| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
توضيحی پيرامون فرهنگ گفتمان سياسی
در آشكار و نهان
پنجشنبه ١٩ دی
١٣٨١
سايت محترم ايران امروز انتشار نامه خانم محمدي پيرامون نامه من به ايشان همه جا مرا با سئوالات دوستان مواچه كرده و برايم اسباب درد سر شده است. حتا اين تصور بوجود آمده ااست كه انتشار اين موضوع به قصد خراب كردن اين نگارنده بوده است. من هم توضيحاتي ميدهم كه اين دفتر بسته شود . اين نگارنده از انتشار اصل ميل ابايي ندارد هرچند انتشار آن ميل خصوصي با لحني كه دارد در نشريات عمومي معمول نيست. فقط همين مقدار توضيح بدهم كه آب و روغنيش نيز به آن غلظتي نبوده است كه خانم نگاشته اند. آقاي دكتر مهر آسا در مطلبي در سايت ايران امروز خطاب به من از جمله نوشتند كه محمد رضاشاه بايد تا جان داشت مي ايستاد و از آرمانش دفاع ميكرد و از ايران خارج نميشد . اگر "من سلطنتطلب" اين مطلب را نگاشته بودم برخي دوستان مقالات مينوشتند كه فلانكس فاشيست ميگويد كه شاه بايد حمام خون راه ميانداخت و صدها هزار انسان را ميكشت و مي ماند. اما چون آقاي آقاي مهر آسا در حين مالاندن پهلوي ها اين قصور را كردند از ديد برخي دوستان از جمله خانم محمدي قابل چشم پوشي است. خانم محمدي نيز در مطلبي كه ربطي به موضوع نداشت براي آنكه تعارفي به آقاي مهر آسا كرده باشند ايشان را بابت آن مطلب در لفافه ستودند و اين بر من گران آمد و از خشم نامه اي براي شان ميل كردم و به ايشان اعتراض كردم كه در "ركيك ترين" قسمت آن كه نوشته اند ايشان را به "باد توهين و ناسزا" گرفتم از ضمير "تو" و فعل "خجالت كشيدن" استفاده كردم و اضافه كردم كه با اين تاييد كردنهاي يكديگر به جايي نميرسيد. در قسمت "ناسزاهاي خانوادگي" بيادشان آوردم كه رضاشاه چادر را از سر مادر بزرگ شان (در لفافه از سر مادر بزرگان همه ما) كشيد و آنها را از عقب ماندگي نجات داد و اين روان نيست كه بنويسند مذهب و سلطنت هميشه يكديگر را پشتيباني كردهاند. پدر و مادرشان را ديگر نميدانم از كجا داخل "دعوا" كردند زيرا تا جايي كه بيادم هست در مناقشه حضور نداشتند! نامه محترمانه نبود اما بي احترامي هم نبود. با اين وجود لزومي هم نداشت كه به آنگونه به ايشان بنويسم و همينجا (به حق يا ناحق) از ايشان عذر خواهي ميكنم و با بوسيدن روي شان از راه دور ا ين دفتر را ميبندم. با تشكر مُحسن كُردي ژانويه 2003 |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |