| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
درنگی بر مـرگ يـورگـن مولمن
• لحظه ايی درنگ بر زندگی ، و مرگ ترازيک
يورگن مولمن ، شايد که ما را نيز به خود آورد. راستی از برای چه و کی میجنگيم!
زندگی بهتر را برای چه میخواهيم؟
عفت ماهباز efatmahbas@hotmail.com سهشنبه ٢٠ خرداد ١٣٨٢ مرگ غمانگيز يورگن مولمن (Jürgen Möllemann)، شخصيت سرشناس و فعال حزب ليبرال دمکرات آلمان ، برای همه يک شوک بزرگ سياسی است. يورگن مولمن ، ٥٧ ساله ، وزير پيشين اقتصاد آلمان و رييس انجمن آلمان و عرب ، مبارزه را در نوجوانی با جنبش دانشجويی آغاز نمود و تا يک ماه قبل از مرگ غم انگيزش ، سی وسه سال جزو مقامهای برجسته و فعال حزب دمکرات آزاد محسوب میگشت و موفقييتهای بسياری را نصيب خود کرده بود. "گنشر" از رهبران اصلی و قديمی حزب دمکرات آزاد ، در مورد او میگويد "او سياستمدار منحصر بفرد بی نظيری بود. و ميتوانم بگويم که دوست و همراه خوبی برای من محسوب ميگشت". همه مولمن را دوست عربها از جمله ياسر عرفات رهبر فلسطينيان مشناسند. او همچنين از دوستان ايران در غرب به شمار ميرفت. در انتخابات سال گذشته آلمان ، مولمن به توزيع جزوه ايی پرداخت که در آن از آريل شارون نخست وزير اسراييل و انجمن يهوديان بشدت انتقاد شده بود. او رفتار شارون در مناطق اشغالی فلسطين را در رديف کارهای نازيها خوانده بود. اين انتقاد بی سابقه از شارون ، بحثهای زيادی را موجب گرديد و با مخالفت شديد رهبران سياسی آلمان و شخصيتهای يهودی انجمن يهوديان قرار گرفت. رقيبان سياسی و رفقای حزبی او اين امر را بهانه خوبی برای خلع او از مقامهای حزبی اش يافتند. البته چند ماه قبل از اين واقعه مولمن مورد اتهام مالياتی قرار گرفته بود. تا جاييکه در ساعتی که مرگ او رخ داد دادستان مونستر و دوسلدورف با ١٠٠ نفر از ماموران خود منزل اورا مورد بازرسی قرار میدادند. و همچنين در همين روز دفاتر او در شهرها و کشورهای مختلف مود بازرسی ماموران دادستانی قرار گرفتند تا در باره اتهام مالياتی او مدارک لازم را بدست آورند. در مرگ يورگن مولمن ، معلم تاريخ و ورزش ، مردی که استراحت نمیشناخت ، مردی که تا مقام معاونت صدر اعظم آلمان هم رسيده بود ، پرچمهای دولتی به حالت نيمه افراشته در آمدند. دولت ، پارلمان و رهبران سياسی آلمان از مرگ او اظهار تاسف کردند. دوستانش از خوبیهای فراوان او سخن راندند و اينکه او عاشق گل بود و پرنده! و حتما دوستان حزبی او که تا چند هفته پيش بی هيچ درنگ و تفاهمی خواستار خروج او از حزبش بودند ، شرمگين و سرافکنده شدند!! من اينجا قصد تبرئه او و يا قصد اتهام به دوستان حزبی اش را ندارم. آنچه مسلم است اينکه مولمن عليرغم همسر و سه دخترش و هواداران بی شمارش ، تنها مانده بود ، تنهای تنها ، آنچنانکه اين چتر باز ماهر ، در ارتفع ٤٠٠٠ متری خود را بدون چتر رها کرد و به يک زندگی و يک لبخند برای هميشه پايان داد. جمعه يک ساعت بعد از واقعه ، زمانی که خبر غم انگيز مرگ او را شنيدم بی اختيار تصاويری از تنهايی آدمهای سياسی در هنگام مرگ ، جلوی رويم زنده شد. به ياد همه آنهايی افتادم که در دور نزديک ميشناختم. چاشسکو رهبر رومانی و صحنه ايی که دادگاه خلقی او را در کنار همسرش به اعدام محکوم کرد و هيچ خلقی نبود که به دفاع از او برخيزد! مرگ تنهای احسان طبری ، نورالدين کيانوری و... امروز دور برم پر است از انسانهايی است که هنوز از اينهمه هيچ نياموختند. در بازیهای سياسی آنچنان غرقه میشوند که کس نمیشناسند. اينها که گل دوست دارندو پرنده ، با کلمات خشم و کينه میکارند و تنهايی درو میکنند! چندين و چند نفر فرار را بر قرار بازیهای سياسی ترجيح ميدهند ولی آيا کسی در اين ميانه درد و رنج پيروزی هم نصيب خود کرده است؟ بی شک آنها که بخاطر جاه طلبیهای روز افزون و يا ... به اين کار مشغول هستند ، خود تنهاترين تنهايان خواهند شد. کسانی که سالها سختی و مرارتهای بسيار را متحمل شدند و میشوند تا شايد روزی ايدهالهايشان به ثمر نشيند. اين مهربانان نامهربان گاه در بازیهای رقابتی چنان هم را میدرند که گويی دشمنان خونی هماند. برای رقابتهای ناسالمشان از تعقيب و مراقبت تا نامههای رنج افزا ، تهمت آفرين... دريغ نمیورزند. و يا با تشکيل باندهای کوچک و بزرگ زير پای هم را آنچنان خالی میکنند که بازگشتی نباشد. گاه حتی از خشم ميتوانند چشم هم را از چشمخانه بيرون کشند! آيا اينان پيروز به خانه باز ميگردند؟ لحظه ايی درنگ بر زندگی ، و مرگ ترازيک يورگن مولمن ، شايد که ما را نيز به خود آورد. راستی از برای چه و کی میجنگيم! زندگی بهتر را برای چه میخواهيم؟ برای رقابتهای حقير خود تا چه اندازه حاضريم قربانی دهيم؟ زمان به نفع ما عمل نميکند. فردا برای رفع رنج امروزت دير است گل و پرنده را دريابيد. عفت ماهباز نهم يونی ٢٠٠٣. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |