| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
آغاز يك
پايان
مرگی مشكوك و رفتاری مشكوكتر دكتر اكبر كرمي - قم دوشنبه ١۳ مرداد
۱۳۸۲
1) مرگ روزنامهنگار ايرانی - كانادايی
زهرا كاظمی بسيار سخت و تاسف بار بود و نشان داد كه ايران همچنان بزرگ ترين و ناامن
ترين كشور دنيا برای روزنامه نگاران است. مرگی اين چنين تلخ و باورناپذير نشان
میدهد كه شكارچيان انسان دوباره فعال شدهاند و عالی جناب سرخ پوش پروژهی تازهای
را در دست گرفته و پروندهی تازهای را گشوده است. نشان میدهد كه رئيس جمهور خاتمی
برخلاف تصور و تعهد خود نتوانسته است چشم فتنه را در آورد و غدهی سرطانی را
بخشكاند. سلاخان انديشه و قلم و شكارچيان انسان، چه آسوده خاطر و چه گستاخ و گشاده
دستند و شهروندان ايران عزيز چه مظلوم و چه بی پناه. اما اين همهی فاجعه نيست.
۲) پس از اعتراضها و شورشهای خيابانی اخير، تعداد كثيری از مردم، فعالان سياسی و دانشجويی به صورت فلهای دستگير و روانه زندان شدند. تعداد بسياری نيز باز داشت شدهاند كه همچنان از سرنوشت، بازداشت كنندگان و محل باز داشت و نگهداری آنها اطلاعی در دست نيست و همه چيز در پردهای از ابهام قرار دارد. اين نوع بازداشتها بيشتر به آدم ربابیهای خمرهای سرخ شباهت دارد تا به برخورد يك نظام باثبات سياسی - حتی از نوع استبدادی و توتاليتار - با مخالفين و منتقدين خود. به دنبال اين نمايش مضحك قدرت، احزاب، شخصيتها و نهادهای مدنی متعددی نگرانی و تنفر خود را از گروههای فشار پيدا و پنهان و نحوهی برخورد نيروهای مسئول اعلام و به حاكميت هشدار دادند. حتی چند تن از نمايندگان مردم در اعتراض به نحوهی برخورد با دانشجويان معترض، در مجلس تحصن كردند. دانشجويان بسياری در دانشگاهها دست به اعتصاب غذا زدند كه همچنان ادامه دارد و بدين ترتيب اعتراض خود را به رفتار حاكميت در آرام ترين شكل ممكن نشان دادند. اما دريغ و درد كه نه پاسخ گويی بود و نه پاسخی، حتی يك اظهار نظر ساده، حتی يك جمله، حتی يك كلمه. سنگها بسيار صبورند. ۳) به هنگام يورش بر طرشت، شكار دانشجويان و دستگيری فلهای آنها، به هنگام دستگيری سازگارا، رحمانی، عليجانی، صابر و... از خاتمی نيز واكنش مناسبی ديده نشد و پاسخی نيامد. اصلا" پاسخی نيامد و واكنشی ديده نشد كه بتوان در مورد تناسب آن صحبت و داوری كرد. اما در مورد زهرا كاظمی شرايط تغيير كرد، بازی عوض شد. خاتمی چابك و چالاك چهار تن از وزرای خود را مامور پی گيری مسئله و رسيدگی به قضيه كرد. به نظر میرسد فشار دولتهای خارجی از مطالبات ۲۲ ميليونی شهروندان ايران سنگين تر و كارآمدتر است. به نظر میرسد دولت در برابر خارجیها پاسخگوتر است تا در برابر حماسه سازان دوم خرداد و به نظر میرسد حاكميت جمهوری اسلامی در برابر دولتهای خارجی خاشع و خاضع شده است. اين يعنی فاجعه تكميل شده است، يعنی به جامعهی مدنی پای گذاشته ايم!، يعنی همه در برابر قانون برابرند! (هرچند به نظر میرسد كه خارجیها برابرترند)، يعنی شهروندان ايران عزيز چه مظلوم و چه بی پناهند و اين يعنی آغاز يك پايان. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |