[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




اگر نصف؟!؟! مصدق را داشت...

خسرو قديری، كاليفرنيا
khogha@yahoo.com
چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۲

حيف از آن چهار پنج ساعتی كه وقتم را تلف كردم، در آن تابستان گرم دو سال پيش، دور لوس آنجلس دنبال محل رأی گيری اتنخابات رياست جمهوری گشتم.
خاتمی لياقت رأی من و آن بيست ميليون و خرده ای ديگر را نداشت. تا همين چند ماه پيش هم، هنوز اميدوار بودم، بحث و استدلال می كردم كه فعلاً نمی تواند، نمی گذارند و بزودی حتماً يك كار ناگهانی از او خواهيم ديد. حتی فكر می كردم، شايد جناب رهبر تهديداش كرده اگر استعفاء كند، مثل بنی صدر با او رفتار خواهد شد.
يعنی اين آقای خاتمی جرأت ارسال يك تبريك را هم ندارد و آنقدر از رهبر می ترسد، يا آنچه گفته است واقعاً نظرات خودش است؟
"جايزه نوبل اهميت زيادی ندارد؟" پس چرا رؤسای جمهور فرانسه (كه در ضيافت شامشان شركت كرد) و انگليس آنرا تبريك گفتند؟
"برای هر موضوع كوچكی كه پيام نمی فرستند" يعنی قتل لاجوردی كه برايش يك صفحه پيام تسليت فرستاد، فاجعه بزرگی بود؟ و يا پيروزی تيم فوتبال ايران بر استراليا (كه حتی رهبر را هم مجبور به ارسال پيام كرد) به اندازه جايزه نوبل به اولين زن در خاورميانه و اولين ايرانی، اهميت نداشت؟
حرف های خاتمی چه فرقی با حرف های بادامچيان و باهنر و لاريجانی و شريعتمداری دارد؟ شش سال است يا دوپهلو حرف می زند و وعده دلخوش كنك می دهد، يا عين نظريات انحصارطلبان را اجراء می كند. اگر نمی گذارند يا نمی تواند، چرا استعفاء نمی دهد؟ شصت ميليون ايرانی را معطل، مأیوس و در واقع مسخره كرده است.
ای كاش... اگر نصف ؟!؟! مصدق را داشت...





‍[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de