| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
اعتراف عبدی، برخورد از نوع سوم
* عبدي قصه طوطي اسير قفس
مثنوي را در جواني خوانده بود که مرد تاجر پيام او را بر طوطيان هند برد و راه رها
شدن را ندانسته برايش آورد تا خود را به مردن زند و از قفس رها شود.
* آيا معنای اين لبخند را مدافعان روش های قديمی اعتراف گيری در روزهای آينده در مي يابند؟ مسعود
بهنود
نقل از: سايت فارسی «بیبیسی» سهشنبه ١٠ دی ١٣٨١ يک جمله از نامه اي که عباس عبدي در اولين جلسه از دادگاه خود خواند و تيتر اول روزنامه هاي مخالف اصلاحات قرار گرفت «اشتباه کردم جبران مي کنم» فضاي سياسي کشور را با بهت روبرو کرده است، اصلاح طلبان در شگفتي اند و سکوت حتي دامن محافظه کاران را گرفته که تا روز قبل از دادگاه وي را به جاسوسي و فروش اطلاعات به بيگانگان متهم مي کردند. جمله توبه نماي عبدي که مي توانست منتهاي خواست محافظه کاراني باشد که از مدت ها پيش دستگيري و محاکمه اصلاح طلبان را در سر دارند، اهميت بهت آور خود را از آنجا به دست مي آورد که از زبان کسي بيان شده است که در بيست سال گذشته شاهد و کنجکاو در تمامي حوادثي بوده که در کشور رخ داده و از مدت ها پيش نيز در انتظار دستگيري خود بسر مي برده است. او خود زماني درباره يکي از دانشجويان زنداني که در مصاحبه اي تلويزيوني شرکت کرده بود نوشت آن که به اعتراف به گناه ناکرده تن مي دهد در حقيقت از بازي خارج شده است. عباس عبدي اول بار که نامش بر سر زبان ها نشست وقتي بود که از ديوار سفارت آمريکا در تهران بالا رفت، چهره شاخص و سخنگوي دانشجوياني بود که با اشغال سفارت آمريکا در تهران و به گروگان گرفتن پنجاه آمريکائي، تحولي بزرگ در تاريخ معاصر ايران پديد آوردند و موجد گروهي با نام دانشجويان پيرو خط امام شدند که تا سال ها پس از گروگان گيري هم در صحنه سياسي کشور اثرگذار ماندند. "انقلاب دوم"؟ اشغال سفارت آمريکا که آيت الله خميني يک هفته بعد با تعيين نماينده اي براي سرپرستي و هدايت آن انقلاب دوم خواند، يران را که تا شش ماه پيش از آن از جمله مهم ترين متحدان آمريکا و غرب در منطقه خاورميانه بود ، صف اول دشمنان ابرقدرت آمريکا قرار داد و گره اي بر روابط دو کشور زد که هنوز پس از بيست و سه سال ناگشوده مانده است. اين ماجرا به روايتي عامل مهم آغاز جنگ ايران و عراق شد که هشت سال به طول انجاميد و بزرگترين جنگ همسايگان در قرن بيستم بود. اشغال سفارت آمريکا در تهران از آنجا که ابهت ابرقدرتي را به چالش کشيد به بزرگترين حادثه سياسي دهه هشتاد جهان مشهور شد و به نوشته جيمي کارتر رييس جمهور وقت آمريکا موجب شد که او در انتخابات شکست بخورد. با پيروزي رونالد ريگان که بعدا فاش شد که براي تاخير انداختن در آزادي گروگان ها معامله اي با رهبران ايران کرده بود، جمهوري خواهان براي دوازده سال کاخ سفيد را در اختيار گرفتند. جمله اي که عباس عبدي با به زبان آوردن آن فضاي سياسي کشور را به بهت دچار کرده و به چالش هاي درون حکومت ايران ابعاد جديدي بخشيده و شتاب براي تصميم گيري و شکست بن بست سياست داخلي ايران را گريز ناپذير کرده، اهميت خود را فقط از آن نمي گيرد که توسط کسي بيان شده که مشخصه «انقلاب دوم» بود. عباس عبدي در دهه دوم جمهوري اسلامي هم نقشي اثرگذار داشت، دهه اي که با رهبري آيت الله خامنه اي و رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني آغاز شد که باقي مانده از نسل اول روحانيوني بودند که بهره گيري از فضاي ناشي از گروگان گيري به آنان امکان قدرت يابي بيشتر را داد. در اين دهه عباس عبدي روزنامه "سلام" را سردبيري مي کرد که در غياب «جناح خط امام» يک جناح سياسي را در مقابل محافظه کاران زنده نگاه مي داشت و در سکوني که بر مطبوعات و فعاليت هاي سياسي کشور حاکم شده بود تنها صدائي بود که از مخالفان با برنامه توسعه اقتصادي مشهور به سياست تعديل اقتصادي بلند مي شد. در همين دوره عبدي به دليل انتقادهايش از برنامه هاي اقتصادي دولت به سلول انفرادي گرفتار آمد و بدون آن که دادگاهي برگزار شود و اعترافي از او گرفته شود نه ماه بعد آزاد شد. عباس عبدي که همزمان با سردبيري "سلام"، به اتفاق بهزاد نبوي، سعيد حجاريان و بسياري از چهره هاي معروف به اصلاح طلبي امروز در سازمان مطالعات استراتژيک وابسته به شورايعالي پرقدرت امنيت ملي به تحقيقات و پژوهش هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي مشغول بود با پايان دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني از اولين کساني شد که در جريان نامزدي محمد خاتمي قرار گرفت. با پيروزي محمد خاتمي در انتخابات دوم خرداد 76 گمان مي رفت عبدي در سمت هاي حساس دولتي قرار گيرد، ولي در حرفه خود باقي ماند و به انتشار روزنامه هاي هوادار اصلاحات اکتفا کرد و باز انتقاد از هاشمي رفسنجاني و دوران رياست او را ادامه داد. عبدي به جز نظريه پردازي و نوشتن مقالاتي براي روزنامه هاي هوادار اصلاحات که يکي يکي در پنج سال گذشته توقيف شدند، از جمله بنيادگذاران انجمن صنفي مطبوعات و انجمن دفاع از آزادي مطبوعات بود و با تاسيس جبهه مشارکت به عنوان ستاد اصلي هواخواهان اصلاحات سياسي به عضويت شوراي مرکزي اين جبهه در آمد و به ويژه پس از ترور سعيد حجاريان همکلاس دوران کودکي و همفکر دوران نوجواني و همکار سال هاي بعد خود، محکم ترين مواضع را در روياروئي با محافظه کاران برگزيد و پيشنهاد برگزاري رفراندوم براي تصويب اصول اصلاحات سياسي و خروج اصلاح طلبان از دولت و مجلس اول بار از سوي وي مطرح شد. عبدي در دومين سال روي کار آمدن اصلاح طلبان، با سفري به پاريس که به دعوت سازمان آموزشي و تربيتي سازمان ملل (يونسکو) صورت گرفت در مناظره اي با "باري روزن" آخرين وابسته فرهنگي سفارت آمريکا در تهران شرکت کرد. وقتي "باري روزن" که 444 روز گروگان دانشجويان پيرو خط امام بود دست در دست عباس عبدي گذاشت، "لوموند" نوشت: آشتي گروگان و گروگانگير، بايد اصلاحات سياسي ايران را باور کرد. به نوشته کارشناسان سياسي مناظره عبدي و روزن به اندازه مصاحبه محمد خاتمي با "کريستين امانپور" سرگزارشگر شبکه جهاني سي ان ان و طرح گفتگوي تمدن هاي رييس جمهور اصلاح طلب ايران در مجمع عمومي سازمان ملل در نشان دادن تحولات جامعه ايران و جلب توجه جهاني به جنبش اصلاحات موثر افتاد. و به همين اندازه هم خشم محافظه کاران و جناح هاي سنت گرا را برانگيخت، به طوري که به نوشته يکي از روزنامه هاي شنبه 28 دسامبر در تهران، از مدت ها پيش دستگيري عباس عبدي به عنوان « نقطه آخر» چالش هاي دو جناح سياسي داخلي تلقي شده بود که بعد از پنج سال مبارزه سخت و بحران ساز فرسوده و تندتر از هميشه به آخر خط نزديک مي شوند. عبدي که به گفته يکي از همفکرانش ده سال پيش در نه ماه زندان انفرادي هم چيزي به بازجويان خود نگفت که دشمنانش را به کار آيد، انتظار مي رفت که همچنان که فرزندش روز قبل به خبرنگاران گفته بود اگر به اشتباهي هم اعتراف کند اين باشد که به مخالفانش بگويد اشتباه مي کردم که مي پنداشتم شما اصلاح پذيريد. اما حالا که چنين نشده است به نظر دبير کل جبهه مشارکت عبدي در حالي طبيعي نبوده و به ديده مسعود ده نمکي از فعالان حزب اللهي مشهور به گروه فشار او با عبدي بيرون از دادگاه تفاوت بسيار داشت. اعترافات عباس عبدي، تا همين جا برخوردي از نوع سوم را با نظام قضائي جمهوري اسلامي و سيستم اعتراف گيري و تواب سازي آن به نمايش گذاشته است. در گذشته کساني که بازداشت و دستگير شده بودند يا مانند سران حزب توده و سعيدي سيرجاني، نويسنده، با اعتراف به توبه افتادند يا مانند عباس اميرانتظام و اکبر گنجي، با ايستادگي بر مواضع خود نوع دوم برخورد را انتخاب کردند و به زندان هاي طولاني مدت تن دادند. ويژگي اعتراف عباس عبدي حتي پيش از آن که عباس عبدي در دادگاه آخرين خود نشان دهد که چرا و چگونه تن به گفتن جمله اي داد که برايش روشن بود که محافظه کاران در تبليغات خود از آن چه بهره ها خواهند برد، از هم حالا آشکار شده است که کار او ضربه اي اساسي به روش تواب سازي وارد آورده و به پايان رساندن عمر دستگاهي سرعت خواهد بخشيد که اصلاح طلبان از آن به عنوان دستگاه اطلاعاتي موازي نام مي برند که دور از نظارت ها در داخل قوه قضاييه ايجاد شده است. لبخندي که عباس عبدي در دادگاه به لب داشت، همان لبخندي که روزنامه ارگان محافظه کاران آن را «استهزاي عدالت» خواند، براي مرد روزهاي سخت که مخالف قديميش مسعود ده نمکي گفت « قدرتر از آن است که اگر برخورد بدي با او صورت گرفته باشد در دادگاه نگويد» نقشي تعيين کرده که به سادگي بيان شدني نيست. آيا معناي اين لبخند را مدافعان روش هاي قديمي اعتراف گيري در روزهاي آينده در مي يابند و يا عباس عبدي به گروهي از نوع اول تبديل مي شود که براي رهائي از سختي ها به توصيه بازجويان خود عمل کردند. برخورد از نوع سوم که عباس عبدي در برابر بازجويان و اعتراف گيران خود برگزيد و در گفتگو با خبرنگاران از آن به عنوان «روش مخصوص من» ياد کرد، شباهتي به دو نوع ديگر از برخوردها با موضوعي واحد ندارد و در ساده ترين وجه آن عمل کردن به همان چيزي است که او از يک سال پيش از آن سخن مي گفت «اگر کساني هستند که در نمي يابند که اصلاح طلبان براي نجات نظام آمده اند مي توان از اصرار دست شست کار را به آنان سپرد تا خود کشتي را به هر کجا مي خواهند ببرند» او گرچه در نامه خود نوشت که نظريه خروج از حاکميت فقط براي تهديد بوده و نه عمل به آن، ولي در نهايت راهي در جلو پاي خود ديد که به نظريه اش عمل کند. عبدي قصه طوطي اسير قفس مثنوي را در جواني خوانده بود که مرد تاجر پيام او را بر طوطيان هند برد و راه رها شدن را ندانسته برايش آورد تا خود را به مردن زند و از قفس رها شود. او هم چنان کرد و براي صاحب قفس حسرت بماند. يعني اي مطرب شده با خاص و عام مرده شو چون من که تا يابي خلاص |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |