‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




بگذاريد "رهبر معظم" و "با غيرت"
خود به تنهائی جام زهرا را بنوشد! 
  • مجلسی که کوچکترين اختياری برای لغو شکنجه و يا اصلاح قانون مطبوعات و ساير خواسته‌های ملت ندارد، و همه نهادهای انتصابی و گماشتگان رهبر بر سرش می‌زنند بهتر است به جای جلوافتادن در بحث مربوط به امضای قرارداد الحاقی ازحقوق واختيارات از دست رفته خود دفاع کند و تصميم گيری درباره التيماتوم آژانس بين المللی را به خود "رهبر معظم" و "غيرتمند" و مجمع تشخيص مصلحت نظام که مسبب وضع پيش آمده هستند، بسپارد.
  • بدترين کاری که ممکن است از مجلس و رئيس جمهور در اين مقطع سر بزند آن است که در اين ماجرا جلو بيفتند و با تصويب لايحه‌ای در مجلس کار را برخودکامگان آسان کنند.

     
    علی کشتگر
    شنبه ٢٩ شهريور ۱۳۸۲

    من ازاين که آژانس بين المللی انرژی اتمی با حمايت کامل آمريکا واروپا و حتی ژاپن و روسيه برای جمهوری اسلامی ضرب الاجل تعيين کرده و به جمهوری اسلامی ايران هشدارداده اند، خوشحالم. فکر می‌کنم که اين گونه اجماع جهانی دراعمال فشارعليه خودکامگان ايران به سود مردم و کشور ما است. بيانيه "جبهه مشارکت ايران اسلامي" را قبول ندارم که مدعی شده است: " هيچ ايرانی شرافتمندی نمی‌تواند با لحن و محتواي" قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی موافق باشد. اين قطعنامه نه عليه مردم ايران که عليه يک گروه خودکامه و خطرناک حاکم بر ايران صادر شده و بسياری از ايرانيان که احتمالا اکثريت مردم ايران باشند هم با آن موافق‌اند و هم شرافتمندند. زيرسوال بردن شرافت ايرانيانی که با اين قطعنامه مخالف نيستند خود نشان می‌دهد که جبهه مشارکت هنوز از فرهنگ مدارا و تساهل فاصله‌ای دراز دارد. بگذريم.
     
    هرگونه دخالت نظامی آمريکا در ايران را خطرناک می‌دانم و برآنم که اگر زمانی رخ دهد فاجعه‌ای خواهد بود که نيروهای ملی و ميهن پرست را به حاشيه تاريخ می‌راند و فقط کسانی که بر سرخوش خدمتی به منافع آمريکا با هم به رقابت برمی خيزند ميداندار می‌کند( حداقل برای چند سال). برعکس فشار آمريکا و اروپا را بر جمهوری اسلامی به سود تحول دمکراتيک درايران وبسيار لازم ومهم می‌دانم. مصيبتی خواهد بود اگر آمريکا و اروپا با بدترين حکومت خودکامه جهان معاصرکه ملتی را دربند کرده و همه فرصت‌های ايران را برباد داده و می‌دهد کنار آيند، غم انگيز است اگرفشاری در سطح بين المللی عليه جمهوری اسلامی در کار نباشد و ما درمبارزه با قدرت پرستان خودکامه احساس تنهائی کنيم. چرا که در اين صورت قطعا عمر استبداد طولانی تر می‌شود و چنين مباد.
     
    برای نخستين بار در 25 سال اخير، سران استبداد دينی در مخمصه‌ای افتاده‌اند که رهائی از آن برايشان آسان و ارزان نيست.
    گفتن ندارد که مسبب وضع فلاکت باری که درآن افتاده‌اند خودشان اند. اما ارتجاع خودکامه وقتی در اثر ندانم کاری‌ها به دردسر می‌افتد، دم از مردم می‌زند و با سپر بلا کردن مردم راه نجات می‌جويد. اين که برای تعيين تکليف با فعاليت‌های هسته‌ای ايران ضرب الاجل تعيين شده و به حاکميت مهلت داده‌اند که تا 45 روزديگر ثابت کند که در پی توليد بمب هسته‌ای نيست و گرنه منتظر عواقب کار خود باشد، قاعدتا فرصت خوبی برای مخالفان خودکامگی علی خامنه‌ای پديد می‌آورد که بايد از آن استقبال کرد. همين جا اضافه کنم که اگر می‌بينيم فشار جهانی بر حاکميت با هماهنگی بی سابقه همه دولت‌های بزرگ و موثر جهان صورت می‌گيرد و روزبه روز هم با قوت و حدت بيشتری اعمال می‌شود، بيش از آن که نتيجه اقدامات ماجراجويانه سران استبداد و يا تلاشهای پنهانی آنان برای دستيابی به سلاح‌های کشتار جمعی باشد، نتيجه انزوای شديد رژيم ايران در عرصه ملی و جدائی کامل دولت و ملت از يکديگرودر يک کلام از عواقب مسلم خودکامگی و سرکوب است. اگر ايران دارای دموکراسی و حاکميت ملی ( مقصود حاکميتی تابع ملت و در پی منافع ملت) بود، اولا دليلی نداشت که نمايندگان واقعی مردم ايران در عرصه جهانی به دنبال بی قانونی ويا حمايت از گروههای تروريستی مذهبی و نظاير آن باشند و ثانيا آن که در شرايط وحدت ملت و دولت کسی جرات پيدا نمی‌کرد اين چنين با تحقير و تحکم با حکومت صحبت کند.و ثالثا آن که کشوری که حکومتش نماينده واقعی ملت خويش است را ديگران هرچقدر هم نيرومند باشند نمی‌توانند به اين آسانی‌ها زير فشار قرار دهند و يا آن که از حق مسلمی که خود از آن برخوردارند محروم کنند. کما اين که در اين دو دهه گذشته فقط نظام هائی زير فشار بين المللی قرار گرفته و در موارد زيادی از هم فروپاشيده‌اند که با ملت خود دشمن و بيگانه بوده اند. والبته در بيگانگی و دشمنی با خواسته‌های مردم، الحق که آقايان خامنه‌ای و رفسنجانی درميان خودکامگان جهان نمونه اند.
     
    وقتی مشتی جاهل خودکامه نه برای رای و خواست ملت خود ارزشی قائل‌اند و نه به قواعد و قوانين بين المللی گردن می‌گذارند، و نه حتی از نزاکت و ديپلماسی سردرمی آورند، بالاخره کارشان به بن بست و مخمصه می‌افتد و زمانی فرا می‌رسد که همه چيز عليه آنان می‌چرخد و روزگارشان به سياهی و تباهی می‌رود و بايد خوشحال بود که چنين است و گرنه استبداد جاهل عمر جاودان می‌يافت و اميدی به رهائی نبود. حالا خودکردگان بی تدبير برای فراراز اين بيچارگی در پی چاره می‌گردند. نهاد رياست جمهوری و مجلس که تا به امروزازاختيارات خود کاملا تهی شده بودند و حتی به اندازه يک قاضی حلقه به گوش نيز اختيارنداشتند، دوباره برای رفع خطرازباند خودکامه حاکم و جلوگيری از سرافکندی و تحقير آنان مورد استعمال پيدا کرده اند.
     
    اما اقتدارگرايان در برخورد با التيماتوم آژانس بين المللی بر دو دسته اند. گروه افراطی تر که خواستار خروج ايران از پيمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای شده و برآن است که بايد " نامحرمان" يعنی اصلاح طلبان را از حاکميت بيرون کرد(سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی)، از انزوای کامل ايران نهراسيد و با همه قدرت‌های جهان مقابله کرد. کيهان و جمهوری اسلامی بازتابنده نظر اين گروه افراطی اند. اما در ميان اقتدارگرايان کسان ديگری وجود دارند که خروج از پيمان منع سلاح‌های هسته‌ای و در افتادن با جهانيان را به صلاح رژيم نمی‌دانند و به دنبال آن هستند که پيش از آن که رژيم بيش از اين تحقيروتضعيف شود با قدرت‌های بزرگ آشتی و پيمان الحاقی را امضا کنند. اين گروه که هاشمی رفسنجانی مغز متفکر آن است رندانه برای خروج از اين مخمصه به فکر واگذار کردن تصميم گيری به مجلسی است که تصميات آن تاکنون هيچ ارزشی نداشت. تا هم حاکميت دينی چهره " قانون گرا" و " دموکراتيک" به خود بگيرد و هم آن که مخالفت شديد سران جناح اقتدارگرا با امضای پيمان الحاقی به تف سربالا تبديل نشود. يعنی اين که علی خامنه‌ای و شرکای او به جای آن که بپذيرند که رويه"غيرت مندانه" را کنار گذاشته و خود به صف " بی غيرت"ها پيوسته‌اند بتوانند مدعی شوند که نه ازسرترس بلکه بخاطر احترام به رای مردم و يا نمايندگان مردم پذيرای پروتکل الحاقی شده اند! وبعد هم امضای اين پيمان سرآغازی شود برای آشتی با آمريکا و تحکيم موقعيت استبداد درداخل. به اين ترتيب جناح راست می‌تواند همچون مورد قرارداد الجزاير هم خود را ازشراين وضعيت نجات دهد و هم رقبای خود را بخاطر پذيرش شرايط " دشمن" ساليان سال سرزنش کند.
     
    نبايد گذاشت کسانی که ايران را به اين وضعيت رقت بار درعرصه بين المللی کشانده اند، بازهم به هزينه ملت از مهلکه فرار کنند. بدترين کاری که ممکن است از مجلس و رئيس جمهور در اين مقطع سر بزند آن است که در اين ماجرا جلو بيفتند و با تصويب لايحه‌ای در مجلس کار را برخودکامگان آسان کنند. ازبيانيه اخير" حزب مشارکت ايران اسلامي" چنين برمی آيد که اصلاح طلبان حاکميت درصددند با کشاندن ماجرای تصميم گيری بر سر امضای قرارداد الحاقی به عرصه مجلس به کمک باند حاکم بشتابند. دربيانيه " جبهه مشارکت ايران اسلامی در اين باره چنين آمده است: " جبهه مشارکت ايران اسلامی ضمن تاکيد برحق مسلم قانونی مجلس و دولت در عرصه تصميم گيری در همه زمينه‌ها از جمله همه مسايل سياست خارجی، تنها راه برون رفت از اين وضعيت را تغيير روند نادرست تصميم گيری‌ها و قرار گرفتن امور در مسير قانونی با شفافيت کامل می‌داند." اما مجلسی که کوچکترين اختياری برای لغو شکنجه و يا اصلاح قانون مطبوعات و ساير خواسته‌های ملت ندارد، و همه نهادهای انتصابی و گماشتگان رهبر بر سرش می‌زنند بهتر است به جای وارد شدن در بحث مربوط به امضای قرارداد الحاقی نخست ازحقوق واختيارات از دست رفته خود دفاع کند و تصميم گيری درباره پيمان الحاقی را به خود " رهبر معظم" و " غيرتمند" ومجمع تشخيص مصلحت نظام بسپارد. ازعمراين مجلس چند ماهی بيشتر نمانده است. اگرنمايندگان اصلاح طلب و جبهه مشارکت اين چند ماهه را دست کم به دفاع از دولايحه پيشنهادی بويژه لايحه لغو نظارت استصوابی بپردازند شايد تا اندازه‌ای جبران مافات شود. و کم کاری‌ها و عقب نشينی‌های مجلس دربرابر تجاوزات ولی فقيه و اعوان و انصار وی در چند سال گذشته اندکی جبران گردد. برعکس اگر به جای اين کار، مجلس وقت و انرژی محدود خود را صرف بحث درباره ضرورت امضای پيمان الحاقی بنمايد، آن وقت بايد گفت که نمايندگان اصلاح طلب در آخرين روزهای عمر مجلس ششم به جای آن که قدمی درراه دفاع از مجلس و يا عمل به شعارها و وعده هايی که به مردم داده بودند بردارند، پيش مرگ خود کامگان حاکم شدند و درنوشيدن جام زهری شرکت جستند که خامنه‌ای ورفسنجانی بايد به تنهائی می‌نوشيدند.
     
    اگر جريان خودکامه حاکم که دررويای تحکيم قدرت استبدادی و گسترش جنبش‌های اسلامی بنيادگرا بخش عظيمی از ثروت‌ها و فرصت‌های ملی ايران را در راه ساختن بمب اتمی برباد داده خود به تنهائی جام زهر را بنوشد - يعنی ناچار به عقب نشينی و پذيرش پيمان الحاقی شود- از درون دچار ضعف شديد قوه هاضمه می‌شود. اگر هم در برابر فشار جهانی مقاومت نموده و از پذيرش آن سرباز زند، زيرفشار سنگين جهانی در منگنه قرار می‌گيرد که در هرحال به سود گسترش جنبش آزاديخواهانه و ضد استبدادی در درون ايران خواهد بود.





  • [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de