[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز


حقوق روشنفكران عرفي ، اعترافات پورزند،
 و يك اصلاح طلب


 دكتر علي اكبر مهدي
سه شنبه ٢٢ مرداد ١٣٨١
 در روز دوشنبه ١٤ مرداد ماه ١٣٨١، نشريه ي انترنتي اصلاح طلب "امروز،" كه توسط آقاي سعيد حجاريان و عليرضا علوي تبار تاسيس شده است ، يادداشت كوتاهي را بقلم آقاي حميدرضا جلائي پور در بخش مقالات خود چاپ كرد. آقاي جلائي پور روشنفكر اصلاح طلب ، سردبير روزنامه توقيف شده "عصر آزادگان ،" و استاد جامعه شناسي در تهران مي باشند.
 
 متاثر از خواندن يادداشت آقاي جلائي پور در دفاع از حقوق روشنفكران عرفي بلافاصله يادداشتي را براي نشريه امروز نوشته و از طريق پست الكترونيك به آن نشريه ارسال داشتم. از آنجا كه امكانات لازم براي انتقال سريع مطلب به زبان فارسي را نداشتم ، آنرا به زبان انگليسي نوشته و پيشنهاد كردم كه نشريه امروز آنرا ترجمه كرده و منعكس دارد. متاسفانه چنين نشد. با توجه به اينكه يادداشت من شامل انتقاداتي بود كه چاپ آن براي نشريه "امروز" مي توانست مشكل زا باشد، انتظار عدم چاپ اين يادداشت را داشتم. در نامه ي مجددي جوياي دريافت يادداشت و در صورت لزوم تمايل به ترجمه آن شدم. متاسفانه اين نامه هم بي جواب ماند. از آنجا كه موضوع حقوق شهروندي روشنفكران عرفي در ايران ، كه نه تنها همواره از طرف جمهوري اسلامي ، مثل حقوق ديگر اقشار جامعه ايران ، تضييق شده است ، بلكه حتي موضوع قابل بحثي براي اصلاح طلبان دولتي نبوده است ، تصميم گرفتم اين يادداشت را در خارج از "امروز" به چاپ برسانم. اهميت اين موضوع نه فقط در اذعان به تضييق حقوق اين قشر در جامعه ي ايران، بلكه در اين نيز هست كه اين اولين باري است كه يكي از اصلاح طلبان شناخته شده به اين امر مي پردازد امري كه اصلاح طلبان مورد فراموشي قرار داده و در صورت پرداختن به آن اغلب برخوردي ابزاري يا قيم مآبانه داشته اند. متاسفانه رويكرد آقاي جلائي پور، با همه استقبالي كه از آن مي توان كرد، همچنان ابزاري و همراه با طعنه و اتهام است. در ذيل ابتدا متن كامل مطلب آقاي جلائي پور و سپس يادداشت نقدگونه ي اينجانب را ملاحظه خواهيد كرد:
 
 "حقوق لائيك ها"، نوشته حميد رضا جلائي پور
 "شهروندي لائيك ها كررا مورد تعرض قرار مي گيرد. آخرين مورد آن در مصاحبه هاي سيامك پورزند، به روشني آشكار بود. در اين مصاحبه گوينده اسامي نويسندگان و هنرمندان لائيك را كه در نيم قرن گذشته به رژيم پهلوي و دشمنان خارجي اين كشور خدمت كرده اند، بارها و بارها ذكر مي كرد و از صدا و سيما بدون هيچ محدوديتي پخش مي شد. اما وقتي كه پورزند نام تعدادي از نويسندگان مذهبي را ذكر مي كرد، صدا و سيما پخش آن را سانسور مي كرد. اين رفتار دوگانه نشان مي دهد كه عده اي از مديران دستگاه هاي عمومي اين كشور، كه با هزينه مردم و از جمله لائيك ها، اداره مي شود، كوچكترين پروائي در رعايت حقوق نويسندگان و هنرمندان لائيك ندارند. نكته ظريف اينكه عموم لائيك ها هم به اين تعرض ها هيچ توجهي ندارند. شايد يكي از دلايلش اين باشد كه تخريب شخصيت لائيك ها از طريق برنامه هاي هدايت شده صدا و سيما، نتايج عكس دارد. يعني اين برنامه ها به جاي اينكه از منزلت نويسندگان در نزد افكار عمومي بكاهد، مي افزايد."
 پايان مطلب آقاي جلائي پور.
 
 سرديبر محترم نشريه امروز:
 امروز نشريه شما يادداشت كوتاهي از آقاي جلائي پور را در اعتراض به تعرض نسبت به حقوق شهروندي روشنفكران عرفي ايران بچاپ رساند. خواندن اين مطلب مرا هم به نحو مثبت و هم به نحو منفي متعجب كرد. خوشحال شدم كه براي اولين بار يك اصلاح طلب شيوه ي مرسوم بي اعتنائي به حقوق روشنفكران عرفي و بي اهميت جلوه دادن اين قشر اجتماعي در حوزه ي فرهنگ ايران را ترك گفته است. نيز مهمتر اينكه ، او اين اعتراض خويش را مرتبط به نمايش اعترافات آقاي سيامك پورزند در صدا و سيما كرده بود نمايشي كه در آن پيرمردي با جسمي نحيف و روحي شكسته به مسلخ تلويزيون صدا و سيماي جمهوري اسلامي كشانيده شده بود كه يك عمر زندگي خويش را در خدمت كشورهاي خارجي توصيف كند. قبل از اينكه از تعجب منفي خود سخن بگويم بايد اشاره دارم كه يادداشت كوچك آقاي جلائي پور را بفال نيك گرفته و از توجه وي به سرنوشت غم انگيز روشنفكران عرفي در جمهوري اسلامي در دو دهه ي گذشته استقبال مي كنم. با توجه به آنچه كه امروز بر روشنفكران نوگراي مذهبي در ايران مي رود، بعيد نيست كه آنها نيز بزودي دچار همان سرنوشتي شوند كه نصيب روشنفكران عرفي شد. بنابراين هرنوع اعتراضي به رفتار غير انساني با روشنفكران اعاده ي حيثيت ايرانيان است ، چه مذهبي و چه غير مذهبي ، چه روشنفكر و چه غير روشنفكر. هدف اين نوشته اين نيست كه آقاي جلائي پور را از توجه بيشتر به حقوق روشنفكران عرفي منع دارد. بر عكس ، انگيزه من اينست كه ايشان را به تامل و حساسيت بيشتر در مورد نقض حقوق بشر روشنفكران ايراني ترغيب دارم.
 
 شادماني من از نوشته ي آقاي جلائي پور همراه با تاسف بود. تاسف از اينكه نوشته ي بسيار كوتاه ايشان فهرست بلند فرضيات جمهوري اسلامي نسبت به روشنفكران عرفي را در خود نهفته داشت. اول اينكه آقاي جلائي پور هيچ اعتراضي به محتويات اعترافات آقاي پورزند نمي كند و با تكرار اينكه روشنفكران نام برده توسط وي در خدمت رژيم پهلوي و كشورهاي خارجي بوده اند بطور ضمني بر آنها صحه مي گذارد. بر اين اساس ، آقاي جلائي پور نيز بايد مسئوليت اثبات اتهاماتي را كه در آن اعترافات نسبت به روشنفكران عرفي مطرح گرديد در حد و توان خود به عهده بگيرد.
 
 دوم اينكه پذيرش محتواي اعترافات آقاي پورزند بدين معناست كه آقاي جلائي پور نيز اتهامات وارده به ايشان را نيز صحيح مي دانند. يادداشت ايشان اعتراضي است به تعرضي كه در آن مصاحبه نسبت به حقوق روشنفكران عرفي وارد آمده است ، نه نسبت به آنچه كه بر آقاي پورزند رفته است. با توجه به اينكه آقاي جلائي پور يك اصلاح طلب مي باشد و وابستگي به جريان محافظه كار اقتدارگرائي كه صحنه ساز آن اعترافات بوده است ندارد، مفيد خواهد بود اگر ايشان دلايل و شواهدي را در ارتباط با اتهامات وارده بر آقاي پورزند ارائه دهند. از آنجا كه آقاي پورزند در دادگاهي غيرعلني مورد محاكمه قرار گرفته است ، ملت ايران حق دارد كه حداقل يك بار اين شواهد را با چشم خود نظاره گر و با گوش خود شنوا باشد.
 
 سوم اينكه اعتراض آقاي جلائي پور به نمايش اعترافات آقاي پورزند در صدا و سيما، مثل اعتراض ديگر اصلاح طلبان ، ابزاري است. اگر اعتراض آقاي ابطحي به ناكارآمدبودن نمايش اين اعترافات براي نظام بود، اعتراض آقاي جلائي پور اينست كه سانسور اسامي مذهبي از طرف صدا و سيما تبعيض آميز بود و اين تبعيض تعرضي نسبت به حقوق روشنفكران عرفي است. آيا اين بدين معني است كه اگر صدا و سيما اسامي روشنفكران مذهبي اي را كه آقاي پورزند نام مي بردند سانسور نمي كرد، ديگر تعرضي نسبت به حقوق روشنفكران عرفي انجام نمي گرفت؟
 
چهارم اينكه ، آقاي جلائي پور مدعي است كه روشنفكران عرفي عموما به اين رفتار صدا و سيما اعتراض نمي كنند. آيا آقاي جلائي پور واقعا نمي دانند كه عاقبت اعتراض به اين نوع تعرضات در جمهوري اسلامي چيست ؟ آقاي جلائي پور، شما كافي است كه امروز خبر محروميت از وكالت شش تن از وكلاي همين روشنفكران را در صفحات همين نشريه اي كه مطلب شما را چاپ كرده است بخوانيد. سالهاست كه روشنفكران عرفي اي كه حتي به دستگاه صدا و سيما اعتراضي هم نكرده اند در اين كشور مورد قتل ، ناپديدي ، زندان ، شكنجه ، و آزار قرار مي داده اند؟ اگر آنها اعتراض علني كنند چه عاقبتي خواهند داشت؟ آيا مرحوم دكتر تفضلي كلامي بر عليه صدا و سيما گفته بود؟ يا مختاري ؟ يا پوينده ؟ يا پورزال ؟ آقاي جلائي پور! شما چه انتظاري از روشنفكران عرفي داريد؟ دستگاهي كه در پس اين نمايش تلويزيوني است هم اينك يكي از اين روشنفكران را در مقابل چشمان ملت به مسلخ برده و اورا با دست خود به تخريب خود وا مي دارد. آيا همين اندازه كافي نيست ؟ نه ، آقاي جلائي پور. اين روشنفكران نسبت به رفتار تبعيض گرايانه تلويزيون اقتدارگرايان بين روشنفكران مذهبي و غير مذهبي اعتراضي ندارند. اعتراض آنها به ماهيت غير قانوني و غير انساني اين دستگيري ها، محاكمات ، و رفتار با زندانيان است. آنها نگران جزئيات تكنيكي اين رفتارها نيستند. آنها معترض به ماهيت قوانيني هستند كه اين محاكمات بر اساس آنها شكل مي گيرد. در جامعه اي كه قانون حقوق اوليه شهروندان را محدود مي كند، آنها معترض به تبعيض در اجراي آن قانون نيستند. آنها معترض به وجود قوانيني هستند كه حقوق بشري و شهروندي ايرانيان را نقض مي كند. آنها تاكنون هزينه ي بسيار سنگيني را براي ابراز عقيده و اعتراض نسبت به اين اتهامات پوشالي پرداخته اند. آنها حاضر نيستند با پذيرش اين اتهامات، حقوق خود را محدود به تبعيضي ثانويه در يك نمايش مضحك تلويزيوني كنند.
 
 و بالاخره اينكه ، آقاي جلائي پور در انتهاي يادداشت كوتاه خود بطور ضمني چنين القا مي كنند كه گويا عدم اعتراض اين روشنفكران به صدا و سيما به اين دليل است كه آنها از اين تعرضات بهره ور شده و به معروفيت مي رسند. خداي من ، كجاست انصاف! آقاي جلائي پور شما واقعا چگونه جرات مي كنيد با اين نوع لفاظي روشنفكران عرفي را محكوم به بهره وري و همراهي با تضييق حقوق خود كنيد؟ اميدوارم كه جمله شما فقط بيان اين واقعيت باشد كه بي حرمتي هاي دستگاه صدا و سيماي اقتدار نسبت به روشنفكران ميزان اعتماد و اعتبار آنها را در ميان مردم فزون مي كند. متاسفانه ، اين جمله شما در مجموع گفتارتان آشكار مي كند كه گويا شما فقط قصد بيان يك واقعيت را نداشته و داريد حساب هاي خود را با اين روشنفكران تصفيه مي كنيد. آقالي جلائي پور، آيا شما فكر مي كنيد كه شهرت شما در دوران پس از دوم خرداد به چه علت بوده است ؟ آيا شهرت شما هم ناشي از حملات صدا و سيماي محافظه كار است ؟ همه مي دانيم كه آنچه را كه با يك دست مي دهيم با دستي ديگر پس مي گيريم!


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de