سياسی ايران بسود محافظه کاران، شکل خواهند گرفت. شکستن توهم مردم نسبت به رژيم جمهوری اسلامی و اين حکم کلی که زمانه ولايت فقيه بسر آمده است، مانع ازاين نخواهد بود، که ماشين سرکوب رژيم ضربه‌هايی سخت بر پيکر جنبش دمکراسی خواهی وارد بيآورد.
دوم، نقش آنها در افزودن و متمرکز کردن فشار بين المللی بر عليه نيروهای ولايت فقيه می‌باشد. فعاليت انجمن‌ها و نهادهای گوناگون در افشای چهره سرکوبگر رژيم از پيش وجود داشته، و پيآمدهای کمابيش نتيجه مندی داشته‌اند. آنچه اهميت اين نوع حرکت‌ها را در مقايسه با حرکت‌های گذشته توضيح ميدهد، همانا حساسيت شرايط کنونی و اهميت سياسي- تبليغاتی موضوع سرکوب مجلسيان می‌باشد.
سر آخر اينکه، اين کميته‌ها می‌توانند با تاکيد بر جوانب ديکتاتوری و توتاليتر رژيم، گرايش به ساخت و ساز و بده بستان احتمالی ميان آمريکا و باصطلاح ميانه رو‌های ايران را خنثی نمايند. آمريکا پس از ناتوانی در توجيه تهاجم به عراق، تنها بر طبل دمکراسی پروری خود می‌کوبد، واينکه حاکمان اين کشور در پی گسترش دمکراسی در منطقه‌اند.
براه انداختن حرکت‌هايی مانند گردهمايی در برابر نماينگی‌های سياسی آمريکا در کشورهای مختلف، با تاکيد بر چهره دمکراسی کش رژيم جمهوری اسلامی، می‌تواند به زمينه چينی محافظه‌کاران برای نزديکی با آمريکا ضربه زند، واز بده بستان‌های و سازش‌های احتمالی ميان آن دو جلوگيری بعمل آورد. 
 
مهدی رجبی
شنبه ١٠ خرداد١٣٨٢
mehdirajabi@hotmail.com





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de