| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
اولين و واپسيـن
گـام
نامهای به «اتحاد جمهوری خواهان» نويـسنده: م. يـزدی moamyazdi@yahoo.com پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۲ آنچه كه اينروزها از آن با نام «سازماندهی تشكيلاتی» و «فعاليت علنی» ياد ميشود حاكی از تلاشهائی است که از سوی گروهها و افرادی كه در خارج از كشور به سر ميبرند و هم اينك قصد ادامه فعاليت در داخل كشور را دارند جريان دارد. منتها میبايست قبل از هر اقدامی تمامی جوانب كار را سنجيد و سپس آنرا عملی نمود. بايد با بررسی و تحقيق دقيق به اين نتيجه رسيد كه آيا (حداقل) امكان و (حتی) پتانسيل يك چنين اقدامی در شرايط فعلی وجود دارد يا خير؟ نمی بايست كه با يك اقدام شتابزده كه ناشی از يك تفكری است كه در شرايطی خاص در ذهن شكل گرفته است، تلاشی بی فايده نمود كه هم هزينه بالائی را بدنبال داشته باشد و از اين تاسف بر انگيزتر از راه خويش نيز منحرف شود. كمی بر گرديم به عقب (و اما نه خيلی زياد ، در حدود دو هفته) چهرههائی در نظر آمدند كه روزی از فرط توهم قدرت با افتخاری كاذب ادعای مضحك فتح چند ساعته ميهن به قول آنها به تاراج رفته را ميدادند، آنچنان تبسمی بر سيما و رنگی بر زلف میانداختند تا شايد بتوانند پشتوانه آن ايدئولوژی وام گرفته خويش ، كه مجوزی بر جرم و جنايت بود را پنهان سازند، و امروز نه در «ميهن به دست دشمن گرفتار» ، بلكه در خاكی دست بسته به قضا رفتند كه آنجا را حيات خلوت خانه خويش قلمداد میكردند. چهرههايی كه هيچ گاه حتی غباری از شرم در آن طوفان كشتار و ترور بر خويش نگرفت، امروز با سرافكندگی ، حقارت آن قدرت نامانوس را لمس مینمايد. نه وصال بر مقصدی رسيد و نه حتی مقصود حاصل آمد، با باری سنگين از زشتكارههای پيشين برای هميشه ، تنها در سطوری قليل به تاريخ پيوست. خود كرده را تدبير نيست؛ آن زمان كه اتخاذ تصميمات كلان و برنامهريزيهای گسترده سازمانی تنها خلاصه در محفلی چند نفره يك چهار ديواری چند متری گشت، ناقوسهای سقوط به صدا در آمد. هم اينان بودند که روز به روز از واقعيتهای اجتماع فاصله گرفتند و در كنج پستوها ماوا يافتند، و به مدد سوهان آن ايدئولوژی فرتوت ، و در خيال شكار طعمهای لذيذ، دندان تيز كردند. خشم كور اختيار نمودند، و به جنگ روزگار شتافتند، و دن كيشوت وار بر نبرد با واقعيتهای زمانه اصرار ورزيدند، و سرانجام نيز در آن كنج تاريك به انتها رسيدند. مراد از نگارش اين سطور ذكر يك تجربه تاريخی است، كه اگر در آغاز و پايان آن نظری گذرا بياندازيم ، سراسر درس عبرتهائی ارزنده ميشود كه میتواند در پارادايمهای نظری نقشی را ايفا نمايد. آغاز راه مهمتر و حساستر از ادامه آن است ، چراكه بستر و سنگ بنای فعل و انفعالات كلانی است كه در آينده اتفاق خواهد افتاد. مانيفست فعاليتهای يك گروه يا سازمان بايد تلفيقی باشد از دو مقوله: 1. منابع معرفتی و اكتسابی 2. واقعيتهای به روز در اجتماع ، كه در فقدان هر يك از اين عناصر؛ الف: فقدان منابع معرفتی و اكتسابی: احتمال و امکان نيل به سمت نظام آنارشيسم و يا آپارتايد قوت خواهد گرفت ب: عدم لحاظ متاثرات بيرونی {واقعيتهای به روز در اجتماع} مكاتب مبتنی بر قرائتهای صرفا ايدئولوژيكی / حاكميت اليتيستی (نخبه گرا)؛ با توجه به در اختيار يا انحصار داشتن منابع معرفتی / مكاتب مبتنی بر آرمانشهرهای موعود (يوتوپيا) كه سرانجام كار به دن كيشوتيسم خواهد انجاميد، با اين تفاوت كه هنگامی كه سخن از حاكميت ميرود به «اراده معطوف به قدرتی» اشاره ميشود كه واجد ابزارهای لازم در اعمال قدرت است. از آنجا مقوله تاثيرات ناشی از واقعيتهای جامعه بر روی سازماندهی و برنامه ريزی و تدوين فعاليتهای گروهی مورد توجه قرار میگيرد كه نقش ليدرها در شكل گيری و هدايت جريانات فكری و اعتقادی و سرانجام در عرصه عمل هر گروه بسيار پر رنگ است، فاصله گرفتن از واقعيتهای جامعه و محدود نمودن تبادلات و تعاملات نظری و سرانجام رايزنیهای سر به مُهری كه در سطوح اليتها (نخبگان) انجام میگردد ، (كه از علايق ويژه اين گروه در طول تاريخ نيز بوده است) شكافی را ايجاد مینمايد كه در هنگام تعميم به دنيای واقعيات و عرصه عمل از كاركرد اصلی خويش باز میماند ، بالاخص اگر وجههای از آرمان گرائی را نيز داشته باشد که در اينصورت هنگاميكه میخواهد به مرز واقعيتهای موجود برسد به ضد خويش تبديل میشود. دن كيشوتِ شيفتهِ نظام ِرو به احتضار رفته شواليه گری در اسپانيا، با اتكاء صرف به منابع معرفتی ، ميرود تا آن تمدن را يك تنه زنده كند و به زعم او به آن اعتبار بخشد، لباس رزم میپوشد و وارد عرصه عمل ميشود (از كتابخانهً شخصی خويش به دنيای بيرونی میآيد) ، ولی جامعه مدرن آن روز اسپانيا او را قبول نمیكند، دن كيشوت پس زده میشود، و كاری كه او ميكند اينست: تاكيد و پافشاری غير عقلانی بر نظر خويش. حال ديگر دن کيشوت آرمان گرای شيفته يک ساختار متعالی چشم خويش را بر تحول جبری زمانه ميبندد و گوش خود را در خيال حذف اصوات مزاحم بسته میدارد و آنچنان بر جريان زندگی اسب میتازد شمشير ميکشد و سپر بر دست ميگيرد تا اينکه در هر نبرد تنها به سخره گرفتار میآيد ولی باز بر اسب بی نعل خويش همچنان میتازد. او اسير کلمه است او گرفتار سياهه لغتی است که تنها بر سفيده کاغذی نقش بسته است و حال میخواهد جريان سيال زندگی را با آن معنا کند. بايد كه بود ولی نه به هر قيمتی ، بايد ادامه داد ولی نه با هر ابزاری…! چون شروع مباحث مربوط به سازماندهی (علنی) دانشجويان و مردم در ايران توسط تشكيلات «اتحاد جمهوری خواهان» كه تقريبا تمامی اعضاء فعال آن در خارج از كشور به سر میبرند، اين روزها مطرح است، ذكر چند نكته را در اين رابطه ضروری میدانم: اين تشكيلات يا میبايست علنی فعاليت نمايد و يا غير علنی، بين اين دو چيزی وجود ندارد، انتخاب هر يك از ايندو بايستی با در نظر گرفتن هزينهها و نتايج آن همراه باشد. احتسابات و احتمالات سازماندهی گروهی در ايران: (با توجه به حضور فعالان اصلی گروه در خارج از كشور و تشكيل هسته اوليه آن در خارج از كشور) 1. فعاليـت عـلنی: الف؛ هزينهها:
• احتمال شناسائی و دستگيريهای گسترده طرفداران ، فعالان و اعضاء داخلی گروه (بعد از گذشت زمانی از فعاليت علنی): اين احتمال ميرود كه در بدو فعاليت علنی گروه در داخل ايران با واكنش شديدی از سوی حاكميت مواجه نگردد و اين فعاليت تا مدت زمانی با حتی با سعه صدر نيز تحمل شود، و لی سوالی كه مطرح میگردد اينست: چه تضمينی وجود دارد كه اين فعاليت برای مدت زمان طولانی ادامه يابد و سرانجام پس از يك دوره زمانی سازماندهی و تشكيلاتی شدن و شناخته شدن چهرههای شاخص و فعال ، با دستگيريهای گسترده از ادامه فعاليت باز داشته نشود؟ •• اعلام گروه به عنوان يك حزب غيرقانوني(يا حتی معاند) از سوی حاكميت و بسته شدن هميشگی پرونده فعاليت سياسی آن در داخل ايران: در قانون اساسی ايران برای تشكيل حزب يا گروه، نياز به اخذ مجوز برای آغاز و ادامه فعاليت میباشد، در عين حالی كه برای افرادی كه فعاليت گروهی بدون مجوز نمايند ، مجازات خاصی در نظر گرفته نشده است، و اينگونه كه در ايران معمول گشته است ، تا آن هنگام كه هر گروه مورد ظن حاكميت قرار نگرفته باشد، مشكلی برای ادامه فعاليت نيافته است، و اين تا زمانيست که حكمی يا دستوری مبنی بر منع فعاليت آن صادر نشده باشد، كه در اين صورت جلوی كليه فعاليتهای آن گرفته خواهد شد، علاوه بر اينكه نام گروه يا حزب پس از صدور اين حكم يا دستور به طور اخص در منع فعاليتهای سياسی و اجتماعی مورد خطاب قرار خواهد گرفت كه نتيجه آن ذكر اختصاصی نام گروه از سوی حاكميت در زمره احزاب يا گروههائی است كه از اين پس بطور رسمی و علنی مشمول سعه صدر واقع نخواهند گشت. ••• عدم پذيرش مسئوليت در قبال واكنش نيروهای غير رسمی در برابر گروه، توسط حاكميت: در صورت فعاليت رسمی و علنی گروه در داخل كشور، مواجهه با نيروهای غير رسمی كه با ادعای حمايت از حاكميت مركزی اقدام به اعمال خلاف قانون از طريق روشهای خشونت آميز مینمايند ، واقعهای اجتناب ناپذير است. تجربه نشان داده است حاكميت در قبال عملكرد اينگونه افراد هيچ مسئوليتی را نمیپذيرد و در حد بالای آن تنها به مذموم بودن عملكرد اين «افراد خودسر’ اشاره مينمايد، پس میتوان نتيجه گرفت عاملی مهمی در جهت كنترل اقدامات احيانا خشونت آميز اين افراد در آينده وجود نخواهد داشت. حتی ممكن است در صورت تداوم اقدامات خودسرانه اين افراد و گروهها تلفات شديد مالی و جسمی را بر اعضاء وارد نمايد بدون اينكه حتی تضمينی بر عدم تكرار آن و حتی قابليت پيگيری اينگونه از حوادث وجود داشته باشد. ب؛ نتايج: • تقويت مواضع گروه در دراز مدت: از نتايج مهم فعاليت رسمی و علنی يك گروه در عرصههای اجتماعی و سياسی تثبيت شدن موقعيت فكری و نظری آن در جامعه میباشد كه اين امر در نتيجه تلاشهای دراز مدت اعضاء آن گروه به انجام خواهد رسيد. •• تعديل مواضع: از نتايج مهم فعاليتهای علنی احزاب در يك كشور تعديل مواضع در قبال رويدادها و حوادثی است كه در نتيجه تضارب آراء و تعاملاتی نظری با جامعه حاصل میشود. 2. فعاليت غيـرعلـنی: الف: هزينهها؛ • برخورد قهری و شديد از سوی حاكميت: از فعاليتهای غير
علنی يك گروه در داخل كشور، خصوصا آنجا كه در رابطه با قدرت معنا يابد، با نام
فعاليت زيرزمينی ياد میشود، كه در تعارضی غيرقانونی و غيرعرفی با جامعه تعريف گشته
و زمينه سركوبی شديد را فراهم میسازد.
•• عدم دسترسی به تريبونها برای اعلان مواضع: در صورت فعاليت غير علنی گروه، تقريبا هيچ تريبون داخلی برای ارتباط و انتقال نظرات و عقايد حزب به طرفداران و مردم وجود نخواهد داشت، كه احتمالا منجر به گسست ارتباطی شديد مابين مردم و گروه خواهد شد يا تنها به يك ارتباط يكطرفه ختم میگردد. ••• ايجاد فاصله در ارتباطات اجتماعی: از خصوصيات حتمی فعاليتهای غير علنی ، جنبه كاركرد مخفيانه آن میباشد، كه با توجه به عدم تمايل گروه و اعضاء آن به شناخته شدن اتخاذ میگردد، كه نتيجه قطعی آن دور شدن از متن اجتماع و احيانا توهم ذهنيتی اختصاصی شدن مابين اعضاء و طرفداران است. اين مسئله منجر خواهد شد به: 1- عدم رشد كـمی گروه (پيوستن اعضاء جديد) 2. محدود شدن و احيانا بسته شدن تبادلات فكری در يك گروه با طرز فكرهای يكسان ب: نتايـج؛ • اتخاذ مواضع راديكال در برخورد با رويدادها: بدليل نوع عملكردهای خواصی كه در فعاليتهای زيرزمينی و غير علنی اختيار میشود، عمدتا با واكنشهای سريع و مقطعی همراه است ، چراكه معمولا فاقد پشتوانه عقلايی است كه میبايست با در نظرگيری تمامی جوانب كار انتخاب شده باشد. مواضع غيرعقلانی گروههائی كه به سمت فعاليتهای زيرزمينی روی میآورند از آنجا آغاز میشود كه ، پس از يك يا چند بار فشار شديدی كه از سوی قدرت بر ايشان اعمال ميشود ، تاب تحمل از كف داده و به سمت مواضعی تغيير جهت ميدهد كه زمانی خود از منتقدين آن به حساب میامده است، اما پس از مدتی برای رسيدن به اهداف خويش متوسل به ابزارهائی ميشود از جنس همانی كه برای از ميان برداشتن آن تلاش مينمايد. اين نكته كه در صورت زيرزمينی شدن، يك انديشه به ضد خود تبديل ميشود حاوی پيام مهمی است كه اجتناب ناپذير بودن عدول از مواضع اوليهای كه يك گروه برای به ثمر رساندن آن تشكيل شده است را گوشزد میكند. •• ايجاد شكاف و فاصله با مردم: دورشدن و فاصله گرفتن از مردم كه با طرز فكرها و خواستهای گوناگون در سطح جامعه حضور دارند از ديگر نتايج دراز مدت فعاليتهای غيرعلنی است كه هم در بخش هزينهها مورد توجه قرار میگيرد و نيز در قسمت نتايج جای داده شده است. ازمهمترين مؤلفههائی كه میبايست در آغاز و همين طور در ادامه كار در نظر گرفته شود حفظ ارتباط و نحوه پيوستگی با سطوح و اقشار مختلف در جامعه است كه رعايت اين مسئله ، تضمينی برای ادامه فعاليتهای دراز مدت گروه در جامعه میگردد. موارد مطروحه در باب روند شكلگيری ، سازماندهی و ادامه فعاليت حزب يا گروه با فرض حضور هسته مركزی و فعال آن در خارج از يك كشور بطور خيلی فشرده و خلاصه نگاشته شد. لازم است در اين مقطع حساس با در نظر گرفتن توان و ظرفيتهای امروز جامعه با فاصله گرفتن از تحليلهای عجولانهای كه از موضع ضعف يا احيانا توهم قدرت ابراز میشود ، با تكيه بر دو مؤلفه «عقلانيت» و «خردمندی» راهی را كه مدتها آغاز شده است را به سر منزل مقصود رسانيم. مدتهاست كه فرزند خلف دموكراسی در تلاش برای حضور ، موجبات رنج و دردی را بر والده ش تحميل نموده است، هم طفل به تقلا گرفتار و هم مادر به فغان آمده است. بايد كه همه با هم تلاش كنيم تا اين طفل و مادر سالم بمانند. دسترنج تو همان به كه شود صرف به كام / دانی آخر كه به ناكام چه خواهد بودن پــير مـيخانه همی خواند معمـايـــی دوش / از خط جام كه فرجام چه خواهـد بودن م. يـزدی تهران 18 تير 1382 |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |