| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
مشاركت سياسی و جامعه مدنی م ـ
نوروز
norouz2002@hotmail.com چهارشنبه ١٨ دی ١٣٨١ كشورما ايران در حال طي كردن گذار تاريخي است كه هيچگاه در قرون گذشته چنين نبوده است. جواني جمعيت و چالش هايي كه پيش روي اين نسل قرار دارد از مهمترين عوامل تعيين كننده در عبور از اين دوران تاريخ ساز بشمار ميرود. از اينرو سازمانها و احزاب سياسي براي آگاهي دادن به اين نسل فارغ از ديدگاههاي ايدئولوژيك مسئوليت سنگيني را بدوش دارند و جامعه جوان ايران براي مشاركت در امور سياسي و رسيدن به جامعه مدني و دموكراسي نيازمند آگاهي از طريق وسائل ارتباط جمعي آزاد و مستقل و همچنين احزاب دمكرات ميباشد. جامعه ايران از لحاظ مداراي سياسي دچار عقب ماندگي پنهان است زيرا در كشور ما رسم گفتگو نكردن و نبود همنشيني سياسي از مشكلات اساسي فرهنگ جامعه است كه آن هم معلول فقدان سنت سالم سياسي ميباشد كه از گذشته به ارث رسيده و حكومتهاي سركوبگر استبدادي از گفتمان سياسي مردم وحشت دارند زيرا اين امر به مردم هويت اجتماعي مي بخشد. براي وصول بدين امر لازم است كليه سازمانهاي سياسي اپوزيسيون ابتدا اصل تسامح و تساهل سياسي (مداراي سياسي) را وجه همت خود قرار دهند و نرمش، بردباري و تحمل هرگونه عقيده مخالف را به عنوان واقعيت سياسي بپذيرند كه اين ديدگاه جامعه جوان ايران را نسبت به احزاب سياسي خوشبين و آنان را به يك آلترناتيو دموكراتيك اميدوار ميسازد ولي انديشه حذف، تضعيف، افترا و پرخاش آنها را از مسائل سياسي گريزان و بي تفاوت ميكند. لذا بر كليه احزاب سياسي و نشريات آزادانديش و وطن پرست اپوزيسيون لازم است زمينه هاي مشاركت سياسي نسل جوان را فراهم و فرهنگ تسامح و مدارا را ترويج كرده و خشونت طلبي و روشهاي قهرآميز را قاطعانه محكوم نمايند. زمانيكه روشنفكران و نويسندگان عقايدي مانند جامعه مدني ، دموكراسي ، مشاركت سياسي و غيره را مطرح مينمايند و خواستار افزايش نقش و مشاركت مردم در تصميم گيری هاي سياسي ، ميشوند طبعا بايد بپذيرند كه اين عقايد با گسترش وسائل ارتباط جمعي الكترونيكي براحتي در دسترس مردم قرار ميگيرد و اين رسانه ها در افزايش اين آگاهي نقش بسيار موثري دارند. مشاركت سياسي در زمان پيدايش اولين جامعه شورايي سومري تا پيدايش دولت - شهرها در آتن و بعدها تحقق نظامهاي مردم سالار غربي همواره مساله مشاركت مردم و روش دخالت آنان در امور عمومي مد نظر انديشمندان بوده است. مشاركت عبارت است از فرايندي از مداخله داوطلبانه همگان در همه اموري كه به آنها مربوط ميشود و تمايل و توانايي اظهار نظر و انتخاب و انتقاد در قبال آن امور. مشاركت سياسي عمدتا در قالب دموكراسي و آزادي احزاب و دخالت گروههاي مختلف در امور سياسي تبلور مييابد حال آنكه حكومتهاي ايدئولوژيك و استبدادي به هيچ وجه مشاركت مردم در امور سياسي اجتماعي را بر نميتابند و با عدم اجراي قوانين در مشاركت عمومي اخلال ايجاد ميكنند چون به مردم اعتماد ندارند. در دموكراسي هاي رايج احزاب اگر چه رقيب يكديگر هستند ولي در نهايت منافع ملي را ارجح دانسته و سعي آنها بر اين است كه توانايي و قابليت زنان و مردان جامعه را براي مشاركت در تصميم گيري بكار گيرند. اين وظيفه احزاب و سازمانهاي سياسي است كه جوانان را نسبت به مسائل سياسي مانند مشاركت سياسي و رقابت سياسي بدور از هرگونه خشونت و حذف ديگران آشنا سازند و باتوجه به اينكه جوانان ما شور و شعور اجتماعي بالايي دارند در كوتاه مدت مشاركت گسترده آنها در حيات سياسي كشور ممكن ميگردد. مشاركت مردمي با تعميم دموكراسي به حوزه هاي زندگي اجتماعي بعد جديدي بخشيده و سرانجام مردم از لحاظ اخلاقي - معنوي احساس كرامت ارزشمندي و اهميت خواهند كرد. تنها جامعه اي كه از آزادي سياسي و فرهنگي برخوردار است در آ ن ميتوان از مشاركت همه يااكثريت مردم در همه اقدامات سياسي سخن گفت. مشاركت حق مردم است و بيش از هر چيز احتياج به اقدام آگاهانه از سوي خود مردم دارد مشاركت امري تحميلي نيست بلكه نوعي توانبخشي توام با اعطاي قدرت فراگير به مشاركت كنندگان ميباشد تا در مقابله با مشكلات خود نقش داشته باشند بطور خلاصه مشاركت وسيله افزايش و توزيع مجدد فرصتهاي شركت جستن در تصميم گيري هاي سياسي و همياري در توسعه كشور و بهره مند شدن از ثمرات آن است. جامعه مدني جامعه مدني يك جامعه آزاد است كه در آن افراد گروه ها و نهادها با ديدگاههاي گوناگون مشاركت دارند و هريك بيان كننده نظرها و اعتقادات خويش است مهمترين ويژگي جامعه مدني مشاركت افراد در اين جامعه است كه گروهها و نهادهاي اجتماعي به ميزاني بس بيشتر از جامعه سنتي در فرايندهاي سياسي اجتماعي اقتصادي فرهنگي مشاركت ميكنند و در اين جامعه مدني است كه علم انديشه هنر از نو زنده ميشود. بنيادي ترين خصيصه جامعه مدني آنستكه موجب ترويج اصل تعاون و تعادل ميان دولت و ملت ميشود و امكان پذيري سياسي مسالمت آميز ارتقاي كثرت گرايي و تنوع اجتماعي خردباوري و عقلايي شدن رفتار جمعي گسترش فضاي مفاهمه و ترغيب حس مسئوليت اجتماعي را سبب ميگردد. برخلاف نظامهاي اقتداگر توتاليتر كه اجازه هيچگونه مشاركتي به مردم داده نميشود يك نظام كثرت گرا از نهادهايي متشكل گرديده كه امكان فعاليت سياسي را براي شهروندان فراهم مي آورند. نظامهاي كثرتگرا در مقايسه با نظامهاي وحدت گرا از ثبات سياسي بيشتري برخوردارند و از آنجايي كه قدرت در بين گروههاي مختلف سياسي توزيع شده است زبان نقد تنها متوجه حاكميت نيست بلكه انتقاد و اعتراض ممكن است متوجه يكي از گروهها يا احزاب نيز باشد. جامعه مدني تنها با تفكر و عمل كثرت گرايي امكان بروزو ظهور پيدا ميكند. رقابت تكثر گرايانه در جامعه مدني مشاركت نهادمند توده ها را افزايش داده و از بي حسي و بي تفاوتي آنها جلوگيري به عمل مي آورد. چون جامعه مدني يك جامعه كثرت گراست و در آن گروهها و افراد با حوزه فرهنگها و حرفه ها گرايشها طبقات و احزاب با سليقه هاي گوناگون شركت دارند اين جامعه نميتواند يك جامعه ايدئولوژيك باشد و اين جامعه در مرحله فرا ايدئولوژيك قرار دارد چون خود را در تگناي ايدئولوژي خاصي قرار نداده است. يكي از جنبه هاي مثبت تكثر گرايي سياسي بيان عقايد متفاوت ميباشد. گذشته از اين تكثر گرايي يكي از مهمترين تمهيداتي است كه ميتواند مانع از شكل گيري نظامهاي استبدادي گردد. مشاركت فعالانه توده ها كه خاص جامعه مدني است از مزيتهاي ديگر نظامهاي متكثر ميباشد و توزيع قدرت در بين گروه هاي سياسي از جنبه هاي مثبت تكثر گرايي سياسي است. ضمن آنكه زبان نقد را از قالب طنز، كنايه، هنر و ... خارج ميسازد و سبب شفافيت موضع گيريها ميشود و كارايي واقعي توانائيهاي زباني را بدنبال دارد. ---------------------------------
منبع - جامعه شناسي سياسي ترجمه قاضي |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |