| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
از تهران: جايی كه دانشجويان مقاومت ميكنند
و اين درحاليست كه سركوب آيتاللهها افزايش میيابد • اعتراضات مردمی به شهرهای بزرگ انتقال
يافتهاند. اما تا زمانيكه تجار و كارگران اعتصاب نكنند ملاها نميترسند.
• نسل جديد ايران طالب آزادی است و خواهان برچيده شدن رژيم مذهبی در ايران است. • در شعارهای مردم نشانی از خاتمی و وعدههای او در مورد "خط سوم" ، اسلامی رفرم شده كه توانايی برقراری يك دموكراسی و نجات ارزشهای اسلامی را داشته باشد ، به چشم نمیخورد. • شركت اريكسون سوئدی هزاران دكل را به آيتاللههای ايران فروخته است. آنها بوسيله اين دكلها موفق به بلوك كردن تقريبا تمامی كانالهای تلويزيونی ماهوارهای شده اند از: وانا وانوچينی Vanna Vannuccini (خبرنگار لارپوبليكا-ايتاليا در ايران ٢٠٠٣/٦/٢٥ ) ترجمه: داوود حجازی davud@37yahoo.com پنجشنبه ٥ تير ١٣٨٢ در كنار هتل ونوس ، هتلی كه بتازگی در مركز تهران ساخته شده و از استاندارد مناسبی برخوردار است ، دكلی به ارتفاع ٦ يا ٧ متر سربرآورده است كه تا چندی پيش از آن اثری نبود. اگر از آخرين طبقه اين هتل نظری به اطراف بيندازيم ، شاهد دها دكل از اين نوع خواهيم بود كه در بعضی جاها حتی در پشت بامها مستقر شدهاند. معاملهای پرسود و ميلياردی برای شركت اريكسون سوئدی كه هزاران دكل را به آيتاللههای ايران فروخته است. آنها بوسيله اين دكلها موفق به بلوك كردن تقريبا تمامی كانالهای تلويزيونی ماهوارهای شده اند ، جلو ورود به اينترنت را گرفته و تماس گرفتن از طريق تلفن [ماهوارهای] همراه تقريبا غيرممكن شده است. ديدن كانالهای ماهوارهای و ورود به اينترنت در اطاقهای هتل امری مجاز است و تكنيسينی كه از طرف مديريت هتل برای تعميرات فرا خوانده شده است با شگفتی ميگويد: "شماره اينترنت را كه ميگيرم پليس به من جواب ميدهد." در تلويزيون فقط كانال Fox News را ميتوان ديد. مردوك (سرمايه دار استراليايی و صاحب كانال Fox News و چندين شبكه تلويزيونی خصوصی در جهان -مترجم) آيتاللهها را نيز شكست داده است. قطع ارتباطات و دستگيريهای وسيع ، تظاهرات در تهران را به مرز صفر رساندهاند. البته اين دستگيريها جهت دار نيز هستند: كليه افرادی كه قابليت رهبری دانشجويان و مردم را دارند و سازماندهان گروههای مقاومت، دستگير شدهاند. گفته ميشود كه ناآراميها در منطقه تهران پارس همچنان ادامه دارد. در اين منطقه ديشب يك گروه چهل نفری از بسيجيان با اتوموبيل و موتور كوچهها و خيابانهای فرعی را اشغال كرده و با فرياد از ساكنان محل ميخواستند: اگر جرئت داريد از خانههايتان خارج شويد. از تعداد افرادی كه برای حمايت از تظاهركنندگان و دانشجويان با ماشين به خيابانها ميرفتند و بوق ميزدند بسيار كاسته شده است. سعيد ، مهندسی كه در يك شركت ساختمانی كار ميكند ، ماشين پيكان خود را به من نشان ميدهد كه مملو از رنگ و فرورفتگی است. او به بالای پل گيشا ، تقاطع دو شاهراه اصلی كه تهران را از شمال به جنوب و از شرق به غرب بهم وصل ميكند ، يعنی چمران و آل احمد رفته بود. در زير پل دستههای بسيجی با اسپری ماشينها را رنگ ميكردند و كمی بالاتر گروههای ديگر بسيجی با سنگ و چماق منتظر اتوموبيلهای رنگ شده بودند. محسن كديور ، روحانی اصلاح طلب از يك سازماندهی كامل و دقيق بسيجيان و لباس - شخصيها سخن ميگويد. كديور حتی از روزنامههای اصلاح طلب نيز بخاطر هم آوايی آنها با آيتاللهها شكايت دارد. "افراد خودسر" و "بدون اونيفورم". همه ميدانند كه آنها چه اونيفورمی را میپوشند و از كجا هدايت ميشوند. سعيد ميگويد: تظاهركنندگانی نيز بودند كه هيچ واهمهای از لباس شخصيها نداشتند. او به چشم خود راننده اتوموبيلی را ديده است كه يك بسيجی موتورسوار را دنبال كرده و او را به بيرون از خيابان پرتاب نموده است. درگيريهای خيابانی به پايان نرسيدهاند. ناآراميها به شهرهای اطراف تهران منتقل شدهاند. برای مثال در گوهردشت ، بين تهران و كرج و يا در نسيم شهر. در شهرهای بزرگ مانند مشهد ، تبريز و شيراز كه هنوز دكلهای اريكسون به آنجا نرسيده اند درگيريهای نسبتا وسيعی همچنان ادامه دارد. در گوهردشت يك دانشجوی دختر با ضربات چاقو زخمی شده است. بسيجيها كه در ايران فالانژ ناميده ميشوند ، چهار روز پيش به خوابگاه دانشجويان حمله كرده و به ضرب و شتم آنان پرداختند. فرشته ، دانشجوی مديريت صنعتی كه سرش بعلت زخمی عميق باند پيچی شده است به من ميگويد: بسيجيها مرا با يك آجر كتك زدند. "بعد از ساعت هفت شب بياييد و با چشمهای خودتان ببينيد." شوهرش مشاور دانشجويان است و شكايات آنانی را كه نسبت به آنها بدرفتاری شده است جمع آوری مينمايد. او پاسخگوی پدر و مادرانی است كه فرزندان آنها دستگير و ناپديد شدهاند. گوهردشت ، خشنترين پليس منطقه را دارد. "اگر در تهران جريمه ات ميكردند، در اينجا تو را دو ماه زندانی ميكنند و صد ضربه شلاق نيز دريافت ميكنی." در تهران اما فقط لباس شخصيها به مردم حمله ميكنند. نيروی انتظامی كه سه سال پيش حامی تهاجم بسيجيها به دانشگاه تهران بود ، اكنون در روش خود تجديد نظر كرده است. ماموران انتظامی دستور وزارت كشور مبنی بر جلوگيری از درگيريها را به اجرا گذاشته و چون در بيشتر مواقع اين درگيريها از طرف لباس شخصيها ايجاد ميشد، بر عليه آنها نيز وارد عمل میشدند. در درون دانشگاه ، فراری شماره يك كه سالها از ناپديد شدنش ميگذشت يعنی سعيد عسگر را بازداشت نمودند. او همان لباس شخصی موتور سواری است كه سه سال پيش به حجاريان ، يكی از تئوريسينهای برجسته اصلاحات شليك كرد. هرچند محاكمهای بر پا گشت اما هيچكدام از متهمين محكوم نشدند و سعيد عسگر ناپديد شد تا زمانيكه او را در ميان مهاجمان كوی دانشگاه يافتند. "گفته ميشود كه پليس تهران مشاورينی از پليس انگليس را به خدمت گرفته است." اين مسئله را دختر دانش آموزی كه در كليه تظاهرات شركت كرده است برايم نقل ميكند. اكثريت عظيم آنهايی كه از طرف آيتالله يزدی ، رييس سابق قويه قضاييه ، «هوليگنز» (جوانان شرور انگليسي- مترجم ) و اراذل ناميده ميشوند در حقيقت جوانان كم سن و سال ميباشند. در مشهد ، بنا به گفته فرماندار آن شهر ، %٦٠ آنها را دانش آموزان تشكيل ميدهند. در اين شهر ٢١٨ نفر دستگير شدهاند. در تهران ٥١٦ نفر، اما در اين ميان افراد بسياری نيز هستند كه معلوم نيست كجا هستند. سی نفر از آنها تا برگزاری محاكمه در زندان باقی خواهند ماند. از فرشته ميپرسم برای چه چيزی تظاهرات ميكنيد؟ ميگويد: "برای آزادی و برعليه گراني." رژيم نه تنها زندگی مردم را خفقان آور ساخته است بلكه اقتصاد يكی از ثروتمندترين كشورها به لحاظ امكانات طبيعی و انسانی را نيز نابود كرده است. قيمتها در تهران نزديك به قيمتها در شهرهای اروپايی ميباشد و اين در حاليست كه دستمزدهای پايين ، از حد صد دلار در ماه تجاوز نميكند. يكی از دوستانم كه محققی است در ادبيات فارسی و مدير كتابخانهای در مشهد ، بعد از سی سال سابقه كار ، ١٥٠ دلار در ماه حقوق ميگيرد. گرانی و رژيم منفور موضوع اصلی بحثهای مسافران و رانندگان تاكسی در تهران است. در خيابان سهروردی ، گروهی از مسافران به ملايی كه عبايش ميسوزد و او مشغول خاموش كردن آن است ، ميخندند. مردم خندان با تمسخر ميگويند: بچههايی كه با ملا در يك تاكسی مسافرت ميكردند با فندك عبايش را سوزاندهاند. معلوم نيست كه اين مسئله حقيقت داشته باشد اما اينگونه موارد ، روشهايی هستند برای تخليه خشم و فشار انبوهی كه در مردم انباشته شده است. آرامشی كه در تهران به پيشوازمان میآيد در حقيقت فريب دهنده است. مانند ابرهای گرم تابستانی كه در اين روزهای پرحرارت كوهها را از انظار پنهان ميكنند. ناگهان بادی برميخيزد و قطرات باران بر روی آسفالت مذاب ريزش ميكنند ، به فاصله كوتاهی طوفان آغاز گشته است. اين رگبار مدت زمان كوتاهی طول ميكشد و استفاده از چتر لازم نيست. آيا حركتهای اعتراضی نيز به همين شكل ادامه خواهند داشت؟ تا زمانيكه بازاريان مغازهها را نبندند و كارگران با اعتصاب خود كارخانهها را به تعطيلی نكشانند ، دانشجويان باعث هراس رژيم نخواهند شد. اين نظر يك ديپلومات در تهران است. كارگران نساجی چندين بار در هفتههای اخير اتوبان تهران به كرج را بستهاند. حقوق آنان برای چندمين بار به تاخير افتاده است. در صومعه سرا ، در منطقه شمال ، استان گيلان نانواييها از پختن نان خودداری ميورزند چرا كه وزارتخانهها نيز طلبهای آنها را دير به دير پرداخت میكنند. هيچكدام از پروژههای ساختمانی وزارت امور خارجه آغاز نگشته است چون اين وزارتخانه بودجه لازم را دريافت نكرده است. نهادهای خيريه بسيار متمول كه اموال و داراييهای زمان شاه را به ارث برده اند و دوسوم ثروت كشور در دستهای آنان متمركز شده است بناگهان از نبود نقدينگی سخن ميگويند. و اين در حاليست كه قيمت نفت نيز بالا است. اين هم از آن اسراری است كه شايعات مختلفی را ايجاد كرده است. اصليترين آنها اين شايعه است كه آيتاللهها مشغول سرازير كردن پول به همسايگانشان هستند تا در صورت حمله احتمالی آمريكا پشتيبانشان باشند. حمله آمريكا امروز ورد زبان همگان شده است. آمريكاييها برای جوانان ايرانی نقطه مقابل رژيم هستند. هرچه بوش برحملات خود عليه رژيم میافزايد و آنها را درمحور شرارت قرار ميدهد ، با وجود افتخار ملی و ميهن پرستی ايرانيان كه ريشهای تاريخی دارد ، سمپاتی بيشتری را در ايران كسب مينمايد. امروز فقط افراد مسن كودتای سيا در سال ١٩٥٣ را كه منجر به سقوط دولت مصدق شد بياد دارند. جوانان بتو ميگويند: كدام آلترناتيو را پيش رو داريم؟ "فقط فشارهای خارجی ميتوانند ما را آزاد كنند." واژه اصلاح ديگر محو شده است. خط سوم ، اسلامی رفرم شده كه توانايی برقراری يك دموكراسی و نجات ارزشهای اسلامی را داشته باشد ، موضوعی كه رييس جمهور خاتمی وعده آنرا داده بود ، امروز در شعارهای تظاهركنندگان بهيچوجه حضور ندارد. اميد جوانان ديگر بر روی يك حقيقت استوار گشته است: آمريكا در پشت دروازههای ايران در انتظار بهانهای ايستاده است. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |