| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
بازی اما و
اگر
يکی از شاخههای روانشناسی برآيشی (١)، که چند سالی است بسيار گٌل کرده است و پژوهشهای بسياری درباره آن شکل گرفته است ترفند شناسی ست. کار اين شاخه از روانشناسی، بررسی و پژوهش در باره چند و چون تمهيدات و ترفندهايی ست که انسان در هنگام رويارويی و داد و ستدهای حسابگرانه با ديگران - بويژه در رويارويی با دشمنان خويش - بکار میبرد. ترفندمندی، چاره انديشی برای پيش گيری از ستيز است و هر جا که انسان خود را ناگزير از درگيری با ديگران میداند، ترفندی برای پيروزی و ِيا دست کم برای کاهش زيان شکست بکار میبرد. يکی از پيش پندارهای ترفندشناسی اين است که شيوه حسابگری ذهن انسان در رويارويی با خطر جهانشمول است و سازههای فرهنگی کارايی چندانی در دگرگون کردن اين شيوه ندارد. پاياندادِ بررسيهای آماده در اين گستره نيز نشان داده است که پيشينه قومی و بومی آزمون شدگان، نقشی در ترفندمندی آنان ندارد. روانشناسانِ اين حوزه براين باورند که واکنش انسان در رويارویی با خطر، ريشه در الگوهای ثابت ِ رفتاری ِ او دارد. اين الگوها مانند نياز انسان به خوراک و نوشاک، فرافرهنگی است. پيش از اين که با آوردن نمونهای از پژوهشهای ترفندمندی، سخن را روشنتر کنيم، بايد گفت که اين پاياندادِ اين پژوهشها کاربرد رزمی دارد و ارتشهای کشورهای صنعتی از آنها در برنامه زيزیهای استراتژِی رزمی بهره میگيرند. یکی از شيوههای بررسی کردارهای ترفندی انسان " بازی اما و اگر (۲) نام دارد. در اين بازی دو بازيگر در کنار ِکسی که بازی را داوری میکند مینشيند. داور به هر يک از بازيکنان دو کارتِ همانند میدهد که روی يکی وازه "سازش" ، و روی ديگری واژه، " ستيز" نوشته شده است. وی سپس از يکی از بازيکنان میخواهد که يکی از کارتهای خود را برگزيند و بی آنکه ديگری را از گزينش خود آگاه سازد، آن را وارونه برروی ميز بگذارد. روش اين بازی بدينگونه است که اگر هردو بازيگردر حرکت نخست، کارت ِ سازش را برگزينند، داور به هريک از آنها 200 دلار میدهد، اما اگر کارت ِ هردو ستيز باشد، هر يک را 10 دلار جريمه میکند. اگر که نخستين بازيگر، سازش را برگزيند و ديگری ستيز را، اولی 100 دلار جايزه میگيرد و ديگری 500 دلار. از آنجايی که بازيگرِ دومی نمیداند که اولی چه کارتی را برگزيده است و برروی ميز گذاشته است، ناگزير گزيتش خود را براساسِ شناختی که از او دارد، بنا مینهد؛ يعنی که اگر او را اهل سازش بداند، کارت ِ ستيز را برروی ميز میگذارد زيرا که 500 دلار برنده میشود. البته اگر سازش را نيز برگزيند، زيانی نخواهد کرد. اما فقط 100 دلار بدست خواهد آورد. اما اگر خيال کند که بازيگرِ ديگر ستيز را برگزيده است، بهتر خواهد دانست که سازش را برگزيند. اين گزينش اگر چه او را سودمندتر میافتد، اما بازی را بسود ديگری پايان خواهد داد زيرا اگر طرف روبرو کارتِ ستيز را برگزيده باشد، 500 دلار میگيرد و او فقط 100 دلار بدست میآورد. از اينرو، اين بازی برپايه شناخت ِ دو بازيگر از يکديگر استوار است و اگر تکرار شود، گزينشِهای هر يک از بازيگران، زمينه سازِ گزينشهای ديگری خواهد شد. نمونه واقعی ِ اين بازی در زندگی روزمره هنگامی روی میدهد که دو گناهکار ِ همدست به زندان میافتند و از هر يک جداگانه بازپرسی میشود. فرض کنِيم که اين دو متهم به همدستی در گناهی هستند که اعتراف به آن برای هريک 10 سال زندان در پی خواهد داشت. اگر هردو از پذيرشِ گناه سرباز زنند و اعتراف نکنند، ای بسا که آزاد شوند. بازپرس در آغازِ بازجويی به هريک از آن دو میگويد که اگر به گناه خود گواهی دهد، نيمی از گناه وی بخشوده خواهد شد و ديگری تاوان اين گناه را خواهد پرداخت. چون اين دو متهم در اتاقهای جداگانه نگه داشته میشوند، تصميم گيری ِ هريک، براساسِ شناختی که از ديگری دارد، شکل خواهد گرفت. اگر يکی بپندارد که ديگری هرگز اعتراف نخواهد کرد و لب به سخن نخواهد گشود، وی نيز از همکاری با بازپرس سرباز خواهد زد. اما اگر اين پنداره نادرست باشد، نه تنها 10 سال در زندان خواهد ماند بلکه با اين کارِ خود، آزادی ِ همکارِ نابکار خود را نيز سبب خواهد شد. گفتيم که اگر بازی "اما و اگر" 10 بار تکرار شود، رفتار ِ هر بازيگر در گزينش کارت خود، زمينه ساز ِ رفتار ديگری خواهد شد. رابرت اکسلرد (۳)، يکی از دانشمندان رشته بازيهای سياسی که پژوهش درباره اين بازی را در روزگارِ کنونی گسترش تازهای بخشيده است، در يک برنامه ريزی کامپيوتری، با گزينش 10 شيوه بازيگری به مقايسه آنها پرداخته است. در اين برنامه، هر بازيگر 300 بار در برابر ِ ديگری بازی میکند. پاياندادِ اين بررسی نشان داده است که اگر چه بازيگر ِ نيکوکاری که هميشه کارت ِ سازش را برمی گزيند، زيانی نمیبيیند، اما بهترين و پيروزترين روش آن است که در آن نيکی با نيکی و بدی با بدی پاسخ داده میشود. بازده اين بررسی و چندين پژوهش ديگر در اين زمينه، نشان داده است که ناکارآمدترين شيوه آن است که بيشترين نيرنگ را در خود دارد. بررسی ِ سازههای سازنده اين گونه گزينشها و چند و چون آنها سالهاست که برنامه زيزان ِ ترفندهای رزمی ارتشهای مدرن جهان را سرگرم خود داشته است. بررسیِ اماها و اگرهای دو کشور ِ ستيزگر و پرخاشجو، گاه میتواند بی پرداختن به جنگ، با پيروزی و چيرگی ِ يکی از آن دو کشور بر ديگری پايان يابد. اين بازی را برنامه رِيزیهای رزمی پنتاگون نيز بکارمی برند و با حسابگری شيوه برخورد ِ کسانی چون صدام حسين و شناختی که از او دارند، دست به نابودی عراق و کشورهای همانند آن میزنند. در دوران جنگ سرد، شيوه برخورد رزمی امريکا با شوروی و چگونگی کاربرد بمب اتمی برپايه اين بازی و ديگر دادههای بررسيهای ترفندمندی برنامه ريزی شده بود. اکنون نيز هر بار که ارتش امريکا دستور آماده کردن نيروی رزمی برای يورش به کشوری را از سردمداران آن کشور میگيرد، تاکتيک رويارویی براساس ترفندهای رزمی آن ارتش و در مورد کشورهای ديکتاتوری برپايه دانش پنتاگون از روانشناسی ديکتاتور آن کشوربرنامه ريزی میشود. البته کوشش برای شناسايی شيوه انديشه دشمن و بررسی شگردهای نبرد از ديد وی کار تازهای نيست و ستيزجويان هماره در سراسر تاريخ برآن بودهاند تا با ورود به دنيای ذهنی هماوردان خود، آنان را در ميدان کارزار زبون سازند. تفاوت اساسی ترفندشناسی مدرن با کار پيشينيان در پافشاری آن برشيوه روشمندی است که باورها و ارزشداوريهای فردی را برنمی تابد. چیين است که تا اين آزمايشها چندين و چند بار بازسازی نشود و پايانی همانند نداشته باشد، دادههای پايانی بکار گرفته نمیشود. يکی از دلايلی که غربيان را در پيشبرد برنامههايشان در دوسده کنونی کامياب کرده است واگذاری هر کوشه کار به کاردانان ويژه کار و نيز بهره وری آنان از پاياندادِ آزمونهای خرد پذير و دانش پسند است. در حکومتهای ديکتاتوری همه پاسخها پيش بينی پذير است زيرا ديکتاتورِی که خود را همه دانا وهمه با توانا میداند سخنی به زِيان خويش نمیتواند بگويد و نيز اگر میتوانست و میگفت، چيزی فراتر از باور شخصی خود نمیتوانست گفت. از اينرو در جوامع نادموکراتيک، همه پاسخها از پيش داده شده است. اما درکشورهايی که کيش شخصيت روزنه بروز نمیيابد، بخش بزرگی از بودجه هر پروژه صرف پژوهش در باره شدنی بودن آن پروژه و سود و زيان آن میشود. بله. به گفته مولوی تا وضع در موضعش قرار نگيرد، جهانيان هماره با بيداد دست به گريبان خواهند بود. عدل چبود، وضع اندر موضعش ظلم چبود، وضع در ناموضعش دموکراسی، ترجمان امروزين اين سخن مولوی است که هيچ راهی جز آن برای ماندگاری کشور ما در جهان کنونی نمانده است. --------------- ١. برآيش را در اينجا در برابر واژه انگليسی ((Evolution آوردهام که بمعنای کٌند روندِ دگرگونيهای زيستی از آغاز پيدايش هستی تاکنون برروی زمين است. روانشناسی برآیشی، رفتارها و کردارهای انسان را در پرتو نيازهای زيستی آنان در درازنای تاريخ بررسی میکند. ۲. این بازی در زبان انگليسی Pisoners Dilema نام دارد که من "بازی اما و اگر" را در برابر ان نهادهام. ۳. Robert Axelord |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |