‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





آقای باقرزاده صريح صحبت کنيد
• اگر به تصور شما امروز جمهوری خواهی سکولار که دمکراتيسم سياسی محور اساسی تفکر آن می‌باشد را می‌بايد فدای اتحاد با طرفداران سلطنت نمود و به دنبال شعار موهوم آن‌ها برای ائتلاف و اتحاد تحت پرچم رضا پهلوی رفت، لطفا حاشيه نرويد
• آنها که دمکراسی را در ايران باور دارند، چشم به خارج ندوخته‌اند، و ائتلاف نظاميان آمريکايی و سلطنت‌طلبان قلدرمنش و فرصت‌طلبان ضعيف‌النفس را جايگزين رژيم ديکتاتوری مذهبی فعلی نمی‌خواهند


 
کيانوش جوان
kyanjavan@yahoo.com
دوشنبه ٢٦ خرداد ١٣٨٢
 
مدت‌ها بود کلمه "يوم الله" را نشنيده بودم. وقتی در سايت محترم ايران امروز مقاله‌ای با عنوان "در آستانه يوم الله ١٨ تير" توجهم را جلب کرد، تصور کردم که يک حزب اللهی يا يک مسلمان معتقد مقاله‌ای نوشته است. تصور نمی‌کردم که آقای باقرزاده که خود سالهاست در انگليس زندگی کرده و احتمالا ظرف چهل سال گذشته کمتر از شش ماه در ايران بوده است، آنقدر تحت تاثير کلام خمينی باشد که هنوز برای بزرگداشت يک روز و پر اهميت دادن آن، به واژگان خمينی پناه برده و از ايشان کلمه به عاريت بگيرند.
بگذريم از اينکه نفوذ شخصيت خمينی در انديشه‌ها و کلمات تا کجا رفته است.
اما در مورد بحث اساسی سياسی که ايشان مطرح نمودند، مدتی است در مقالات متعد، د دوست ما ، سازمانهای سياسی ديگر را از اشتباهات تاريخی برحذر داشته و بخشودنی نبودن عدم هماهنگی آنها را با مشی سياسی آقای باقرزاده و دوستان جديد ايشان گناهی عظيم که در تاريخ هرگز فراموش نخواهد شد، قلمداد می‌کنند.
 
گناه چيست؟
اجازه بدهيد با چند پاراگراف کوچک از متن نوشته ايشان بحث را دنبال کنيم.
"مردم از کليت رژيم (ولی فقيه و اصلاح طلبان) برگشته اند"
"بسياری از مردم برای تحقق اين تحول بزرگ چشم به خارج دوخته اند"
"تنها درايت سياسی و روشن بينی رهبران سياسی است که می‌تواند در شرايط مساعد نارضايی عمومی مردم ايران اين خطر را به فرصت تبديل کند و از آن برای پايان دادن به استبداد مذهبی حاکم بهره گيرد."
"مردم ايران در انتظار آنند که دستی از غيب برون‌ايد و کاری بکند"
"رهبری داهيانه سياسی در حکم کيمياست"
"مشکل اصلی جامعه ما در شرايط فعلی استبداد مذهبی است"
"هرتلاش ديگری که اين مبارزه را به انحراف بکشاند و يا در صف واحد کسانی که در اين مبارزه شرکت دارند تفرقه بيندازد در شکست آن سهيم است" 
اساس بحث دوست عزيزمان آقای باقرزاده حول مطالب فوق است.
کافيست فقط يک شب به تلويزيون‌های معروف لوس آنجلسی، دارو دسته سلطنت طلبها و وابستگان به رژيم سابق توجه نماييد و ببينيم چه شباهتی در گفتارهاست.
مردم خسته‌اند، چشم به انتظار دست غيب و منتظر رهبری داهيانه سياسی که در حکم کيمياست. مگر نه اينست که رهبری داهيانه سياسی آقای رضا پهلوی است، دست غيب ارتش آمريکاست و مردم هم در انتظار سربازان آمريکايی که به اين امر تحقق بخشند.
پس خيلی هم تصادفی نبود که ديگر در گردهمايی واشنگتن، همه اين عناصر به جز مردم خسته که روحشان از اين واقعه اطلاع نداشت گرد هم جمع آمدند.
 
دوست عزيز، چرا روشن سخن نمی‌گوييد؟
چرا به جای ناسزا و اتهام به سازمانهای سياسی ، و متهم نمودن جبهه وسيع جمهوری خواهان ايرانی، و نيروهای اصلاح طلب درونی، که بخش اعظم جنبش دانشجويی کشورمان ستون فقرات آن و نيروی محرکه آن است، روشن و بی پروا صحبت نمی‌کنيد. اگر به تصور شما امروز جمهوری خواهی سکولار که دمکراتيسم سياسی محور اساسی تفکر آن می‌باشد را می‌بايد فدای اتحاد با طرفداران سلطنت نمود و به دنبال شعار موهوم آن‌ها برای ائتلاف و اتحاد تحت پرچم رضا پهلوی برای سرنگونی "کليت رژيم (ولی فقيه و اصلاح طلبان)" رفت، لطفا حاشيه نرويد.
در فرهنگ دمکراسی شفافيت و صراحت در بيان مواضع نياز اوليه ماست. امروز تمامی نيروهای سياسی چه در داخل و چه خارج از کشور به درستی آگاهند که جريانات سلطنت طلب و افراد فرصت طلب با پنهان شدن در پشت شعارهايی چون "جبهه وسيع دمکراسی خواهي" و مبارزه با "استبداد مذهبي" تلاش می‌کنند که با دعوت از نيروهای خارجی برای تغيير رژيم، استبداد ديگری را در شکل غير مذهبی در چهارچوب يک نظام عقب مانده سلطنتی و استفاده از عناصری چون ثابتی و سبحانی به مردم ما قالب کنند.
دوست عزيز تلاش ناموفق نشست واشنگتن و عدم پذيرش شما از طرف رضا پهلوی آيا کافی نيست که بپذيريد دمکراسی از طرف آقايان چه حد و حدودی دارد؟ به جای تلاش در تشکيل جبهه وسيع دمکراسی خواهی که عناصر آن را در واشنگتن و لوس آنجلس جوياييد، به قول خودتان به داخل کشور برويد و بپرسيد که آيا مردم حاضرند که استبداد دينی را با استبداد سلطنتی تعويض کنند. 
همين که جريانات شبيه شما نمی‌توانند صراحتا از اتحاد با سلطنت طلبها سخن بگويند نشان آن است که سلطنت و تمامی اشکال آن حتی قابل قبول نيستند. 
اکثريت جامعه ايران بدنبال ايجاد نظامی است که دمکراسی محصول و فرآورده آن است. 
آنها که دمکراسی را در ايران باور دارند، چشم به خارج ندوخته‌اند، و ائتلاف نظاميان آمريکايی و سلطنت طلبان قلدرمنش و فرصت طلبان ضعيف النفس را جايگزين رژيم ديکتاتوری مذهبی فعلی نمی‌خواهند. 
جمهوريخواهان ايران، به جنبش اصلاحات در ايران باور دارند، آنها معتقدند که تضمين دمکراسی محصول حرکت سازمان يافته تمامی نيروهای هوادار دمکراسی است که جز دريک نظام انتخابی که تمام شئون آن محصول انتخاب مردم است ميسر نمی‌گردد.
١٥ ژوئن ٢٠٠٣
 
 
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de