| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
تابوشكنیهای تازهی تحكيم وحدت
آرشين ايرانی
http://gharibeyeirani.persianblog.com پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۲ نامهی اخير تحكيم وحدت بیشك نقطهی عطفی در تاريخ اين تشكل دانشجويی است. میتوان گفت كه ديگر به كلی ژنهای موروثی خود را از كار انداخته است. جز آرم اين تشكل كه هنوز منقش به تمثال آيتالله خمينی است، ديگر هيچ چيز از گذشته باقی نمانده است. در نحوهی پيدايش اين تشكل مناقشههای زيادی است، عدهای آن را به مرحوم بازرگان، برخی به فاطمی و بعضی هم به ديگران نسبت میدهند. در هر صورت در دوران مبارزه با رژيم سلطنتی شكل گرفت. پس از پيروزی انقلاب به روحانيان نزديك به آيتالله خمينی به شدت نزديك شد، رقابت با ديگر گروههای سياسی يا به عبارت بهتر سركوب ديگر گروهها، منجر به تكصدايی اين گروه در دانشگاهها شد. رفتارهای اين تشكل در سالهای آغاز انقلاب به هيچ وجه با حال و هوای جنبش اصلاحطلبی امروز قابل توجيه نيست. بسياری از آنها امروزه در فكر و عمل تغيير رويه دادهاند، اما به سختی میتوان كسی را در ميان آنان يافت كه بپذيرد اشتباهات جبرانناپذيری را مرتكب شده است، عموماً به بهانههای مختلفی از قبيل شرايط زمان و مكان يا حال و هوای انقلاب توجيه میكنند. شايد بدسليقهگی باشد كسی امروز يادآوری كند اين تشكل با نام دانشجويان پيرو خط امام سفارت آمريكا را اشغال كردند، در سقوط دولت موقت فعال بودند، در تعطيلی دانشگاه نيز به بهانهی انقلاب فرهنگی پيشتاز بودند. در دوران خمينی هرگونه ندايی برای باز شدن فضای سياسی و سياست خارجی و مطبوعات را به شدت سركوب میكردند. در واقع نقشی را كه بعدها انصارحزبالله برای محافظهكاران بازی كردند، - يعنی چماق سركوب مخالفان- آنها برای طيف تندروی نزديك به آيتالله خمينی بازی میكردند. اما نكتهای كه نبايد مورد اغفال قرار گيرد، سيال بودن اين تشكل دانشجويی است. همهساله اعضای جديد از ميان دانشجويان كه متنخب انجمنهای اسلامی دانشجويان دانشگاهها هستند، انتخاب میشوند. شايد تنها تشكل سياسی باشد كه انتخابات منظمی دارد. اين انتخابی بودن باعث میشود كه نتوانيم بار مسئوليت و اشتباهات نسلهای گذشته را بر دوش امروزیها بگذاريم. در زمان جنگ و سالها پس از آن شرطی برای انتخاب شدن وجود داشت كه اجازهی تحول به اين تشكل نمیداد. نامزدهای دفتر تحكيم میبايست از رزمندگان بسيجی میبودند. بنابراين هم دانشجويانی كه بدون وقفه به دانشگاه رسيده بودند و هم افراد قديمیای كه بسيجی نشده بودند از حضور در تحكيم محروم شدند. اما گذشت زمان و دور شدن از زمان جنگ باعث شد اين شرط تغيير كند و برای كسانی كه در جنگ شركت نكرده بودند نيز مجال فعاليت داده شد. از آن زمان به بعد به تدريج انجمنهای اسلامی از حالت پليس دانشجويی به يك تشكل منطقی و نوگرا تغيير هويت دادند. همان طور كه امروز اولين گروه از اصلاحطلبان هستند كه از خاتمی بريدند، سال ٦٥ نيز اولين گروهی بودند كه به سراغ وی رفتند. پس از دوم خرداد مجال فعاليت بيشتری يافتند. و زمانی كه سيادت برخی گروههای سنتی اصلاحطلب را نپذيرفتند به تدريج دودستگیهايی در ميان آنان ايجاد شد و اين دودستگی به دفتر تحكيم نيز سرايت كرد، اما در نهايت اين روزها بيشتر صدای طيف نوگراتر اين تشكل به گوش میرسد و به نظر میرسد يك طيف بر تحكيم وحدت غالب شد. در تمام اين دوران پس از خرداد نيز تحولات و دگرگونیهای عميقی در ديدگاههای اين تشكل پديدار شده است، اما در همهی آن چه گذشته است، همواره نوعی وفاداری از نظام و انقلاب و امام خمينی در بيانيهها و گفتهها مشهود بوده است. اما اين نامهی اخير رفتارهای و مواضع تحكيم را به مرزهای جديدی وارد كرده است و به حوزههايی توجه كردهاند كه پيش از آن چندان مقبولشان نبوده است. برخی از اين تابوشكنیها از اين قرارند: -در چند جای اين نامه به صراحت با ديدگاههای آيتالله خمينی مخالفت شده است. جايی كه اعتراض به «اعدامهای بی محاكمه و بدون اثبات جرم تعداد زيادی از مخالفين حكومت ايران در سالهای دههی ٦٠ و بخصوص در سال ١٣٦٧». اشاره به اعدام اعضا و هواداران مجاهدين خلق دارد كه به دستور آيتالله خمينی در زندان اعدام شدند. اعتراض به حكم ارتداد نيز نوعی مخالفت با خمينی محسوب میشود. - نزديك شدن به مطالبات زنان كه كمتر مورد توجه بوده است. «حقوق زنان و حق انتخاب نوع و نحوهی پوشش» برای نخستين بار است كه در فهرست مطالبات دانشجويان جای میگيرد. و شايد اولين باری است كه يكی از گروههای نزديك به حاكميت از آزادی حجاب سخن میگويد. - اشاره نكردن به ادبيات مذهبی و استدلالاتی كه صرفاً بر پايهی حقوق بشر و با استناد به بيانيهی حقوق بشر بنا شده است، رنگ و روی مذهبی را از اين تشكل گرفته است. - نامهنگاری و استمداد از يك نيروی خارجی برای دفاع از حقوق مردم. - نام بردن و دفاع از گروههای غيردينی در بيانيههای تحكيم چندان سابقهای نداشته است. كانون نويسندگان و افرادی همچون پيروز دوانی و شيرين عبادی نامهای آشنايی در بيانيههای اعتراضی تحكيم وحدت نيستند. گرچه نامهای تحت ستم بسياری هست كه قطعاً برای تحكيم وحدت ناآشنا نبوده است و از آنها نامی برده نشده است، اما در كل به نظر میرسد به تدريج اين تشكل دانشجويی به حوزهی سكولاريسم و ليبراليسم وارد میشود و در مقايسه با ديگر گروههای اصلاحطلب میتوان آنان را پيشتاز مبارزهی اصلاحطلبانهی ايرانيان خواند، گرچه هنوز روشن نيست كه اين مبارزات اصلاحطلبانه در ايران به كجا میرود. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |