‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





وظيفه اهل قلم و آزاديخواهان در برابر
درماندگی مالی روزنامه‌نگاران
  • کارگزاران سرکوب با تعطيل کردن روزنامه‌ها و مجله‌ها، به بهانه‌های بيهوده ، به حربه‌يی نا جوانمردانه و غير انسانی دست يازيده‌اند: حربه بيکار کردن روزنامه‌نگاران و بريدن منبع مالی گذران زندگی آنها
  • سرکوب‌گران آگاهانه به اين حربه توسل می‌جويند تا با به تنگنا انداختن زندگی شخصی روزنامه نگاران، حرکت سياسی آنها را مخدوش ساخته، مانع فعاليت روشنگرانه شان شوند
  • بيچارگی و درماندگی در برابر فشار مالی، با شدتی چند برابر، گريبان آنهايی را می‌گيرد که کارشان به بازداشت کشيده می‌شود
     
    مهدی رجبي
    mehdirajabi@hotmail.com
    پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۲
  •  
    تيغ سرکوب جمهوری اسلامی بيرحمانه روزنامه‌نگاران را به زير ضرب گرفته است. روزی نيست که خبر از بازداشت يا احضار به بازجويی يک روزنامه نگار بگوش نرسد. ده‌ها روزنامه نگار، شرايط قرون وسطايی آزار و شکنجه را، در زندان‌های آشکار و پنهان رژيم طی می‌کنند. سخنان محسن کديور رئيس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در روز تحصن روزنامه نگاران، از اين نظر بسيار گوياست:
    در اين روز متحصن شده‌ايم تا به مردم مملكتمان، ايرانيان خارج از كشور و جهانيان اعلام كنيم كه متاسفانه وضعيت آزادی بيان و قلم در ايران محدود است. روزنامه‌نگاران ايران امنيت شغلی ندارند. بيش از دو هزار نفر از روزنامه‌نگاران بيكار شده‌اند. به خانه‌ آنها مي‌ريزند، آنها را بازداشت مي‌كنند و شرايط به گونه‌ای شده كه توان ادامه كار را ندارند. خودسانسوری به حدی رسيده است كه در مقابل مهمترين مسائلی كه اتفاق مي‌افتد امكان نوشتن ندارند.
    وی در اين باره به موضوع مرگ زهرا كاظمی و مقايسه آن با زمان قتل‌های زنجيره‌ای اشاره كرد و ابراز عقيده كرد:  با صراحت اعلام مي‌كنم كه ميزان سانسور و فشار بر مطبوعات به اوج خود رسيده است و هيچ زمان شاهد فشار بر مطبوعات به اين ميزان نبوده‌ايم. (نقل از سايت امروز)
     
    تعطيل زورگويانه برخی از رسانه‌های روزانه وهفتگی، نه تنها قلم روزنامه‌نگاران را از کار انداخته، و زبان آنها را مهر و موم نموده، بلکه زندگی عادی آنها را نيز دچار دشواری‌های جدی ساخته است. فشار و زورگويی مثلث سرکوب [قضايی، انتظامی، فقهي] ديگر از حد دردسر آفريدن در سطح زندگی سياسی و دمکراتيک روزنامه‌نگاران فراتر رفته، و به زندگی صنفی و شخصی آنها يورش آورده است.
    کارگزاران سرکوب با تعطيل کردن روزنامه‌ها و مجله‌ها، به بهانه‌های بيهوده مانند تيتر بزرگ و غيره، به حربه يی نا جوانمردانه و غير انسانی دست يازيده اند: حربه بيکار کردن روزنامه‌نگاران و بريدن منبع مالی گذران زندگی آنها.
    سرکوب گران آگاهانه به اين حربه توسل می‌جويند تا با به تنگنا انداختن زندگی شخصی روزنامه نگاران، حرکت سياسی انها را مخدوش ساخته، مانع فعاليت روشنگرانه شان شوند. آنها همچون سران شان که انسانيت را در معنای اسلامی و غير اسلامی و خودی و غيرخودی می‌فهمند، به حقوق نخستين انسانی احترام ننهاده، و به عرصه زندگی شخصی کمترين بهايی نمی‌دهند.
     
    در شرايطی که نرخ رسمی بيکاری در مناطق شهری بالای 15 در صد است [آمار سال 80]، در شرايطی که فشارهای اقتصادی ناشی از گرانی، کمبود امکانات، و بيچارگی انبوه شده مزدبگيران در دو دهه اخير، غوغا می‌کند، می‌توان تصور نمود که از دست دادن شغل و محروم شدن از در آمد ناچيز آن، چه تاثير ويرانگری در زندگی شخصی و خانوادگی روزنامه‌نگاران ببار می‌آورد.
    اين فشار خانمان ويران کن در اوضاعی وارد می‌شود که هيچگونه تامين مالی جانشين، مانند آنچه برای بيکاران در کشورهای پيشرفته پيش بينی شده است، وجود ندارد.
    روزنامه نگارانی که به اين درد اجتماعی گرفتار می‌شوند، حتا اگر از امکان کمک مالی خانواده يا دوستان برخوردار باشند – امری که برای همه ميسر نيست- روال عادی زندگی شان بهم ريخته خواهد شد.
     
    ***
    بيچارگی و درماندگی در برابر فشار مالی، با شدتی چند برابر، گريبان آنهايی را می‌گيرد که کارشان به بازداشت کشيده می‌شود. خانواده آنها از سويی بار محروم شدن از درآمد مالی لازم، برای گذران عادی زندگی را به دوش می‌کشند، و از سوی ديگر بايد در جستجوی پيداکردن منابع کمرشکن تلاش کنند، تا پاسخگوی وثيقه مالی و نيز هزينه وکيل گرفتن و غيره بشوند.
    چگونه می‌توان گفته‌های دردناک مادر زهرا کاظمی را فراموش کرد، که با سوز و گداز از نداشتن امکان مالی برای انتقال جسد دختر خود ياد می‌کرد، و اينکه در اين شرايط ناگزير شد تا در برابر فشار کارگزاران سرکوب، در به خاک سپاری وی در ايران سر فرود آورد. 
    ندای خانواده‌های دردمندی که عزيزان آنها در بند هستند، در زمينه نداشتن امکان مالی برای وثيقه گذاشتن و يا وکيل گرفتن بالا گرفته است. با تاسف بايد گفت که اين امر، تنها محدود به روزنامه‌نگاران نمی‌شود، ديگر آزادی خواهان زندانی شده، مانند دانشجويان نيز گرفتار آن اند. در اين ميان، مسئله روزنامه نگاران، از اين نظر که آنها نان آور خانواده خويش اند، اهميت بيشتری دارد. حال آنکه دانشجويان از نظر مالی به خانواده‌های خويش وابسته اند. وانگهی تيغ سرکوب، روزنامه‌نگاران را، همواره به زير ضرب دارد، در حاليکه يورش به دانشجويان در شرايطی عملی می‌شود، که خيزشی از سوی آنها صورت گرفته باشد.
    بهر حال مسئله مقايسه درجه فشار مالی به روزنامه‌نگاران دربند، در رابطه با ديگر آزاديخواهان زير سرکوب، موردنظر نيست. مهم اين است که بايد به ندای دردمند خانواده‌های روزنامه‌نگاران دربند پاسخ گفت. يعنی کسانی که در حال حاضر و برای دوره يی که در چشم انداز است، بيش از هر گروه و صنف ديگری زير تيغ سرکوب بسر می‌برند.
     
    ***
    باری، هدف ازگفته بالا اين است، که حرکتی در راستای ايجاد صندوقی در پشتيبانی از خانواده‌های روزنامه‌نگاران زير سرکوب آغاز شود. براه انداختن اين حرکت، که جنبه سياسي-سازمانی نداشته، بلکه جنبه صنفی دارد، کار دشواری نيست، بويژه آنکه همه کسانی که در انديشه آزادی مردم و جامعه ايران اند- با هر فکر و مرام- با آن دمساز اند. افزون بر اين، انجمن‌های دفاع از روزنامه‌نگاران زير سرکوب مانند "خبرنگاران بی مرز" و ديگر نهاد‌های دفاع از حقوق بشر، نيز با آن همراهی خواهند کرد.
    دشواری پا گرفتن اين حرکت، در وحله نخست، به جنبه‌های عملی کار بستگی دارد؛ ازنظر صرف وقت و انرژی، و پيدا شدن نيرو‌های داو طلب برای پی افکندن انجمن‌ها يا صندوق‌های حمايت از روزنامه‌نگاران نيازمند کمک- بيکار، دربند و غيره.
    در مرحله پسين، موفقيت آن در گرو اين است که چارچوب‌های شکل گرفته، از نظر ترکيب، هدف‌های اعلام شده، و چگونگی اداره و کنترل در رابطه با وجوه مالی بتوانند اعتماد مردم را بخود جلب کنند.
    اين انجمن‌ها يا صندوق‌ها را نه تنها بايد در داخل کشور- جايگاه اصلی آنها- و در پيرامون زندگی صنفی روزنامه‌نگاران و بطور کلی اهل قلم تشکيل داد، بلکه در خارج از کشور نيز می‌توان آنها را در کشور‌های مختلف پی نهاد. در خارج از کشور، افزون بر بايستگی‌های بالا، لازم است، به جوانب حقوقی، مالياتی و اساسنامه يی در زمينه تشکيل انجمن‌های رسمی در کشورهای غربی و نيز ملاحظه کاری و باريک بينی در برخورد به مسئله مالی توجه گردد. ناگفته نماند که در کشور‌های غربی، گردآوری کمک مالی در اين راه، می‌تواند با تخفيف‌های مالياتی، برای کمک کنندگان همراه باشد.





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de