‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




جايزه صلح نوبل
ارمغانی پر ارج، به زنان و آزاديخوهان ايران
  • گزينش شيرين عبادی بعنوان برنده جايزه صلح نوبل، سرآغار فراگردی تازه در برخورد جامعه جهانی با ايران خواهد بود. می‌توان چشم بر اين داشت که از اين پس، نگاه و برخورد جامعه جهانی، نه از دريچه منافع آمريکا و اسرائيل، بلکه از زاويه مسئله حقوق بشر در ايران، و بويژه مسئله زنان پيش برود.
  • دريافت جايزه صلح نوبل توسط يک چهره رزمنده عرصه ايستادگی مدنی، انگيزه نيرومندی خواهد بود در راه دامن گسترکردن کارورزی در ميان مردم، در رابطه با زندگی آنها و بدوراز غوغای جهان سياست.
     
    مهدی رجبی
    mehdirajabi@hotmail.com
    شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۲

    پس از مدت‌های دراز، بدنبال کشته شدن وحشيانه خانم زهرا کاظمی، و درپی خبر احتمال اعدام خانم افسانه نوروزی، سرانجام، خبری شيرين و سرفرازکننده به گوش رسيد. خبری که شادی و شوق برخاسته از آن، چشمان هرايرانی حساس به مسائل آزادی خواهی را نمناک نمود. منهای لخ والسا و محافظه کاران ايران، همه کس از اعطای جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادی ابراز خوشحالی نموده است. اين خوشحالی تا حدودی جنبه غافلگيرانه داشته است، بويژه از آن نظر که هيچکس وحتا خود خانم عبادی هرگز انتظار نداشتند که اين جايزه به يک شخصيت جامعه مدنی، به يک مبارز پيگير، آرام و بی هياهوی حقوق انسانها واگذار شود.
    اعلاميه کميته واگذاری جايزه نوبل در باره دلايل اين گزينش، بروشنی اين نکته را برجسته می‌سازد، که خانم عبادی نخستين قاضی زن در ايران- در سال 1353- از رهروان خستگی ناپذير دفاع از حقوق بشر، و بويژه حقوق زنان و کودکان بوده است. "شيرين عبادی حقوقدان، قاضی، استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر است که در کشور خود، ايران، و فراتر از مرزهای آن با صراحت و استواری سخن گفته است. "
    واگذاری اين جايزه به يک زن ايرانی، به نخستين فرد ايرانی، مايه سرافرازی و شادمانی همه ايرانيان آزادی خواه، بويژه زنان ايران است. بهمين رو، بايسته است که پيش از هر چيزاز خانم شيرين عبادی بخاطر زحمات پيگير، خستگی ناپذير و بی هياهويش در دفاع از حقوق زنان، کودکان و از دمکراسی سپاسگزاری کرده، و بدين مناسبت، به ايشان شادباش گفت.
    قصد نويسنده از نوشتن شتاب آلود اين چند خط آن نيست که به تفسير دلايل واگذاری اين جايزه به خانم شيرين عبادی بپردازد. آنچه انگيزه نوشتن اين چند خط می‌باشد، صرف از نظر از ابراز شادباش، توجه به سه نکته مهم د راين راستاست.
     
    *********
    - نخست اينکه، واگذاری جايزه صلح نوبل به يک زن ايرانی در شرايطی صورت می‌گيرد که آزاديخواهان ايران، و بويژه زنان آن، هنوز از ماجرای وحشتناک مرگ زهراکاظمی سربلند نکرده اند، که گرفتار تب تازه يی می‌شوند؛
    تب احتمال اعدام شدن افسانه نوروزي. اين همه بدنبال دو دهه حکومت زور و ستم و تبعيض برعليه زنان صورت می‌گيرد. دو دهه تحقير و لگدمال کردن شان انسانی زن، و انکار نخستين حقوق وی بعنوان يک انسان برابر با مرد.
     
    هنوز مرکب برخی از نوشته‌های واپسگرا و ضدانسانی محافظه کاران در رد لايحه پيوستن به کنوانسيون منع تبعيض زنان خشک نشده است. هنوز از گوشه وکنار خبرهايی مانند فرو کردن کارد در قلب يک دختر جوان قمی بدليل " حجاب ناشايسته" بگوش می‌رسد. هنوز ميليون‌ها زن ايرانی بايد به دريوزگی شوهران زورگو و زن ستيز بروند. هنوز ميليون‌ها زن بايد هر روزه، برسر بالا بودن روسری و بلندی وکوتاهی دامن و مانتو، زير ضرب تحقير و سرکوب قرار بگيرند. هنوز ميليون‌ها زن ايرانی هرروز بگونه يی، طعم تلخ اين را می‌چشند که زن هستند. و بار سنگين و توانفرسای زن بودن در اين جامعه مرد پرست را بدوش می‌کشند. حال آنکه در جوامع پيشرفته، زن بودن، خود مايه سربلندی، سرور و شادمانی است.
    در چنين شرايطی، واگذاری جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادی ارمغان بزرگی است که درخدمت نيرومند ساختن عزم واراده زنان در دفاع روزمره از حقوق نخستين خويش، عمل خواهد کرد.
     
    **********
    - دوم اينکه گزينش يک شخصيت جامعه مدنی، يک رزمنده کارزار ايستادگی مدنی، بجای يک شخصيت جهان سياست از اين نظر آموزنده است که تاثير گذاری بر روند پيشرفت جامعه تنها به عرصه جهان سياست محدود نمی‌باشد. بازتاب فعاليت‌های شيرين عبادی در دفاع از حقوق کودکان و زنان، از مرزهای ايران نيز فراتر رفته بود. حرکت کسانی مانند خانم عبادی در عرصه جامعه مدنی می‌تواند تاثيرات تدريجی چشمگيری پديد آورد، بی آنکه سرشت رويارويی تند سياسی با نيروهای رژيم را پيدا نمايد. ناگفته نگذارم که کارزار شورانگيز شيرين عبادی در افشای ماشين شکنجه و آزار رژيم بس پرارزش و فراموش نکردنی است، ولی لازم به تاکيد است که عامل اصلی واگذاری جايزه صلح نوبل به خانم عبادی، نه فعاليت سياسی وی در اين زمينه، بلکه تلاش خستگی ناپذير و همواره وی در دفاع از حقوق کودکان و زنان بوده است.
    دريافت جايزه صلح نوبل توسط يک چهره رزمنده عرصه ايستادگی مدنی، انگيزه نيرومندی خواهد بود در راه دامن گسترکردن کارورزی در ميان مردم، در رابطه با زندگی آنها و بدوراز غوغای جهان سياست.
     
    *********
    - سومين نکته درخور توجه اينکه جامعه جهانی بار ديگر بگونه يی جدی و از روی همبستگی متوجه جامعه مدنی ايران می‌شود. تاکنون نگاه جامعه جهانی به ايران از منشور جمهوری اسلامی و سياست‌های آن می‌گذشت. اينکه ايران کشوری است که از تروريست‌ها جانبداری می‌کند، به حرکت‌های تروريستی در گوشه و کنار دنيا و حتا مرکز آن دست می‌زند. اينکه ايران کشوری يادآور جنگ و خشونت و وحشيگري- سنگسار کردن زنان و غيره- بشمار می‌آيد. و بويژه اين اواخر و همچنان، ماجرای تلاش حکومتگران برای غنی سازی اورانيوم، ايران را بعنوان کشوری در جستجوی ساختن بمب اتمی و آماده وارد شدن در کارزار اتمی معرفی کرده است.
    گزينش شيرين عبادی بعنوان برنده جايزه صلح نوبل، سرآغار فرگردی تازه در برخورد جامعه جهانی با ايران خواهد بود. می‌توان چشم بر اين داشت که از اين پس، نگاه و برخورد جامعه جهانی، نه از دريچه منافع آمريکا و اسرائيل، بلکه از زاويه مسئله حقوق بشر در ايران، و بويژه مسئله زنان پيش برود.
    گشوده شدن اين فرگرد تا حدود زيادی به برخورد آگاه و فعال نيروهای آزاديخواه ايران بستگی دارد. اينکه در راستای همسو کردن پيکارهای مدنی و سياسی ايران با جنبش‌های پيشرو و انساندوست جهانی بکوشند. و هراسی از اين بابت بخود راه ندهند که محافظه کاران به آنها نسبت‌های ناروا بزنند.
    باری، بدليل آنچه بر شمرده شد، می‌توان گفت که خانم شيرين عبادی، با بچنگ آوردن اين جايزه بزرگ و بی مانند، ارمغانی پر ارج به جنبش آزاديخواهی ايران ارزانی نمود.
     
    مهدی رجبی
    mehdirajabi@hotmail.com
    جمعه ۱۸ مهر ۱۳۸۲





  • [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de