| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
آيا اصلاحطلبان از خاتمی عبور میكنند؟ نوشته: سالم مشكور (كارشناس امور
ايران)
مترجم: علی سعيدخانی منبع: الجزيره پنجشنبه ٥ تير ١٣٨٢ تيرماه سال جاری دانشگاه تهران شاهد تظاهرات دانشجويانی بود كه رهبر جمهوری اسلامی آيت الله علی خامنهای - بالاترين مرجع قدرت در ايران - را مستقيماً مورد خطاب قرار میداد امری كه بنا به تحليل برخی محافل نشانگر كاهش محبوبيت رهبر دينی سياسی ايران – كه متهم به حمايت از محافظه كاران مخالف اصلاحات خاتمی است – بود. اصلاح طلبان و اصلاح طلبان جديد شعارهايی كه عليه خامنهای داده میشد خاتمی اصلاح طلب را نيز در بر میگرفت و اگر بخاطر حمايت از محافظه كاران عليه خامنهای شعاری داده شد خاتمی نيز به خاطر ياسی كه از نتيجه اصلاحات وعده داده شده امو بوجود آمده از اين شعارها بی نصيب نماند. سابقه ياس از خاتمی به يكسال پيش بر ميگردد اين ياس با شعار «عبور از خاتمي» آغاز شد چرا كه رئيس جمهور منتخب قادر به رويارويی با محافظه كاران مخالفش نبود. بنا به اعتقاد اصلاح طلبان جديد حال كه خاتمی توانايی افزايش دامنه مبارزات خود عليه سياستهای محافظه كاران را ندارد بهتر است از او عبور كرد و به مبارزه با محافظه كاران شدت بخشيد. طرح اينگونه راهكارها نگرانی نگرانی برخی اصلاح طلبان را برانگيخته است. نگرانیهايی مثل اينكه چنين مسالهای ممكن است باعث سركوب و كشتار شده و كل نظام را مورد تهديد جدی قرار داد. حال آنكه خواسته اوليه اين عده از اصلاح طلبان ايجاد اصلاحات در چارچوب نظام بوده است و برای شناخت بهتر اصلاح طلبان بايد يادآور شد كه آنها بافت يكدستی ندارند. عدهای از آنها خواهان اصلاحات با حفظ هويت اسلامی ، برخی خواهان ساقط كردن نظام جمهوری و بازگشت نظام پادشاهی و عدهای نيز طرفدار حفظ نظام جمهوری با رويكردی ليبراليستیاند. بايد خاطر نشان كرد كه بسياری از كسانی كه قبل از به قدرت رسيدن خاتمی با او مخالفت میكردند هم اكنون با شعارهای اصلاح طلبانه او اهداف خويش را پيش میبرند. بيشتر طرفداران خاتمی كه اصطلاحاً چپ اسلامی ناميده میشوند بيشتر سمبلها و انقلابيون تندرو اوائل دهه هشتادند كه بعداً از نظر دينی معتدل شدند. اين طيف همانهايی هستند كه در ماجرای اشغال سفارت آمريكا در تهران و نيز حمايت از جنبشهای منطقهای دست داشتند. كمااينكه بسياری از آنها در مناصب فرماندهی نيروهای مردمی ، در جنگ با عراق (١٩٨٨-١٩٨٠) نقش مهمی را ايفا میكردند. بيشتر اعضای چپ اسلامی در دوران جنگ مناصب مهمی در اختيار داشتند. اين عده كه در ميان گروههای حاكم اعتدال سياسی و محافظه كاری دينی بيشتری داشتند بعد پايان جنگ به تدريج مناصب مهم حكومتی را از دست دادند و جای خود را به گروهی دادند كه به رهبریهاشمی رفسنجانی (رئيس سابق مجلس شورای اسلامی كه به اعتدال و گرايشهای ليبراليستی شهره است) و با استفاده از سياستهای هوشمندانه وی متصدی مراكز مهم قدرت شد ند. اين گروه در آغاز كار كه اكثريت پارلمان ، شورای نگهبان و دولت را بدست آورد سعی نكرد بلافاصلههاشمی را به حاشيه براند بلكه با گروهی كه دارای گرايشهای تند دينی بود ائتلاف كرد. نتيجه اين ائتلاف ايجاد جبههای بود كه به محافظه كاران شهرت يافته است. محافظه كاران پس از مدتی سعی كردند با استفاده از سياستهای زيركانه رفسنجانی – كه از رياست مجلس به رياست جمهوری رسيده بود از طريف آرا مستقيم مردمی قدرت را به تمامی بدست گيرند. لكن رفسنجانی با حمايت قدرتمندانه از رياست جمهوری خاتمی (١٩٩٧) از جناح محافظه كار فاصله گرفت. علاوه بر آن وی وقتی مشاهده كرد كه از سوی محافظه كاران بتدريج زمزمه تقلب در انتخابات به گوش میرسد با قاطعيت در مقابلشان ايشتاد امری كه در نهايت كمك كرد تا خاتمی بيش از ٧٠% آرا را از آن خود كند و طرفداران شعارهای اصلاح طلبانه خاتمی – كه بيانش تا آنروز سابقه نداشت- آرای خود را به صندوقهای رای بريزند. بعدها در جريان انتخابات مجلس وقتی اصلاح طلبان برهاشمی شوريدند و سلسله اتهاماتی را متوجه وی كردند محبوبيت مردمی وی كاهش يافت و او بار ديگر به آغوش جناح راست بازگشت. برخی نزديكان خاتمی به هنگام اعلام نامزدی وی برای رياست جمهوری سعی میكردند تا با بيان مشكلات او را از تصميمش باز دارند اما خاتمی عقيده داشت كه مردم ايران بدنبال رهبر و نمادی برای ايجاد تغييراتند خصوصاً جوانانی كه مطلوبهای خود را در سخنان كادر حاكم نمیيافتند آنهم در حاليكه ركود اقتصاد ايران بارسنگينی بر دوش شهروندان گذاشته بود. نهضت اصلاحی خاتمی صرفاً نماد اصلاحات اقتصادی و سياسی نبود ، بلكه فرهنگ و فكر و هنر را نيز تحت الشعاع قرار میداد. ياس و تداوم شكست تفكر اصلاح طلبان دينی بر اين مبناست كه متن دينی ثابت است اما معرفت دينی – يا تفسير متن دينی- متغير و تحت تاثير شرايط زمان ، مكان و سطح معرفت مفسر است و در نتيجه تفسير متن دينی مقدس و بی اشكال نيست. در پی اين سلسله مقدمات نظريه «قرائتهای متعدد ديني» بروز پيدا كرد امری كه از نظر مراجع تقليد نوعی انحراف عقيده محسوب میشود چرا كه آنها اعتقاد دارند كه بيشتر از يك قرائت واحد از متن دينی وجود ندارد اين امر باعث تحريك گروههای سنتی وفادار مثل گروههای ميليشيايی بسيج و سپاه پاسداران عليه اصلاح طلبان شده است. گروههای مذكور رابطه عاطفی عميقی با علمای مذهبی و هويت اسلامی نظام دارند اين گروهها در خلال انقلاب اسلامی و دوران پس از آن قربانيان زيادی را برای حفظ نظام تقديم كرده است از نظر اين گروهها ، اصلاح طلبان قصد جدا كردن اسلاميت نظام و سرنگونی جمهوری اسلامی را دارند و به همين دليل است كه همچون ماجرای سال١٩٩٩ كوی دانشگاه و حادثه درگيریهای اخير دانشگاه بر عليه اصلاح طلبان دست به خشونت میزنند. وقتی كه خاتمی به رياست جمهوری رسيد و اصلاح طلبان دولت را بدست آوردند هدف بعدی اصلاح طلبان به دست آوردن پارلمان بود در نتيجه اصلاح طلبان شروع به ثبت نام كردند و در نهايت پارلمان را به تصرف خويش درآوردند. پس از آن نيز توانستند در انتخابات شورای شهر پيروز ميدان باشند و اميدوار بودند كه ساير نهادهای قدرت را نيز به تدريج از آن خود كنند ليكن بافت حكومت در ايران اجازه سلطه كامل به آنان را نداد. عليرغم آنكه اكثريت مجلس كنون از اصلاح طلبان است اما هرگاه آنها قصد تصويب قانونی را داشته باشند كه محافظه كاران مخالف آنند با مشكل مواجه میشوند زيرا شورای نگهبان در مورد قانونی كه پارلمان آن را تصويب كند اختيار دارد تا به بهانه مخالفت با دين يا قانون اساسی آن را لغو كند و اگر يك قانونی ٢ بار رد شد به مجمع تشخيص مصلحت نظام احاله داده میشود اين مجمع وظيفه دارد كه در مورد مصوبات مورد اختلاف ميان شورای نگهبان و مجلس داوری كند. مجمع از محافظه كارانی تشكيل شده است كه رفسنجانی كناره گرفته از اصلاح طلبان نيز رياست آن را بر عهده دارد. او و اطرافيانش محافظه كاران جديد ناميده شدهاند. طبيعی است كه اين مجمع نيز به نفع محافظه كاران رای میدهد جالب آن است كه اخيراً مجمع دامنه اختيارات خود را افزايش داده و قانون نيز وضع میكند. از سوی ديگر قوه قضائيه كه رياست آن از سوی رهبر انقلاب تعيين میشود با بستن روزنامهها و بازداشت روزنامه نگاران و شخصيتهای فكری سياسی اصلاح طلبان را تحت فشار قرار میدهد. عليرغم آنكه در قانون اساسی ايران مصونيت قضايی نمايندگان مورد تاكيد قرار گرفته است اما قوه قضائيه بدون توجه به آن ، حكم به بازداشت نمايندگان مجلس میدهد از اينجاست كه تركيب ذيل ايجاد میشود: طيف خاتمی بر نهادهای قانونگذاری كه براساس مكانيزم انتخابات مردمی است تسلط يافته و نهادهای انتصابی كه قادر به ممانعت از نهادهای مذكور است در اختيار محافظه كاران است. در نتيجه اكثريت مردمی كه از خاتمی حمايت میكردند میبينند كه به واسطه ماهيت توزيع قدرت بين نهادها نقش شان كمرنگ شده است. امری كه نشانگر ضرورت تعديل قانون اساسی است. اين همان خواستهای است كه اصلاح طلبان از طريق دعوت به رفراندوم و افزايش اختيارات رئيس جمهور و كاهش اختيارات شورای نگهبان بدنبال آنند و طرحهايی را در اين راستا تصويب كردند كه با مخالفت شورای نگهبان مواجه شده است در نتيجه بار ديگر سير امور به نقطه صفر رسيده است. ملت ايران در چنين فضايی شاهد انسداد سياسی است و اين مساله ياس و نااميدی آنها را بيشتر میكند مسالهای كه خود را در انتخابات اخير شورای شهر به خوبی نشان داد (در برخی شهرها فقط ١٠ درصد مردم شركت كردند) و باعث شد كه شعار عبور از خاتمی و افزايش مخالفت با محافظه كاران شدت بگيرد. قبل از جنگ اخير آمريكا با عراق برخی مخالفان به تحولات جديدی در منطقه كه باعث تعديل سياست محافظه كاران و باز شدن فضای سياسی به نفع اجرای مطالبات خاتمی ، چشم اميد داشتند. با پايان سريع جنگ و عدم مقاومت مردم عراق در برابر اشغالگران بخاطر نظام سركوبگر پيشين اصلاح طلبان ايران با يادآوری «درس عراق» خواستار اتخاذ راهكارهايی برای جلوگيری از شكاف ميان مردم و حكومت از طريق ايجاد فضای باز سياسی و جلوگيری از تكرار تجربه عراق شدند اما اين سخنان گوش شنوايی نداشت چرا كه محافظه كاران در مذاكرات ژنو با انجام مذاكره با طرف مقابل بر سر موضوع عراق به تفاهم رسيده بودند و از اين طريق خود را از خطر آمريكا رهاندند. اين امر يادآور سابقه روابط آمريكا با كشورهای جهان است كه بيش از آنكه در راستای كمك به دموكراتيزه شدن اين كشورها باشد مبتنی بر منافع ملی آمريكاست. پس از آنكه جنگ پايان يافت ، صدام حسين سقوط كرد و آمريكا بر عراق مسلط شد فراغ بال بار ديگر آنها را متوجه ايران كرد و ايالات متحده ، ايران را به تلاش برای دستيابی به تسليحات اتمی و پناه دادن به عناصر سازمان القاعده متهم كرد و به ايران هشدار داد در امور داخلی ايران دخالت نكند. اين اقدام با توقف گفتگوهای دو طرفه در ژنو و اعلام حمايت مستقيم آمريكا از آشوبهايی كه وضع داخلی ايران را آشفته میكرد همزمان شد. در چنين فضايی تهران شاهد آشوبهای دانشجويی بود و طولی نكشيد كه اين آشوبها تبديل به تظاهرات مردمی میشد كه محافظه كاران قبلاً با اقدامات خود باعث نارضايتی آنان شده بودند. نكته جديد در آشوبهای اخير آن بود كه تظاهر كنندگان خواستار استعفای خاتمی شده بودند اين در حالی است كه منطقه شاهد حضور نظامی آمريكاست و چندی پيش علی خامنهای تظاهر كنندگان را مزدوران و جيره خواران آمريكا معرفی كرده بود با اين وجود رئيس جمهور خاتمی ترجيح داد سكوت كند زيرا اگر از تظاهر كنندگان حمايت میكرد با رهبری رويارو میشد و اگر آنها را محكوم میكرد آخرين نشانههای يك سمبل اصلاح طلب را نيز از دست میداد. در پايان ذكر اين نكته خالی از لطف نيست كه در حال حاضر محافظه كاران از خاتمی بعنوان يك سپر دفاعی استفاده میكنند و از بين رفتن اين سپر به نفع مصالح نظام نيست اين نكته وقتی مشخص میشود كه بياد بياوريم كه در جريان آشوبهای اخير چگونه برخی شخصيتهای اصلاح طلب با حضور در ميان دانشجويان آنان را قانع كردند كه بخاطر مصلحت نظام دست از اعتراضاتشان بردارند. آنها به دانشجويان گفته بودند كه اقدامات عجولانه شان ممكن است بهانه به دست محافظه كاران داده و باعث شود كه آنها بی رحمانه دست به سركوب اصلاح طلبان بزنند. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |