| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
بايدها و نبايدها
نگاهى به حواشی چهاردهمين كنفرانس بنياد پژوهشهاى
زنان
(29 ـ 27 يونى 2003) عفت
ماهباز
efatmahbas@hotmail.com پنجشنبه ٩ مرداد ۱۳۸۲ گزارش كامل چگونگى برگزارى كنفرانس بنياد پژوهشهاى زنان را دوست و همكار عزيزم نسرين الماسى (خبرنگار نشريه شهروند - چاپ كانادا) بسيار شيوا نگاشتند، و كار مرا آسان نمودند. از اين رو اين نوشته مىكوشد بر گوشه و كنار كنفرانس نظر افكند و در واقع نقدى باشد بر عملكردها: چهارده سال است كه بنياد پژوهشها عليرغم مشكلات فراوان هر ساله در زمان معين با تمى هماهنگ با مسايل جهانى و يا ايران، برنامه خود را برگزار مىكند، و هر بار به تناسب برنامههاى بنياد، سخنرانانى از خارج و داخل كشور در آن شركت مىكنند. آغارگران كنفرانس بنياد پژوهشهاى زنان جمع معينى بودند كه از آن عده امروز تنها خانم گلناز امين است كه با پشتكارى تحسين برانگيز به عنوان هماهنگ كننده مىكوشد تا با كمك فعالين زن در كشورهاى مختلف برنامه كنفرانس را هر چه بهتر برگزار کند.. بنياد پژوهشهاى زنان ايران سازمانى غيرانتفاعى است كه از سال 1990 آغاز بكار كرد و در طى اين سالها كوشيد، تا انعكاس دهنده نظرات متفاوت جنبش زنان ايرانى، از گذشته تا به امروز باشد. آنچه كه كار فعالين بنياد پژوهشهاى زنان را ماندنى و تاريخى مىكند مدون كردن سخنرانى و بحثهاى كنفرانس است كه در پايان هر كنفرانس به چاپ مىرسد و در اختيار علاقمندان قرار مىگيرد. بنيان گذاران بنياد پژوهشهاى زنان از جمله خانم گلناز امين كوشيدند آيينهاى از ديدگاههاى مختلف زنان ايرانى در جامعه ايران و در خارج از كشور باشند و البته اين روش دمكراتيك يعنی انعکاس افكار متفاوت در بنياد، طبيعتا با روحيه عدهاى سازگار نبوده است و همواره مخالفتهاى خاص خود را داشتهاند. اما مىتوان گفت بنياد پژوهشهاى زنان در رشد پلوراليسم فكرى در جنبش زنان نقش داشته و توانسته گوشهاى از فعاليت دمكراتيك در عمل را در ميان زنان ايرانى به اجرا گذارد. از اين خصيصه مثبت که در طى اين چهارده سال در عمل شاهدش بوديم ، مىتوان اميدوار شد كه زنان ايرانى پيشگام كارهاى جمعى و همكارى تفكرات مختلف در كنار هم باشند. در اين سالها بنياد كوشيد با انعكاس آخرين تحولات جهانى، مسايل و مشكلات زنان ايرانى را به بحث و بررسى بكشاند و مشكلات عديده زنان ايرانى را به نقد كشيده و راههاى برون رفت را به بحث بگذارد. از برنامههاى كه از سال 2000 بدين سو جزو برنامههای خوب و بحث برانگيز بنياد در آمده است ميزگرد "نسل دومىها" است. كه اختصاص به مشكلات و مسايل نسل جوانى دارد كه در سرزمين مادرى بزرگ نشدهاند. اين نسل جوان با ديدگاهی نوين و با روشی انتقادى ، نسل گذشته را به چالش مىكشد و انعكاس دهنده مسائل زنانى هستند كه مىكوشند عليرغم مشكلات چند فرهنگی، در سرزمين بيگانه به جلو بروند. گروه برگزاركننده امسال تعدادی از فعالين زن ايرانی در لندن بودند(28 نفر) که با تفكرات مختلف، توانستند كار پر زحمت كنفرانس را پيش برند. برنامه امسال كه با عنوان جهانى شدن و تاثير آن بر زنان بويژه زنان ايران بود طبيعتا سخنرانان خارجى را به همراه داشت و دو سخنران بسيار خوب بين المللى از جمله سيلويا والبى و اوتاريرا از انگلستان در آن شركت داشتند. اما انتقاد بزرگى كه مىتوان به برگزاركنندگان برنامه داشت اين بود كه برخلاف هر سال، برای سخنرانان خارجى، مترجم همزمان نداشتند. با اين کمبود بزرگ، يك روز كامل (روز جمعه) به سخنرانان انگليسى زبان اختصاص داشت! براى فهميدن سخنان والبى دانستن زبان انگليسى در حد ساده، طبيعتا كافى نبود و افراد ايرانى كه سالها در كشورهايى چون فرانسه، آلمان، سوئد زندگى مىكردند از يك روز برنامه خوب محروم شدند. آنچه همواره در اين سالها برنامه بنياد را جذاب و شنيدنىتر مىكرد حضور زنان فعالی بود که از ايران ميآمدند و عليرغم مشكلات عديدهشان از جان مايه گذاشته و در كنفرانس حضور مىيافتند، اما جالب است که بدانيد كه حضور اين سخنرانان هميشه با جنجال آفرينی عدهاى همراه بوده است. از جمله حضور زنده ياد پروانه اسكندرى (فروهر) در سال 1996 در کنفرانس سياتل. تا کنون افرادی که از ايران شركت کردهاند عبارتند: از خانمها مهرانگيز كار، شيرين عبادی، شهلا لاهيجى، شهين اعزازى، رخشان بنىاعتماد، سعيد محسنزاده، منيژه حكمت و ... از ديگر سنتهاى خوب هر ساله بنياد معرفى و قدردانى از زنان پر تلاش ايرانى است. در واقع قدردانى از كار زنانى است كه با شرايط دشوار براى رشد جنبش زنان ايران كوشيدهاند. آخر برنامه روز جمعه امسال، معرفى بانوى برگزيده سال بود و طبق اعلام قبلى هيت برگزاری امسال خانم مهرانگيز كار را به عنوان بانوى برگزيده انتخاب کرده بودند. صبح اعلام شد كه خانم كار به دليل بيمارى عليرغم حضورشان در لندن در کنفرانس نمیتوانند شرکت کنند و عذرخواهى ايشان را به اطلاع جمع رساندند. طبيعتا براى عدهاى كه هزينه گران سفر و تهيه بليط كنفرانس را بخاطر ديدار و قدردانى از مهرانگيز كار تقبل كرده بودند سخت آمد. آن عده دوست داشتند مهرانگيز در جمعشان حضور داشته باشد و عدهاى هم زير لب غروغر مىكردند و اينها همان عدهاى بودند كه شايد دوست داشتند غوغاگرى خويش را در حضور مهرانگيز به اجرا گذارند و تنش بيشتری، ايجاد نمايند.! هنگامى كه خانم مينو جلالى (حقوق دان) شروع به معرفى خانم مهرانگيز كار نمودند چند نفر با سروصدا اعتراض كردند و خواستند، خودشان صحبت كنند. برگزاركنندگان از آنها خواهش كردند روال برنامه کنفرانس را رعايت کنند در پايان برنامه به آنها اجازه داده ميشود حرفهای خود را بزنند. (هرچند آنهايی كه چنين روشهايی را بر میگزينند معمولا احتياجى به اجازه ندارند). يكى از چند نفر معترض به خانم كار ، كه مدعی بود به انتخاب ايشان به عنوان بانوى برگزيده سال معترض است ، از كتاب «گردنبند مقدس» نوشته خانم كار و نظرات اصلاحطلبانه ايشان انتقاد كرد و اعلام كرد ايشان (خانم كار) برگزيده اين عده (جنجالآفرينان) نيستند و شرايط ايران چنين و چنان است و بعد با دادن شعار و .... جمعى را كه آمده بودند از بانوى بزرگى قدردانى كنند متعجب و متشنج برجاى گذاشتند و سالن را ترك كردند. اين نمونه و نمايش كوچكى بود از آنچه كه در كنفرانس برلين در حضور خانم كار و بقيه آنهايى كه از ايران آمده بوند، صورت گرفت. و بسياری از آنها هنوز بهاى سنگين آمدنشان را در زندانها مىپردازند. يك نفر هم از صبح اعلاميه دو صفحهاى بر عليه خانم كار را در بين جمعيت پخش مىنمود. از جمله ايشان هم انتقاد داشتند به كتاب گردنبند مقدس (بخشى از خاطرات خانم كار در زندان) و چند نفرى هم شركت در اين برنامه را بايكوت كرده بودند. از قبل در بعضى از سايتهاى اينترنتى منعكس شده بود كه مجاهدين قصد برهم زدن برنامه خانم كار را دارند. اما برهم زنندگان برنامه خانم كار، مجاهدين نبودند، بلكه عدهاى بودند كه هميشه مجاهدت خوبى براى به راه انداختن غوغاسالارى داشتند. اين عده در اكثر برنامههاى كنفرانس بنياد پژوهشها در بخش مربوط به سخنرانان زن از ايران، با شعار و جنجال اخلال ايجاد نمودهاند. زنانی که از ايران میآينند خطر مىكنند و ما همه با مشكلاتى كه با آن مواجه ميشوند مطلع هستيم، و اين عده کوشيدند با تكيه روى مسايل كليدى و مبرم زنان ايران و راه حلهاى ممكن در شرايط ايران ، را برای زنان فعال خارج از کشور تشريح نمايند. و حقايق را براى ما بشكافند. طبيعتا آنهايى كه در ايران سكونت دارند روشهايى را بر مىگزينند كه در خور شرايط زندگى آنجاست و مىتواند با شيوه و تفكرات ما متفاوت باشد و اين براى بسيارى از متفكران و فعالان خارج از كشور قابل درك بوده است. عدهاى با عناوين مختلف جنجال راه مىاندازند كه بهيچوجه در خور جنبش زنان ايرانى نيست. اين هوچیگری پوچ ، يك روز با شعارپردازیهای پرطمطراق بر سر بىحقوقى زنان براه میافتد و روز ديگر بر سر مسئله حقوق بشر و خون شهدا!! و روزیهم مثلا" براىحجاب و ... معمولا" هم هيچ ارتباطی به سخنرانىها و خود سخنرانان ندارد. از معروفترين اين جنجالآفرينیها مىتوان از برنامه مهرانگيز كار در كنفرانس لوس آنجلس و پروانه اسكندرى در سياتل نام برد. زنده ياد پروانه اسكندرى در آن سال مىكوشيد با آرامش به دوستان جنجالى ما به باوراند كه او از ته دل و صميمانه به آن حرفها که زده است اعتقاد دارد و حنجال عدهايی بيهوده است. شهلا لاهيجى در پاريس و سخنران از ايران در سوئد و امسال دوباره برنامه مهرانگيز كار. از همان نوع هياهو برای هيچ بوده است. پرسش اين است اين عده سنگ چه چيز را بر سينه مىزنند و اهدافشان از اينگونه حركات چيست؟ كدام هدف شريف و انسانی مربوط به زنان ايران به اينها اجازه میدهد اينگونه بىمحتوى شعار بدهند و به شخصيتهای مورد احترام اهانت روا دارند و يا آنها را بايكوت كنند و مرگ به اين و آن بگويند. آيا جنبش زنان به آن حد از بلوغ نرسيده كه به اينگونه غوغاگرىها احتياج نداشته باشد؟ آيا آنان هنوز فكر مىكنند كه جنبش زنان يك حزب سياسى است كه ميز كتاب و نشرياتش را واژگون كنيم و با چند شعار فكر كنيم آنها را به حق شان رساندهايم و حق ملت ايران را از حلقوم شان بدر آوردهايم؟! آيا زمان آن نرسيده است به اين گونه افراد بگوئيم جنبش زنان دكان سياسى هيچ فرد و گروهى نيست. جنبش زنان، جنبشى است متعلق به همه جامعه ايران كه همه رنگى را تحمل مىكند و حرفهاى شنيدنى را از هر دهانى چه مذهبى و چه سكولار مىشنود و به تجزيه و تحليل آن مىپردازد حال اين افراد ميتوانند شهلا لاهيجى، سعيد محسن راده يا شهلا شرکت، مهرانگيز كار و يا شهرزاد مجاب باشند. اگر شما داعيهداريد، مشت بر چه مىكوبيد؟ شيوههايى متينتری را براى ارائهی ادعاهايتان وجود دارد. بيائيد با آرامش آنچه را كه در چنته داريد ارائه كنيد تا گوش كنيم و به همان سياق بنشينيد و گوش هوش بسپاريد به ديگران كه چه میگويند. بياييد باهم آنچه را كه تاکنون از ما دريغ كردهاند باز ستانيم. ***
برنامه خانم كار در سكوتى غم انگيز ناشى
از عدم حضور ايشان و تشنج ايجاد شده برگزارگرديد. در ابتدا فيلمی را که خانم شهرزاد
ارشدی از لحظاتی از زندگی مهرانگيز در امريکا گرفته بودند به نمايش گذاشتند. در اين
فيلم مهرانگيز ضمن بر شمردن شرايط فعلى زندگيش، علاقه و عشق عميقاش را به ايران و
مردمش صميمانه بيان میکند او مىگويد: بعد از كنفرانس برلين، از سفارت آلمان
به من پيغام داده بودند كه به ايران باز نگرديد و خطر تهديدتان مىكند ولى من
مىخواستم حتما به ايران باز گردم و باز گشتم. از اينكه از مملكتى كه بسيار دوستش
دارم دورم بسيار غمگينم. روزهايى را كه در تبعيد بسر مىبرم بسيار غمگين
هستم.
در قسمتى ديگر از فيلم گفتند: در زندان بودن و مادر بودن خيلى خيلى سخت است در بيرون از زندان شايداين را درك نمىكردم. ستم تاريخى كه بر زن رفته است بخشى از آن صفت مادرى است كه من حاضر بودم هر چه سريعتر به دختركم برسم. در بخشی از پيامی که خانم كار بخاطر عدم حضورشان در کنفرانس داده بودند .آمده بود: با افتخار لوح سپاس افتخارى را مىپذيرم... بى گمان بذل توجه داوران به من نمادى است از توجه زنان خارج از كشور به زنان در ايران. و پيام با اين جمله: به اميد آنكه روزی برنامههاى بنياد پژوهشهاى زنان در ايران برگزار شود، به پايان رسيد. پايان برنامه روز جمعه اختصاص به موسيقى ايرانى داشت. گروه ايرانى بانو به سرپرستى خانم مريم آخوندى و با هنرمندى 8 نفر از زنان گروهش كه با لباسهاى شاد رنگى، و با خواندن ترانههاى محلى ايرانى كه زنان روستايى ما در غم و شادی سر مىدهند در جمع حاضر شده و شور و حال رفته را به جمع باز دادند. شور و حالى كه جنبش زنان به آن نياز دارد تا پرانرژىتر و بهتر به كار بپردازد. از اين شادىآفرينان نيز بايست تشكر كرد. با اميد به رشد و شکوفايی جنبش زنان ايرانی. يولى 2003 عفت ماهباز |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |