[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




 
 
برای صلح، برای دمكراسی
استراتژی هواداران صلح
 
 
مزدك ليماكشی
يكشنبه ٣ آذر ١٣٨١
 
قطنامه شماره 1441 شوراي امنيت سازمان ملل متحد به طور موقت راه را  بر اغاز يك جنگ ويران ساز بست.
در واقع جرج بوش  زير فشار افكار عمومي جهاني و مخالفت اكثر كشورهاي جهان  ناچار گشت تا به جاي اغاز يك جنگ يك جانبه خانمان سوز به سازمان ملل متوسل شود. اكنون قطنامه شماره 1441 شوراي امنيت سازمان ملل متحد به عراق 7روز فرصت داد تا با پذيرش بي‌قيد و شرط بازرسان سازمان ملل متحد موافقت نمايد. همچنين به عراق 30 روز مهلت داده شده تا فهرست سلاح‌هاي كشتار جمعي خود را تسليم كند. بازرسان تحت مسئوليت هانس بليكس سوئدي وارد عراق شدند.اكنون شرايطي جديدي بيش آمده كه مي شود به گفتگو هاي وسيعي در سطح جهاني براي حفظ و استقرار صلح دامن زد.
هواداران صلح چگونه مي انديشند، چه مي كنند و استراتژي ان ها چه مي تواند باشد.

گمان مي كنم اين نوشته در نوع خود به زبان فارسي جزء اولين نوشته هائي باشد كه به مسئله استراتژي هواداران صلح مي پردازد و اين نوشته حاصل تجربه بيش از يك سال بحث و گفتگوهاي 2 ساعته و هفتگي راديويي است كه صدها نفر در ژرفا بخشيدن بدان بطور غير مستقيم نقش داشته اند. هدف نوشته اين است كه با ارائه ايده هائي به بحث درباره استراتژي هواداران صلح در بين نيروهاي ايراني و ديگر فارسي گويان دامن بزند. بر خورد انديشمندان ايراني و ديگر فارسي زبانان به اين نوشته مي تواند به جنبش صلح كمك شايان توجهي بنمايد

علل جنگ ، جنگ آفرينان
اين يك امر طبيعي است كه شركت هاي بزرگ اسلحه سازي به خاطر كسب منافع بيشتر و هم چنين قدرت هاي بزرگ توسعه طلب در دامن زدن به جنگ در مناطق مختلف جهان ذينفعند. اما منشاء ديگر اغلب جنگ‌ها فقر، بي عدالتي و ديكتاتوري است. جهان ما واقعا نا عادلانه است برخي كشورها پيشرفته و غني و برخي ديگر فقير و ديكتاتور زده اند. همچنين منبع ديگري براي جنگ ها پس زمينه هاي استعماري، تاريخي، فرهنگي، ايدئولژيك، ناسيوناليستي و مذهبي است. بطور مثال اينكه فقط، يك هدف براي ملت، براي مذهب و تمام بشريت وجود دارد چه بسا مصائب بزرگ و جبران ناپذيري را براي بشريت فراهم آورده است ‹جنگ صليبي، جنايات آلمان هيتلري، اعمال ضد انساني استالين، ادامه جنگ خانمانسوز ايران و عراق با توجيه صدور اسلام، اشغال و كشتار فلسطينيان، جنگ ويتنام  و جنگ هند و باكستان از آن جمله اند. در رابطه با پس زمينه هاي استعماري  «جک استرا» وزيرخارجه بريتانيا در گفت و گويی با مجله بريتانيايی نيواستيتسمن مي گويد که بسياری از مسائلی که جهان امروز با آن دست به گريبان است همچون نزاع اعراب و اسرائيل و بحران کشمير پيامد استعمارگری بريتانيا در گذشته است.
به گزارش «بي بي سي» ، آقای استرا در اين مصاحبه که دوشنبه هيجدهم نوامبر منتشر می شود از اشتباهاتی جدی سخن به ميان آورد که در بريتانيا در دوران استعمارگری و بويژه در دهه های پايانی آن مرتکب شده است.
وزيرخارجه بريتانيا گفته است اعلاميه بالفور که در سال 1917 منتشر شد و بريتانيا در آن هم از ايجاد کشوری يهودی در سرزمين فلسطينيان اعلام حمايت کرده و هم به هر دو طرف فلسطينی و اسرائيلی تضمينهای ضدونقيضی داده است کاملا قابل احترام نيست.
وی همچنين به بی مبالاتی بريتانيا در مورد قضيه کشمير در زمان اعطای استقلال به هند اشاره کرده و در مورد عراق نيز گفته است که مرزهای کشور عراق پس از پايان جنگ جهانی اول در لندن تعيين شده است“.
جالب توجه است كه گفته شود، تا قبل از جنگ جهاني دوم قوانين بسياري در سطح جهاني در باره چگونگي آداب جنگيدن و رفتار با اسرا و كشورهاي فتح شده وضع شد و كلا كشورها محق بودند كه به بهانه هاي مختلف با همسايگان خود وارد جنگ شوند و در واقع بحثي از صلح و راه حل هاي صلح آميز  و مذموم شمردن جنگ نبود و اولين بار بس از جنگ جهاني دوم بود كه جهانيان به خود آمده و سازمان ملل را براي استقرار صلح در جهان بوجود آوردند. از اين تاريخ قوانين و حقوق بين المللي جايگاه بزرگي در مناسبات بين كشورها و ملل ايفا مي نمايد. همچنين تهديد به جنگ و تجاوز به كشورهاي ديگر نيز غير قانوني شمرده مي شود.
بايد تاكيد نمود كه دنياي ما بيسار كوچك شده است، ديگر نمي توان مسائل و مشكلات مناطقي از جهان را مشكل همه جهان ندانست، چشم بستن و حتي حمايت از گروه طالبان نتايجي ناگواري را ببار آورد كه مي شد در صورت داشتن نگاهي جهاني از بروز آن جلوگيري نمود. داشتن ديدي تنگ نظرانه،منفعت طلبانه،ناسيوناليستي و توسع طلبانه مي تواند هم براي دارندگان آن و هم براي جهان ما خطر آفرين باشد.

سازمان ملل متحد
بامسائل و مشكلات جهان بايد با يك ديد جهاني و منطبق با قوانين و حقوق شناخته شده بين المللي بر خورد كرد. سازمان ملل حاصل و دست آورد بشري است كه بس از جنگ جهاني دوم تشكيل شد وظيفه اين سازمان فراهم آوردن صلح در جهان بوده و مي باشد.هر چند بنج كشور جهان داراي حق وتو كه 85% فروش سلاح در جهان را  در انحصار خود دارند مشكلي براي اين سازمان شده اند،با اين حال، بود اين سازمان بهتر از نبود آن است. رفرم در اين سازمان راه نجات آن نيز  هست، ما  ضمن حمايت از سازمان ملل متحد بايد از آن انتقاد نيز بكنيم زيرا دستگاه ادراي بوش و ديگر اعضاي داراي حق وتو مي كوشند كه سازمان ملل در خدمت منافع  ملي آن ها قرار گيرد. آن ها با بر خورد متناقص خود بطور مثال مسئله فلسطين عملا سازمان ملل را تضعيف مي كنند. ما بايد تلاش كنيم كه سازمان ملل هم قوي تر و هم كمتر تحت تاثير قدرت هاي بزرگ باشد. ما بايد تلاش كنيم كه سازمان ملل واقعا سازمان ملل باشد نه سازمان دول و آن هم تعدادي محدودي از دولت ها.
سازمان ملل در مسئله فلسطين بدليل حمايت همه جانبه آمريكا از اسرائيل عملا به يك ناظر بي طرف تبديل شده است اين امر هم به اعتبار اين سازمان و هم به مردم فلسطين لطمه زده و مي زند.گروهايي  با توسل به اين مسئله عملا سازمان ملل را نفي و ان را در خدمت امبرياليست ها مي دانند.
از تضعيف سازمان ملل فقط كشورهاي بزرگ بطور موقت سود مي برند اما آن ها نيز  در دراز مدت بازنده خواهند بود. كشورهاي كوچك، سازمان ها و انجمن هاي ملي و فرامليتي  با وجود سازمان ملل جائي دارند كه از آن طريق بتوانند خود را به جامعه جهاني معرفي نموده و از منافع ملي  و مردمي خود دفاع نمايند.

دمكراسي و حقوق بشر
رژيم هاي ديكتاتوري و استبدادي يكي از مشكلات بخش بزرگي از مردم جهان  بويژه  مردم  خاور ميانه هستند. متاسفانه در غرب و آمريكا اينگونه به مردم تفهيم كرده اند كه دو نوع متفاوت رژيم ها ي ديكتاتوري وجود دارند انها كه با ما هستند و آن ها كه با ما نيستند. آن ها كه با ما هسند اگر پارلمان ندارند اگر زنان را سنگسار مي كنند اگر گوش ها و دست هاي مردم بريده و چشمانشان از حدقه در اورده مي شود بايد از ان چشم پوشيد ”چون عربستان“ اما اگر همين كار ها توسط رژيم  جمهوري اسلامي ايران انجام  شد بايد آن را مذموم شمرده و محكوم نمود. اين سياست يك بام ودو هوا سالياني است كه جريان دارد و ديكتاتورها  از اين بازي كثيف كاملا آگاهي دارند و معاملات سود آور پشت برده توانسته فقط به طرفين معامله و به ضرر مردم خاورميانه تمام شود
بزرگترين مشكل مردم در خاورميانه نه اقتصاد بلكه دمكراسي است. رژيم هاي ديكتاتوري مخالف غرب تحت عنوان مبارزه با امپرياليسم و خطر خارجي با پول فروش نفت ارزان به همان باصطلاح امپرياليست ها و خريد اسلحه قاچاق از آن ها مردم را سركوب مي كنند. رژيم هاي ديكتاتوري هوادار غرب نيز با حمايت كامل از منافع غرب از جمله حمايت سياسي در عرصه سياست هاي منطقه اي و بين المللي به سركوب ملت خودي مي بردازند.
اما از دهه 90 به اين سو سازمان ملل نقش بيشتري در مسئله حقوق بشر ايفا مي نمايد ما بايستي با تشكيل و تقويت انجمن هاي مدافع حقوق بشر به اين پروسه بيشتر دامن بزنيم. سازمان ملل و كلا مردم جهان بايستي مدافع نيروهاي دمكراتيك در كشورهاي ديكتاتوري باشند زيرا قدرت هاي بزرگ به خاطر منافعي كه دارند از رژم هاي استبدادي حمايت مي كنند. اعلاميه جهاني حقوق بشر كه مصوبه سازمان ملل است و همه كشور ها باي آن امضاء گذاشته اند اكنون با آغاز كار دادگاه جنائي بين المللي ICCضمانت اجرايي مي يابد و به همين دليل هم هست كه حتي كشورهائي چون آمريكا كه فرياد دمكراسي  خواهي شان گوش جهانيان  را  كر كرده خواهان به عقب افتادن كار عملي اين دادگاه شده اند. هواداران صلح و دمكراسي بايستي تلاش شان را براي تقويت اين دادگاه كه هم اكنون اغاز به كار كرده به كار گيرند. به  طور مثال مي توان در رابطه با قتل هاي زنجيره اي، كشتار زندانيان سيا سيي ايران توسط سران رژيم جمهوري اسلامي و   استفاده رژيم صدام حسين از سلاح هاي شيميائي بر عليه مردم كرد در عراق  و سر بازان ايراني  به اين دادگاه مراجع كرد.
همچنين بايستي از طريق مراجعه به افكار عمومي جهانيان از همه كشورها خواست كه باي قرارداد روم امضا گذاشته و از اين دادگاه در انجام وظايفش حمايت به عمل آورند. حتما بايد تاكيد كرد كه حقوق بشر حتي در رژيم هاي دمكراسي نيز نقص مي شود. همچنين لازم است كه ما به رژيم جمهوري اسلامي فشار آورده تا قرارداد رم را امضاء نموده و به اين دادگاه ببوندد.

تروريسم
تروريزم  پديده اي مذموم است كه همه به آن اذعان دارند اما در تعريف و چگونگي بر خورد با اين پديده است كه اختلاف نظر وجود دارد. به نظر من تروريزم از هر نوع آن اعم از دولتي و گروه هاي خود سر امري مذموم است و بايستي با آن بر خورد كرد اين گونه اعمال جز زيان هيچ نفعي براي مردم ندارد.
اما مبارزه با تروريسم بدون حل ريشه ها وعلل آن نا ممكن است. بطور مثال حقوق مردم فلسطين را بر طبق قطعنامه هاي مصوب سازمان ملل و قرداد صلح اسلو تامين كنيد تا امكان براي ريشه كني تروريسم در آن منطقه فراهم شود در غير اين صورت كارتان آب بر هاون كوبيدن و درد و رنج براي مردم فراهم آوردن است. بايد از خود برسيد چرا نروژي ها، كانادائي ها، سوئسيي ها و.... تروريست نمي شوند.
فدريكو مايور رئيس سابق يونسكو مي گويد ما بايد بدانيم در دنيايي كه نا برابري ها در آن فرياد مي زند بروز وقايعي نظير 11 سپتامبر نبايد ما را به تعجب وا دارد. من به شما دو رقم مي دهم روز 11 سپتامبر سال گذشته در گزارش سازمان كشاورزي و خواروبار ملل متحد ديديم كه روزانه 30 هزار نفر از گرسنگي جان مي سپارند، رقم ديگر اينكه طبق گزارشهاي موسسات تحقيقاتي 17% از ساكنين كره ارض از 87% منابع طبيعي و دست آوردهاي علمي و فني بشر  بهره مند هستند. اينها مسائل اصلي انسان در زمان حاضر است كه راه حل اين مسائل جز از طريق سازمانهاي بين المللي عملي نيست، به همين جهت امروز هم در مقابل خطراتي  كه به قول آقاي بوش دنيا را تهديد مي كند اكثريت جامعه بشري مي گويند، هرگونه رسيدگي به اين خطر و مقابله با آن فقط از طريق سازمان ملل قابل قبول جهانيان است ”به نقل از فدريكو  مايوربر گرفته از روزنامه گويا“.
 
صلح سازان
بني آدم اعضاي يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو   عضوي بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
ميازار موري كه دانه كش است
كه جان دارد وجان شيرين خوش است
فدريكو مايور رئيس سابق سازمان فرهنگي يونسكو و رئيس فعلي سازمان فرهنگ صلح طي مصاحبه اي با احسان نراقي معاون سابق يونسكو مي گويد يك ملتي حتي براي اينكه خودش را بشناسد به يك نوع هدف جهاني نياز دارد، در اين دنيايي كه روز به روز همه كس و همه چيز به هم نزديك مي شوند اگر مربيان و مسئولان داراي يك ديد جهاني نباشند خدمتشان به افراد به خصوص به نسل جوان نا تمام است. اين مطلب يعني دارا بودن يك ديد جهاني به همه امور مربوط است كوچك و بزرگ و خصوصي و عمومي ندارد.ما ايرانيان واقعا احتياج به يك ديد جهاني داريم.
ما ايرانيان بايستي هدفي جهاني  و دركي جهاني از مسائل بشري داشته باشيم. دركمان از   منافع ملي را در شرايط بيچيده جهان كنوني بهبود بخشيم و در يابيم كه صلح و ثبات در منطقه ما براي بيشرفت و ترقي چه ميزان ضروري است وچه ميزان  گرايشات صلح خواهانه ما مي تواند براي امر صلح مفيد باشد.
بايد اذغان كرد با انكه اكثر جنگ ها در بيرامون ايران جريان دارد ”افغانستان، هند و باكستان، عراق، چچن“ اما مردم اين منطقه كمتر در تشكل هاي ويژه صلح گرد آمده اند. در صورتي كه ما بدليل زيست مان در منطقه اي كه بيشترين منابع زير زميني از جمله نفت و گاز جهان را دارد بيش از همه جهانيان در خطر تهاجمات و جنگ ها  هستيم. وظيفه ماست و به نفع ما است كه بيش از همه در راه صلح تلاش بورزيم. متخصصين در عرصه حقوق بين المللي و ديگر عرصه هاي علمي و فرهنگي مي توانند نقش بزرگي در اين كار انساني داشته باشند. ايجاد تشكل هاي صلح توسط كوشش گران صلح زمينه را براي حركت هاي مردمي كه خواهان صلح هستند فراهم مي كند. اكنون هزاران تشكل صلح بيش از همه در كشورهائي كه در آن جنگي جريان ندارد مشغول فعاليت هستند.با همكاري با اين انجمن ها مي توانيم از  تجارب آن ها  در امر صلح بهره گيريم.

ايران
هواداران صلح  در رابطه با ايران حول محورهاي زير كارشان را پي مي گيرند
- نقش منفي رژيم  در امر صلح در ايران و منطقه
- نقش نيروهاي  مردمي و سياسي در امر صلح
- پي گيري مسائل مربوط به امور حقوق بشر در ايران

نقش منفي  رژيم جمهوري اسلامي در امر صلح در ايران و منطقه   
جنگ ايران و عراق مي توانست همان فرداي فتح خرم شهر بايان گيرد اما بي خردي سران رژيم باعث شد  كه اين جنگ ايران بر باد ده هشت سال ادامه يابد. رژيم جمهوري اسلامي كه با شعار فتح قدس پس از فتح بغداد تمام دنيا را بر عليه ايران بسيج كرده بود، پس از شكست در اين جنگ درس هاي لازم را از اين شكست نگرفت. اين بار براي توجيه بي بايه بودن سياست هايش تلاش نمود با حمايت از انواع گروه هاي تروريستي در عرصع جهاني موقعيت خود را بعنوان قدرت برتر اسلامي در جهان حفظ كند، همچنان كه در عرصه داخلي با ترور حاكميت خود را حفظ مي كرد. اما اكنون وضع تا حدودي تغيير كرده و گروههاي اصلاح طلب خواهان نرماليزه كردن اوضاع هستند. گروههاي مختلف اصلاح طلب درون رژيم براي فاصله گرفتن از اعمال سران رژيم بايستي بطور روشن خواهان لغو حمايت از گروههاي تروريستي چون حماس، جهاد و گروههاي مشابه در جهان شوند. اصلاح طلبان همچنين مي توانند خواهان لغو حكم ترور سلمان رشدي گردند. اصلاح طلبان اطلاع كافي از دسته جاتي كه دست به اعمال تروريستي در داخل و خارج از ايران زده اند دارند، اين دسته جات بايد افشا  و سپس محاكمه گردند. داشتن روابط عادي با همه كشورهاي عضو سازمان ملل متحد و حل اختلافات در چهار چوب سازمان ملل برپايه قوانين و حقوق بين المللي امري پذيرفته شده است. براي  زيستن در صلح بايستي سياست خارجي رژيم جمهوري اسلامي بطور كل دگرگون گردد و به حمايت از دسته جات افراطي اسلامي  در سراسر جهان بايان داده شود.
 
نقش نيروهاي  مردمي و سياسي در امر صلح
نيروهاي سياسي و مردمي ايران در برنامه هاي خود مي توانند به امر صلح توجه بيشتري نموده و در عرصه مبارزه سياسي و اجتمائي راه حل هاي سياسي و مسالمت آميز را بر راه هاي مسلحانه ترجيح داده و در رابطه با گروه هاي سياسي رقيب راه ديالوگ و گفتگو را بر برخوردهاي تخريبي ترجيح دهند.همچنين نيروهاي سياسي مي بايستي اعمال رژيم و دسته جاتي را كه موجب به خطر افتادن صلح در منطه ما و جهان مي شود زير نظر داشته و همواره با آن بر خورد نمايند.در رابطه با مسائل ملي و قومي در ايران بايد مراقب بود كه گروه هاي افراطي براي منافع حقير خود به در گيري هاي قومي دامن نزنند. همچنين همه ما وظيفه داريم كه با تلاش بيگير خود مانع از آن شويم كه درگيري هاي عراق به ايران كشيده شود.
پي گيري مسائل مربوط به امور حقوق بشر  در ايران
هواداران صلح در امور مربوط به حقوق بشر و استقرار دمكراسي فعال هستند زيرا بدون تامين حقوق بشر  و بدون وجود دمكراسي صلح اجتمائي به خطر افتاده و جامعه مي تواند دچار جنگ هاي داخلي يا خارجي گردد. در اين زمينه همكاري با جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران به رياست اقاي لاهيجي و ديگر انجمن ها كه كار تخصصي شان دفاع از حقوق بشر است مي تواند بهترين گزينه براي هواداران صلح باشد. هواداران صلح حامي تحولات دمكراتيك در ايران بوده و خواهان يك رژيم دمكراسي در ايران هستند. اما تفاوت انجمن هايي به مانند انجمن صلح و انجمن حقوق بشر با احزاب و سازمان هاي سياسي در اين است كه اين انجمن ها براي كسب قدرت سياسي مبارزه نمي نمايند.

اسرائيل، فلسطين
معضل فلسطيين اسرائيل  يك مسئله صرفا منطقه اي نيست، جامعه جهاني و بويژه مردم فلسطين و ديگر ملل در منطقه خاور ميانه ذينفع در بر قراري  يك صلح  بايدار هستند.
هوادران صلح در اين رابطه تاكيد بر همه آن قطعنامه هائي ” 242 ،338 ،194 ،1397 ،1402 ،1403 “دارند كه در ادوار مختلف در شوراي امنيت به تصويب رسيده است اما بدليل لجاجت اسرائيلي ها و حق وتوي آمريكائي ها بي نتيجه مانده است. هواداران صلح همان خواست هائي را بي مي گيرند كه هوادران اسرائلي و فلسطيني صلح در اسرائيل مدح نظر دارند. سازمان صلح اكنون سازمان اصلي هواداران صلح در اسرائيل طرح صلحي ارائه داده است كه در آن، از ايجاد يك دولت مستقل فلسطين در كرانه غربي رود اردن كه بخش شرقي بيت المقدس پايتخت آن باشد حمايت به عمل آمده است آن ها همچننين ضمن تاكيد بر قطعنامه هاي سازمان ملل خواهان بر چيده شدن شهرك هاي يهودي نشين از اراضي فلسطيني مي باشند.

عراق
بر طبق قطعنامه شماره 11/ 39 مصوب 12 نوامبر 1984 تحت نام حق  مردم براي صلح مصوب سازمان ملل هيچ كشوري حق تهديد به جنگ و استفاده از زور  بويژه استفاده از سلاح هاي كشتار جمعي و اتمي را ندارد.هواداران صلح خواهان برچيده شدن و نابودي همه سلاح هاي اتمي، بيولوژيك و شيميائي بوده و مخالف استفاده از زور در مناسبات بين المللي هستند.
در رابطه با عراق تلاش همه هواداران صلح بر محوريت سازمان ملل براي يافتن راه حلي صلح آميز و  مانع شدن از اغاز جنگي يك جانبه توسط دستگاه اداري بوش بوده و مي باشد.
هواداران صلح همچنين راه‌حل‌ها و الگوهاي منطقه‌اي و مسالمت‌آميز را بر  راه‌حل‌هاي فرامنطقه‌اي و خشونت‌طلبانه ترجيح  داده و مي دهند.هواداران صلح معتغدند كه راه حل هاي فرا منطقه اي كه منافع كشورهاي خاصي را در بر داشته باشد به دشمني بين ملت ها دامن زده، خارجي ستيزي و غرب ستيزي را تشديد نموده  و به نفع گروه هاي محافظه كار اسلامي، جريانات راديكال اسلامي و جريانات تروريستي تمام شده و نيروهاي دمكراتيك  در منطقه خاورميانه  را تضعيف مي سازد.
سازمان ملل بايستي با در نظر داشت شرايط سياسي، رواني  با  به رسميت شناخته شدن حقوق دمكراتيك مردم عراق در تعيين سرنوشت خود در مقابل ديدگاه‌هايي كه درصدد تحميل خواست و اراده قدرتي خاص براي تعيين حكومت عراق است تلاش ورزد.
هم زمان  بايد تاكيد نمود بهترين گزينه براي  امنيت منطقه‌اي و استقرار صلح منطقه اي و بين‌المللي، انهدام سلاح‌هاي كشتارجمعي عراق با نظارت سازمان ملل و خلع‌سلاح عراق و كمك به مردم عراق براي استقرار يك رژيم دمكراسي مي باشد.

مزدك 20112002
عضو انجمن صلح  
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de