[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
 
تأملى درباره
اسلام ذاتى و اسلام تاريخى دكتر هاشم آغاجرى
 
 
حسن هاشميان 
سه شنبه ٢١ آبان ١٣٨١

اگرچه مهمترين خطاي آغاجري از نظر مخالفين وي آنطور كه آنها وي رامتهم مي سازند ، سب النبي است، ولي در واقع آنچه كه بيشتر خشم جماعت ضد وي را برانگيخته ، بيان حقيقتي است كه در پوشش آن ظلم مضاعف بر مسلمانان در طول تاريخ رفته است. حقيقتي كه پيامبر بزرگ اسلام در يك مبارزه طولاني و همراه با مشقت آنرا بيان كرد. زدودن اسلام ناب از قالب هاي فكري، انديشه هاي ابزاري، سازمان و سلسله مراتب عقيدتي كه در خدمت «سوداگران ديني» قرار گرفته است. چنين پديده اي از نظر آغاجري به اسلام تاريخي تعبير شده است. اسلامي كه نه آنطور كه پيامبر و صحابه او مي خواستند، بلكه زائيده ترشحات فكري و مصلحت گرائي «آخوند هاي سياسي» در طول تاريخ بوده است. خود پيامبر نيز در قرن هفتم ميلادي معتقد شد كه نظام توحيدي حضرت ابراهيم (ع) در جزم انديشي ، تعصب و خرافه گري «آخوندهاي سياسي» بعد از خود گرفتار آمده، و از يك انديشه رهائي بخش و متعالي به سوي بت پرستي روي آورده است. او همچنين بر قدرت «آخوند هاي سياسي» واقف بود كه چگونه مي توانند مسير يك دين الهي را از راه اصلي خود باز دارند و به انحراف بكشند. به همين خاطر بيشترين تلاش خود را براي بازگشت به نظام توحيدي ابراهيم(ع) و دور شدن از آنچه كه بنام نظام هاي اعتقادي بر سر مردم آمده ، به كار گرفت.
آيه هاي 161و163 سوره انعام هميشه به مثابه يك قطب نما راه پيامبر را براي رسيدن به هدف او كه يك نظام اعتقادي بي آلايش است ، شفاف مي ساخت:« قل اني هداني ربي الي صراط المستقيم ديناً قيماً ملة ابراهيم حنيفاً و ما كان من المشركين، قل ان صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله رب العالمين لا شريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين» همچنين در آيه 123 سوره نحل اين قطب نما بدرستي و با وضوح بيشتري آمده است:« ..ثم اوحينا اليه ان يتبع ملة ابراهيم حنيفاً و ما كان من المشركين.»
بدون شك پيامبر وظيفه اي جزء اين براي خود نديده بود كه با «آخوند هاي سياسي »كه در قرآن از آنها بنام «مشركين» ياد شده است و نظام اعتقادي ، بينش ديني و خدا را بر اساس منافع خود تعريف كرده اند تا از اين طريق سلطه خود را بر جامعه گسترش دهند، مبارزه كند. اين مبارزه از ديد پيامبر با ابراهيم(ع) شروع شده بود و لازم است كه توسط وي وپيروان خود با جديت دنبال گردد.
از نگاه حركت محمدي نظام «بت پرستي» اندامواره اي از اعتقادات بوجود آورده بود كه سنگ بناي منافع اقتصادي-تجاري و ساختمان سياسي امثال ابولهب ها و فرزندان بني اميه را تشكيل مي داد. اين نظام اعتقادي اگرچه موجب رونق اقتصادي شهر مكه گشت و آنرا به شكل يك مركز تجاري مهم ميان شرق و غرب درآورد، اما نظام طبقاتي خشني را بر جامعه حاكم ساخت كه در آن طبقات فرو دست در رنج و محنت تاريخي بسر مي بردند. برعكس، طبقات بالا از اين وضع راضي بودند و تلاش مي كردند  وضع موجود را حفظ كنند.بنابراين سعي مي كردند هر نوع حركت و انديشه اي كه در پي بهم ريختن چنين نظامي باشد را نابود كنند. ازسويي ديگر تلاش مي كردند نظام اعتقادي را متمايل و دنبالرو منافع اقتصادي ، سياسي، اجتماعي و فرهنگي خودشان كنند كه در مجموع به انباشتگي غير واقعي ديني منتهي مي شد . تغيرات ديني و مذهبي شكل مي گرفت كه با روح اوليه دين منافات داشته اما«آخوندهاي سياسي» توجيه گر و به فعليت درآورندگان آن در جامعه بوده اند. اين مسئله عيناً در تاريخ اروپاي قرون وسطي تكرار شده است. جائي كه «آخوند هاي سياسي» در مسيحيت ،فقر و فلاكت مردم را براي جلوگيري از اعتراض و قيام توده ها، مشيت الهي مي دانستند ، يا براي مصادر اموال بورژوا ها و جلو گيري از اوج جنبش ليبراليسم ، بنام دين، خدا و عيسي مسيح آنهارا تكفير مي كردند.
طبيعتاً همه اين ها از نظر دكترآغاجري زائيده قرائت هاي مختلف از دين و مذهب است كه در ذات و شكل اديان وجود نداشته و «آخوندهاي سياسي» براساس منافع خود ساخته اند.علاوه برآن اين تحليل را مي توان افزود كه انقلاب بزرگ ايران و همچنين جنبش دوم خرداد در جهت جدا ساختن اسلام ذاتي از اسلام تاريخي صورت گرفته است. علي الخصوص كه تجربه دو دهه اخير انقلاب نشان مي دهد كه اسلام تاريخي با خواسته هاي گروه هاي وسيعي از جوانان، زنان، روشنفكران، احزاب سياسي، ساختار هاي اقتصاد جهاني ، روح آزادي و حتي بخش وسيعي از روحانيت در تعارض است.همچنين اسلام تاريخي از نظر بسياري از انديشمندان، راه حلي براي خروج از بحران هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي ندارد و به تعبيري راديكالتر، خود بحران زا است. و مضاف بر همه اين ها اينكه اسلام تاريخي تغيرات جهاني، شكل گيري نظام ارتباطي وسيع فرهنگي و كهنه گي ايدئولوژي ها را برنمي تابد يا تلاش مي كند همانند گذشته با گفتماني محدود و تنگ و باريك ديگران را مجبور كند همانند خود فكر كنند. مسئله اي كه اكنون موجب شده است حتي كودكان دبستاني خواسته هاي خود را در غير از آن يا كنار زدن آن جستجو كنند.
 
 
 
 

 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de