[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




 
 
چند مطلب درباره سخنرانی دكتر آغاجری در همدان
* تفسير آقاجري از اسلام ، تفسيري انسان‌گرا، علم و تكنولوژي‌گرا، مخالف دنياگريزي،  طرفدار حق تفكر، تعقل، آزادي و تعيين سرنوشت براي انسانهاست
 
علی هاشمی
شنبه ٢ آذر ١٣٨١

1
تفكر التقاتي آقاي دكتر آغاجري
يكي از ايراداتي كه به تفكرات ارائه شده در سخنراني آقاي دكتر آغاجري در خانة معلم همدان گرفته مي شود، اين است كه آن تفكرات التقاتي هستند. اميدوارم كساني كه اين ايراد را در شكلي بسيار مجمل و بدون ارائة دليل به آن تفكرات وارد مي كنند، حداقل يك بار  بادقت و بي طرفانه سخنراني ايشان را خوانده باشند و اگر چنين نكرده اند، چنين كنند. چون اين حداقل مقدمات لازم براي نقد يك تفكر است. حدلازم براي نقد يك تفكر، بسيار بيشتر از اينها است و حداكثر مقدمات هم كه مرزي ندارد.
نگارنده سخنراني آقاي دكتر در همدان را خوانده است و آن را سخنراني كسي يافته است كه درپي زدودن غبارهاي قرون متمادي از چهرة اسلام است و مي خواهد تفسيري از اسلام ارائه دهد كه در دنياي نو جاذبه داشته باشد و بتواند مشكل توسعه نيافتگي كشوري مثل ايران را حل كند. چنين اسلامي به عقيدة سخنران، انسان گرا، علم و تكنولوژي گرا، مخالف دنياگريزي،  طرفدار حق تفكر، تعقل، آزادي و تعيين سرنوشت براي انسانها است.
آن سخنراني در آشنايي‌هاي شخص دكتر با جامعة ايران و برخي ديگر از كشورهاي مسلمان و غير مسلمان در قبل و بعد از انقلاب و آشنايي‌هاي دكتر شريعتي با آن جوامع در زمان حياتش و مطالعات اين دو در زمينه هاي مختلف علمي بويژه تاريخ و جامعه شناسي ريشه داشته است و اين امري طبيعي است. سخنان همة انديشمندان چنين است. بنابراين وصف التقاطي بودن كه در مورد تفكرات دكتر آغاجري در سخنراني همدان به شكل يك عيب مطرح مي شود، در آن تفكرات به اين شكل به چشم نمي خورد. آنان كه چنين عيبي در تفكرات مذكور مي بينند، شايد خيال مي كنند كه همة انديشمنداني كه قبل از دكتر آغاجري در مورد مسايل مختلف جامعة ما و جامعة خودشان انديشه اند، انديشه هايشان دورريختني هستند و بنابراين، ايشان نبايد از آن انديشه ها سخني به ميان مي آورد و حتي از برخي از آنها در ساختن و سازمان دادن تفكرات خود در مورد اجتماع بهره مي جست. اين كار در هيچ علمي شدني نيست. همة علما بناي فكري خود را با استفاده از ميراثي كه از پيشينيان دارند، مي سازند و گاهي هم حتي آن ميراث را به طور كامل به وام مي گيرند. البته گاهي هم آن را با آوردن نظريات جديد و نه با حكم قضايي، رد مي كنند. بنابراين اقتباس از تفكرات ديگران با ذكر نام و نشان آنان و به كارگيري آن در ساختمان فكري خويش نه تنها مذموم نيست كه ممدوح نيز مي باشد.
 از حواشي سخنان دكتر آغاجري در همدان كه بگذريم، در متن آن همان چيزي تعقيب مي شود كه در بالا گفته شد. يعني سخنران در آن به دنبال يك اسلام پاسخگو به پديده ها و مسايل جديد و نه رويگردان از آنها با اين استدلال كه غيراسلامي هستند، مي باشد. افزون براين مي خواهد بگويد كه اسلام با تعقل، انديشه و آزادي ناسازگار نيست. در اسلام برخوردهاي فاشيستي با مخالفان و چيزهايي ديگر از اين قبيل وجود ندارد و در يك كلام اسلام دين همة زمانها و همة جوامع است. آن تفسير از اسلام كه بخواهد با استفاده از جهل و ترس در جامعه رواج يابد و براي انسانها به عنوان بني آدم كرامت قايل نباشد، اسلام واقعي نيست. بنابراين بنياد فكري دكتر آغاجري اسلامي است. او فقط منتقد بعضي از برداشتها از اسلام است كه در خدمت دنياي عده اي خاص و نه دنياي همة مسلمانان و در خدمت قدرت است. من نمي دانم كجاي اين تفكر التقاطي است. اميدوارم كساني كه چنين ذمي را به طور مجمل در مورد اين تفكر  مطرح مي كنند، در مورد دلايل خود به شكلي مفصل سخن گويند.
       
2
دربارۀ هتاكي در سخنراني آقاي دكتر آغاجري
يك مطلب را كه حتي وكيل آقاي دكتر آغاجري نيز در مورد لحن ايشان دربرخي از جاهاي سخنراني همدان و برخي كلمات و عباراتشان در آن سخنراني گفته، اين است كه در مواردي اندك، لحن و استفاده از برخي از كلمات و عبارات درست نبوده است. آقاي نيكبخت، هيچ دفاعي از آن لحن و استفاده از برخي از كلمات و عبارات، جز اين كه موكلم به خاطر آن لحن و آن كلمات و عبارات عذر خواسته است، نكرده است. اين دفاعي پذيرفته و مورد قبول همگان، باستثناي بخشي كوچك ايرانيان از  جمله  افرادي در قوة قضائيه، گروههاي موسوم به گروههاي فشار و جمعيت كم طرفدار مؤتلفه مي باشد. اما لازم است كه به همين اكتفا نشود و به يك نكتۀ ديگر كه خود آقاي دكتر نيز در بعضي جاها در مورد آن لحن و كلمات گفته اند، توجه شود.
اگر مي خواهيد بدانيد كه دكتر موقع اداي برخي از كلمات وعبارات، در چه حالت رواني و احساسيي قرار داشته و خود را در مقابل چه كساني مي ديده اند، كافي است كه فقط سطرهاي پاياني سخنراني همدان را كه در جاهاي مختلف منتشر شده است، بخوانيد. در آن سطرها، مدعيان حمايت از قرآن با الفاظي كه ركاكت آن مانع از ذكر آنها در اينجا مي شود، از ادامۀ سخنراني جلوگيري به عمل مي آورند. اين الفاظ كه توهين صريح است و نمي دانم كه دادگستري همدان در چه مرحله از رسيدگي به آنها است، نشان مي دهد كه دكتر آغاجري از نظر رواني در آن جمع خود را در مقابل چه كساني مي ديده است. بنابراين اگر لفظي كه مورد قبول ما نيست، در آن جمع بر زبان ايشان رفته است، لفظي متناسب با شخصيت مخالفان و يا حداقل برخي از آنان در آنجا بوده است. درواقع درست است كه آن الفاظ اندك كه در متن آن سخنراني مهم جايي ناچيز دارند، صحيح نبوده، ولي، به بنا به روايت موجود از آن سخنراني، متناسب با الفاظ مورد استفاده توسط برخي از مخالفان ايشان در آن جمع بوده است.
 از اين گذشته، سخنراني آقاي دكتر، يك خطابۀ علمي بوده است. بديهي است كه در خطابه سهوهاي آدمي بيشتر است تا شكلهاي ديگر بيان.
باوجود اين، نه اينجانب و نه قبل از من آقاي دكتر و وكيل ايشان، آنچه را كه دربالا ذكر آن رفت، نپسنديده ايم. 
باوجود اين، همين ها دستاويزي براي برخي گرديده كه آقاي دكتر را هتاك خطاب كنند. من در اين زمينه جز آنچه در بالا گفتم، سخني ندارم. فقط از آنان كه ناآگاهانه چنين لفظي را درمورد ايشان به كار مي برند، خواهش مي كنم، قبل از تكرار آن لفظ، متن سخنراني همدان و دفاعيات آقاي دكتر را كه حداقل در سايت هاي مختلف اينترنتي موجود است، بخوانند و نيز صحبتهايي را كه مخالفان دكتر پس از آن سخنراني كردند و ايشان را درآن صحبتها به باد ناسزا گرفتند، مورد توجه قرار دهند تا ببينند كه هتاك كي و چه گروهي است؟
يك سؤال هم در اينجا دارم و آن اين است كه آيا دادگستري همدان و دادگستري تهران در همۀ خطابه ها و حتي نوشته ها اينقدر دقيق مي شود؟ به نظر مي رسد كه خير. چون اگر چنين بود، اينك بسياري از مخالفان اصلاحات و اصلاح طلبان و در آن ميان مخالفان آقاي دكتر، يا بايد جريمه شده و يا در زندان مي بودند. چون ميمون و منحوس خواندن، يك آدم محترم بي كيفر نيست. نمي دانم تاچه اندازه از اين توهين ها شكايت شده است و اگر شكايت شود تا چه حد سود خواهد داشت؟ آيا مدعي العموم، به توهين هاي صريح به اشخاص حقيقي و حقوقي مثل آقاي دكتر و ادعاهاي دروغ به نام مردم ايران كاري ندارد؟
 
3
اباحي گري در سخنان دكتر
برخي شواهد حكايت گر آن است كه جناح مخالف سخنراني انتقادي دكتر در همدان از آن سخنراني برداشت اباحي گري كرده است. يكي از اين شواهد دربيانية بسيج دانشجويي همدان كه در روز 21/8/1381 صادر شد، ديده مي شود. در آن بيانيه، قوة قضائيه به انتخابي عمل كردن در مورد فرمايشهاي رهبري متهم شده و در اشاره به محاكمه و صدور حكم براي آقاي دكتر آمده است كه «مگر اطاعت از رهبري انتخابي است كه در يك مورد (اباحي‌گري) آنگونه به سرعت عمل شد». فكر مي كنم كه در يك بيانية ديگر مخالفان هم كه تعدادشان در مقايسه با بيانيه هاي موافقان دكتر ناچيز و از اهميت كمتري برخوردار بود، در اشاره به سخنراني آقاي دكتر در مقابل كلمة پروتستانتيزم در داخل پرانتز كلمة اباحيگري را گذاشته بودند.
چنان كه مي دانيم اباحيگري در فرهنگها الحاد و مباح شمردن همه چيز شمرده مي شود[1] و پروتستانتيزم اسلامي به معني زدودن غبار برداشتهاي ناآگاهانه، زر، زور و تزويرمدارانه از چهرة اسلام است و اين دو معني با هم زمين تا آسمان فرق دارند. حتي پروتستانتيزم مسيحي به معناي نهضتي بر ضد برداشت پاپها و كليسا از مسيحيت در قرون پانزده و شانزدة ميلادي در اروپا، با اباحيگري هيچ ارتباط معنايي ندارد. به نظر مي رسد كه ناآگاهي صادر كنندگان بيانية بسيج دانشجويي زنجان و همة كساني كه اباحيگري را درمورد سخنراني همدان مطرح مي كنند، از اين مفاهيم باعث يكي شمردن آنها شده است. جل الخالق كه در محيط ناآگاهي و تبليغات سوء آگاهانه و يا ناآگاهانه چه چيزهاي بي ربطي يكي شمرده  و يا بهم ربط داده مي شوند.
اين برداشتها از صحبتهاي دكتر درهمدان مرا به ياد مزدك، عدالت طلب عصر انوشيروان عادل[2] و تفكرات برابري طلبانة او انداخت. آخر او و خيلي از عدالت طلبان بعد از او هم متهم به اباحيگري شده بودند. جالب است اين اتهامات را هم كساني به آنان وارد مي كردند كه يا خود قدرت را در دست داشتند و يا وابسته به قدرت بودند.
اين برداشتها همچنين باعث شد كه باوجود اين كه به حال دكتر به خصوص پس از وضعي كه پس از صدور حكمش پيدا كرده، غبطه مي خورم،  دلم برايش بسوزد. چون به نظرم مي رسد كه بسياري از مخالفان بويژه مخالفان ناآگاهش و حتي بسياري از موافقانش مفهوم و اهميت سخنانش را آن طور كه خود مي خواسته است، درك نكرده اند. اما گويا صاحبان قدرت خيلي خوب ضرر اين سخنان را براي ادامة حيات سياسي و اجتماعي مبتني بر جهل، خرافه و ترس و تهديد خود درك كرده اند.
 
4
درخاتمه بايد تأكيد كنم كه آنچه دربالا گفتم، به معني موافقت با همه و يا حتي جزئي از تفكرات دكتر نيست. همچنان كه اين سخن هم به معني مخالفت با آن تفكرات نمي باشد. در اين نوشتار، اصلا قصد ورود به بحث ارزيابي علمي تفكرات دكتر نبوده است.  من در مطالب بالا بيشتر هدفم اين بوده كه از حق مسلم او براي بيان عقايدش و  ساختار و متدولوژي سخنرانيش، برخي برداشتهاي ناصواب از آن سخنراني، حال خواه از سر جهل و خواه از سر توطئه برضد او، و انطباق و يا عدم انطباق آن تفكرات با تفكر اسلامي به شكلي مجمل حرف بزنم و  مانند بسياري از مردم و سازمانها در سراسر جهان و در آن بين در ايران، اعتراض خود را به حكم صادره از سوي دادگاه همدان براي وي اعلام دارم

-----------------
[1]نگاه كند به لغتنامة دهخدا، ذيل مدخل اباحي.
[2] جالب است كه عدالت طلب مشهور تاريخ ايران پيش از اسلام در زمان شاهي قيام كرده كه در متون تبليغاتي تاريخ به عادل شهرت دارد. اين هم مرا به ياد دعوت آقاي آية الله خامنه اي از مسؤولان كشور براي از بين بردن بي عدالتي، فقر، فساد و تبعيض و تبليغاتي كه افراد و دستگاههاي تبليغاتي آقا براي عدالت طلب نشان دادن ايشان به راه انداخته اند، مي اندازد سؤالي كه بايد از حضرت آقا پرسيد، اين است كه اين بي عدالتي، فقر، فساد و تبعيض در زمان كدام شاه به وجود آمده اند؟ آيا وجود خود شما و حكومتي كه حدود 24 سال است، به آن چسبيده ايد، در پيدايش اينها نقش نداشته است؟
 
 
 
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de