| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
مانيفيست گنجی يك
مقصد و يك پيام
جورآباد
jaworabad@hotmail.com
پنجشنبه ١٨ مهر ١٣٨١ مطلبي كه اخيراً آقاي گنجي به نام مانيفيست جمهوري خواهي منتشر كرده، از ديد وفكر كسانيكه معتقد به يك جمهوري سكولار هستند چيز تازه اي نيست، اما براي كسانيكه در اين سالها تلاش كرده اند كه جمهوري را با دين درهم آميزند، خط كشي است كه بايد جمهوريخواهيشان را با آن مقياس كنند. در عين حال پيامي است مشخص به طرفداران جمهوري سكولار خارج از حاكميت، كه هدايت اين جنبش بدون حضور انها ممكن نخواهد بود. حكومت جمهوري اسلامي حدود يك چهارم قرن است تلاش مي كند كه قا لب هاي مشخصي را درست كند كه تمامي مناسبات جامعه را در آن بريزد و يك فرم ديني و اسلامي را توليد كند. در اين سالها، سياست، اقتصاد، فرهنگ و... همه به شكلي اسلامي شدند. حتي خصوصي ترين مسائل مردم نيز فراموش نشدند. در سياست خارجي، زماني دولت جمهوري اسلامي بجز سوريه و بوركينافاسو كشور ديگري را قبول نداشت و تمام كشورهاي دنيا از غرب تا شرق، يا امپرياليسم بودند يا مرتجع ويا وابسطه به امپرياليسم جهاني. در اقتصاد كه گل كاشتند! با ايجاد اقتصاد اسلامي و توجيه آن براي خودشان تنها چيزي كه رشد كرد، وضعيت خوب اقتصادي براي اقازاده ها و اطرافيان ، فقر وبدبختي وهزاران مشكل اقتصادي براي مردم. مريضي مزمن اقتصاد اسلامي سالهاي سال بر دوش مردم ايران خواهد بود و صدها اقتصاد دان غير ديني بايد بيايند تا اين اقتصاد را از چاه بيرون بياورند! در مورد مسائل فرهنگي نيزتمام تلاش حكومت اين بوده است كه يك انسان چركين، ريشو را با قيافه غضبناك وعيوس تحويل جامعه نمايد و انرا الگو انساني با فرهنگ اسلامي معرفي كند. سالانه ميليونها تومان از بودجه كشور صرف امر به معروف ونهي از منكر مي شود كه مبادا موهاي خانم ها و يقه جوانان خلاف اسلام باشد. در حاليكه فحشا، تن فروشي و اعتياد درجامعه ديني ما وحشناكتراز هرزماني در تاريخ ايران بوده است. هدف من تكرار مكررات نيست، بلكه مي خواهم نشان دهم كه اين آقايان تلاش كرده اند كه مردمسالاري و جمهوري را نيز در همان قالب قرار دهند و نوع ديني انرا توليد نمايند. كاري كه گنجي انجام داد اين بود كه به روشنفكران و سياستمداران ديني بفهماند كه دموكراسي و جمهوري نيز مانند ساير دستاوردها بشريت در قالبي ديني نمي گنجد. شما كه همه چيزها را اسلامي و ديني كرديد و نتيجه اش را گرفتيد. اين بار لازم نيست كه سر دموكراسي اين بلا را بياوريد. دموكراسي يك تجربه آزمايش شده است و بشريت دست آوردهاي انر نيز لمس كرده است و جمهوري واقعي در اين سيستم امكان پذير نيست و بطور مشخص انرا چنين بيان مي كند: - نظام جمهوري اسلامي با دموكراسي سازش ناپذير است. - اسلام و دموكراسي را نمي توان با هم سازش داد. - رسيدن به مردم سالاري در حكومت ديني توهم است. - قانون اساسي جمهوري اسلامي بستر استبداد ديني است. - هم زيستي نهادهاي انتخابي و انتصابي و مشروط كردن نظام فقاهتي امكان پذير نيست. - كشور بدون دولت قابل تصور نيست، اما بدون دولت ديني يا دين رسمي قابل تصور است. - مردم سالاري، همان دموكراسي يا جمهوري تمام عيار است گنجي در واقع دموكراسي را از آن قالب اسلامي درمي آورد. با شهامت بطور صريح و شفاف به همقطاران قديمي خود مي گويد كه وقت خود را صرف اصلاحا ت صطحي نكنيد كه نتيجه آن ورشكستگي خواهد بود. يا زنگي زنگي يا رومي رومي! يا بايد دنبال جمهوري بود يا دنبال مشروطه ديني ! اگر دنبال جمهوري هستيد، بايد تكليف خود را با جداين دين از حكومت مشخص كنيد و تا وقتي كه دنبال مذهب و ايده الهاي مذهبي خود برويد سرگردانيد. مقصد دموكراسي در ايران، يك جمهوري سكولار است راههاي ديگري براي رسيدن به اين جمهوري وجود ندارد. نكته ديگري كه گنجي برآن تاكيد مي كند، شرايط رسيدن به اين جمهوري است. ايشان مركز ثقل اين حركت را در خارج از حكومت مي بيند. البته حقيقت هم همين است. اين نيروها سالهاست كه مطالب گنجي را به هزاران زبان بيان كرده اند. كسانيكه در طول عمراين حكومت غير خودي و شهروندان درجه دوم محسوب شده اند. بخشي از اين نيروها به جمهوري سكولار اعتقاد دارند و بخشي به سيستمهاي ديگري .طرفداران جمهوري سكولار آينده ايران را در گرو مشاركت اكثريت نيروهايي سياسي جامعه مي دانند. كسانيكه خواهان تقسيم قدرت هستند، قدرتي كه از مردم سرچشمه بگيرد نه از خدا و نه از خون آبا و اجدادي يا چيز ديگري . امروز بخش وسيع از نيروهاي داخل و خارج به يك هدف مشخص رسيده اند. گنجي اين را به زبان ساده چنين ميگويد: ما هم با شما هم مقصد ميشويم . شما كه راه را بلديد، باييد تا با هم به دموكراسي، جدايي دين از دولت و جمهوري برسيم. مخصوصاُ پيامش به اپوزيسيون جمهوري خواه خارج از حاكميت است، كه انها هم وقتشان را تلف نكنند كه نظاره گر اصلاح طلبان حكومت باشند كه كجاها شكست مي خورند و كجاها پيروز ميشوند. نوبت بخش ديگري از نيروهاي سياسي جامعه است كه مسئوليت اين مرحله از جنبش را به عهده بگيرد ولازمه پيشبرد آن تشكيل يك جبهه اي جمهوريخواه است. به نظر ميرسد كه ايشان سياستمدارانه فقط از جبهه ي جمهوري اسم مي برد. اولاً ميخواهد مرزبندي خود را با هرنوع مشروطه چه مذهبي وچه ملي حفظ كند. دوما ً راضي كردن همقطاران قديمي خود براي مشاركت با چنين جبهه اي آسانتر خواهد بود. سوما ً سيستمي را پيشنهاد ميكند كه درجهان تجربه شده ونتيجه بخش بوده است . چهارما ً براي نسل جوان جامعه كه برتري خاصي را براي هيچكس( چه شاه ، چه ولايت فقيه) قبول ندارند، جذابيت بيشتري دارد. اينبار شاهد يك توافق نانوشته بين بخش وسيعي مردم، بخشي از نيروهاي اصلاح طلب در حاكميت و بخشي از نيروهاي اپوزيسيون خارج از حاكميت هستيم كه به دنبال رسيدن به يك جمهوري سكولار و دموكرات هستند. وقت تشكيل چنين جبهه اي بيش از هر زماني فرا رسيده است. رهبران سازمانهاي سياسي اگر بخواهند سهل انگاري كنند و اين فرصت طلايي را از دست بدهند، به تاريخ خواهند پيوست و عدالت تاريخ، انها را نخواهد بخشيد! اميدوارم كه اين بار رهبران سازمانها و احزاب سياسي طرفدار جمهوري سكولار، تفاوتهاي سياسي، عقيدتي و يا مشكلات تاريخي خود را بهانه قرار ندهند. جنبش جمهوري سكولار داراي پايگاه وسيعي در جامعه است، اما هنوز وزن آن به اندازه اي سنگيني اش نيست. زيرا كه احزاب طرفدار آن نتوانسته اند جايگاه واقعي خود را پيدا كنند. تا وقتي كه قطب جديدي كه با هدف هايي كه هماهنگ با نياز جامعه بوده، شكل نگيرد، نمي توان موازنه را به نفع دموكراسي برهم زد. اين فرصت هميشه وجود ندارد! اكتبر 2002 جورآباد
|
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |