[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
 
 
جبهه متحد ملی برای آزادی و دموكراسی در ايران
در جهت تحقق ايرانی دموكراتيك گام برداريم
 
 
 
امين بيات
bayat.a@freenet.de
چهارشنبه ٢٧ آذر ١٣٨١
 
انقلاب بهمن 1357 كه موجب سقوط رژيم استبدادي و وابسته به امپرياليسم جهاني پهلوي گرديد، ميتوانست پس از سپري شدن نزديك به يك قرن مبارزات ترقي‏خواهانه و دموكراتيك  مردم ايران، سرآغاز ايراني آزاد، آباد و شكوفان گردد. اما متاسفانه با كسب قدرت سياسي توسط بخشي از روحانيت و استقرار جمهوري اسلامي در ايران، تحقق دموكراسي و حاكميت مردم بر سرنوشت خويش نتوانست تحقق يابد. باين ترتيب تلاش بزرگ و ديرينه نيروهاي هوادار دموكراسي و آزادي‏هاي اجتماعي همچنان ناكام ماند.
قانون اساسي جمهوري اسلامي با پذيرش اصل «ولايت امر و امامت» حاكميت را كه در تمامي جوامع دموكراتيك حق طبيعي مردم است، از ملت ايران سلب كرد و زمينه را براي تحقق ديكتاتوري «ولي فقيه» و استبداد ديني در ميهن ما فراهم آورد.
پس از سلطة جمهوري اسلامي بر ايران، مبارزه دليرانه بسياري از مردم آزاديخواه و هوادار دموكراسي و مردم‏سالاري عليه اين رژيم جبّار آغاز گشت و بسياري از آنها جان و زندگي خود را در جهت بدست آوردن حقوق انساني، استقرار آزادي و كسب حاكميت مردم بر خويش فدا كردند. مردم ايران حتي در 2 خرداد 1371 با رأي خويش به خاتمي، از يك سو نفرت شديد خود را از نظام ديكتاتوري حاكم و از سوي ديگر آمادگي خويش را براي مبارزه‏اي طولاني و گام به گام بخاطر نيل به دموكراسي و جامعه مدني مردم‏سالار نشان دادند. مبارزات وسيع و پيگير زنان، روشنفكران، دانشجويان، كارگران و ديگر لايه‏هاي مردمي در سال‏هاي گذشته تبلور پافشاري و جديت آنان در جهت ايجاد نظامي دموكراتيك و حكومتي لائيك است. مردم ايران با مبارزات خود نشان دادند كه به وعده و وعيدهاي اين يا آن جناح حاكميت و انجام اين يا آن برنامه‏هاي اصلاحاتي كه سبب پيدايش و استقرار روابط دموكراتيك و مردم‏سالاري نميشود، دل نبسته‏اند و بلكه وفادار به آرمان‏هاي جنبش دموكراتيك و آزاديخواهانه صد ساله ايران، به مبارزه عليه استبداد ديني ادامه ميدهند. تجربه نشان داده است كه با وجود جمهوري اسلامي تحقق دموكراسي و آزادي‏هاي اجتماعي در ايران ممكن نيست.
به نظر ما هر گونه بهبود واقعي زندگي مردم در ايران همراه با تحقق حتي آزادي‏هاي اندك، گامي به پيش است. ولي نيروهاي دموكرات مؤثرترين راه بهبود زندگي مردم و حل مشكلات بلاواسطه آنان را در تحقق نظام دموكراتيك مردم سالار ميدا نند كه   بر شالوده جدائي دين از حكومت (كشور  داري) قرار دارد.
امروز ديگر كم و بيش همه نيروهاي هوادار دمكراسي و حكومت متكي بر اراده مردم باين نتيجه رسيده‏اند كه رهائي ايران از چنبره استبداد ديني تنها از طريق ائتلاف و همكاري همه نيروهائي كه خود را نسبت به جامعه مدني مردم‏سالار متعهد ميدانند، ممكن است. مبارزه سياسي براي دستيابي به چنين هدفي، يعني گذار از حمهوري اسلامي و ايجاد جامعه‏اي دموكراتيك و نظامي لائيك، محتواي اساسي مرحله كنوني مبارزه مشترك اين نيروها است. هيچ نيروي سياسي كه خواهان آزادي سياسي، شكوفائي اقتصادي و ترقي ايران است، نميتواند نسبت به اهداف اين جنبش بي‏اعتنأ باشد.
چنين به نظر مي‏رسد كه انجام چنين وظيفه خطيري به تنهائي از عهده يك يا چند نيروي سيا سي بر نخواهد آمد، بلكه تحقق چنين هدفي منوط است به همكاري طيف وسيعي‏اي از نيروهاي ملي‏گرا، دموكرات و مترقي ميهن ما تا بتوان زمينه را براي دامن زدن بيك جنبش سياسي توده‏اي گسترده در ايران هموار ساخت.
راه‏گشائي در جهت تحقق جامعه‏اي مترقي، آزاد و شكوفا كه تنها با انجام اصلاحات ضروري در ايران ميسر است، بدون استقرار حاكميت مردم، بدون تحقق عدالت اجتماعي و همراه با حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور و رعايت كلية حقوق و آزادي‏هاي فردي و اجتماعي ممكن نيست. دموكراسي يا حاكميت مردم به اين معني است كه فرمانرواي مردم، خود مردم هستند. ارادة مردم بالاترين قدرت‏ها است و هيچ نيروئي بالاتر از آن نيست.
از سوي ديگر بدون پيدايش نهادها و ساختارهائي همچون سنديكاهاي كارگري مستقل و احزاب سياسي گوناگون كه خود را نسبت به حقوق اساسي مردم متعهد ميدانند، نميتوان زمينه لازم را براي گسترش و تعميق نهادهاي دموكراتيك در جامعه فراهم ساخت. تلاش در اين راه وظيفه‏اي است خطير كه تاريخ بر دوش همه كساني كه ايران را دوست دارند و خواهان حكومتي مردم‏سالار هستند، قرار داده است.
پس براي دستيابي به چنين هدفي اتحاد و تشكل تمامي نيروهاي دموكرات و آزاديخواه ايران امري است ضروري. تنها بوسيله يك چنين تشكلي ميتوان مبارزه پراكنده و انسجام نيافته توده‏ها را به يك مبارزه سياسي همه جانبه با مضموني دموكراتيك بدل ساخت. تنها چنين سازماني كه خود از گروه‏ها و گرايش‏هاي مختلف تشكيل شده، قادر است بخاطر سرشت دموكراتيك خويش بهترين برنامة كار را براي پيشبرد مبارزه ضد استبدادي تدوين نمايد و بهترين راه حل‏ها را براي رفع مشكلات مردم اراده دهد و در يك كلام به آلترناتيوي جدي و قابل قبول مردم در برابر رژيم جمهوري اسلامي بدل گردد.
اين تشكل بخاطر تحقق اهداف زير مبارزه ميكند: 
– نفي جمهوري اسلامي كه بر شالوده باورهاي ديني بنا شده است.
– تحقق جمهوري دمكراتيك متكي بر جدائي دين از حكومت.
– تضمين آزادي بيان، آزادي تجمعات، احزاب، گروه‏ها و سازمان‏هاي سياسي به منظور فعاليت آنان براي تدارك و شركت آنها در انتخابات آزاد مجلس مؤسسان.
– برگذاري انتخابات عمومي و آزاد براي تشكيل مجلس مؤسسان.
اين جبهه اهداف و اصول اساسي زير را براي تصويب در قانون اساسي مصوب مجلس مؤسسان مدّ نظر  خويش قرار ميدهد:  
1- كليه قواي مملكت ناشي از اراده ملّت است.
2- شكل حكومت آينده ايران جمهوري فدرال بر شالوده جدائي دين از حكومت خواهد بود.
3- پافشاري بر حفظ تماميت ارضي كشور همراه با پذيرش اصل خودمختاري فرهنگي، اقتصادي و خودگرداني اداري براي همه ساكنين مناطق مختلف ايران.
4- دين امر خصوصي افراد است و بهمين دليل هيچ ديني نميتواند به مدهب رسمي كشور بدل گردد.
5- همه افراد صرف‏نظر از تفاوت‏هاي جنسي، نژادي، زباني، ديني و ... از حقوق فردي و اجتماعي برابر برخوردارند. 
6- مجازات اعدام ، قطع عضووتنبيه بد ني ممنوع است.
7- تضمين كلية حقوق دموكراتيك و آزادي‏هاي فردي و اجتماعي مردم، از آن جمله برخورداري از حق آزادي تشكيل سنديكاها و احزاب. حق تجمع، اعتصاب، تظاهرات و اعتراض. حق تأسيس رسانه‏هاي عمومي، برخورداري از آزادي تحقيق و دانش.
8- تمامي اركان‏هاي حكومتي موظف به رعايت حقوق و آزادي‏هاي مندرج در اعلامية جهاني حقوق بشر ميباشند.         
9- پيروي از سياست خارجي مستقل بر اساس حفظ منافع ملي ايران بر اساس حسن همجواري، صلح و دوستي و عدم دخالت در امور داخلي كشورهاي ديگر. 
 
 
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de