| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
جبهه متحد ملی برای
آزادی و دموكراسی در ايران
در جهت تحقق ايرانی
دموكراتيك گام برداريم
انقلاب بهمن 1357 كه موجب
سقوط رژيم استبدادي و وابسته به امپرياليسم جهاني پهلوي گرديد، ميتوانست پس از سپري
شدن نزديك به يك قرن مبارزات ترقيخواهانه و دموكراتيك مردم ايران، سرآغاز
ايراني آزاد، آباد و شكوفان گردد. اما متاسفانه با كسب قدرت سياسي توسط بخشي از
روحانيت و استقرار جمهوري اسلامي در ايران، تحقق دموكراسي و حاكميت مردم بر سرنوشت
خويش نتوانست تحقق يابد. باين ترتيب تلاش بزرگ و ديرينه نيروهاي هوادار دموكراسي و
آزاديهاي اجتماعي همچنان ناكام ماند.
قانون اساسي جمهوري اسلامي با پذيرش اصل «ولايت امر و امامت» حاكميت را كه در تمامي جوامع دموكراتيك حق طبيعي مردم است، از ملت ايران سلب كرد و زمينه را براي تحقق ديكتاتوري «ولي فقيه» و استبداد ديني در ميهن ما فراهم آورد. پس از سلطة جمهوري اسلامي بر ايران، مبارزه دليرانه بسياري از مردم آزاديخواه و هوادار دموكراسي و مردمسالاري عليه اين رژيم جبّار آغاز گشت و بسياري از آنها جان و زندگي خود را در جهت بدست آوردن حقوق انساني، استقرار آزادي و كسب حاكميت مردم بر خويش فدا كردند. مردم ايران حتي در 2 خرداد 1371 با رأي خويش به خاتمي، از يك سو نفرت شديد خود را از نظام ديكتاتوري حاكم و از سوي ديگر آمادگي خويش را براي مبارزهاي طولاني و گام به گام بخاطر نيل به دموكراسي و جامعه مدني مردمسالار نشان دادند. مبارزات وسيع و پيگير زنان، روشنفكران، دانشجويان، كارگران و ديگر لايههاي مردمي در سالهاي گذشته تبلور پافشاري و جديت آنان در جهت ايجاد نظامي دموكراتيك و حكومتي لائيك است. مردم ايران با مبارزات خود نشان دادند كه به وعده و وعيدهاي اين يا آن جناح حاكميت و انجام اين يا آن برنامههاي اصلاحاتي كه سبب پيدايش و استقرار روابط دموكراتيك و مردمسالاري نميشود، دل نبستهاند و بلكه وفادار به آرمانهاي جنبش دموكراتيك و آزاديخواهانه صد ساله ايران، به مبارزه عليه استبداد ديني ادامه ميدهند. تجربه نشان داده است كه با وجود جمهوري اسلامي تحقق دموكراسي و آزاديهاي اجتماعي در ايران ممكن نيست. به نظر ما هر گونه بهبود واقعي زندگي مردم در ايران همراه با تحقق حتي آزاديهاي اندك، گامي به پيش است. ولي نيروهاي دموكرات مؤثرترين راه بهبود زندگي مردم و حل مشكلات بلاواسطه آنان را در تحقق نظام دموكراتيك مردم سالار ميدا نند كه بر شالوده جدائي دين از حكومت (كشور داري) قرار دارد. امروز ديگر كم و بيش همه نيروهاي هوادار دمكراسي و حكومت متكي بر اراده مردم باين نتيجه رسيدهاند كه رهائي ايران از چنبره استبداد ديني تنها از طريق ائتلاف و همكاري همه نيروهائي كه خود را نسبت به جامعه مدني مردمسالار متعهد ميدانند، ممكن است. مبارزه سياسي براي دستيابي به چنين هدفي، يعني گذار از حمهوري اسلامي و ايجاد جامعهاي دموكراتيك و نظامي لائيك، محتواي اساسي مرحله كنوني مبارزه مشترك اين نيروها است. هيچ نيروي سياسي كه خواهان آزادي سياسي، شكوفائي اقتصادي و ترقي ايران است، نميتواند نسبت به اهداف اين جنبش بياعتنأ باشد. چنين به نظر ميرسد كه انجام چنين وظيفه خطيري به تنهائي از عهده يك يا چند نيروي سيا سي بر نخواهد آمد، بلكه تحقق چنين هدفي منوط است به همكاري طيف وسيعياي از نيروهاي مليگرا، دموكرات و مترقي ميهن ما تا بتوان زمينه را براي دامن زدن بيك جنبش سياسي تودهاي گسترده در ايران هموار ساخت. راهگشائي در جهت تحقق جامعهاي مترقي، آزاد و شكوفا كه تنها با انجام اصلاحات ضروري در ايران ميسر است، بدون استقرار حاكميت مردم، بدون تحقق عدالت اجتماعي و همراه با حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور و رعايت كلية حقوق و آزاديهاي فردي و اجتماعي ممكن نيست. دموكراسي يا حاكميت مردم به اين معني است كه فرمانرواي مردم، خود مردم هستند. ارادة مردم بالاترين قدرتها است و هيچ نيروئي بالاتر از آن نيست. از سوي ديگر بدون پيدايش نهادها و ساختارهائي همچون سنديكاهاي كارگري مستقل و احزاب سياسي گوناگون كه خود را نسبت به حقوق اساسي مردم متعهد ميدانند، نميتوان زمينه لازم را براي گسترش و تعميق نهادهاي دموكراتيك در جامعه فراهم ساخت. تلاش در اين راه وظيفهاي است خطير كه تاريخ بر دوش همه كساني كه ايران را دوست دارند و خواهان حكومتي مردمسالار هستند، قرار داده است. پس براي دستيابي به چنين هدفي اتحاد و تشكل تمامي نيروهاي دموكرات و آزاديخواه ايران امري است ضروري. تنها بوسيله يك چنين تشكلي ميتوان مبارزه پراكنده و انسجام نيافته تودهها را به يك مبارزه سياسي همه جانبه با مضموني دموكراتيك بدل ساخت. تنها چنين سازماني كه خود از گروهها و گرايشهاي مختلف تشكيل شده، قادر است بخاطر سرشت دموكراتيك خويش بهترين برنامة كار را براي پيشبرد مبارزه ضد استبدادي تدوين نمايد و بهترين راه حلها را براي رفع مشكلات مردم اراده دهد و در يك كلام به آلترناتيوي جدي و قابل قبول مردم در برابر رژيم جمهوري اسلامي بدل گردد. اين تشكل بخاطر تحقق اهداف زير مبارزه ميكند: – نفي جمهوري اسلامي كه بر شالوده باورهاي ديني بنا شده است. – تحقق جمهوري دمكراتيك متكي بر جدائي دين از حكومت. – تضمين آزادي بيان، آزادي تجمعات، احزاب، گروهها و سازمانهاي سياسي به منظور فعاليت آنان براي تدارك و شركت آنها در انتخابات آزاد مجلس مؤسسان. – برگذاري انتخابات عمومي و آزاد براي تشكيل مجلس مؤسسان. اين جبهه اهداف و اصول اساسي زير را براي تصويب در قانون اساسي مصوب مجلس مؤسسان مدّ نظر خويش قرار ميدهد: 1- كليه قواي مملكت ناشي از اراده ملّت است. 2- شكل حكومت آينده ايران جمهوري فدرال بر شالوده جدائي دين از حكومت خواهد بود. 3- پافشاري بر حفظ تماميت ارضي كشور همراه با پذيرش اصل خودمختاري فرهنگي، اقتصادي و خودگرداني اداري براي همه ساكنين مناطق مختلف ايران. 4- دين امر خصوصي افراد است و بهمين دليل هيچ ديني نميتواند به مدهب رسمي كشور بدل گردد. 5- همه افراد صرفنظر از تفاوتهاي جنسي، نژادي، زباني، ديني و ... از حقوق فردي و اجتماعي برابر برخوردارند. 6- مجازات اعدام ، قطع عضووتنبيه بد ني ممنوع است. 7- تضمين كلية حقوق دموكراتيك و آزاديهاي فردي و اجتماعي مردم، از آن جمله برخورداري از حق آزادي تشكيل سنديكاها و احزاب. حق تجمع، اعتصاب، تظاهرات و اعتراض. حق تأسيس رسانههاي عمومي، برخورداري از آزادي تحقيق و دانش. 8- تمامي اركانهاي حكومتي موظف به رعايت حقوق و آزاديهاي مندرج در اعلامية جهاني حقوق بشر ميباشند. 9- پيروي از سياست خارجي مستقل بر اساس حفظ منافع ملي ايران بر اساس حسن همجواري، صلح و دوستي و عدم دخالت در امور داخلي كشورهاي ديگر. |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |