iran emrooz (ايران امروز) IRAN EMROOZ (iranian political Bulletin)
‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





شناخت عناصر درونی حرکت

دانشجویی _ مردمی

(قسمت دوم)

آنچه همکاری و هماهنگی متقابل مردمی _ دانشجویی را در چارچـوب حـرکتی

مسالمت آمیز امکان پذیر می سازد، درد های مشترک و درکی واحد و هدفمند،

در مخالفت با الگوی رفتاری انقلابی _ نظامی طرفداران ولایت است.

 

حسن درویش‌پور
جمعه ٦ تير ۱۳۸۲

 

انعطاف پذیری

دومین عنصر مهم، انعطاف پذیریست. وجود این عنصر مهم در حرکت های دانشجویی، از این نظر حائز اهمیت اند که جامعه دانشگاهی طی چند سال اخیر احساس نمود که برای بقای خود نیازمند نظم و چارچوب معینی است. چارچوبی که بتواند واقعیتهای درون دانشگاه را بطور طبیعی انعکاس دهد: اگر جنبش دانشجویی فاقد طبقه بندی اجتماعی است، یعنی چون آینه ای شفاف، کاستی ها و نارسایی ها را در همان لحظات دریافت، بازتاب میدهند؛ در این صورت ما باید شاهد همسرایی آوازهای گروه کُر باشیم نه اینکه با فضا سازی ساختگی، تنها آواز خواننده تک صدایی شنیده شود. آن هم تک صدایی که روز بعد از واقعه خونین هیجدهم تیرماه، منوچهر محمدی را بعنوان عنصر ضد انقلاب معرفی می کند؟! چنین وضعیتی نه در شأن جامعه دانشگاهی است و نه با مفهوم استقلال دانشگاه سازگاری دارد. اگر بخواهیم وضعیت کنونی را، با جنبش دانشجویی پیش از انقلاب مقایسه کنیم، آن وقت مجبوریم واقعیتی را بپذیریم که جنبش قبلی همواره مستقل بود و به همین دلیل بسیج گر و گسترده عمل میکرد. نه تنها گرایشات مختلف فکری _ عقیدتی میتوانستند تشکلهای خاص خود را در دانشگاههای پیش از انقلاب تشکیل دهند، بلکه دانشجویان تکثر را براساس قاعده «اتحاد، مبارزه، پیروزی» در درون خویش به رسمیت شناخته بودند و تلازم میان بخشهای مختلف عقیدتی و سیاسی در جنبش دانشجویی را جدی می شمردند. راز موفقیت وتأثیرگذاری آنان برجامعه نیز از همینجا نشأت میگرفت.

چنین اجماع نظری شفاف و متکی بر شهامت های مدنی و دموکراتیک، آن هم از درون دانشگاهی که 40 درصد دانشجویانش سهمیه نهادها هستند، نشانه ی سطح مدنیت، مقدم شمردن منافع ملی بر منافع محدود گروهی و گام نهادن بسمت تحول و تغییرات بنیادی است. اگر سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی (16 آذر81) این انحراف [دفاع از آزادی عقیده] را به جریانهایی که در خارج از دانشگاه فعالند ارتباط میدهد،در واقع میخواهد حقیقتی را برای مسئولین کشور باز گوید که این نیازیست دوسویه،که هم جامعه میخواهد به روند آن سمت و سویی منطقی بدهد و هم دانشجویان میکوشند که از این پس برجامعه تأثیر گذار باشند. یعنی ما باشرایط و پدیده تازه ای مواجه ایم که نباید آنرا با هجوم توده وار اوایل انقلاب و یا از آن طرف با دانشجویانی که چشم به بالایی ها دوخته بودند، مقایسه کرد. شرایطی که نه باب طبع اصلاح طلبان است و نه محافظه کاران تحمل شنیدنش را دارند. برهمین اساس رسالت (2 تیرماه 82) می نویسد:«وزارت علوم خود عامل ایجاد بحران در دانشگاه ها بوده و ضعف مدیریت این وزارتخانه باعث ملتهب شدن فضای دانشگاهها شده است».

مسلماً مسئولین حکومتی در درک یک نکته عاجزند که این قبیل مسائل تنها به دانشگاه و نیازهای دانشجو محدود نمی گردند، بلکه غالب بودن گرایشی بغایت ارتجاعی، خشونت طلب و یکسو نگر؛ بنحوی زمینه را برای همسویی گروههای مختلف اجتماعی درجامعه مهیا ساخته اند. مردم در مبارزه علیه اندیشه هایی که بنام اسلام، حقوق شهروندان را نادیده می گیرند، مصممند تا اولاً، دانشگاهیان را بعنوان مرجعی مهم و قابل اعتماد در تحولات آتی کشور دخالت دهند و در برابر گرایشی که پیش از این قصد داشتند دانشگاه را تا سطح یکی از مدارس حوزه های علمیه قم تنزل دهند، ایستادگی می کنند و از استقلال آنها دفاع می نمایند؛ ثانیاً، تأمین امنیت جوانان (عموماً) و دانشجویان (خصوصاً)، مدتهاست که معضل ذهنی خانواده ها، استادان دانشگاه و بطور کلی عموم مردم را در سطحی کلان تشکیل میدهند و در پشتیبانی از جوانان، آحاد جامعه همواره خود را ملزم به دخالت می بینند؛ ثالثاً، جامعه داوطلبانه و پیشاپیش صدای دانشجویان را بازتاب میدهد که تا از یکسو از احتمال اعتراضات شورش وار در آینده بکاهد؛ و اما از سوی دیگر به اصلاح طلبانه نشاندهند که نمی شود آن را برای همیشه پنهان ساخت. این صدا نه تنها در دانشگاههای کشور کاملا ملموس اند، بلکه درجامعه نیز بطور چشمگیری مادیت دارد. از این نظر، تحت تأثیر نیازهای دوسویه، اعتراضات چه در کلیت خود و چه در موارد مشخص، حالتی نوسانی (مطابق شکل زیر) بخود میگیرند. یعنی فرآیند حرکت اعتراضی آنان پیش از این که اوج گیرنده باشند، بیشتر بلحاظ سطح پوششی، میزان کمیت و نوع تعمیق یافتگی خود، گسترش یابنده و فراگیرنده اند. برخلاف دیدگاهی که بیشتر در مطبوعات ایران نوشته می شوند، چنین وضعیتی نشانه ی سکوت و خاموشی نیست و نباید آنرا بامعیارهای پیش رفت یاعقب نشینی مقایسه کنیم، بلکه پیش و بیش از همه نشانه ی بالا بودن سطح آگاهی، چگونگی تأثیرگذاری و نوعی سنجش منافع است.


اگر در نمودار بالا دقت کنیم، برای دو سال 76 Ùˆ 82 عدد فرضی 100 انتخاب شده اند. اما یک عامل این دو سال را از هم تفکیک میسازند، Ùˆ آن نوع Ùˆ کیفت حرکت است. آنچه Ú©Ù‡ در سال 76 مبادی شور Ùˆ حرکت دانشجویی بود، در سال 81 بصورت عاملی بازدارنده Ùˆ انحراف دهنده عمل Ù…ÛŒ نمود Ùˆ به نقل از روزنامه اعتماد (شنبه 16 آذر 81) «از همان روزهایی Ú©Ù‡ دانشگاه احساس کرد رئیس جمهور منتخبش در مقابل پایمال شدن حیثیت دانشگاه سکوت را مصلحت کشور Ù…ÛŒ داند، از شورها کاسته شد Ùˆ برتیزی انتقادات افزون گردید». اما از آن طرف، آنچه Ú©Ù‡ موجب گردید دو سال 76 Ùˆ 82 در یک سطح قرار گیرند، نزدیکی Ùˆ ارتباطی است Ú©Ù‡ میان دانشجویان Ùˆ مردم وجود دارند، منتهی با این تفاوت Ú©Ù‡ در سال 82ØŒ برخلاف سال  76ØŒ این مردم بوده اند Ú©Ù‡ بطرف دانشجویان گام برداشتند Ùˆ آنان را پوشش دادند. کافی است درصد دانشجویانی Ú©Ù‡ دستگیر شده اند (طبق آمار دولتی یک به شصت Ùˆ طبق آمار غیر رسمی یک به دویست) با Ú©Ù„ دستگیریها مقایسه کنیم، آن وقت حفاظت از دانشجویان را، بمعنای تأیید، جانب داری Ùˆ تشویق این روند، با کیفیتی مطلوب جامعه Ùˆ مردم باید ارزیابی نمود.

در بررسی اعتراضات اخیر، مهمترین موضوعی که بیش از همه نظرها را بخود جلب میسازد، مطالبات و عملکرد مشترک و واحدی است که پیش از این نیز بارها و به طرق مختلفی در سراسر ایران متظاهر گردیده بود. این نشان میدهد که جوانان کشور، صرف نظر از اینکه عضو فلان تشکیلات یا بهمان انجمن اسلامی باشند یا نباشند؛ نیاز واحدی دارند و ساختار سیاسی کنونی نمی تواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. دومین مورد مشخص در این زمینه، از آنجایی که آرمانخواه نیستند، در انتخاب راهها و روشها، و در انطباق با شرایط های مختلف، بهیچوجه مشکلی نخواهند داشت. رهایی از وضعیت کنونی تا سطح شرایطی که دیگر جوانان جهان در آن بسر می برند، بعنوان نیازی عمومی و مشترک، پایه های اصلی اعتراض آنان را تشکیل میدهد. طبیعی است که این اعتراضات، متناسب با تغییرات نسبتاً کیفی که در جامعه صورت میگیرد، هم برکیفیت حرکات و ابتکارها، هم برکمیت واکنش ها و هم انعطاف پذیری جوانان و دانشجویان را بیشتر می سازد.

بدیهی است، که منظور از انعطاف پذیری، هم بمعنای آگاهی داشتن از حقوق فردی و اجتماعی است، و هم اینکه حفظ و تأمین حقوق فردی را، مستلزم دفاع از حقوق دیگر شهروندان می بیند. در پس این انعطاف، اراده ای آگاه و مصمم پنهان است. نباید آنرا با بعضی فرصت طلبی ها که برای کسب رانت بیشتر ظاهرسازی می کنند، اشتباه گرفت. اعتراض ها، سکوتها، شعارها، نامه نگاریها و حتی تماس های آنان را با رسانه های خارجی، باید از این زاویه بررسی کرد. آنها به یک پشت جبهه نیازمندند تا در لحظات اضطراری بتوانند صدا و تصویرشان بمعرض دید عمومی بگذارند. انحراف آنجاست که ما اینگونه ارتباط ها را نشانه ی وابستگی یا خط گیری تحلیل کنیم. نیرویی که اینگونه از پیچ و خم ها می گذرد، این توان را هم دارست تا رهبران پیچیده خود را از درون جنبش پیدا کند. البته بعضی از اعمال آنان را متناسب با شرایطی که در آن بسر می برند، باید بررسی کنیم. نهادهای سیاسی حاکم، عوامل تعیین کننده اصلی عملکرد در جامعه هستند. از یک طرف، حاکمیت به شکل ظاهری افراد توجه ویژه دارد؛ اما از طرف دیگر بالا بود نرخ بیکاری ( دیپلمه ها 26 درصد و لیسانسیه ها 17 درصد) زمینه را برای عوام فریبی و ظاهرسازی در جامعه مهیا می سازند. برای اینکه دقیق تر به سطح کیفیت جامعه پی ببریم، مثال زیر تا اندازه ای راه گشاست:

بمناسبت بیستمین سال انقلاب فرهنگی، حجت الاسلام قمی، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه، از آنجائیکه بتواند به دانشجو و مردم ثابت کند که ساختار برنامه ریزی آنان دقیقاً با اهداف اسلامی هماهنگ بوده اند و نظام آموزشی در ایران در جایگاه مناسب و متعالی خود قرار گرفته است؛ آماری را که از دوهزار دانشجو نظر سنجی گردیده بود، به مطبوعات ارائه میدهد و بعد هم نتیجه میگیرند: «که 5 / 98 درصد دانشجویان ما معتقد به نماز هستند».

وضعیت دانشجویان با نماز روزانه

تعداد

درصد

همواره نماز می خوانند

750 نفر

50/37

گاهگاهی نماز می خوانند

840 نفر

00/42

به ندرت نماز می خوانند

222 نفر

10/11

هیچوقت نماز نمی خوانند

30  نفر

50/1

پاسخ نداده ها

158 نفر

50/7

جمع

2000 نفر

100

                                                          منبع: حیات نو؛ 26 مهر 79

باکمی دقت در آمار فوق، متوجه خواهیم شد Ú©Ù‡ تنها یک Ùˆ نیم درصد از دانشجویان کشور در دادن پاسخ شفاف برخورد کردند Ùˆ اگر این وضعیت با شرایط کنونی جامعه مقایسه شوند، آن وقت به آسانی قادریم سطح تغییرات کیفی را در جامعه ارزیابی کنیم. چنین کیفیتی حتی در شعارها نیز مشخص بود. آنان برخلاف ذهنیت ساده ای Ú©Ù‡ در زمان انقلاب شعار ارتش ضد خلقی را میدادند، شعار: «نیروی انتظامی، حمایت! حمایت!» سردادند. آیا این یک شعار تاکتیکی بود؟ بنظر من نه! نیروی انتظامی خود نیز درگیر با انصار یا بسیجی هاست. البته دانشجویان پیشاپیش Ùˆ با پرسش از آقای منتظری، برای سرپیچی از فرمان سرکوبی Ú©Ù‡ از جانب ولی فقیه صادر میشود، مجوز شرعی نیز ارائه دادند. اما منظور دانشجویان از بیان این شعار، نه مسئله شرعی، بلکه باید آنرا در راستای سایر اعتقاد ها، یعنی تکثرگرایی، آزادی عقیده Ùˆ... ارزیابی کرد: یعنی منافع ملی! انعطاف پذیری جوانان امروز، در خدمت منافع ملی کشورمان است. او بهتر از هرکسی، دوستان خود، مغزهایی Ú©Ù‡ گریخته اند، Ù…ÛŒ شناسد. بارها این صحنه های تأسفبار را لمس کرده است Ùˆ خوب هم میداند Ú©Ù‡ ملت ایران Ú†Ù‡ سرمایه عظیمی را از دست داده اند. اکنون میخواهد این سرمایه ها را به میهن باز گرداند. منتهی با راه Ùˆ روشی Ú©Ù‡ خود Ù…ÛŒ شناسد.        

 

استثنایی بودن

سومین موضوع عنصر استثنایی حرکت است. اعتراضات هفته گذشته، از همان لحظات آغاز شکل گیری خود، هم نوک پیکانش را علیه ولی فقیه نشانه گرفته بود، و هم برای اولین بار، جامعه روحانیت را که برای خود جایگاه و سهم ویژه ای قائلند، مخاطب قرار می داد. این کنش فوری، ادامه ی منطقی همان روندی است که درمبحث پیشین، بعنوان عنصر انعطاف پذیری و مدارایی حرکت از آن نام بردیم. روسریهایی که در اعتراضات مختلف، چون پرنده ای سبک بال، برفراز سرها بحرکت درآمده بودند تا عطر فرح بخش آزادی را در شامه ها بپاشند؛ پاسخ دندان شکنی بود به آنانی که روزگاری باچماق تهدید و ارعاب شعار « یا روسری، یا تو سری!» سرمیدادند.

نسبت دادن این حرکت به اراذل و...، نه تنها توهینی است آشکار به ملت شریف ایران، بلکه ترسم از آن است که اینگونه واکنش ها، همین ته مانده ی اعتبار روحانیت را برای همیشه در جامعه خدشه دار سازند. اگر واقع بین باشیم، این کنش فوری، جهت گیری عمومی را به سوی واقعیت ها نشان میدهند که چگونه نیروهای جوان کشور، با بهره گیری از ساده ترین و طبیعی ترین روشها، میخواهند از منافع ملی خود دفاع کنند. آیا موضوعاتی مانند ترک حجاب را میتوانیم با دیگر مسائلی که در ارتباط با منافع ملی هستند، پیوند زنیم؟ بعضی از نخبگان ما که گذار آرام را در میهن ما دنبال می کنند، زمانی که وارد این عرصه می شوند بنحوی عکس العمل محافظه کارانه ای از خود بروز میدهند. ولی ببینیم که منظور جوانان از این حرکت چه بود. آنها با این روش، سه هدف بهم پیوسته را دنبال میکردند: اولا، اعتراضی بود علیه بخشی از روحانیت، امثال طبسی ها، که نه تنها در چپاول و غارت ثروت های ملی دست دارند؛ بلکه از طریق فرزندان خود، به تجارت برده و فروش دختران نوجوان نیز مشغولند. جوانان باحرکت سنبلیک و اعتراضی خود علیه افکار و افرادی که میکوشند نوعی نظام برده داری (توجه کنید به جایگاه ویژه طبسی) اسلامی را رایج سازند، به دفاع از جامعه مدرن برخاسته بودند؛ ثانیاً، فریادی بود علیه محرومیت و محدودیت بیش از نیمی از جمعیت کشور، که جامعه قادر نیست از شایستگی های آنان بطور واقعی بهره مند شود؛ ثالثاً، دفاعی بود عریان از فردیت و موجودیت زن، هم بعنوان یک هویت انسانی و هم بعنوان یک هویت حقوقی؛

اینکه چرا چنین کنشی بعد از یک دوره زمانی بیست Ùˆ پنج ساله، باز تولید شدند؛ پاسخش را باید در ویژگی های ساختار اجتماعی جستجو کرد؛ پاسخ را باید در روبنای سیاسی دنبال کرد Ú©Ù‡ خود بزرگترین مانع در برابر تحول Ùˆ پیشرفت جامعه است؛ Ùˆ... نه اینک جوانان کشور را به توپ تهمت های ناروا بست. شش سال پیش را بخاطر آوریم، زمانی Ú©Ù‡ خانم فائزه هاشمی قصد راه اندازی کلوپ زنان دوچرخه سوار را داشتند. بخشی از همین روحانیتی Ú©Ù‡ امروز در مصدر امورند، Ú†Ù‡ غوغایی راه انداختند. امروز نیز هیچ دلیل مستندی مبنی براینکه این خانم های جوان مسلمان نبوده اند، وجود ندارد. وانگهی، وقتی Ù…ÛŒ بینم Ú©Ù‡ پسران مسلمان هم معترض چنین حرکتی نشدند، این بدان معنی است Ú©Ù‡ در این زمینه حداقل وفاقی در جامعه وجود دارد. چنین وفاقی محصول  بیست Ùˆ پنج سال تجربه است. آنان چند ماه پیش، در روز نهم اسفند، به مسئولین Ùˆ جامعه روحانیت آخرین اخطار را داده بودند. زمانی Ú©Ù‡ جوانان با تحریم انتخابات Ùˆ عدم شرکت خود در سه کلان شهر تهران، قم Ùˆ اصفهان، Ú©Ù‡ پیش از این به ام القرای اسلامی شهرت یافته بودند، درست این بود Ú©Ù‡ روحانیت بیدار Ù…ÛŒ شدند Ùˆ معنی پیام آنان را Ù…ÛŒ فهمیدند. 

البته بخشی از روحانیت، خصوصاً روحانیت حکومتی مشوق سرکوبند، اما آیا می شود نیمی از جمعیت کشور را سرکوب کرد؟ واقعه اخیر را که جوانان شهر رشت دست و پای یک روحانی را بستند بخاطر آورید. بنظر من کلید حل این معما در دست مراجع و روحانیت صاحب نفوذ درون حوزه ها است. تاریخ مسئولیت بزرگی را برشانه ها شما گذاشته است، راه منطقی بازگشت به حوزه هاست!

                                                                                                       دوم تیرماه 82  




[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de