[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
مقاله‌ای كه جنجال آفريد
 
 
حسن هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
منبع : نشريه صوت‌الشعب چاپ اهواز

توضيح:  انتشار يك مقاله از محمد صادق الحسيني مشاور مركز گفتگوي تمدن‌ها در روزنامه الشرق الإوسط چاپ لندن واكنش هاي زيادي را در ميان مطبوعات داخلي و سايت هاي اينترنتي به همراه داشت. بيشتر اعتراضات بر سر اين مسائل بود كه 1) در مقاله محمد صادق حسيني به كوروش شاه توهين شده است. 2) نگرش نگارنده مقاله به موضوع حمله اسكندر و تاريخ ايران تحقير كننده است. 3) از نظريه حاكميت شيخ خزعل بر خوزستان و كل عراق حمايت شده است، و 4) حوادث اخير خوزستان بي ارتباط با اين نظريه نيست.
نشريه رأي ملت ضمن اينكه خواننده گرامي خود را به  خواندن «نقد كوتاه مقاله» و «اصل عربي آن» دعوت مي نمايد ، موارد زير را به استحضار مي رساند:

الف) كوروش فاتح هخامنشي به همان اندازه كه «فردوسي» در زمينه فرهنگ و ادب سمبل قوم فارس در ايران محسوب مي شود، در زمينه سياسي و رجال تاريخي ، ابرمرد پارسيان تلقي مي گردد. ويل دورانت دركتاب  تاريخ مشرق زمين كه يكي از معتبر ترين كتب در زمينه تاريخ است،از او به عنوان «... كسي است كه براي فرمانروائي آفريده شده است» ياد مي كند. در اداره امور شايسته بود و با شكست خوردگان به بزرگواري رفتار مي كرد، به دشمنان سابق خود مهرباني مي كرد، به آزادي دين و عقيده پايبند بود و دين مغلوبان را محترم مي شمرد. با اين همه ويل دورانت «قساوت و بي رحمي » وي را ذكر كرده و آنرا لكه ننگي بر شخصيت وي قلمداد نموده است.

ب) كوروش زماني ظهور كرد كه ديگر امپراطوريها در حال افول بودند و بر طبق نظريه ابن خلدون(1) نسل سوم بر ماد ، آشور و بابل حكومت مي كرد. نسلي كه به تجمل و فساد روي آورده است و دلاوريها و رشادت هاي فاتحان خود را فراموش كرده است. نسلي كه عصبيت قومي و ديني خود را از دست داده و در شهوت راني و سياست بازي غوطه ور شده است. طبيعي است كه مردم ستمديده تحت حكومت چنين فرمانرواياني به كوروش به عنوان ناجي خود بنگرند و او را آزاديبخش لقب دهند، يا مثلاً فرماندهان ارتش آستياك ( آستياژ ) حاكم ماد به امير خود پشت پا زده و به سوي كوروش روي بياورند. رفتار بخشنده كوروش و ظلم حاكمان هم عصر خود، وي را به محبوبترين شخص در ميان ديگر ملت ها در لحظه اي از تاريخ ساخت، بطوري كه ادبيات يونان باستان نتوانست اين محبوبيت را ناديده بگيرد و در شاهكارهاي ادبي خود آنرا گنجانده است. اما آيا كوروش توانسته است همانطور كه بعضي ها الآن تبليغ مي كنند آن بخش از خصوصيات نيك شخصيت خود را در سازمان سياسي خود پياده كند؟

تاريخ عكس آنرا به ما مي گويد. با از بين رفتن كوروش ، وارثان وي به همان راهي رفتند كه حكام مغلوب كوروش در ماد، آشور و بابل قبلاً آنرا پيموده بودند. از ميان همه كساني كه بعد از كوروش به حكومت رسيدند ، فقط دو نفر به مرگ طبيعي مردند. كبوجيه فرزند كوروش رسم برادر كشي ، زن كشي ، خواهر كشي و ديوانگي را در حكومت هخامنشيان رواج داد. داريوش اول سركوب اقوام تحت سلطه خود را به اوج خود رساند و سرانجام بعد از يك دوره فراز و نشيبي از خونريزي و خيانت ، ميراث هخامنشيان كه با دلاور مردي و نيك نامي آغاز شده بود به فرد  مخنثي بنام داريوش سوم مي رسد كه در روياروئي با سپاهيان كم تعداد اسكندر، بزرگترين امپراطوري ايران زمين را مفتضحانه تقديم دشمن مي كند.

دور از هرگونه نگرش عاطفي و در پاسخ به كساني كه مدعي هستند نظام سياسي كوروش (غير از آن بخش از صفات نيك شخصيت وي) دموكرات و منادي حقوق بشر است، بايد گفت در طول تاريخ ايران هرگز نظام حكومتي دموكرات به معناي علمي آن شكل نگرفته است. دموكراسي و پايداري و تداوم هميشه همراه هم هستند و به قول آلكسي دو توكويل جامعه شناس فرانسوي نظام هاي دموكراسي هرگز پير نمي شوند و بنابراين از بين نمي روند. اگر نظام سياسي هخامنشيان دموكرات بود شامل قانون مندي ابن خلدون نمي شد و به سرنوشت حكومت هاي آن عهد و روزگار دچار نمي شد. ضمن اينكه در اداره امور شهري و تنظيم روابط شهروندان با يكديگر حتي به حد و قواره بابلي ها كه از  قانوني با عمر يك هزار و پانصد ساله برخوردار بودند، نمي رسيدند و بدون قانون مدون شده و معين حكومت مي كردند. اگرچه قانون حمورابي برطبق مباني و اصول دموكراسي امروز يك قانون ايده آل نبود ولي بهر حال « قانون » بود و هخامنشيان در مرحله قبل از آن بسر مي بردند.

ج) موضوع اصلي مقاله محمد صادق حسيني ايراني تبار ، مردم عادي عراق در گذر تاريخ بوده است كه اصولاً كار و باري با سياست نداشته و به يك زندگي معمولي قانع هستند. هدف اين مقاله تشريح اين مسئله است كه چگونه حكام و سياستمدارن مختلفي كه بر مسند قدرت در عراق دست يازيده اند ، مردم عادي را فراموش كرده و بدون جلب رضايت آنها ، درباره آنان تصميم گيري مي كنند. آنچه كه اكنون در ميان سياستمداران امريكائي نسبت به موضوع عراق روي مي دهد، در نظر نگارنده مقاله، خارج از اين قاعده نيست.
اما منتقدان مقاله فوق الذكر ، موضوع اصلي آنرا نه مردم عادي عراق، بلكه به «كوروش كبير»، «اسكندر مقدوني» و «شيخ خزعل» تبديل كرده اند. البته مقاله محمد صادق حسيني نقص علمي در بر دارد كه نام كوروش را به ستمگر ملقب كرده است ، مسئله اي كه بر اساس شواهد تاريخي از اعتبار بالائي برخوردار نيست.

د) ربط دادن حوادث اخير اهواز به مقاله فوق الذكر جاي بحث فراواني دارد. همه ما مي دانيم كه مشكل تاريخي ايران فقدان يك نظام دموكراتيك است كه بتواند حداقل حقوق انسان ها را تأمين كند. آنهائي كه براي شكل گيري چنين نظامي تلاش مي كنند، نبايد به خود اجازه دهند حوادثي كه معلول فقر ، محروميت ، تبعيض و ناديده گرفتن ابتدائي ترين حقوق انساني باشند، به شكل وارونه نشان داده و نتيجه گيري سياسي از آن بكنند. اگر بپذيريم كه حوادث اخير اهواز در اثر جمع آوري سي دي هاي مبتذل صورت گرفته است، در اين حالت نيز بايد خودمان و جامعه اي كه در آن بسر مي بريم را محكوم كنيم كه چرا نتوانسته وسائل سالمي براي پر كردن اوقات فراغت جوانان فراهم كند. اگر ما سهم ناچيزي از درآمد هاي نفتي خوزستان كه صاحبان اصلي آن همان مردم شيلنگ آباد ، كوت عبدالله ، لالي مسجد سليمان و ديگر ساكنان مناطق فقير نشين خوزستان مي باشند، را صرف ساختن مدرسه ، بيمارستان ، باشگاه ورزشي، آسفالت و جدول كاري خيابان ها و درخت كاري و فضاي سبز در مناطق سكونت آنها مي كرديم، باز هم آنها دنبال سي دي هاي مبتذل مي رفتند. وقتي كه ما جامعه خود را به امان شيطان مي سپاريم و در برابر نارسائي هاي آن هيچ احساس مسئوليتي نكنيم ، نبايد توقع چيزي بيش از آنچه كه در حوادث اهواز رخ داد ، داشته باشيم.
 --------------------------------
زيرنويس:
1) ابن خلدون معتقد است كه حكومت ها متولد مي شوند، دوران جواني و قدرت خود را سپري مي كنند و آنگاه پير شده و توسط يك نيروي جديد منقرض ميشود. اين قانون براي حكومت هاي دموكرات كه دائم نيرو هاي كاركرد دار را جذب خود كرده و نيرو هاي بي فايده را كنار مي گذارند، مصداق ندارد.
 
توضيحی از سوی «ايران امروز»
اصل مقاله آقاي الحسيني همراه با نقدي كوتاه بر آن ، روز سه‌شنبه گذشته در «ايران امروز» انتشار يافت. اين نقد كوتاه كه قدري نيز بدبينانه بود ، با واكنش هايي از سوي خوانندگان روبرو گرديد كه صلاح را در برداشتن آن از «ايران امروز» پس از يك روز ديديم. اما گويا مطلب منتشره در ايران امروز در نشريه محلي «صوت‌الشعب»  (چاپ اهواز)‌ نيز همراه با توضيحي از آقاي حسن هاشميان منعكس شده است. همكار عزيز آقاي هاشميان توضيح خودرا براي ايران امروز نيز فرستاده‌اند كه در بالا ملاحظه شد.
جهت اطلاع خوانندگان ، آدرس مطلب روز سه‌شنبه ايران امروز نيز در اينجا آورده مي شود تا در صورت تمايل به آن مراجعه شود.
 
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de