| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
عبدی: خروج تمام
عيار از حاكميت!
* كساني كه امروز در ماجراي
مربوط به آقاي عبدي خود را برنده احساس مي كنند، زماني كه تبعات اين رويداد ظاهر
شود، معناي بازي ظريف آقاي عباس عبدي را خواهند فهميد
محمد اسماعيل حيدرعلی (حيدری) سايت «پارس پژواك» (شماره ۱۶ - ۱۴ دی ۱۳۸۱) اظهارات آقاي عباس عبدي در
دادگاه و در مصاحبه اش، اصلاح طلبان را بهت زده كرد و محافظه كاران را به حيرت
انداخت. تعبيرها و تفسيرهاي فراواني از علل و عواقب اين موضع گيري ارائه شد كه عموم
آن ها در اين نتيجه گيري كه «وضع به زيان اصلاح طلبان و به سود محافظه كاران تغيير
يافته»، كمابيش نقطه نظر واحدي داشتند. اما آيا به واقع اين نتيجه گيري صحيح
است؟
در اين تحليل بناي بحث درباره ماهيت پرونده نظر سنجي و اتهامات وارده به متهمين آن را نداريم. نتايج كوتاه مدت اين رويداد هم مورد نظرمان نيست. هدف، واكاوي پيامدهاي واقعي سخنان آقاي عباس عبدي و موضع او است. كسان زيادي اظهارات آقاي عباس عبدي را ناشي از تحمل فشار انفرادي و «ساير شرايط» دانسته اند. اما اين عقيده به دلايلي كه در زير خواهد آمد، نمي تواند مورد قبول باشد. اما براي پي بردن به اين باور (وارد آمدن فشار به آقاي عبدي)، بخشي از نوشته يك نويسنده طرفدار اصلاح طلبان در يك روزنامه طرفدار اصلاحات را به عنوان نمونه بازنويسي مي كنيم: «... از 13 آبان [روز بازداشت آقاي عبدي] تا چهارم دي ماه [بيانات حيرت انگيز وي] ، با يك حساب سرانگشتي، شمار روزها به پنجاه هم نمي رسد. شايد كساني كه در جلسه دادگاه يا از طريق رسانه ها اظهارات عبدي را شنيده يا خوانده اند به نوعي شگفتي هم دچار شده باشند، كه حتماً شده اند. اين را مي شود از فروكش ابراز نظر در هر دو سوي محافظه كاران و اصلاح طلبان دريافت. در ميان اصلاح طلبان ممكن است بعضي ها اظهارات او را در لباس زندان به «شرايط خاص» ربط بدهند. در ميان محافظه كاران هم بي گمان كساني اظهارات عبدي را به منزله سند حقانيت به يكديگر نشان خواهند داد. كساني سخنان او را ناشي از توان كمتر از پنجاه روزه اش خواهند دانست و كساني ديگر به خود اميدواري مي دهند كه مي شود يك اصلاح طلب را در كمتر از پنجاه روز به عكس كرد و ... » (1) اظهارنظر بالا مشت نمونه خروار است. ابراز كنندگان اين نظريه شايد بر اين گمان بوده اند كه آقاي عباس عبدي هم مشابه آقاي سيامك پورزند است كه تاب تحمل كمتر از 50 روز انفرادي يا فشارهاي فرضي ديگر را نداشته باشد. آنان فراموش كرده اند كه آقاي عبدي پيش از دوم خرداد هم به زندان افتاده و شرايط دشوار مشابهي (و شايد هم دشوار تر از اين شرايط)را از سرگذرانده است، بي آن كه از مواضع خود عقب بنشيند يا حتي يك ابراز ندامت آبكي كند. بنابراين، پرسش اساسي بايد اين باشد كه چرا آقاي عبدي اين بار به نوعي ديگر رفتار كرده است؟ پيش از داوري كردن و ارائه پاسخ براي پرسش بايد يك بار ديگر عكس ها و تصاوير آقاي عباس عبدي و دو متهم ديگر را با دقت نگاه كرد. در چهره دو متهم ديگر شايد بتوان خستگي ناشي از به سر بردن در انفرادي و بازجويي هاي طولاني را مشاهده كرد. اما در چهره آقاي عباس عبدي نه اثري از خستگي است و نه وادادگي. براي كساني كه از سال 1357 آقاي عباس عبدي را مي شناسند، قبول اين فرض كه وي حتي زير سنگين ترين فشارها تن به تسليم بدهد، جزو محالات است. اين را بايد باور كرد كه آقاي عبدي بر اثر فشار، چنان سخناني را بر زبان نياورده است. بلافاصله بعد از اين نتيجه گيري، اين فرض به ذهن خطور مي كند كه شايد سازشي در كار است كه آقاي عباس عبدي را راضي به ابراز اين سخنان كرده است. اين فرض هم بسيار نامحتمل است، زيرا آقاي عبدي يك آرمانگراي راديكال است؛ همانقدر راديكال كه يك حزب الهي متعصب در اعتقادات خود پابرجا است. آقاي عباس عبدي يك اصولگراي جزم انديش با باورهايي مبتني بر اصلاحات انقلابي است. اين اظهارنظر بر مبناي حدس و گمان نيست. هر كس كه با ديد واقع بينانه اي به قضايا بنگرد و مثل نگارنده اين سطور، چند جلسه اي هم با وي درباب مسائل مختلف گفتگو كرده باشد، بر اين واقعيت مهر تاييد مي زند كه آقاي عباس عبدي همان روحيه روزهاي تسخير سفارت آمريكا را دارد و همچنان معتقد به اقدامات راديكال و انقلابي است. همين روحيه بين او و ساير همرزمان سابق و ياران امروزش يك وجه افتراق كاملاَ مشهود را پيش هر چشم جستجوگري قرار مي دهد. اگر شما هنوز هم اين نظريه را قبول نداريد، مي توانيد اظهارنظرها و موضع گيري هاي آقاي عباس عبدي در سه سال اخير را با موضع گيري هاي ساير اصلاح طلبان، و به ويژه مشاركتي ها، مقايسه كنيد. حال به اصل مطلب مي رسيم: اگر آقاي عباس عبدي وانداده و سازش هم نكرده، چرا سخناني گفته است كه هم به زيان خود او است و هم هزينه سنگيني را به اصلاح طلبان تحميل مي كند؟ پاسخ اين است: آقاي عباس عبدي نظريه خروج از حاكميت خود را به تنهايي عملي كرد. اگر درگذشته مراد او از خروج از حاكميت، خروج دسته جمعي طيف موسوم به اصلاح طلب از حاكميت بود، اين بار وي به دلايلي كه نامعلوم است، عزم جزم كرد با يك خودكشي سياسي، هم اصلاح طلبان و هم حافظه كاران را با وضعيت بغرنجي مواجه سازد. شايد بتوان گفت كه اظهارات آقاي عباس عبدي در دادگاه و در مصاحبه اش، ظريفترين و در عين حال هوشمندانهترين بازي سياسي او محسوب مي شود. (و البته نبايد اين فرض را هم منتفي دانست كه معلمان و مرادهاي سياسي آقاي عبدي در اين تصميم گيري و بازي پس از آن، دست داشته اند و خواهند داشت.) دادگاه اكنون كسي را به جرم جاسوسي محاكمه مي كند كه روزي معتمد و محبوب رهبران رده بالاي انقلاب و اكثريت انقلابيون بود. در واقع يكي از معتمدترين چهره هاي انقلاب به جرم جاسوسي براي كشوري كه روزي سفارتش را اشغال كرده بود، محاكمه مي شود. (محاكمه فاعل يك فعل كه همواره كوشيده شده است موجه جلوه داده شود). همين فرد به اتهام توطئه براي تضعيف و حتي براندازي نظامي محاكمه مي شود كه خود از مستحكم كنندگان بنياد هايش بوده است. اكنون مي توان فهميد چه اتفاقي افتاده است؟ اگر آقاي عبدي مثل گذشته استوار مي ايستاد و اتهامات را رد مي كرد، به سود نظام جمهوري اسلامي بود. اما اكنون ...؟! كساني كه امروز در ماجراي مربوط به آقاي عبدي خود را برنده احساس مي كنند، زماني كه تبعات اين رويداد ظاهر شود، معناي بازي ظريف اقاي عباس عبدي را خواهند فهميد. خواهند فهميد كه عباس عبدي چون از بي عملي و برخي مواضع همفكران و همراهان خود هم مايوس شده بود، تصميم گرفت منفرداً، اما به نحو تمام عيار از حاكميت خارج شود و ضربه سنگيني به كساني كه به عقيده او انقلاب را از مسيرش منحرف كرده اند، تحميل كند. پيامدهاي اين بازي را به زودي شاهد خواهيم بود. ----------------------------------- زيرنويس: 1- شهرام رفيع زاده ـ روزنامه اعتماد ـ 8 دي ماه 1381 |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |