‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





سخنی با گردانندگان سياست خارجی امريکا و آقای رضا پهلوی
  • نظام سلطنتی بدون ياری مستقيم قدرتهای خارجی و در راس آنها ايالات متحده و انگلستان بخت چندانی برای کسب قدرت در ايران نخواهد داشت
  • با روی کار آمدن نظام پادشاهی به کمک قدرتهای خارجی، اين نظام حيات دوباره خود را مديون اين قدرتها خواهد بود و در جهت حفظ خود از دادن هرگونه امتيازات نامشروع به آنان کوتاهی نخواهد کرد
  • نظام سلطنتی به گواهی تاريخ چند صد ساله اخير هيچگاه بی نياز از حمايت روحانيت و مراجع مذهبی رسمی نبوده است. به سخن ديگر روی کار آمدن نظام پادشاهی مستلزم حفظ بخشی از کاست روحانيت ميباشد
  •  
    نجات مهدوی
    n_mahdavi_t@yahoo.de
    جمعه ١٣ تير ١٣٨٢

     
    با اوجگيری خيزشهای اجتماعی در ايران بر عليه نظام استبداد دينی که جوانان و بخصوص دانشجويان در آن نقش تعيين کننده‌ای دارند، بحث جايگزين يا آلترناتيو آتی برای رژيم کنونی بيش از هر زمان ديگری اهميت خود را باز يافته است. در کنار حرکت توانمند جمهوری خواهی که خواست اکثريت مردم به ويژه جوانان و روشنفکران است، طرفداران نظام پادشاهی نيز در اين ميان با يگانه استدلال خود مبنی بر موروثی بودن سلطنت به تکاپو افتاده‌اند تا از اين رهگذر بار ديگر بخت خود را در آينده سياسی ايران بيازمايند. نظام سلطنتی بدون ياری مستقيم قدرتهای خارجی و در راس آنها ايالات متحده و انگلستان بخت چندانی برای کسب قدرت در ايران نخواهد داشت، از اين منظر لازم است به نکاتی چند اشاره شود.

    ١. از اين واقعيت تلخ و آزاردهنده نميتوان چشم پوشيد که مردم ايران به دليل سرخوردگی از حکومت دينی کنونی و سرکوب بيرحمانه هر گونه حرکت اعتراضی توسط اين حکومت نگاه خود را معطوف به دخالت عوامل خارجی نموده است و در اين بستر نسبت به سياستهای ايلات متحده خوشبينی قابل ملاحظه‌ای دارند و اين کشور را نيرويی موثر برای تحت فشار قرار دادن رژيم کنونی می‌پندارند.

    ٢. از سوی ديگر تدقيق در تاريخ مداخلات ايالات متحده در امور داخلی کشورها از جمله ايران بيانگر اين واقعيت است که اين مداخلات نه تنها منجر به گسترش دموکراسی و بهبود شرايط اجتماعی آن نشده، بلکه دموکراسی در حال تکوين در آن کشورها را ساقط يا از مسير خود منحرف ساخته است. نمونه چنين کشورهايی ايران، شيلی، نيکاراگوئه و ... ميباشند که اثرات سوء چنين مداخلاتی هنوز هم پس از گذشت چندين دهه دامنگير آنهاست. برای مثال چنانچه ايالات متحده موجبات سرنگونی حکومت ملی دکتر مصدق را فراهم نمی‌کرد و با پشتيبانی بی حد و حصر از محمدرضا پادشاه مخلوع موجب انسداد سياسی جامعه ايران نمی‌شد، امروزه ملت ايران شاهد حکومت قرون وسطايی مذهبی کنونی نبود.

    ٣. بدليل ترکيب جمعيت بيش از حد جوان کشور بيش از نيمی از جمعيت ايران تجربه زندگی در نظام پادشاهی پيشين را نداشته و واقعيتهای تلخ آنرا از نزديک لمس نکرده‌اند و در نتيجه تبليغ اين نظام از نهادها و رسانه‌های مورد حمايت امريکا و در آينده پشتيبانی عملی از نيروهای سلطنت طلب توسط هيئت حاکمه اين کشور ممکن است در کوتاه مدت رضايت افکار عمومی و جوانان را برای به قدرت رساندن نظام پادشاهی کسب کند. از آنجا که آقای رضا پهلوی و طيف سلطنت طلبان وابسته به ايشان هنوز پس از گذشت بيش از دو دهه از انقلاب ضد سلطنتی مردم ايران درسهای لازم را از اين دوران پرفراز و نشيب نگرفته و مصرانه پايبند به سنتهای پادشاهی هستند، به قدرت رساندن نظام پادشاهی در دراز مدت بار ديگر موجب بروز بی اعتمادی و سرخوردگی جوانان و روشنفکران نسل جديد از سياستهای ايالات متحده شده و بازهم نسلی ديگر از ايرانيان ايالات متحده را به حق مسبب و بانی اصلی اين نابسامانيها قلمداد خواهند کرد.

    ٤. از آنجا که استبداد در کشور ما همواره ريشه در نظام پادشاهی داشته است، چنين متصور است که اين نظام می‌تواند بستر مناسبی برای رشد استبداد و بی اعتنايی به حق مشارکت مردم در سرنوشت سياسی خود باشد (هر چند قصد افترای پيش از ارتکاب جرم را به آقای رضا پهلوی ندارم). نظام سلطنتی به گواهی تاريخ چند صد ساله اخير هيچگاه بی نياز از حمايت روحانيت و مراجع مذهبی رسمی نبوده است (چه به صورت همکاری تنگاتنگ و چه به صورت باج دهی اجباری). به سخن ديگر روی کار آمدن نظام پادشاهی مستلزم حفظ بخشی از کاست روحانيت ميباشد که اين امر در درازمدت امکان تجديد حيات و قدرت يابی روحانيت در ساخت سياسی جامعه را به همراه خواهد داشت و در نتيجه اين دور باطل تا ابد به حيات خود ادامه خواهد داد، به ويژه اينکه هر دو طيف روحانيت و نظام پادشاهی از حمايت مشترکی در خارج از مرزها برخوردارند که اين امر خود مانع از محو آنها توسط يکديگر خواهد شد.

    ٥. با روی کار آمدن نظام پادشاهی به کمک قدرتهای خارجی اين نظام حيات دوباره خود را مديون اين قدرتها خواهد بود و در جهت حفظ خود از دادن هرگونه امتيازات نامشروع به آنان کوتاهی نخواهد کرد و از سوی ديگر دولتهايی مانند انگلستان و ايالات متحده که تجارب وسيعی در سوء استفاده از نظام استبدادی پادشاهی در ايران دارند کسب امتيازات نامشروع را بلا فاصله در سرلوحه مناسبات خود با ايران قرار خواهند داد؛ امری که در يک نظام جمهوری پارلمانی و در حضور نهادهای دموکراتيک و مطبوعات آزاد تقريبا نا ممکن است.
    نظام پادشاهی در ايران همانطور که ماهيت خود را در سالهای پيش از انقلاب نيز نمايانده است، به هيچ روی حاضر به گردن نهادن به حقوق سياسی و اجتماعی مردم نبوده و مطبوعات آزاد و مستقل و همچنين نهادهای مردمی از قبيل شوراهای شهر، سنديکاها و تشکلات کارگری و صنفی را هيچگاه برنتافته است.
    نظام پادشاهی بدليل ماهيت توتاليتر و پدرخوانده مآبانه خود قادر به اعطای حقوق حقه مليتهای گوناگون ايرانی (آذربايجانی، کرد، ترکمن، بلوچ و ...) نخواهد بود و اين معضل همچنان بار سنگينی بر انبار مطالبات بحق مردم از حاکميت خواهد افزود و ممکن است روزی انباشت اين حقوق به حدی برسد که زمينه انفجارهای کور اجتماعی و سوء استفاده‌های احتمالی توسط قدرتهای خارجی را فراهم سازد.

    در پايان توجه انديشمندان، سياستمداران و گردانندگان ديپلماسی ايالات متحده را به اين نکته جلب می‌نمايم که تنها ايفای نقش مثبت و غير مخرب و نه صرفا در جهت منافع استراتژيک خود قادر است خاطره تلخ کودتای سال سی و دو و حمايتهای بی حد و حصر از نظام استبدادی محمدرشا پهلوی را از حافظه قوی ايرانيان بزدايد و مرهمی باشد بر زخم اقدام بر عليه حکومت مردمی دکتر مصدق. همچنين اگر آقای رضا پهلوی صميمانه به بهروزی کشور و مردم آن اعتقاد دارند، هر چه زودتر خود را از لابی جناح راست افراطی امريکا و اسرائيل و وابستگان به نظام سلطنتی پيشين که هدفی جز کسب منافع از کف رفته ندارند دور ساحته و مساعی خود را در جهت استقرار يک نظام جمهوری و مردمسالاری حقيقی در ايران بکار گيرند و بيش از اين به تقدس سلطنت و موروثی بودن آن تاکيد نورزند زيرا چنانچه تقدس و وراثت نظام پادشاهی از حداقل اصالت ذاتی برخوردار بود طبيعتا پدربزرگ ايشان ميبايست اين تقدس را ارج می‌نهاد و هيچگاه ارثيه ديگران را از آن خود نمی‌نمود.

    نجات مهدوی
    يازدهم تيرماه هشتاد و دو

    * رونوشت به سايت وزارت امور خارجه امريکا





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de