| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
جايزه صلح نوبل و فردای ايران
نادر اسکوئی noskoui@aol.com کسب جايزه صلح نوبل توسط شيرين عبادی يکی از پرافتخار آميزترين وقايع سالهای اخير ايران است. سد و دو سال ازآغاز اعطای جوايز نوبل میگذرد؛ سد و دو سالی که با جنبش تجدد و انقلاب مشروطه در ايران همزمان است. دورانی طولانی که از کوشش برای کسب عدالت و دمکراسی آغاز شده و اين روزها به مبارزه برای حقوق بشر انجاميده است. خواستهائی که شيرين عبادی و بسياری ديگر در راه تحقق شان تلاش و مبارزه کرده اند و نوبل صلح نيز به او، و از طريق او، به همه کوشندگان راه آزادی اعطا ميگردد. جهان امروز جايگاه و منزلت جنبش حمايت ازحقوق بشر را در ايران با مفتخر کردن شيرين عبادی به رسميت شناخت و راه را برای فردای ايران روشنتر نمود. امروزه امضا کردن اعلاميه جهانی و کنوانسيونهای حقوق بشر توسط کشورها ديگرکافی نيست. میبايد که قوانين حاکم برکشورهای امضاء کننده نيز در بر گيرنده اصولی باشند که اين اعلاميه و کنوانسيونها بگرد آنان شکل گرفتهاند. نهادينه شدن اين اصول در قوانين کشور از اساسی ترين شرايط ايجاد جامعه ای دمکراتيک است. اين روزها دمکراسی و حقوق دمکراتيک از صافی حقوق بشر ميگذرد. قانون اساسی نيز نمیتواند ناقض مفاد اعلاميه و کنوانسيونهای حقوق بشر باشد. ايران فردا را تنها با به رسميت شناختن اين اصول میتواند ساخت. کارزار حمايت از حقوق بشر در حقيقت جامعه ما را به حرکت عظيمی که در دو دهه اخير در دنيای پيشرفته برای گشترش دمکراسی و حقوق انسانها براه افتاده است متصل خواهد کرد. اعطای جايزه صلح نوبل به شيرين عبادی به رسميت شناختن عمق و گسترش جنبش حقوق بشر در ايران از سوی جهان پيشترفته است. شادمانی و سرور مردم ايران از خبر اين جايزه و افتخار به آن نيز بيش از هر چيز بيانگر دلبستگی مردم به جنبش حقوق بشر و نقش راهبردی آن در ساختمان ايران فردا است. در سوی ديگر، جمهوری اسلامی ايران با نهادينه ساختن انواع تبعيضات عليه مردم ايران و تقسيم نمودن ايرانيان به خودی و غيرخودی در قوانين واپسگرای خود و در قانون اساسی متکی بر حکومت دينی، دشمنی بنيادين خود را با دست آوردهای جنبش ترقی خواهانه برای کسب حقوق شهروندان در برابر جهانيان به نمايش گذاشته است. قانون اساسی جمهوری اسلامی در اين دنيای نو قابل قبول نيست و چالش تغيير قانون اساسی به مثابه نخستين گام برای بيرون کشيدن ايران از سير انحطاط و عقب ماندگی در برابر همه نيروهای مترقی ايران قرار گرفته است. برخورد سرد توام با سکوت سران جمهوری اسلامی به پيروزی شيرين عبادی و در واکنش به چنين واقعه افتخار آميزی، بيش از آنکه نشان دهنده منش شرم آور ايشان باشد، بيانگر وحشت از منفرد شدن هر چه بيشتر جمهوری اسلامی در سطح جهانی است. شکست جنبش اصلاح طلبی بهررو درجه انفراد جهانی حکومت را حتی از سالهای ماقبل دوم خرداد نيز بيشتر کرده بود. اينک پيروزی جنبش حقوق بشر که در انتخاب شيرين عبادی به عنوان برنده جايزه صلح نوبل متبلور شده، منفرد شدن جمهوری اسلامی را به حد اعلا خواهد رساند. اگر رهبران جمهوری اسلامی بر اين تفکرند که که اين روزها تمامی دنيای غرب عليه آنان متحد شده است، درست میانديشند! در حقيقت تمامی دنيای پيشترفته و تمامی نيروهای آزادی خواه در سراسر جهان عليه جمهوری اسلامی موضع گرفته اند. حکام ايران بهتر است اين واقعيت را قبول کنند که ادامه حکومتشان در دنيای امروز ديگر مورد قبول نيست. شيرين عبادی سالها در دفاع از حقوق کودکان، زنان، بازماندگان جنايات رژيم، و زندانيان سياسی ايران تلاش و مبارزه کرد. جايزه صلح نوبل به او و به تمامی ملت ايران مبارک باد. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |