‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





آيا مردم با اصلاحات آشتی خواهند كرد؟
  • تا زمانی اصلاح‌طلبی می‌تواند به حيات خود ادامه دهد كه انتخابات در ميان مردم جايگاه باارزشی داشته باشد، در غير اين صورت عبرت از شكست در انتخابات هم چاره‌ساز نيست
     
    آرشين ايرانی
    http://gharibeyeirani.persianblog.com
    چهار‌شنبه ٥ شهريور ۱۳۸۲

    اصلاح‌طلبی در ايران با يورش مردم به صندوق‌های رأی و انتخاب گزينه‌ای خلاف آن‌چه رهبران توصيه می‌كردند، در خرداد 76 وارد فاز جدی‌تری شد. به درستی بايد آن روز را نقطه‌ی عطفی در تاريخ مبارزات سياسی ايران دانست، در كنار روزهايی چون پيروزی انقلاب مشروطيت يا كودتای 28 مرداد، يا دست آخر پيروزی انقلاب اسلامی. دوران پيش و پس از آن گويی دو دنيای ازهم‌ بيگانه‌اند. فضای اختناق و بسته‌ای كه پيش از خرداد 76 بر سياست ايران حاكم بود و خود مسبب چنين حركت عظيمی گشت، با پس از آن حتا بعد از سركوب‌های شبه‌كودتايی محافظه‌كاران قابل قياس نيست. احصای آن‌چه پس از دوم خرداد رخ داد از حوصله‌ی اين نوشته بيرون است، اما همين بس كه امروز هيچ كس و نهادی از انتقاد و اعتراض مصون نيست، تملق و چاپلوسی و ادبيات مريد و مرادی در مطبوعات منزوی شده است، و ما امروز شاهد گفتارهايی جدی درباب حقوق بشر و دموكراسی در ايران هستيم.
    اما اين حركت هم مثل بسياری از جنبش‌های آزادی‌خواهانه دچار نوسانات عظيمی شده است و به جايی رسيده است كه امروز صحبت، صحبت خزان اصلاحات است. ديگر از آن طراوت و نشاط بهاری خبری نيست.
    محافظه‌كاران نخستين ضربه‌ی سهمگين را به اصلاح‌طلبان پس از سناريوی كنفرانس برلين با بستن مطبوعات و بازداشت فعالان سياسی و فرهنگی وارد كردند. باوجود چنين ضربه‌ای باز هم اصلاح‌طلبان توانستند مردم را مجاب كنند كه به اين جنبش رأی بدهند و در دومين انتخاباتِ خاتمی باز هم مردم به ميدان آمدند. پس از آن اما سركوب و بازداشت به رويه‌ی عادی محافظه‌كاران بدل شد، اگر پيش از آن برای تعطيلی يك روزنامه نياز به مقدمه‌چينی‌های فراوان بود و پس از آن هم گاهی مجبور به مجوز دادن دوباره به روزنامه‌ها می‌شدند، ديگر برای تعطيلی مطبوعات به احدی پاسخ‌گو نبودند و هربار فهرستی از مطبوعات بود كه ناگهان يك ‌شبه از انتشار بازمی‌ماند. اين سركوب مداوم از يك‌سو و ايستادگی سرسختانه در مقابل مصوبات مجلس از سوی ديگر، كه نگذاشتند حتا يك مصوبه‌ی اصلاح‌طلبانه‌ی مجلس به تصويب برسد، به تدريج از اعتبار اصلاح‌طلبان كاست، تا آن‌جا كه در انتخابات 9 اسفند اصلاح‌طلبان به نقطه‌ی صفر نزديك شدند، نتيجه‌ی اين انتخابات همان اندازه حيرت‌انگيز بود كه انتخابات دوم خرداد، البته نتيجه‌ی آن كاملاً معكوس بود. ديگر كسی شوقی برای اعتماد دوباره به اصلاح‌طلبان نداشت.
    امروز مستندترين تحليل رفتار سياسی مردم به نظر می‌رسد بايد مطابق با آخرين انتخابات باشد، از جهات مختلف اين انتخابات ويژگی‌های منحصربه‌فردی است. يكم نوع انتخابات و عملكرد شوراها، دوم تنوع گروه‌های شركت‌كننده در انتخابات و سوم رفتار متفاوت اصلاح‌طلبان با اين انتخابات.
    از حيث محتوايی شوراها نهادی نوپا بودند، تا زمانی كه شوراها شكل نگرفته بودند، برای بسياری از شخصيت‌ها به ويژه نيروهای ملی‌مذهبی شوراها كليد همه‌ی معماهای لاينحل جمهوری اسلامی بود، با يادآوری نطق طالقانی درباره‌ی شوراها از كسانی كه تاكنون اين نعمت الهی را از امت دريغ كرده بودند، شكوه می‌كردند. اما پس از تشكيل آن ديديم كه چندان كارآيی از خود نشان نداد كه هيچ، در بسياری شهرها خود مشكلی اساسی در چندگانگی مديريت شده بود. در تهران هم كه مركز سياست ايران است، شورا شده بود رينگ بوكس اصغرزاده و عطريان‌فر. البته تمام اصول مربوط به شوراها عملی نشد، و اختيارات كامل به او داده نشد. اما درهرحال شوراها نتوانست به عنوان يك نهاد كارساز در ميان مردم ابراز وجود كند. اين مسئله خود به تنهايی می‌توانست انگيزه‌ی مردم برای انتخابات را از بين ببرد.
    اما تنوع گروه‌های سياسی در اين انتخابات آن را به آزادترين انتخابات عمر جمهوری اسلامی بدل كرده بود، گروه‌های سياسی‌ای كه در هيچ دوره‌ای مجالی برای عرض اندام نداشتند، در اين دوره فعاليت كردند، اما دريغ كه با دلسردی مردم روبرو گشتند، نهضت آزادی و نيروهای ملی‌مذهبی در هيچ دوره‌ای اين تعداد نامزد برای انتخابات نداشتند كه حتا ليست‌های جداگانه دادند. كار به جايی رسيد كه رهبر تحمل نكرد تا نتيجه‌ی انتخابات را ببيند و از پيش به حضور آنان اعتراض كرد.
    گروه‌های مختلف اصلاح‌طلبان هم دو گونه استراتژی را توصيه كردند، يكی عدم حضور در انتخابات و تحريم انتخابات در اعتراض به روند سركوب و اختناق حاكم و بازداشت‌های خودسرانه. دوم حضور در پای صندوق‌های رأی و اعتمادی دوباره به نيروهای اصلاح‌طلب. اما آن‌چه حاصل آمد به ظاهر با نظر گروه اول نزديك بود، اما در اين مورد به نظر می‌رسد، بايد كمی تأمل كرد.
    اگر رفتار مردم در انتخابات را نوعی اعتراض سياسی و عمل سياسی بدانيم كه در اعتراض و هشدار به اصلاح‌طلبان صورت گرفته است، می‌تواند مايه‌ی اميدواری باشد و عكس‌العمل‌هايی هم كه اصلاح‌طلبان تاكنون انجام داده‌اند و خواهند داد، از قبيل انتشار نامه‌های افشاگرانه به رهبری، اعتراض‌های علنی به نهادهای غيرمردمی و در نهايت نزديك‌تر شدن نيروهای اصلاح‌طلب داخل و خارج از حاكميت، نزديكی روشنفكران دينی و غيردينی و انتشار بيانيه‌های مشترك در اعتراض به وضعيت موجود، می‌تواند برای ادامه‌ی حيات اصلاح‌طلبی راه‌گشا باشد. و می‌توانيم خوش‌بين باشيم كه مردم دوباره به پای صندوق‌ خواهند آمد، اما اگر نگاه‌مان اندكی با بدبينی همراه باشد، و اين رفتار را ناشی از سرخوردگی سياسی و قهر سياسی مردم بدانيم، كه خيلی هم دور از واقع نيست، كمی اوضاع نااميدكننده‌تر به نظر می‌رسد. اگر اصلاح‌طلبی برای برقراری دموكراسی و آزادی است، حضور نيافتن مردم در آزادترين انتخابات توجيهی منطقی ندارد. و اين يعنی مردم ديگر به انتخابات و صندوق‌های رأی پشت كرده‌اند، در اين صورت اين تنها اصلاح‌طلبان نيستند كه شكست خورده‌اند و بايد به فكر جبران آن باشند، به طور كلی اصلاح‌طلبی تا مدتی در ايران تعطيل خواهد بود تا شايد جرقه‌ای ديگر كه به نظر بعيد هم می‌رسد، بتواند دوباره تحركی سياسی در مردم ايجاد كتد. و در اين باره اصلاح‌طلبان تنها برای عملكرد ضعيف‌شان مورد عتاب قرار نمی‌گيرند، از اين حيث هم كم‌كاری كرده‌اند كه نتوانسته‌اند شركت در انتخابات و حضور سياسی را برای مردم توجيه كنند، و اين كه از عدم حضور و انزوا پيشرفتی حاصل نخواهد نشد. تا زمانی اصلاح‌طلبی می‌تواند به حيات خود ادامه دهد كه انتخابات در ميان مردم جايگاه باارزشی داشته باشد، در غير اين صورت عبرت از شكست در انتخابات هم چاره‌ساز نيست.
    ماه‌های پيش رو تا انتخابات مجلس و درگيری نهادهای اجرايی و نظارتی روزهای سرنوشت‌سازی برای جنبش اصلاح‌طلبی و درواقع برای ايران خواهد بود، خواهيم ديد كه تا چه اندازه مردم از عملكرد شوراها ناراضی بودند، به اصلاح‌طلبان هشدار داده‌اند يا با صندوق‌های رأی خداحافظی كرده‌اند. شايد نتيجه‌ی اين انتخابات هم حيرت‌انگيز باشد.





  • [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de