| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
تأملی بر يادداشت تاجزاده
تاجزاده در يادداشت دوشنبهي روزنامه شرق كه البته موضوع اصلي عبدي است، بحث تازهاي را دربارهي 13 آبان مطرح كرده است. مطالبي را به ميان آورده است كه اگر نگوييم غيرواقعي است، دست كم بايد اذعان كنيم كه بخش مهمي از واقعيت را پنهان كرده است. تاجزاده با اين جمله بحث را آغاز ميكند: «بسياري اشغال سفارت آمريكا را ... پاسخ كودتاي 28 مرداد ميدانند.» اما معلوم نيست «بسياري» كيانند كه تا به حال نظرشان را ابراز نكردهاند، تا آنجا كه از تورق تاريخ آن زمان كه چندان هم دور نيست برميآيد، مسئله، مسئلهي «خط امام» بود، خط سازشناپذيري با «امپرياليسم» جهاني، «خط سرخي» كه از قيام عاشورا آغاز ميشد و قرار بود تا ظهور مهدي موعود ادامه پيدا كند. حالا البته اين واژگان كمرنگ شدهاند، اما همه ميدانيم كه نه امام و نه پيروان خط امام دغدغهي كودتاي 28 مرداد را كه نداشتند، هيچ، كودتا را سيلي اسلام بر مصدق بيدين ميدانستند. اساساً اين واقعه، آنچنان كه خود دانشجويان هم پنهان نميكردند، براي تضعيف دولت موقت بود، دولتي كه از ليبرالهاي وابستهاي تشكيل شده بود كه ماهيت انقلاب را به زعم آنان درك نميكردند. صحبت از اين بود كه چرا بخشي از انقلابيون سهمي از قدرت ندارند، مگر نه آن كه آنان هم شبانهروز براي اين انقلاب تلاش و هزينه كرده بودند. آنان حضور دولتي هر چند موقت را بدون حضورشان تاب نياوردند، و البته موفق هم شدند، ديري نگذشت كه بازرگان عطاي دولت موقت را به لقايش بخشيد و انقلابيون در كوتاه زماني هنرنماييهاي بزرگي آفريدند كه هنوز هم تحليلگران انگشت به دهان ماندهاند. نوشتهاند «13 آبان شور آفريد و شهروندان را به اجتماعات كشاند» و شايد همان شور باعث شد كه به تدريج زمينهي سركوب نيروهاي سياسي فراهم شود و فضايي بيافريند كه ديگر فقط صداي همان دانشجويان پرشور و مسلمان شنيده شود، انقلابيون گذشته به تدريج همه خائن، وابسته يا مرتجع شدند. اين كه «افكار عمومي جهان اقدام مذكور را عكسالعمل قابل درك مردم ايران» ارزيايي كردند، هم جاي تأمل دارد. در صورتي ميتوان اين سخن را پذيرفت كه افكار عمومي جهان را مجموعهاي خلاصه شده در چند كشور بلوك شرق و ضد آمريكايي بدانيم، والا انزواي سياسي ايران بعد از آن واقعه را چگونه ميتوانيم توجيه كنيم. بازخواني گذشته، پاشنهي آشيل اصلاحطلبان امروزي است. بسياري از آنان ديگر به صلاح نميدانند كه دوران قديم رابه ياد آورند، و آن را با معيارها و شعارهاي امروزي بسنجند و آن جاهايي را كه خطايي رخ داده، به صراحت نقد كنند. البته آقاي تاجزاده تا آنجا پيش رفتهاند كه ديگر صحبتي از «لانه جاسوسي» به ميان نميآورند و حتا آن حركت را «غيرقانوني» ميدانند. اما به نظر ميرسد كه هنوز تمايلي ندارند به خطا بودن اين حركت و عواقب زيانبار آن اذعان كنند. اين كه مردم و گروههاي سياسي، بويژه گروههاي چپ از آن حركت استقبال كردند، ملاك دقيقي براي نقد آن حركت نيست. لازم به تذكر نيست زماني كه صدام به ايران حمله كرد نيز توانست افكار عمومي كشورش را متقاعد كند، نيز هيتلر براي كشورگشاييهايش در زمان خود. اما هيچكدام مانع از آن نميشود كه نگوييم آنان ملتهايي را به خاك سياه نشاندند. درك شرايط زمان و مكان و شرايط انقلاب ديگر آن قدر نخنما شده است كه با تمسك به آن نميتوان از واقعيت فرار كرد. ميدانم كه كمي بيسليقگي است كه بر فعالترين و كوشاترين چهرهي اصلاحات كه در زمان مسئوليتش با جديت از حقوق مردم پاسداري كرد، خرده بگيريم، آنهم در سختنرين زمان براي اصلاحطلبان. اما به نظر ميرسد نقد گذشته باارزشتر از اين تعارفها باشد. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |